به گزارش خبرگزاری ایمنا، وقتی از فاصلهای دور به یک شهر نگاه میکنیم، پیش از آنکه جزئیات خیابانها، نماها و فضاهای شهری را ببینیم، مجموعهای از ساختمانها، ارتفاعها و حجمهایی را میبینیم که در برابر آسمان قرار گرفتهاند؛ گاهی منظم و هماهنگ، گاهی متنوع و پویـا و گاهی چنان پراکنده و ناهماهنگ که هیچ تصویر مشخصی از شهر به دست نمیدهند؛ این تصویر کلی تا حد زیادی به چیزی وابسته است که در معماری و طراحی شهری از آن با عنوان «خط آسمان» یاد میشود.
خط آسمان یا Skyline در سادهترین تعریف، خط فرضی حاصل از قرار گرفتن لبه بالایی ساختمانها در برابر آسمان است؛ مرزی که از کنار هم قرار گرفتن ارتفاع، فرم و حجم بناها شکل میگیرد و در هر بخش از شهر میتواند الگوی متفاوتی داشته باشد. اگر از یک خیابان، میدان، فضای باز یا حتی از فاصلهای دور به مجموعه ساختمانهای شهر نگاه کنیم، امتداد نقاط فوقانی بناها تصویری را شکل میدهد که همان خط آسمان آن محدوده است، بنابراین خط آسمان یک خط واقعی روی ساختمانها نیست، بلکه تصویری ذهنی و بصری از نحوه قرارگیری تودههای ساختمانی در برابر آسمان است.
اهمیت خط آسمان از آنجا ناشی میشود که ساختمانهای یک شهر بهصورت منفرد دیده نمیشوند؛ آنها در کنار یکدیگر، سیمای یک محله و در مقیاس بزرگتر، چهره یک شهر را میسازند. ارتفاع متفاوت ساختمانها، بناهای شاخص، گنبدها، برجها، بامها و حتی تغییرات تدریجی ارتفاع در امتداد خیابانها، همگی در شکلگیری این تصویر نقش دارند. به همین دلیل است که بسیاری از شهرها از دور نیز قابل تشخیصاند، زیرا ترکیب عناصر کالبدی آنها تصویری ویژه و قابل شناسایی در ذهن ایجاد کرده است.
خط آسمان را میتوان یکی از لایههای کمتردیدهشده، اما اثرگذار در طراحی شهری دانست؛ لایهای که مشخص میکند شهر از فاصله دور چگونه دیده شود و ساختمانها در کنار یکدیگر چه تصویری ایجاد کنند. برای نمونه، ممکن است در یک محدوده، ارتفاع ساختمانها بهتدریج افزایش پیدا کند و بناهای شاخص در نقاط مشخصی قرار گرفته باشند. در چنین شرایطی، چشم مخاطب با یک نظم بصری مواجه میشود. در مقابل، قرار گرفتن ساختمانهایی با ارتفاعها و فرمهای کاملاً متفاوت، بدون ارتباط با بافت پیرامون، میتواند تصویری گسسته و آشفته در منظر شهر ایجاد کند.
این موضوع در شهرهای تاریخی اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ جایی که بناهای شاخص و عناصر هویتی طی سالها و حتی قرنها بخشی از تصویر شهر را شکل دادهاند. گنبدها، منارهها، برجها، بناهای تاریخی و نشانههای طبیعی در بسیاری از شهرها تنها یک ساختمان یا عنصر منفرد نیستند، بلکه بخشی از تصویری هستند که شهروندان از شهر خود به یاد میآورند. هر تغییری در ارتفاع و حجم ساختوسازهای پیرامون چنین عناصری میتواند تصویری را که از شهر دیده میشود، تغییر دهد.
از سوی دیگر، توسعه شهرها و افزایش ساختوساز، بهویژه در دهههای اخیر، باعث شده است خط آسمان بسیاری از شهرها پیوسته در حال تغییر باشد. ساختمانهای بلندتر، برجها و مجموعههای جدید به تدریج به سیمای شهر اضافه میشوند و در کنار بافت موجود قرار میگیرند، بنابراین مسئله امروز فقط این نیست که یک ساختمان با چه ارتفاعی ساخته شود؛ بلکه این پرسش نیز اهمیت دارد که ارتفاع و فرم آن ساختمان کنار بناهای اطراف چه تصویری از شهر ایجاد خواهد کرد.
در واقع، شهر میتواند همچون یک تصویر بزرگ دیده شود که هر ساختمان بخشی از آن را تشکیل میدهد و خط آسمان، مرز بالایی این تصویر است. به همین دلیل، در طراحی و برنامهریزی شهری، توجه به خط آسمان به معنای توجه به نحوه شکلگیری چهره شهر در طول زمان است؛ موضوعی که با گسترش شهرها، افزایش تراکم و تغییر الگوی ساختوساز، اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
اما خط آسمان فقط درباره زیبایی و نحوه دیدهشدن ساختمانهاست؟ یا میتواند بر کیفیت فضای شهری، نحوه توزیع تراکم و حتی شرایط محیطی شهر نیز اثر بگذارد؟ برای پاسخ به این پرسشها و بررسی اهمیت خط آسمان در شهرهای امروز، با عماد مطالبی، کارشناس برنامهریزی شهری، گفتوگو کردهایم.

هویت شهر در امتداد خط آسمان شکل میگیرد
عماد مطالبی، کارشناس برنامهریزی شهری با اشاره به اهمیت خط آسمان در ساختار شهر به خبرنگار ایمنا اظهار میکند: خط آسمان یا Skyline یکی از مهمترین عناصر هویتبخش شهر است که نباید آن را صرفاً یک نمایه بصری در نظر گرفت، زیرا این پدیده در واقع بازتابی از ساختار اقتصادی، ضوابط قانونی، سیاستهای توسعه و نحوه توزیع تراکم در شهر است و میتواند مستقیم و غیرمستقیم بر کیفیت کالبدی، اجتماعی و زیستمحیطی شهر اثر بگذارد.
وی میافزاید: خط آسمان و تراکم شهری رابطهای دوسویه دارند؛ به این معنا که شیوه تعیین تراکم و ارتفاع ساختمانها، شکل خط آسمان را مشخص میکند و از سوی دیگر، الگوی خط آسمان نیز تصویری از نحوه توزیع توده و فضای شهری ارائه میدهد.
کارشناس برنامهریزی شهری تصریح میکند: در شهرهایی که ضوابط تراکم بالا بدون توجه کافی به ظرفیتهای محیطی و ساختار فضایی اعمال میشود، خط آسمان ممکن است به سمت یکنواختی و سختشدگی حرکت کند و تفاوت ارتفاعی میان تودههای ساختمانی و فضاهای باز کاهش یابد؛ در چنین شرایطی، آسمان شهر به جای برخورداری از تنوع و ریتم، به تصویری دشتگونه و کمتنوع تبدیل میشود.
مطالبی ادامه میدهد: تعیین تراز ارتفاعی ساختمانها در واقع یکی از ابزارهای اصلی مدیریت تراکم است و نمیتوان سیاستهای ارتفاعی را جدا از سیاستهای تراکم و توسعه شهری بررسی کرد، از اینرو، مدیریت خط آسمان باید در مقیاس کلان شهری و در ارتباط با شبکه معابر، مراکز شهری، فضاهای عمومی، بافتهای تاریخی و ظرفیت حملونقل انجام شود.
وی میگوید: یکی از رویکردهای قابل بررسی در این زمینه، استفاده از سازوکارهایی همچون «حق انتقال توسعه» یا TDR است که میتواند امکان انتقال ظرفیت ساختوساز از بخشهای حساس یا کمظرفیت به نقاط مناسبتر را فراهم کند و به جای ایجاد خط آسمان یکنواخت، نوعی ریتم و تنوع کنترلشده در ارتفاع ساختمانها ایجاد کند.
کارشناس برنامهریزی شهری با اشاره به نقش خط آسمان در سیما و منظر شهری اظهار میکند: خط آسمان را میتوان یکی از عناصر خوانایی و هویت بصری شهر دانست؛ خط آسمانی که از نظم در عین تنوع برخوردار باشد، میتواند به شکلگیری حس تعلق و مکانمندی شهروندان کمک کند، در حالی که آشفتگی شدید یا یکنواختی بیش از اندازه آن ممکن است به کاهش کیفیت بصری و تضعیف هویت مکان منجر شود.
مطالبی ادامه میدهد: موضوع مهم دیگر، حفظ دیدهای ارزشمند شهری است؛ در بسیاری از شهرها، کوهستان، رودخانه، بناهای شاخص، عناصر طبیعی و نشانههای تاریخی بخشی از ساختار ادراکی شهر را تشکیل میدهند و بلندمرتبهسازی بدون توجه به این عناصر میتواند کریدورهای دید را مسدود و ارتباط بصری شهروندان با عناصر هویتی و طبیعی شهر را محدود کند.
وی تاکید میکند: مدیریت خط آسمان نباید تنها به تعیین حداکثر ارتفاع ساختمان محدود شود، بلکه لازم است کریدورهای دید و چشماندازهای ارزشمند نیز در فرآیند طراحی و صدور ضوابط ساختوساز مورد توجه قرار گیرد.
کارشناس برنامهریزی شهری میگوید: آثار خط آسمان در مقیاس محله و خیابان نیز اهمیت زیادی دارد؛ زمانی که ساختمانهای بلند در مجاورت گذرهای باریک و فضاهای عمومی با مقیاس انسانی نامتناسب قرار میگیرند، ممکن است کیفیت ادراکی فضای خیابان کاهش پیدا کند و عابر پیاده احساس محصورشدگی و فشار فضایی بیشتری داشته باشد، بنابراین تصمیمگیری درباره ارتفاع ساختمانها باید علاوه بر مقیاس کلان شهری، در مقیاس خیابان، میدان، فضای باز و محیط پیرامونی نیز بررسی شود تا میان ارتفاع ساختمان، عرض گذر، فضای باز و نیازهای انسانی تعادل برقرار شود.
مطالبی با اشاره به ابعاد زیستمحیطی خط آسمان ادامه میدهد: یکی از ابعاد مهم این موضوع، تأثیر ارتفاع و نحوه استقرار ساختمانها بر اقلیم خردمقیاس شهری است؛ ساختمانهای بلند و نحوه قرارگیری آنها میتواند الگوی جریان باد در سطح شهر را تغییر دهد و در برخی شرایط موجب انسداد جریانهای مطلوب یا ایجاد جریانهای شدید در سطح خیابان شود؛ این مسئله بهویژه در فضاهای پیاده و عرصههای عمومی اهمیت دارد، زیرا تغییر الگوی باد میتواند بر آسایش حرارتی شهروندان اثر بگذارد و کیفیت استفاده از فضاهای شهری را تحت تأثیر قرار دهد.
وی تصریح میکند: سایهاندازی نیز از دیگر پیامدهای مستقیم تغییر خط آسمان است. افزایش ارتفاع و تراکم ساختمانها بدون انجام مطالعات دقیق میتواند میزان دریافت نور خورشید در معابر، فضاهای عمومی و ساختمانهای پیرامونی را تغییر دهد، بنابراین پیش از ایجاد تغییرات اساسی در خط آسمان، لازم است الگوی سایه و تابش خورشید در ساعات و فصول مختلف بررسی شود.
کارشناس برنامهریزی شهری معتقد است: آثار خط آسمان تنها به سطح خیابان محدود نمیشود و میتواند بهصورت غیرمستقیم بر مصرف انرژی و شرایط حرارتی شهر نیز اثرگذار باشد، برای مثال، نحوه استقرار ساختمانها، جهتگیری آنها، میزان سایهاندازی و دسترسی به تابش خورشید میتواند بر نیاز ساختمانها به سرمایش و گرمایش تأثیر بگذارد.
پیش از صدور مجوز بلندمرتبهسازی باید اثرات پروژه بر محیط پیرامون بررسی شود
مطالبی میگوید: در مناطق متراکم شهری، اگر طراحی تودههای ساختمانی، مصالح و فضاهای باز بدون توجه به شرایط اقلیمی انجام شود، امکان تشدید برخی آثار مرتبط با جزیره حرارتی شهری نیز وجود دارد، از اینرو، خط آسمان باید در پیوند با موضوعاتی همچون تهویه طبیعی، تابش خورشید، پوشش گیاهی، فضاهای باز و کیفیت حرارتی محیط بررسی شود.
وی خاطرنشان میکند: در رویکردهای جدید برنامهریزی شهری، مدیریت خط آسمان صرفاً به تعیین یک سقف ارتفاعی ثابت برای تمام نقاط شهر محدود نمیشود، بلکه تلاش میشود میان یکپارچگی سیمای شهری و تنوع فضایی تعادل برقرار شود.
کارشناس برنامهریزی شهری تصریح میکند: در این رویکرد میتوان گرههای شهری و محدودههایی را که از دسترسی مناسب به حملونقل عمومی برخوردارند، برای تمرکز بیشتر تراکم و ارتفاع در نظر گرفت و در مقابل، در بافتهای تاریخی، محلههای کمتراکم یا محدودههایی که از نظر محیطی و بصری حساس هستند، خط آسمان را در ارتفاع پایینتری مدیریت کرد.
مطالبی اظهار میکند: چنین رویکردی میتواند بهجای توزیع یکنواخت ارتفاع در سراسر شهر، نوعی سلسلهمراتب ارتفاعی ایجاد کند؛ بهگونهای که تغییرات خط آسمان تابعی از ساختار فضایی، ظرفیت زیرساختها، دسترسی به حملونقل عمومی، ارزشهای تاریخی و طبیعی و ویژگیهای اقلیمی هر محدوده باشد.
وی با تأکید بر اهمیت مطالعات پیشینی میافزاید: پیش از صدور مجوز برای پروژههای بلندمرتبه، لازم است اثرات آن بر محیط پیرامون با استفاده از ابزارهای مدلسازی سهبعدی و مطالعات تخصصی بررسی شود؛ تحلیل سایهاندازی، تابش خورشید، جریان باد، دید و منظر و اثر پروژه بر فضاهای عمومی از جمله مطالعاتی است که میتواند کیفیت تصمیمگیری را افزایش دهد.
کارشناس برنامهریزی شهری تأکید میکند: تشویق به استفاده از سقفهای پلکانی یا فرمهای مخروطی در بلندمرتبهها برای کاهش اثرات سایهاندازی و ایجاد پویایی بصری میتواند در برخی پروژهها به کاهش سایهاندازی و آثار نامطلوب تودههای ساختمانی و در عین حال ایجاد تنوع در خط آسمان کمک کند.
مطالبی میگوید: خط آسمان را باید بخشی از نظام برنامهریزی شهری دانست که میان تراکم، هویت، سیما و منظر، محیط زیست، اقلیم و کیفیت زندگی شهروندان ارتباط برقرار میکند، بنابراین تصمیمگیری درباره ارتفاع و فرم ساختمانها زمانی میتواند به ارتقای کیفیت شهر منجر شود که آثار آن در مقیاسهای مختلف و با توجه همزمان به نیازهای توسعه و ظرفیتهای محیطی ارزیابی شود.

آینده شهر را امروز در خط آسمان آن میسازیم
خط آسمان را نمیتوان تنها حاصل کنار هم قرار گرفتن ساختمانها دانست؛ این خط، نتیجه مجموعهای از تصمیمهایی است که درباره نحوه رشد و توسعه شهر گرفته میشود. هر ساختمان جدید، تغییری هرچند کوچک در تصویری ایجاد میکند که شهروندان از شهر خود میبینند و به همین دلیل، توسعه ارتفاعی شهر نیازمند نگاهی فراتر از یک قطعه زمین و یک پروژه ساختمانی است.
شهرهای امروز بیش از گذشته به فضاهایی نیاز دارند که در عین پاسخگویی به نیازهای توسعه، ویژگیهای کالبدی و تصویری خود را نیز حفظ کنند. در چنین نگاهی، خط آسمان نه مانعی برای ساختوساز و توسعه، بلکه ابزاری برای هدایت آن است؛ ابزاری که میتواند میان نیاز به نوسازی و توسعه از یکسو و حفظ انسجام و شخصیت شهر از سوی دیگر ارتباط برقرار کند.
شاید مهمترین نکته این باشد که خط آسمان هر شهر، یک تصمیم یکباره نیست؛ تصویری است که بهتدریج و با مجموعهای از انتخابهای شهری ساخته میشود. انتخابهایی که اگر با نگاه بلندمدت و درک درست از ظرفیتهای هر شهر انجام شوند، میتوانند سیمایی بسازند که نهتنها امروز، بلکه برای نسلهای آینده نیز قابل تشخیص، خوانا و متعلق به همان شهر باشد.
نظر شما