به گزارش خبرگزاری ایمنا، جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان در آستانه سیوهشتمین دوره، مسیری بیش از سهدههای را پشتسر گذاشته است؛ از بخشی کوچک در جشنواره فجر و نخستین پروانههای زرین تا رسیدن به اصفهان و تبدیل شدن به یکی از رویدادهای فرهنگی ماندگار این شهر؛ جشنوارهای که امسال بار دیگر در اصفهان برگزار خواهد شد تا میان میراث چهار دهه گذشته و دنیای متفاوت کودکان امروز پیوندی تازه برقرار کند.
جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان امروز برای بسیاری از کودکان، خانوادهها و سینمادوستان با اصفهان، پروانه زرین، سینماهای شلوغ، خبرنگاران نوجوان و خاطرات رنگارنگ شهری گره خورده است، اما این جشنواره همیشه چنین جایگاهی نداشته است.
بیش از سهدهه پیش، وقتی نخستین دوره جشنواره فیلم فجر در تهران برگزار شد، سینمای کودک تنها بخشی کوچک و غیررقابتی در ساختار این رویداد بود؛ نه جشنوارهای مستقل وجود داشت، نه پروانه زرینی و نه کودکان و نوجوانان نقشی که بعدها به یکی از ویژگیهای اصلی این رویداد تبدیل شد.
جشنوارهای که امروز سیوهشتمین دوره خود را تجربه میکند، از همان ابتدا قرار نبود به چنین مسیر طولانیای برسد، اما یک نیاز فرهنگی بهتدریج خود را به سینمای ایران تحمیل کرد: کودکان فقط مخاطب سینما نیستند، بلکه سینمای مخصوص خود را میخواهند.
قصه از سال ۱۳۶۱ آغاز شد
تهران، بهمن ۱۳۶۱؛ سینمای ایران در سالهای ابتدایی پس از انقلاب در حال بازتعریف خود بود و نخستین جشنواره فیلم فجر نیز در همین فضای فرهنگی شکل گرفت و میان بخشهای مختلف این رویداد، سینمای کودک و نوجوان نیز جایی برای نمایش پیدا کرد.
نخستین دوره جشنواره فیلم کودک و نوجوان به دبیری حسین وخشوری برگزار شد و هنوز از ساختار مستقل جشنوارههای سالهای بعد خبری نبود. رویداد کودک در دل جشنواره فجر تعریف شده بود و بیشتر از آنکه یک جشنواره کامل باشد، نشانهای از توجه رسمی به مخاطب کودک و نوجوان محسوب میشد.
تاریخنگاری دورههای جشنواره نشان میدهد نخستین چهار دوره در سالهای ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۴ در تهران برگزار شد، در این نقطه از تاریخ شاید مهمترین اتفاق نه تعداد فیلمها و نه تعداد جوایز، بلکه اتفاقی سادهتر بود: «کودک در تقویم جشنوارهای سینمای ایران صاحب یک جای مشخص شد؛ اما این کودک هنوز تماشاگر بود؛ نه داور.»
در نخستین سالها، ساختار جشنواره هنوز فاصله زیادی با تصویری داشت که امروز از یک جشنواره تخصصی کودک و نوجوان داریم. کودکان در سالن حضور داشتند، فیلمهایی متناسب با آنها نمایش داده میشد و سینمای کودک در برنامه جشنواره جای گرفت، اما هنوز از آنچه بعدها به یکی از ویژگیهای مهم جشنواره تبدیل شد، خبری نبود؛ کودکان و نوجوانان به شکل سازمانیافته در جایگاه داور و صاحبنظر رویداد قرار نداشتند.
سالها بعد، حضور داوران کودک و نوجوان و خبرنگاران نوجوان به یکی از نشانههای هویتی جشنواره تبدیل شد؛ بهگونهای که امروز توجه به داوران کودک و نوجوان از ویژگیهای شناختهشده این رویداد محسوب میشود.
این تغییر را میتوان بخشی از مسیر طولانی جشنواره برای پاسخ به یک پرسش دانست: آیا میتوان برای کودکان جشنواره برگزار کرد، بدون اینکه خود کودکان در آن دیده و شنیده شوند؟

پروانههای زرین؛ وقتی جشنواره شکل رقابتی گرفت
جشنواره بهتدریج از یک بخش نمایشی ساده فاصله گرفت و ساختار رقابتی خود را پیدا کرد.
در چهارمین دوره جشنواره، سال ۱۳۶۴، نخستین پروانههای زرین به جشنواره راه یافتند و برای نخستینبار جایزه پروانه زرین بازیگری نیز به یک بازیگر نوجوان از کشور چین تعلق گرفت. این اتفاق نقطه مهمی در تبدیل یک بخش جنبی به رویدادی با هویت و ساختار مشخصتر بود.
پروانه زرین بعدها به یکی از شناسههای اصلی جشنواره تبدیل شد؛ جایزهای که نام آن برای چند نسل از فیلمسازان، بازیگران و کودکان و نوجوانان علاقهمند به سینما با خاطرات جشنواره گره خورده است.
اما مسیر همچنان بدون فراز و فرود نبود.
پس از چهارمین دوره در سال ۱۳۶۴، جشنواره با وقفهای روبهرو شد و پنجمین دوره سال ۱۳۶۸ برگزار شد؛ یعنی فاصلهای چهارساله که نشان میداد سینمای کودک هنوز برای تثبیت جایگاه خود در ساختار فرهنگی کشور راه دشواری در پیش دارد.
در همین سالها، اما سینمای کودک ایران آرامآرام در حال شکلدادن به یکی از مهمترین دورههای خود بود. فیلمهایی ساخته میشدند که کودک را نه تنها بهعنوان یک عنصر سرگرمکننده، بلکه بهعنوان شخصیت اصلی یک جهان داستانی جدی میدیدند.
«خانه دوست کجاست؟» عباس کیارستمی و «آلبوم تمبر» کیومرث پوراحمد که هر دو در سال ۱۳۶۵ ساخته شدند، نمونههایی از همین نگاه بودند؛ آثاری که کودک را با مسائل واقعی، اخلاقی و اجتماعی زندگی روبهرو میکردند.
اصفهان؛ نقطه عطف داستان
شاید مهمترین فصل تاریخ جشنواره زمانی آغاز شد که این رویداد از تهران فاصله گرفت. سال ۱۳۶۹، ششمین جشنواره فیلم کودک و نوجوان برای نخستینبار هویتی مستقل از جشنواره فیلم فجر پیدا کرد و به اصفهان آمد. این اتفاق فقط تغییر نشانی یک جشنواره نبود؛ یک تغییر هویتی بود.
جشنواره دیگر قرار نبود در حاشیه جشنواره فجر تعریف شود. برای خود زمان، مکان و ساختار مستقل پیدا کرد و اصفهان به خانه جدید آن تبدیل شد. ششمین دوره از سیزدهم تا بیستم آبان ۱۳۶۹ در اصفهان برگزار شد.
از اینجا به بعد، رابطه جشنواره و شهر نیز وارد مرحله تازهای شد. اصفهان دیگر تنها میزبان چند اکران سینمایی نبود؛ جشنواره به بخشی از فضای شهری تبدیل شد. کودکان، خانوادهها، سینماگران و شهروندان درگیر رویدادی شدند که آرامآرام از سالن سینما بیرون آمد و در حافظه شهری جای گرفت.
پس از آن، اصفهان در دورههای متعدد میزبان جشنواره بود و در کنار دورههایی که این رویداد در تهران، کرمان و همدان برگزار شد، بخش مهمی از تاریخ جشنواره با نام اصفهان گره خورد.
جشنواره فقط فیلم نبود
یکی از تفاوتهای مهم جشنواره کودک با بسیاری از رویدادهای سینمایی، ارتباط آن با مخاطب اصلیاش است؛ در جشنوارههای معمول، مخاطب بیشتر تماشاگر است؛ اما جشنواره کودک بهتدریج تلاش کرد کودک را از صندلی تماشاگر به جایگاه مشارکتکننده ببرد.
داوران کودک و نوجوان، خبرنگاران نوجوان، برنامههای شهری، اکرانهای ویژه و فعالیتهای فرهنگی در کنار نمایش فیلمها شکل گرفتند تا جشنواره تنها به مجموعهای از فیلمهای روی پرده محدود نماند.
این مسیر در دورههای اخیر نیز ادامه داشته است. در سیوهشتمین دوره، طی تنها دو روز آغاز ثبتنام داوران کودک و نوجوان، حدود ۱۲۰۰ کودک و نوجوان برای داوری آثار ثبتنام کردند؛ داوطلبانی در گروه سنی ۱۰ تا ۱۲ سال و ۱۳ تا ۱۶ سال که قرار است بخشی از فرایند داوری را بر عهده داشته باشند.
این عدد، کنار تاریخچه جشنواره، معنای قابلتأملی دارد: رویدادی که در نخستین سالها کودک را بیشر بهعنوان تماشاگر میدید، امروز بخشی از قضاوت درباره سینمای کودک را به خود کودکان و نوجوانان سپرده است.

از تهران تا نقشجهان؛ ۴ دهه فراز و فرود
مسیر جشنواره البته خطی و بدون وقفه نبوده است. گاهی تهران میزبان بوده، گاهی اصفهان، گاهی همدان و کرمان. زمان برگزاری نیز در دورههای مختلف تغییر کرده است. اما در تمام این سالها، یک مسئله ثابت مانده است: تلاش برای زنده نگهداشتن سینمایی که مخاطب اصلی آن کودکان و نوجوانان هستند.
اصفهان اما در این میان جایگاه ویژهای پیدا کرده است؛ شهری که در حافظه چند نسل، جشنواره کودک را با شور و هیجان شهری، حضور خانوادهها و خاطرات سینمایی پیوند زده است.
به همین دلیل، بازگشت جشنواره به اصفهان فقط بازگشت یک رویداد سینمایی نیست؛ بازگشت بخشی از خاطرات فرهنگی شهر است.
سیوهشتمین دوره؛ جشنواره در برابر یک پرسش تازه
حالا در سال ۱۴۰۵، سیوهشتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان آماده برگزاری در اصفهان است؛ رویدادی که از یازدهم تا شانزدهم مهر با مشارکت بنیاد سینمایی فارابی و شهرداری اصفهان و به دبیری حامد جعفری برگزار میشود. شعار این دوره «رویای کودکان در پرده نقشجهان» انتخاب شده است.
جشنواره سال جاری در شرایطی برگزار میشود که برگزارکنندگان از افزایش استقبال و دریافت صدها اثر سخن گفتهاند؛ طبق اعلام شهردار اصفهان، حدود ۷۰۰ اثر برای حضور در این دوره دریافت شده است.
اما شاید مهمتر از تعداد فیلمها، پرسشی باشد که جشنواره پس از بیش از چهار دهه باید به آن پاسخ دهد: جشنواره امروز چقدر برای کودکی که در سال ۱۴۰۵ زندگی میکند، جذاب، قابل لمس و متعلق به خودش است؟ نسل امروز با نسل دهه ۶۰ تفاوت دارد. کودک امروز با تلفن هوشمند، پلتفرمهای نمایش آنلاین، بازیهای ویدئویی، شبکههای اجتماعی، هوش مصنوعی و حجم بزرگی از محتوای تصویری روبهروست.
سینمای کودک برای حفظ مخاطب خود دیگر تنها با مسئله تولید فیلم روبهرو نیست؛ با مسئله رقابت برای تصاحب خیال و توجه کودک روبهروست و جشنواره نیز در چنین شرایطی باید فراتر از یک تقویم سالانه اکران و جایزه عمل کند.

جشنواره کودک در آستانه ۴۰ سالگی
به گزارش ایمنا، جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان اکنون به سیوهشتمین دوره رسیده است؛ یعنی رویدادی که در مسیر تاریخی خود با وقفهها و جابهجاییهای مختلف روبهرو بوده، اما همچنان ادامه پیدا کرده است.
اگر سال آغاز جشنواره را مبنا قرار دهیم، از ۱۳۶۱ تا امروز بیش از سه دهه از تولد ایده برگزاری این رویداد گذشته است؛ جشنواره از یک بخش کوچک در دل فجر آغاز شد؛ پروانه گرفت، صاحب هویت مستقل شد، به اصفهان آمد، از شهرهای دیگر نیز عبور کرد و در حافظه چند نسل باقی ماند.
اکنون سیوهشتمین دوره دوباره در اصفهان برگزار میشود؛ شهری که سالهاست نامش با جشنواره کودک گره خورده است. شاید بتوان تاریخ جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان را در یک جمله خلاصه کرد: کودکی که روزی فقط تماشاگر بود، بهتدریج به صاحب جشنواره تبدیل شد.
طی سالهای نخست، بخش کوچکی در جشنواره فجر کافی بود تا ضرورت سینمای کودک دیده شود. چند سال بعد، پروانههای زرین آمدند؛ سپس جشنواره استقلال پیدا کرد و اصفهان به خانه آن تبدیل شد. بعدتر، داوران کودک و نوجوان و خبرنگاران نوجوان وارد ساختار جشنواره شدند و شهر نیز به بخشی از رویداد تبدیل شد.
حالا در آستانه سیوهشتمین دوره، مسئله دیگر فقط برگزاری جشنواره نیست؛ مسئله حفظ جایگاهی است که این رویداد طی بیش از چهار دهه به دست آورده است.
اصفهان دوباره میزبان جشنوارهای است که زمانی از گوشهای کوچک در جدول برنامههای جشنواره فجر آغاز شد؛ جشنوارهای که امروز باید هم میراث چند نسل را حفظ کند و هم برای کودکی که در عصر صفحهنمایش و هوش مصنوعی زندگی میکند، حرف تازهای داشته باشد.

نظر شما