به گزارش خبرگزاری ایمنا، حوالی ساعت ۲۰ شب گذشته، مناطق مختلفی در بندرعباس، سیریک، جاسک و قشم هدف حملات ارتش جنایتکار آمریکا قرار گرفت؛ حملاتی که یکی از تلخترین تصاویر خود را در شهر بندری کوهستک شهرستان سیریک رقم زد، جایی که یک مراسم عروسی نیز مورد حمله قرار گرفت و شبی که قرار بود آغاز یک زندگی باشد، به شبی تلخ و خونین تبدیل شد.
خبر حمله به مراسم عروسی خیلی زود در فضای مجازی پیچید. کاربران و چهرههای مختلف، هرکدام با زبان خود به این اتفاق واکنش نشان دادند؛ یکی کوتاه و دردمندانه، دیگری با روایت جزئیات یک عروسی جنوبی و دیگری با یادآوری نمونههایی از حملات گذشته آمریکا.
رضا صادقی، خواننده در صفحه اینستاگرام خود به این حادثه واکنش نشان داد و نوشت:«تسلیت به مردم شریف سیریک عزیز.»

اما در میان واکنشهای منتشرشده، برخی از روایتهای کاربران از ماندن پای وطن تا آخرین قطره خون حاکی داشتند. در این رابطه یاحا کاشانی با انتشار پست «فرهیختگان» در صفحه شخصی خود نوشت:« اگر سر به سر تن به کشتن دهیم،از آن به که کشور به دشمن دهیم.»

اما شاید یکی از متفاوتترین واکنشها، روایت لیلا مهدوی، نویسنده بود، روایتی که پیش از رسیدن به انفجار، خواننده را به قلب یک عروسی جنوبی میبرد.
او نوشت:«شما عروسیهای جنوب را دیدهاید؟» بعد از آن، تصویرش از این مراسم آغاز میشود؛ از زنهایی که لباسهای رنگارنگ میپوشند، پارچههایی که زیر نور چراغها برق میزنند و حاشیههای طلایی که با هر حرکت میلرزند؛ از دستهایی که حنا میبندند و نقش سرخ حنا تا مچ بالا میرود.
از بوی حنا و اسپند مینویسد؛ از صدای دمام که در کوچهها میدود و کف زدنهایی که با خندهها درهم میآمیزد. از عروسیای که عروس میان این همه رنگ و صدا برای رفتن آماده میشود،اما روایت او در همان نقطه متوقف نمیماند. «اما امشب در سیریک یک مراسم عروسی هدف حمله قرار گرفت.»
و بعد، تصویر عروسی تغییر میکند؛ سقف میلرزد، شیشهها از قابهایشان میپرند، چراغها خاموش میشوند و شعلهای سرخ، شب عروسی را از پشت پنجرهها روشن میکند.صدای دمام و خنده قطع میشود. دود جای بوی اسپند را میگیرد و نقشهای تازه حنا، میان دود و آوار باقی میمانند.
مهدوی در ادامه نوشته است:«امشب در سیریک دستهایی که برای شادی بالا میرفتند، به جستوجوی عزیزانشان میان خاک رفتند و حنای عروسی، پیش از آنکه رنگش را ببازد، با سوگ آمیخته شد.»
و در پایان، از نوشتن به عنوان راهی برای تسکین میگوید: «نوشتن وقت دوری، تنها راه تسکین است، اینجا دستهایم روی کاغذ میلغزند و قلبم در جنوب میتپد.»

در میان واکنشهای کاربران، اما سؤالهایی صریحتر نیز مطرح شد. یکی از کاربران با اشاره به خبر حمله به مراسم عروسی نوشت:«عروسی زیرساخت حساب میشه یا پایگاه نظامی؟!!»سؤالی کوتاه، اما با معنایی روشن؛ اینکه چگونه مراسمی که قرار است محل شادی و گردهمایی خانوادهها باشد، در معرض حمله قرار میگیرد.

«عروسی هم دیگر امنیت ندارد»
علیرضا زادبر، استاد دانشگاه و مجری تلویزیون، نیز در واکنش خود، حادثه سیریک را در امتداد حملات پیشین قرار داد و نوشت:«مدرسه میناب، لامرد و حالا جشن عروسی!»
او در ادامه تأکید کرد که آمریکا با هر عملیات و جنایت جدید، آنچه را که به گفته او «آمریکاپرستان داخلی» طی چند دهه برای سفیدشویی آمریکا ساختهاند، از بین میبرد.
زادبر همچنین نوشت:«هیچ کلام زیبا و قلمفرسایی سریعی دیگر نمیتواند آمریکا را بزک کند.»
او در ادامه از مقاومت به عنوان راه تأمین امنیت ناموس ایرانی یاد کرد و با اشاره به سابقه حملات آمریکا به مراسم عروسی در افغانستان و پاکستان، نوشت:«عروسی هم دیگر امنیت ندارد... آمریکا همان آمریکاست.»

در این میان، یک کاربر دیگر نیز با انتشار تیترهایی از حملات سالهای گذشته، تلاش کرد حادثه سیریک را در کنار نمونههای مشابه قرار دهد.در این روایت آمده بود:«بمباران مراسم عروسی توسط نیروهای آمریکایی: ننگرهار افغانستان سال ۱۳۸۷، قندهار افغانستان سال ۱۳۹۷، فلوجه عراق سال ۱۳۸۳، سیریک ایران سال ۱۴۰۵»
این کاربر سپس از «ردپای تروریستهایی که از هزاران کیلومتر آنطرفتر میآیند» نوشت؛ کسانی که به گفته او عروسیها را به عزا میکشند و در عین حال برای جهان از مبارزه با تروریسم و حقوق بشر سخن میگویند.

اما شاید تلخترین واکنش، تصویری بود که یکی دیگر از کاربران از قربانی احتمالی این حادثه در ذهن مخاطب ساخت؛ کودکی که شاید تنها چند ساعت پیش از حمله، وسط جشن عروسی میرقصید، شادی میکرد یا کنار میزها میدوید.
این کاربر با انتشار عکسی نوشت:«شاید همین چند ساعت پیش وسط جشن عروسی داشت با بچهها میرقصید و شادی میکرد یا شاید لپاش رو پر شیرینی کرده بود و دور میزها بدو بدو میکرد، ولی حالا به دست تروریستهای فرقه اپستین به شهادت رسیده.»

به گزارش ایمنا، این واکنشها، اگرچه هرکدام از زاویهای متفاوت به حادثه سیریک نگاه میکنند، اما یک نقطه مشترک دارند؛ تبدیل شدن یک مراسم شادی به صحنهای از سوگ.
نظر شما