به گزارش خبرگزاری ایمنا از مازندران، هنوز هوا کاملاً تاریک است. مه، آرام روی درختان بلند هیرکانی نشسته و جنگل در سکوتی عمیق فرو رفته است؛ سکوتی که گاهی با صدایی کشیده و غریب شکسته میشود؛ صدایی که از دل تاریکی میآید و در میان درختان میپیچد و دوباره به عمق جنگل بازمیگردد.
این صدای مرال نر است؛ گوزن قرمز هیرکانی که در یکی از مهمترین فصلهای زندگی خود قرار گرفته است؛ فصلی که در میان مردم محلی به «گاوبانگی» معروف است.
شهریور که از راه میرسد، جنگلهای هیرکانی مازندران آرامآرام وارد فصل متفاوتی میشوند. مرالهای نر با بانگهای بلند، حضور خود را اعلام میکنند، قلمرو خود را به رخ رقیبان میکشند و برای جلب مادهها با یکدیگر رقابت میکنند.
صدایی که شاید برای رهگذری در جنگل فقط یک آوای عجیب باشد، برای مرالها بخشی از چرخه طبیعی زندگی و تلاشی برای ادامه نسل است.
اما همین صدا، در کنار زیبایی و شکوهی که دارد، میتواند مرالها را آسیبپذیرتر کند.
در فصل گاوبانگی، مرال نر بیشتر از همیشه درگیر رقابت و جستوجوی جفت است. حرکت و بانگ زدن آن در نقاط مختلف جنگل، احتمال دیده شدنش را افزایش میدهد و همین مسئله اهمیت حفاظت از زیستگاه را در این روزها بیشتر میکند.
جنگلهای هیرکانی مازندران فقط اما فقط خانه مرال نیست؛ خانهای است که هزاران گونه گیاهی و جانوری در آن کنار یکدیگر زندگی میکنند و هر تغییری در آرامش آن میتواند بر بخشی از این زنجیره اثر بگذارد.
برای همین، فصل گاوبانگی تنها فصل شنیدن صدای مرالها نیست؛ فصل مسئولیت انسان در برابر حیاتوحش نیز هست.
در این روزها حضور گردشگران در زیستگاههای مرال در مناطق جنگلی سوادکوه و چلاو آمل باید با حساسیت بیشتری همراه باشد. نزدیک شدن به حیوان، ایجاد سر و صدا، استفاده از نور و چراغ در شب، تعقیب مرال برای ثبت تصویر و هر رفتاری که آرامش حیوان را برهم بزند، میتواند این چرخه طبیعی را مختل کند.
در دل جنگل، مرالها مسیر خودشان را دارند؛ مسیری که میلیونها سال پیش از حضور خودروها، دوربینها و گردشگران شکل گرفته است. قرار نیست انسان وارد این چرخه شود، بلکه کافی است اجازه دهد جنگل، زندگی خودش را ادامه دهد.
برای جنگلبان و محیطبان، اما صدای مرالها یادآور روزهایی است که باید بیشتر مراقب باشند؛ روزهایی که حیاتوحش بیش از همیشه به امنیت نیاز دارد.
و برای ما، شاید بهترین واکنش این باشد که اگر روزی در سکوت جنگل صدای گاوبانگی را شنیدیم، به جای نزدیک شدن، همانجا بایستیم، گوش کنیم و بگذاریم این صدای قدیمی هیرکانی بدون دخالت ما در میان درختان گم شود.
چرا که گاهی بهترین شکل تماشای طبیعت، ندیدن و نرسیدن است؛ فقط شنیدن و اجازه دادن به طبیعت برای ادامه زندگی.

آواز مرالها قلب تپنده جنگلهای هیرکانی
همه اهالی و دوستداران محیطزیست منطقه چلاو شهرستان آمل «عمو پیرطاهر» میشناسند؛ مردی که عمرش را در دل جنگلهای هیرکانی سپری کرده تا جنگل بماند و صدای مرالها در این جنگلها آواز سر دهند.
محمد غفاری، معروف به «عمو پیرطاهر»، همراه برادرش محمدباقر غفاری سالهاست نامشان با حیاتوحش چلاو گره خورده است؛ مردانی که بارها تصاویر روبهرو شدن و گفتوگویشان با پلنگ و خرس در جنگلهای هیرکانی دیده شده است.
دوستدار محیطزیستی که از شروع یک فصلی به نام«فصل گاوبانگی » میگوید.
وقتی با وی همکلام میشویم انگار که بخواهد صدایی را که هنوز از دوردست شنیده نمیشود را برایمان تصویر کند، ادامه میدهد: «از حدود چهار صبح تا هفت صبح، صدای چمر مرالها در جنگل میپیچد. نرها با این صدا دنبال جفت میگردند و مادهها را به سمت خودشان میکشند.»
گاوبانکی فصلی که از پانزدهم شهریور آغاز شده و تا پانزدهم مهر ادامه دارد؛ روزهایی که جنگلهای چلاو شاهد یکی از مهمترین فصلهای زندگی مرالهاست.
پیرطاهر بیان میکند: این روزها جنگل حال و هوای دیگری دارد. مرالها وارد فصل جفتگیری شدهاند و صدای آنها از دل جنگل شنیده میشود.
اما برای او، مرال فقط یک حیوان نیست؛ بخشی از هویت جنگل است.
وی یادآور میشود: «مرال بزرگترین پستاندار جنگلهای هیرکانی و یکی از نمادهای این جنگل است.»
بعد از سالهایی که جمعیت این گونه در منطقه به پایینترین حد خود رسیده بود، حالا به گفته پیرطاهر، شرایط تغییر کرده و میافزاید: «جمعیت مرالها زمانی در این منطقه به چهار رأس رسیده بود، اما امروز به نزدیک یکصد رأس رسیده است.»
وی این اتفاق را نتیجه همراهی مردم و گروههای مردمی میداند و میگوید: «با فعالیت پویشها، انجمنهای مردمنهاد و مشارکت مردم توانستیم از انقراض مرال در این منطقه جلوگیری کنیم.»
اما درست همینجا، روایت پیرطاهر از مرال به قصه بزرگتری میرسد؛ قصه جنگل.
مکثی میکند و یادآور میشود: «حفظ مرال در واقع بهانهای بود تا صدایم را به همه برسانم؛ میخواستم بگویم جنگلهای هیرکانی باید حفظ شوند و درختان چند هزار ساله نباید از بین بروند.»
از شکارچیانی میگوید که به گفته وی، روزگاری با تفنگ وارد جنگل میشدند و امروز بخشی از آنها در فعالیتهای حفاظتی همراه شدهاند، تاکید میکند: خیلی از شکارچیان را به سمت انجمنها و پویشها آوردم. تفنگهایشان را کنار گذاشتند.
پیرطاهر بعد جملهای میگوید که شاید خلاصه تمام سالهای حضورش در جنگل باشد: «جنگلهای هیرکانی نفس بشریت هستند؛ اگر این جنگل نابود شود، نفس انسان هم قطع میشود.»
با این حال، دغدغه دیگری هم دارد؛ دغدغهای که سالهاست تکرار میکند و هنوز پاسخی برای آن پیدا نشده است.
وی ادامه میدهد: ما در منطقه سیاهبیشه چلاو یک مکان یا تلار دائمی برای پایگاه زیستگاه حیاتوحش نداریم. من در فصل گاوبانکی مجبورم در تلار دامداران مستقر شوم. این شایسته نیست.
این دوستدار محیطزیستی میگوید: حفاظت از حیاتوحش تنها با برگزاری همایش و مراسم اتفاق نمیافتد؛ برای حفظ جنگلهای هیرکانی باید همه مسئولان پای کار باشند. اینکه یک همایش برگزار کنیم، چند حرف بزنیم و بعد همهچیز تمام شود، مشکلی را حل نمیکند.
صدایش هنگام صحبت از جنگل آرامتر میشود و این بار دیگر از مرال حرف نمیزند؛ از درختان بیان میکند: الان دیگر نگران مرالها نیستم. مهمترین و تنها نگرانی من نابودی درختان جنگلهای هیرکانی است.
او با بغضی در گلو مطرح میکند: «نگران روزی هستم که دیگر بلوط نباشد، افرا نباشد، توسکا نباشد و آزاد نباشد. اگر این درختان نباشند، مطمئن باشید حیاتوحش هم با آن گونههای مختلف حیوانی و گیاهی باقی نمیماند.»
پیرطاهر نگران نسلی است که هنوز نیامده است؛ «نسل آینده با مشکلات محیطزیستی، انواع آلودگیها و حتی شیوع بیماریهای مختلف روبهرو میشود.»

سرشماری باید در خدمت حفاظت باشد
محمدرضا کنعانی، مدیرکل حفاظت محیط زیست مازندران در گفتوگویی، فصل گاوبانگی را تنها یک مقطع برای شمارش مرال نمیداند و تأکید میکند: تمام برنامههای این دوره باید در چارچوب حفاظت از گونه و زیستگاه انجام شود.
وی میافزاید: سرشماری مرال با راهبری علمی دانشگاه تربیت مدرس و مشارکت محیطبانان، کارشناسان، دانشگاهیان و فعالان محیط زیست اجرا خواهد شد.
مدیرکل حفاظت از محیطزیست مازندران اظهار میکند: روش مورد استفاده بر پایه «ثبت بانگ و مشاهده مستقیم» است و برای اینکه دادهها از دقت و قابلیت مقایسه برخوردار باشند، پیش از ورود گروهها به عرصه، کارگاه آموزشی و توجیهی برگزار شده است.
کنعانی با بیان اینکه بیش از ۵۰ چادر حفاظتی در زیستگاههای مورد نظر مستقر شده است تا امنیت محیط جنگل برای مرالها تضمین شود، بیان میکند: محیطبانان با حساسیت بیشتری در عرصههای طبیعی حضور دارند و با هرگونه تعرض یا شکار غیرمجاز، در چارچوب قانون برخورد خواهد شد.
وی خاطرنشان میکند: در حالیکه جنگلهای مازندران همچنان شاهد طنین بانگهای گوزنهای قرمز در فصل گاوبانگی است، افزایش تدابیر حفاظتی و استقرار تیمهای پایش در قلب زیستگاهها، از برنامههای اصلی محیطزیست برای صیانت از این گونه طبیعی در برابر افراد سودجو است.
به گزارش ایمنا، حفظ مرال و جنگلهای هیرکانی تنها وظیفه محیطبانان و دستگاههای متولی نیست؛ گردشگران، طبیعتگردان و جوامع محلی نیز در این مسیر مسئولاند. رعایت سکوت و فاصله از حیاتوحش، خودداری از نورپردازی و تعقیب مرالها و احترام به زیستگاه، سادهترین کاری است که میتوان برای ادامه این چرخه طبیعی انجام داد.
در این میان، نقش شکارچیان پررنگتر است؛ کنار گذاشتن سلاح و پرهیز از شکار در فصل گاوبانگی، فرصتی برای ادامه نسل مرالها و حفظ تعادل زیستبوم فراهم میکند. اگر قرار است بانگ مرالها سالهای بعد هم در درههای هیرکانی طنینانداز شود، باید امروز سهم خود را در حفظ امنیت این زیستگاه ادا کنیم.
گزارش از، کبریا مقدس خبرنگار ایمنا در مازندران
نظر شما