به گزارش خبرگزاری ایمنا، ادامه جنگ و افزایش ناامنی در مسیرهای دریایی منطقه، علاوه بر پیامدهای سیاسی و امنیتی، تجارت کالا، حملونقل دریایی و جریان تأمین انرژی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. افزایش ریسک تردد کشتیها در برخی آبراههای راهبردی، شرکتهای کشتیرانی را به بازنگری در مسیرهای حملونقل واداشته و در برخی موارد موجب استفاده بیشتر از مسیرهای جایگزین شده است. این تغییرات میتواند با افزایش مسافت حمل، هزینه سوخت، بیمه و زمان انتقال کالا، هزینه نهایی تجارت را افزایش دهد و در عین حال موقعیت برخی بنادر منطقه را تقویت کند.
تنگه هرمز و بابالمندب از مهمترین مسیرهای دریایی منطقه هستند که هرگونه اختلال در آنها میتواند فراتر از مرزهای کشورهای درگیر، بر زنجیره تأمین جهانی اثر بگذارد. تداوم ناامنی در این مسیرها میتواند صاحبان کالا و شرکتهای حملونقل را به سمت مسیرهای امنتر سوق دهد؛ موضوعی که در صورت استمرار، ظرفیت بنادر و کریدورهای رقیب را افزایش خواهد داد. در همین شرایط، برخی بنادر کشورهای همسایه از جمله ترکیه و پاکستان میتوانند بخشی از تقاضای ایجادشده برای مسیرهای جایگزین را جذب کنند.
از سوی دیگر، جنگ در منطقه با بازار انرژی نیز ارتباط مستقیمی دارد. هرگونه محدودیت در انتقال نفت و فرآوردههای انرژی میتواند هزینه حملونقل و بیمه محمولهها را افزایش داده و بر قیمت تمامشده انرژی در بازارهای جهانی اثر بگذارد. کشورهای آسیایی که وابستگی قابل توجهی به انرژی خاورمیانه دارند، در چنین شرایطی بیش از سایر اقتصادها در معرض افزایش هزینه واردات و اختلال در زنجیره تأمین قرار میگیرند. اروپا نیز از مسیر افزایش قیمت انرژی و هزینه حملونقل میتواند با پیامدهای اقتصادی این تحولات روبهرو شود.
در این میان، موقعیت جغرافیایی ایران اهمیت ویژهای دارد. قرار گرفتن ایران در مجاورت خلیج فارس و تنگه هرمز، دسترسی به مسیرهای دریایی و زمینی منطقه و همجواری با کشورهای مهم تجاری، موجب شده است تحولات جنگی و تغییر مسیرهای حملونقل بهطورمستقیم بر ظرفیتهای اقتصادی و تجاری کشور اثر بگذارد. در عین حال، استفاده از ظرفیت کشورهای همسایه و تقویت روابط اقتصادی و تجاری میتواند در کاهش بخشی از محدودیتهای ایجادشده مؤثر باشد.
همزمان، واکنش قدرتهای اقتصادی و سیاسی مانند چین، روسیه و آمریکا نیز بر آینده این معادلات اثرگذار است. چین بهعنوان یکی از بزرگترین واردکنندگان انرژی جهان، نسبت به تداوم جریان تأمین نفت و ثبات مسیرهای تجاری حساس است و روسیه نیز به دلیل جایگاه خود در بازار انرژی و روبهرو با تحریمهای اقتصادی، بخشی از این معادلات را تحت تأثیر قرار میدهد. آمریکا نیز با توجه به نقش خود در امنیت منطقه و بازار انرژی، در محاسبات اقتصادی و ژئوپلیتیکی جنگ حضور دارد.

ابراهیم رئیسالسادات، رئیس انجمن ژئوپلیتیک ایران، در گفتوگو با خبرنگار ایمنا درباره تغییر مسیرهای تجارت کالا در پی محدودیتهای ایجادشده در منطقه اظهار کرد: افزایش محدودیت در مسیرهای دریایی موجب شده است برخی بنادر و مسیرهای جایگزین در کشورهای همسایه فعالتر شوند و این مسئله میتواند برای کشورهایی که ظرفیت جذب بخشی از تجارت منطقه را دارند، فرصت اقتصادی ایجاد کند.
وی افزود: در شرایط فعلی، بنادر ترکیه و پاکستان میتوانند از افزایش تقاضا برای مسیرهای جایگزین بهرهمند شوند؛ بنابراین ایران نیز باید علاوه بر تقویت توانمندیهای نظامی، از ظرفیتهای دیپلماتیک و اقتصادی کشورهای همسایه استفاده کند تا محدودیتهای موجود در مسیرهای زمینی و تجاری کاهش یابد.
رئیسالسادات درباره تأثیر اقدامات نظامی بر معادلات منطقه تصریح کرد: افزایش توان پاسخگویی نظامی موجب میشود محاسبات طرف مقابل تغییر کند. از سوی دیگر، آمریکا به دلیل فاصله جغرافیایی با منطقه، در عملیاتهای خود با محدودیتهای لجستیکی روبهرو است و همین مسئله یکی از عوامل مؤثر در محاسبات راهبردی آن محسوب میشود.
وی در ادامه درباره راهبرد اقتصادی دونالد ترامپ گفت: بخشی از رفتار اقتصادی ترامپ را میتوان در چارچوب استفاده از نوسانات بازارهای جهانی تحلیل کرد. نفت، طلا و سایر داراییهای مهم اقتصادی در این رویکرد اهمیت دارند و افزایش یا کاهش تنشها میتواند بر قیمت این داراییها اثر بگذارد.
رئیس انجمن ژئوپلیتیک ایران ادامه داد: برای مثال، ممکن است افزایش تنش موجب رشد قیمت نفت شود و پس از مدتی با ارسال سیگنالهای مربوط به مذاکره یا صلح، قیمتها کاهش پیدا کند. چنین نوساناتی میتواند در کوتاهمدت فرصتهایی ایجاد کند، اما اگر بیثباتی اقتصادی ادامه پیدا کند، در بلندمدت میتواند آثار منفی بر اقتصاد داشته باشد.
وی درباره کاهش صادرات نفت منطقه نیز بیان کرد: آثار این مسئله ممکن است در کوتاهمدت برای آمریکا محدود باشد، زیرا این کشور در سالهای اخیر ظرفیت تولید نفت خود را افزایش داده است؛ با این حال، هزینه بالای استخراج نفت در آمریکا و احتمال محدودیت در دسترسی به برخی منابع نفتی میتواند در آینده شرایط را تغییر دهد.
رئیسالسادات خاطرنشان کرد: اگر محدودیت در تنگه هرمز و بابالمندب ادامه پیدا کند، فشار بیشتری بر بازار انرژی و اقتصاد کشورهای مختلف وارد خواهد شد. با این حال، در کوتاهمدت بخشی از این شرایط ممکن است به نفع آمریکا باشد و هزینه اصلی افزایش قیمت انرژی و اختلال در تجارت بر دوش اروپا و کشورهای آسیایی قرار گیرد.
وی درباره نقش چین در این معادلات گفت: میزان مراودات تجاری ایران و چین اهمیت زیادی دارد. اگر چین بتواند انرژی و مواد اولیه مورد نیاز خود را از ایران به شکل باثبات دریافت کند، طبیعتاً حفظ روابط اقتصادی و سیاسی با ایران برای پکن اهمیت بیشتری خواهد داشت.
رئیس انجمن ژئوپلیتیک ایران افزود: در نتیجه، هرچه روابط اقتصادی ایران و چین منسجمتر باشد، ظرفیت چین برای حمایت سیاسی و اقتصادی از ایران نیز میتواند افزایش پیدا کند.
وی درباره نقش روسیه نیز گفت: روسیه نیز بخشی از معادلات اقتصادی و سیاسی منطقه است. این کشور خود با تحریمها و محدودیتهای مالی روبهرو است و به همین دلیل افزایش فشار بر ایران میتواند به شکل غیرمستقیم بر منافع روسیه نیز اثر بگذارد.
رئیسالسادات ادامه داد: روسیه تلاش میکند ضمن حفظ روابط خود با ایران، در عرصههای دیپلماتیک و نهادهایی مانند شورای امنیت به گونهای عمل کند که محدودیتهای بیشتری علیه ایران ایجاد نشود؛ زیرا تشدید فشار بر ایران میتواند بخشی از محدودیتهای اقتصادی روسیه را نیز افزایش دهد.
وی در ارزیابی آثار جنگ بر ایران و آمریکا گفت: این مسئله را باید نسبی و بر اساس مجموعهای از شاخصها بررسی کرد، ممکن است ایران در برخی حوزههای سیاسی و نظامی توانسته باشد ثبات بیشتری ایجاد کند، اما آثار اقتصادی جنگ بر کشور قابل انکار نیست.
رئیسالسادات تأکید کرد: فشارهای اقتصادی طولانیمدت نباید تنها با این استدلال که جامعه طی چند دهه با تحریم و فشار روبهرو بوده است، عادی تلقی شود. تداوم فشار میتواند در مقاطعی موجب کاهش تابآوری اقتصادی و اجتماعی شود.
وی افزود: در سوی مقابل، ممکن است آمریکا برخی دستاوردهای نظامی را پیروزی تلقی کند، اما از منظر راهبردی، انجام یک عملیات نظامی بهتنهایی به معنای دستیابی به یک پیروزی پایدار نیست و ارزیابی نهایی آن به نتایج بلندمدت و هزینههایی که به طرفین تحمیل میشود، بستگی دارد.
به گزارش ایمنا، ادامه جنگ و اختلال در مسیرهای دریایی میتواند معادلات تجارت، انرژی و حملونقل منطقه را با تغییرات قابل توجهی روبهرو کند. افزایش هزینههای حمل و بیمه از یک سو و فعال شدن مسیرها و بنادر جایگزین از سوی دیگر، بخشی از پیامدهای مستقیم این شرایط است. در این میان، موقعیت جغرافیایی ایران، روابط تجاری با چین و روسیه و ظرفیت همکاری با کشورهای همسایه، از عوامل مؤثر بر نحوه روبهرو اقتصاد کشور با این تحولات به شمار میرود. با این حال، تداوم نااطمینانی و فشارهای اقتصادی میتواند هزینههای بلندمدتی برای اقتصاد منطقه ایجاد کند و ارزیابی آثار نهایی جنگ را به روند تحولات نظامی، مسیرهای تجاری و واکنش اقتصادهای بزرگ وابسته سازد.
نظر شما