به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، پروژه موسوم به اوروبوروس (نمادی باستانی از مار یا اژدهایی است که دم خود را میخورد) در نیویورک، معماری موقت را به بستری برای بازخوانی رابطه میان شهر، خاطره و تجربه جمعی تبدیل کرده است. این اثر با الهام از تصویر باستانی اوروبوروس، مار یا اژدهایی که به شکل حلقهای بدن خود را دنبال میکند، طراحی شده است و بهجای آنکه این نماد را بهصورت یک نشانه ثابت بازتولید کند، آن را به موجودی شهری و متحرک تبدیل میکند که در میان فضای عمومی شهر امتداد مییابد.
این پروژه سال ۲۰۲۶ در نیویورک و در محدوده هایلاین، زیر ساختمان هتل استاندارد، شکل گرفته است. این اثر که ۳۰۰ متر مربع وسعت دارد، در گروه پروژههای فضای عمومی، معماری عمومی و سازههای موقت قرار میگیرد و با استفاده از یک ساختار سبک و متکی بر فشار هوا، مقیاسی بزرگ را بدون تبدیل شدن به سازهای سنگین و دائمی در محیط شهری ایجاد میکند.

شهری که در یک سازه منعکس میشود
موقعیت پروژه نقش مهمی در شکلگیری آن داشته است. هایلاین مجموعهای از لایههای متفاوت شهری را کنار یکدیگر قرار میدهد؛ پارکی مرتفع، خیابان زیر آن، ساختمانهای اطراف، پوشش گیاهی و جریان مداوم عابران پیاده. طراحی اوروبوروس نیز بر همین اساس شکل گرفته است؛ گویی این سازه بخشی از یک موجود بزرگتر است که از میان لایههای شهر حرکت میکند و تنها بخشهایی از بدن طلایی آن برای رهگذران آشکار میشود.
سطح بازتابنده و طلایی این سازه نیز صرفا یک انتخاب بصری نیست. این سطح نور روز، ساختمانها، آسمان، گیاهان و حرکت انسانها را بازتاب میدهد و در نتیجه تصویر سازه در طول روز و با تغییر شرایط محیطی دائما دگرگون میشود. گاهی حضور آن در فضای شهری بسیار پررنگ است و در لحظاتی دیگر، تا حدودی در محیط اطراف خود محو میشود.
از این منظر، پروژه بهجای آنکه یک شیء ثابت را در شهر قرار دهد، به محیط اجازه میدهد بخشی از شکل و هویت اثر را بسازد. معماری در اینجا نه یک حجم مستقل، بلکه عنصری وابسته به نور، حرکت، منظره شهری و حضور شهروندان است.

پیوند نماد باستانی و شهر معاصر
نام اوروبوروس auruBOROS از واژه لاتین aurum به معنای طلا شکل گرفته است. مفهوم طلا در این پروژه بیش از آنکه به تجمل و ثروت مربوط باشد، از ایده «دگرگونی» در کیمیاگری الهام میگیرد؛ یعنی عبور ماده از یک وضعیت به وضعیت دیگر. سطح متغیر و بازتابنده سازه نیز همین مفهوم تغییر را در لحظه به نمایش میگذارد.
طراحی سازه به شرایط واقعی محل توجه داشته است. هندسه آن در واکنش به عواملی همچون باد، مسیر حرکت مردم، نقاط اتصال و مهار، خطوط دید، ایمنی عمومی و معماری پیرامون شکل گرفته است، بنابراین اثر، اگرچه ماهیتی هنری و نمادین دارد، در عین حال به محدودیتها و ویژگیهای فیزیکی فضای شهری نیز پاسخ میدهد.
معماری موقت و ساخت حافظه شهری
یکی از مهمترین جنبههای پروژه، ارتباط آن با مفهوم حافظه شهری است. auruBOROS قرار نیست برای همیشه بخشی از سیمای نیویورک باقی بماند. این اثر تنها برای مدت کوتاهی در شهر حضور دارد و پس از ۱۰ روز از میان میرود؛ با این حال، طراحان پروژه بر این باورند که تجربه حضور در آن میتواند از طریق خاطره، گفتوگو و تغییر نگاه افراد به مکان، پس از حذف سازه نیز ادامه پیدا کند.
در واقع، پروژه این پرسش را مطرح میکند که آیا برای ایجاد یک خاطره شهری، یک عنصر معماری باید دائمی باشد؟ auruBOROS پاسخ خود را از طریق تجربه شهروندان ارائه میدهد: ممکن است یک سازه برای مدتی بسیار کوتاه در فضای عمومی حضور داشته باشد، اما برخورد مردم با آن، عکسهایی که ثبت میکنند، گفتوگوهایی که شکل میگیرد و تصویری که از مکان در ذهن آنها باقی میماند، عمر بسیار طولانیتری داشته باشد.
این اثر همچنین بر تجربه مشترک افراد ناشناس تأکید دارد. شهروندانی که ممکن است هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند، برای لحظاتی در یک فضای مشترک قرار میگیرند و یک تصویر، مکان و تجربه واحد را سهیم میشوند؛ فرایندی که در توضیح پروژه از آن با عنوان «عشق عمومی» یاد شده است.

وقتی فضای عمومی به یک تجربه جمعی تبدیل میشود
اهمیت شهری چنین پروژهای را میتوان در تغییر نقش فضای عمومی جستوجو کرد. فضای عمومی معمولا با عملکردهایی همچون عبور، مکث، نشستن یا دسترسی تعریف میشود، اما حضور یک اثر موقت میتواند این فضا را به مکانی برای مشاهده، تعامل و شکلگیری خاطره تبدیل کند.
در auruBOROS، سازه نه در یک فضای جدا از زندگی روزمره، بلکه در میان جریان عادی شهر قرار گرفته است. رهگذران، ساختمانها، پوشش گیاهی، مسیرهای حرکتی و عناصر مختلف محیط همه در تجربه اثر مشارکت دارند. به این ترتیب، مرز میان «اثر معماری» و «شهر» تا حدی از بین میرود و خود شهر به بخشی از اثر تبدیل میشود.
این رویکرد میتواند برای مدیریت و طراحی فضاهای عمومی نیز قابل توجه باشد؛ زیرا نشان میدهد هویت یک مکان شهری تنها از طریق ساختوسازهای دائمی ایجاد نمیشود و مداخلات موقت، هنری و تجربهمحور نیز میتوانند در فعالسازی فضا و ایجاد خاطره جمعی نقش داشته باشند.

شهری که برای لحظهای متفاوت دیده میشود
auruBOROS بیش از آنکه تنها یک سازه تزئینی باشد، تلاشی برای تغییر نحوه دیده شدن شهر است. سطح بازتابنده آن تصویر متغیری از نیویورک را در خود ثبت میکند و همزمان، حضور شهروندان و حرکت آنها نیز به بخشی از این تصویر تبدیل میشود.
با حذف سازه پس از ۱۰ روز، شکل فیزیکی پروژه از میان میرود، اما هدف آن دقیقا در همین موقتی بودن نهفته است: ایجاد تجربهای کوتاه که بتواند ادراک شهروندان از یک مکان آشنا را تغییر دهد و لایهای تازه به حافظه شهری نیویورک اضافه کند.
نظر شما