مسلم زارعی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به کتاب «نقد فلسفی دانشگاه در ایران» به نویسندگی حسین مطیع اظهار کرد: بهطور معمول مشکلات دانشگاه را در سطح آییننامه، بروکراسی، مسائل مدیریتی، کمبود منابع مالی یا فناوری بررسی میکنیم، در حالی که بخشی از مشکلات در زیرلایههای فلسفی و انسانی دانشگاه ریشه دارد.
وی افزود: گاهی آنقدر درگیر بروکراسی شدهایم که از این لایههای عمیقتر غافل ماندهایم و حتی ایجاد ساختارهایی برای کاهش بروکراسی نیز مشکل را حل نمیکند، زیرا اگر دانشگاه را تنها یک امر تکنیکی ببینیم، مسئله اصلی همچنان پابرجا خواهد بود.
استاد فیزیک دانشگاه صنعتی اصفهان، دانشگاه را پیش از هر چیز یک امر انسانی دانست و تصریح کرد: بیتوجهی به ابعاد انسانی دانشگاه آسیب زیادی وارد کرده است و امکان دارد بهترین قوانین را تدوین کنیم، اما اگر نگاه درستی به انسان نداشته باشیم، این قوانین در عمل کارایی لازم را نخواهند داشت.
زارعی درباره محتوای این کتاب گفت: نویسنده در این اثر جریانهایی همچون علمگرایی دکارتی، لیبرالیسم، سکولاریسم، پوزیتیویسم، تکنوکراسی، نگاه مارکسیستی و فرمالیسم را بررسی و تلاش کرده است حضور و تأثیر آنها را در دانشگاه نشان دهد؛ درباره برخی اصطلاحات نیز میتوان بحث کرد، برای نمونه اگر منظور از فرمالیسم، مدرکگرایی، توجه افراطی به نمره و مقاله است، بهتر است از اصطلاحی استفاده شود که با معنای رایج فرمالیسم در علم اشتباه نشود.
وی اظهار داشت: میان برخی از این جریانها نیز تعارضهایی وجود دارد؛ برای مثال، تکنوکراسی یا فنسالاری میتواند با برخی مؤلفههای لیبرالیسم و دموکراسی در تعارض قرار گیرد، بنابراین بررسی این مفاهیم نیازمند توجه به روابط و تضادهای درونی آنها است.
این عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی اصفهان با اشاره به پوزیتیویسم ادامه داد: پوزیتیویسم تلاش داشت معیارهای دقیقی برای تشخیص علمی بودن مسائل ارائه کند، اما امروز با تعدد دیدگاهها در فلسفه علم میتوان دریافت که این پروژه به نتیجه مورد انتظار نرسیده است؛ با وجود این، نگاه پوزیتیویستی همچنان در دانشگاه حضور دارد و بسیاری از ما بهصورت ناخودآگاه با همین چارچوب فکر میکنیم.
زارعی گفت: حتی در برخی کتابهای درسی، علم به این شکل معرفی میشود که برای شناخت یک مسئله ابتدا به آزمایشگاه میرویم، داده جمع میکنیم و سپس از دادهها نظریه میسازیم؛ در حالی که روش علمی بسیار پیچیدهتر از این الگو است و از اینرو، پیشنهاد کتاب برای آموزش عمیق فلسفه علم، پیشنهاد مهمی است و دانشگاهیان باید شناخت روشنتری از ماهیت، کارکرد و روش علم داشته باشند.
نقدهایی که نیازمند بررسی بیشتر است
این استاد دانشگاه با اشاره به نقاط قابل نقد کتاب «نقد فلسفی دانشگاه در ایران» گفت: ساختار اثر را منسجم و رویکرد میانرشتهای آن را مناسب میدانم، اما برخی ادعاها نیازمند بررسی دقیقتر است؛ برای مثال وقتی گفته میشود دانشگاهها پوزیتیویستی فکر میکنند، بهتر است این ادعا با بررسی و آمار همراه باشد و مشخص شود چه میزان از دانشگاههای کشور به واقع تحت تأثیر این نگرش قرار دارند.
وی ادامه داد: در کنار نقدهای فلسفی، میشد اقدامات انجامشده در دانشگاهها و همچنین کاستیهای فنی و تکنیکی همچون مسائل مالی و محدودیت دسترسی به فناوری نیز بیشتر مورد توجه قرار گیرد؛ همچنین مفاهیمی همچون علوم انسانی و علوم اسلامی در کتاب تا حدی کلی مطرح شدهاند و درباره علم اسلامی و دانشگاه اسلامی نیز میان صاحبنظران دیدگاههای متفاوتی وجود دارد که توجه به این گفتمان دروندینی میتوانست بحث را کاملتر کند.
موتور محرکه دانشگاه، اراده انسانها است
زارعی مهمترین مسئله دانشگاه را نحوه شکلگیری و فعال شدن اراده انسانها دانست و گفت: آنچه میتواند موتور محرکه پیشرفت دانشگاه باشد، اراده استاد، دانشجو، پژوهشگر و نیروی فناوری است؛ مسئله این است که چگونه میتوان این ارادهها را برای حرکت در مسیر یک هدف مشترک فعال کرد.
وی با اشاره به تجربه شکلگیری دانشگاههای بزرگ آمریکا افزود: دانشگاههایی همچون هاروارد، ییل و پرینستون در بستری فرهنگی و مذهبی شکل گرفتند که در آن علم و کار تنها فعالیتی اقتصادی یا اداری نبود، بلکه برای انسان معنای رسالت داشت و همین نگاه فرهنگی در شکلگیری نگرش جامعه به علم، فناوری و کار تأثیرگذار بود.
استاد فیزیک دانشگاه صنعتی اصفهان خاطرنشان کرد: امروز نیز در بسیاری از شرکتهای بزرگ فناوری، از تغییر جهان و حل مسائل بزرگ بشری سخن گفته میشود؛ فارغ از نقش سرمایه و انگیزههای اقتصادی، چنین روایتهایی در ایجاد انگیزه و به حرکت درآوردن اراده انسانها مؤثر است، بنابراین نمیتوان رفتار انسان را تنها با مشوقهای مالی یا ساختارهای اداری توضیح داد.
وی با اشاره به سیره شهید حسن طهرانیمقدم گفت: نمونه دیگری از این مسئله را میتوان در زندگی شهید طهرانیمقدم دید که توانست با ترسیم یک هدف و ایجاد یک روایت، اراده جوانان را برای حرکت در یک مسیر مشترک فعال کند و این پرسش مهم است که چرا ما در دانشگاهها و شرکتهای فناور نمیتوانیم چنین روایت و هدف مشترکی ایجاد کنیم.
پاسخ انسان ایرانی به دانشگاه چیست؟
زارعی با تأکید بر نقش فرهنگ و نگاه فلسفی اظهار کرد: نمیتوان با آییننامه و بخشنامه، انسان را به حرکت درآورد. وزیر، رئیس دانشگاه و مدیران باید بتوانند با جامعه دانشگاهی گفتوگو کنند، هدف را توضیح دهند و اراده افراد را برای رسیدن به آن هدف فعال کنند.
وی افزود: پاسخ انسان آلمانی، آمریکایی، چینی و ایرانی به دانشگاه یکسان نیست، زیرا این پاسخ تحت تأثیر تاریخ، فرهنگ و نوع نگاه هر جامعه به انسان شکل میگیرد و امروز که فناوریهایی همچون هوش مصنوعی و فناوری کوانتومی ظرفیتهای گستردهای ایجاد کردهاند، باید پرسید پاسخ انسان ایرانی به دانشگاه و فناوری چیست و این پاسخ بر چه مبنایی شکل میگیرد.
عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی اصفهان ادامه داد: یکی از مشکلات ما نگاه مهندسی و ابزاری به انسان و جامعه است؛ بهویژه در دانشگاههای فنی، گاهی استاد و دانشجو را تنها اجزای یک سیستم تکنیکی میبینیم، در حالی که دانشگاه با انسان سروکار دارد و نمیتوان ابعاد انسانی آن را نادیده گرفت.
زارعی گفت: تعریف ما از انسان ایرانی نیز باید در سطحی بنیادین مشخص باشد؛ ممکن است گفته شود فیزیک مستقل از ایران، چین، آرژانتین یا برزیل است و فیزیک، فیزیک است، اما شیوه رویارویی انسانها با علم و فناوری از فرهنگ و تاریخ آنها جدا نیست. برای نمونه در فرهنگ هنری چین، سالها تقلید از استاد بخشی از مسیر رسیدن به استادی بوده است و همین نگاه فرهنگی میتواند بر شیوه یادگیری و رویارویی با فناوری نیز اثر بگذارد.
وی تأکید کرد: توجه به عمق تاریخ و فرهنگ، نگاه فلسفی، معرفتشناختی و انسانی به دانشگاه اهمیت زیادی دارد و بر همین اساس، اقدام نویسنده در نگارش این کتاب را ارزشمند میدانم و معتقدم طرح چنین مباحثی در فضای دانشگاه ضروری است و همچنان به کار بیشتری در این زمینه نیاز داریم.
نظر شما