مجنون هنوز بوی عملیات می‌دهد

نام «مجنون» در تاریخ دفاع مقدس با هور، عملیات خیبر و روزهایی گره خورده است که رزمندگان ایرانی برای حفظ این منطقه، جنگی متفاوت را تجربه کردند، جنگی که بخشی از آن نه روی خاک، بلکه در میان آب و نیزارها جریان داشت.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، در جنوب ایران، جایی که خشکی و آب در هم می‌آمیزند، سرزمینی وجود دارد که نامش در تاریخ دفاع مقدس با یکی از متفاوت‌ترین صحنه‌های جنگ گره خورده است.

جزیره مجنون برای کسی که فقط از روی نقشه به آن نگاه کند، مجموعه‌ای از جزایر نفتی در میان هورالعظیم است، اما برای نسلی که سال‌های جنگ را تجربه کرده، این نام معنای دیگری دارد. مجنون یادآور شب‌هایی است که رزمندگان در تاریکی آب پیش می‌رفتند، قایق‌ها مسیر نیزارها را می‌شکافتند و هر قدم، می‌توانست آغاز یک بازگشت یا پایان یک زندگی باشد. در جنگ، همیشه خاک میدان اصلی نبرد نیست. گاهی آب، سنگر می‌شود و نیزار، پناهگاه. مجنون یکی از همان میدان‌ها بود؛ جایی که رزمندگان باید با جغرافیایی متفاوت از آنچه در عملیات‌های زمینی تجربه کرده بودند، روبه‌رو می‌شدند.

مجنون هنوز بوی عملیات می‌دهد

هور؛ جغرافیایی که بخشی از جنگ شد

هورالعظیم فقط یک تالاب نبود؛ در سال‌های دفاع مقدس به یکی از مهم‌ترین جغرافیاهای عملیات‌های جنوب تبدیل شد. آب کم‌عمق، نیزارهای گسترده و مسیرهای پیچیده، حرکت نیروها و تجهیزات را دشوار می‌کرد، اما همین ویژگی‌ها امکان اجرای عملیات‌هایی را فراهم می‌کرد که در زمین خشک و جاده‌های معمولی به سادگی امکان‌پذیر نبود.

رزمندگان برای حرکت در چنین محیطی به قایق، تجهیزات خاص و شناخت مسیرهای آبی نیاز داشتند. شب، اهمیت دیگری پیدا می‌کرد؛ تاریکی هم پوشش بود و هم خطر. صدای موتور قایق می‌توانست مسیر یک نیرو را آشکار کند و یک اشتباه کوچک در میان آب و نیزار، پیامدهای سنگینی داشته باشد؛ در چنین شرایطی بود که عملیات خیبر در اسفند ۱۳۶۲ شکل گرفت؛ عملیاتی که بخش مهمی از آن در منطقه هور و جزایر مجنون انجام شد.

مجنون؛ هدفی که باید حفظ می‌شد

رزمندگان ایرانی در عملیات خیبر توانستند بخش‌هایی از منطقه و جزایر مجنون را تصرف کنند. اهمیت این منطقه فقط به موقعیت جغرافیایی آن محدود نمی‌شد؛ حضور در مجنون می‌توانست معادلات منطقه را تغییر دهد و به همین دلیل، پس از پیشروی اولیه، مسئله مهم‌تر حفظ مواضع به‌دست‌آمده بود. از همین‌جا یکی از دشوارترین بخش‌های ماجرا آغاز شد.

حفظ یک منطقه در میان آب، آن هم زیر آتش دشمن، با نگه داشتن یک موضع معمولی زمینی تفاوت داشت. رساندن نیرو و مهمات، انتقال مجروحان، پشتیبانی و جابه‌جایی تجهیزات، همه به مسیرهای آبی وابسته بود، هر قایق فقط یک وسیله حمل‌ونقل نبود؛ بخشی از زنجیره‌ای بود که باید خط مقدم را زنده نگه می‌داشت.

شب که می‌رسید، هور چهره دیگری پیدا می‌کرد، آب تاریک می‌شد و نیزارها در سکوت فرو می‌رفتند، اما پشت این سکوت، نیروهایی بودند که باید حرکت می‌کردند، مهمات می‌رساندند، مجروحان را تخلیه می‌کردند و مواضع را حفظ می‌کردند.

نام مجنون را نمی‌توان بدون یادآوری غواص‌ها روایت کرد، غواص در جنگ، فقط یک نیروی نظامی نبود؛ باید آب را می‌شناخت، با جریان آن کنار می‌آمد، در سکوت حرکت می‌کرد و در حالی که بخش زیادی از بدنش در آب بود، مأموریتش را پیش می‌برد.

مردانی که وارد آب می‌شدند، می‌دانستند مسیر پیش رو آسان نیست. تاریکی، سرمای آب، آتش دشمن و ناشناخته بودن مسیر، همه در کنار هم قرار می‌گرفتند، اما عملیات باید پیش می‌رفت و بسیاری از آن قدم‌ها، به بازگشت ختم نشد.

مجنون هنوز بوی عملیات می‌دهد

مجنون و حافظه شهدا

امروز اگر نام مجنون به میان می‌آید، پشت آن فقط یک عملیات و یک موقعیت جغرافیایی قرار ندارد؛ نام جوانانی قرار دارد که بخشی از عمرشان را در سنگرهای هور گذراندند و بخشی دیگر را همان‌جا گذاشتند.

مجنون را نمی‌توان فقط با آمار عملیات‌ها توضیح داد، باید از مادری گفت که سال‌ها چشم به در دوخت؛ از پدری که شاید آخرین تصویر فرزندش را با لباس رزم به خاطر سپرده بود؛ از همرزمانی که بازگشتند اما بخشی از دوستانشان در هور ماندند.

مجنون بخشی از حافظه دفاع مقدس ایران است؛ جایی که انسان برای عبور از آب، به ایمان و اراده تکیه کرد و بسیاری از کسانی که پا در این مسیر گذاشتند، دیگر بازنگشتند.

کد مطلب 1006863

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.