ابوالفضل ظهرهوند در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به رویکرد رئیسجمهور آمریکا در قبال ایران اظهار کرد: ترامپ همواره پیشگام مسئله مذاکره بوده و تلاش کرده است مذاکره را بهعنوان یک ابزار برای پیشبرد اهداف خود استفاده کند. در واقع او مذاکره را تنها به معنای گفتوگو و رسیدن به توافق نمیبیند، بلکه در بسیاری از موارد از آن بهعنوان یک تله استفاده کرده است.
وی افزود: این اتفاق تاکنون چند بار رخ داده و طرف ایرانی باید نسبت به این تجربهها هوشیار باشد. در واقع ما شاهد تبدیلشدن مذاکره به جنگ بودهایم و اکنون نیز اگر قرار باشد همان الگو تکرار شود، ایران نباید اجازه دهد طرف آمریکایی با استفاده از فضای مذاکره، ابتکار عمل را در اختیار بگیرد.
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی با اشاره به تحولات اخیر و فشارهای واردشده بر دولت آمریکا تصریح کرد: امروز شرایط ترامپ با گذشته تفاوت دارد. بستهبودن تنگه هرمز و محدودیتهایی که در تأمین انرژی آمریکا و کشورهای غربی ایجاد شده، فشار قابل توجهی را بر دولت ترامپ وارد کرده است و این فشار نیز در حال افزایش است.
بازی انتخاباتی ترامپ با کارت مذاکره با ایران
ظهرهوند ادامه داد: ترامپ در آستانه انتخابات مجلس نمایندگان آمریکا قرار دارد و طبیعی است که تلاش کند خود را در موقعیتی نشان دهد که همچنان ابتکار عمل را در اختیار دارد. به همین دلیل بار دیگر تلاش میکند فضای مذاکره را مطرح کند، اما نکته مهم اینجاست که میخواهد طرف ایرانی پیشگام این روند معرفی شود.
وی با اشاره به برخی رفتوآمدها و پیامهای دیپلماتیک اخیر گفت: سفرها و تحرکات مختلفی که در این مدت انجام شده، از جمله سفر مقام پاکستانی و ارتباطاتی که در این چارچوب شکل گرفت، همچنین سفر طرف عمانی و در مرحله بعد حضور وزیر خارجه یا فرستاده قطر، نمیتواند تنها اتفاقات معمول دیپلماتیک تلقی شود. به نظر میرسد هر کدام از این رفتوآمدها حامل پیامهایی بودهاند، هرچند تلاش شده است نقش و مأموریت آنها در این زمینه انکار یا کمرنگ شود.
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس افزود: حتی میتوان آثار این رفتوآمدها را در فضای اقتصادی و بازار انرژی نیز مشاهده کرد؛ بهگونهای که پس از هر یک از این تحرکات، بخشی از فشار روانی در بازار سوخت کاهش پیدا کرد. در نهایت نیز پیامها از مسیرهای مختلف منتقل شدند، اما وقتی با پاسخ مورد انتظار طرف آمریکایی مواجه نشدند، مسیر دیگری در پیش گرفته شد.
طرح ۱۴ بندی، سندی دیگر از بدعهدی آمریکا
ظهرهوند با اشاره به طرح ۱۴ بندی مطرحشده در جریان مذاکرات گفت: طرف ایرانی به همان طرح ۱۴ بندی که از ابتدا مطرح شده بود و در نهایت نیز از سوی آمریکاییها کنار گذاشته و اجرایی نشد، استناد کرد. این مسئله نشان داد آمریکاییها و شخص ترامپ تا چه اندازه در تعهدات خود بدعهد هستند. با این حال، ایران نیامد این طرح را پاره کند یا از اساس مسیر گفتوگو را بهصورت هیجانی تخریب کند، بلکه موضع خود را بر اساس تجربه گذشته و واقعیتهای موجود تنظیم کرد.
وی ادامه داد: در چنین شرایطی ترامپ مجبور شد اعلام کند که این طرح را به هیچ عنوان قبول ندارد، اما واقعیت این است که به نظر میرسد پیشنهادهایی از سوی آمریکاییها مطرح شده است. یکی از این پیشنهادها میتواند بازکردن تنگه هرمز در مقابل رفع محاصره یا کاهش فشارها باشد. همچنین کاهش بخشی از تحریمها، از جمله تحریمهای نفتی، میتوانسته از دیگر محورهای این پیامها باشد.
ظهرهوند تصریح کرد: برآورد من این است که هر سه مسیر ارتباطی اخیر، حامل پیامهایی با همین مضمون بودهاند؛ یعنی آمریکاییها تلاش کردهاند راهی برای کاهش فشار ایجاد کنند و در مقابل، امتیازی از ایران بگیرند. اما وقتی با در بسته مواجه شدند، مشخص شد که ایران حاضر نیست کارت مهم و حیاتی خود، یعنی تنگه هرمز را بدون دریافت تضمین و امتیاز واقعی از دست بدهد.
وی گفت: نیروهای میدان نیز چنین پیشنهادی را نمیپذیرند و طرف سیاسی ایران هم نمیتواند چنین ریسک بزرگی را بپذیرد که یک کارت استراتژیک را واگذار کند و در مقابل، تنها شاهد برداشتهشدن بخشی از تحریمها یا کاهش فشار اقتصادی باشد. بنابراین آمریکاییها وقتی دیدند این پیشنهادها با پذیرش ایران مواجه نشده، برای اینکه بیش از این در افکار عمومی و فضای سیاسی متحمل هزینه نشوند، ناچار شدند بسیاری از این تلاشها را انکار کنند.
ترامپ در تنگنا؛ جنگ ایران و آمریکا وارد مرحله تابآوری شد
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس افزود: حتی شنیده شده است که پیامهایی برای ارائه امتیازات بیشتر نیز ارسال شده، اما آمریکاییها تمایل نداشتهاند این موضوع علنی شود. مجموع این تحولات به نظر من نشاندهنده آن است که وضعیت ترامپ وضعیت مطلوبی نیست و او برای خروج از شرایط موجود، به دنبال بازکردن یک مسیر جدید است.
ظهرهوند با بیان اینکه جنگ میان ایران و آمریکا اکنون بیش از هر چیز یک جنگ مبتنی بر تابآوری است، گفت: آمریکاییها از این وضعیت تحت عنوان جنگ اقتصادی یاد میکنند، اما واقعیت این است که در این مرحله، میزان تحمل و مقاومت دو طرف در برابر فشارها تعیینکننده خواهد بود.
وی خاطرنشان کرد: اگر ما درست عمل کنیم، فریب سیاستهای ترامپ را نخوریم و وارد مذاکرهای که چارچوب و هدف آن از سوی آمریکا تعیین شده نشویم، باید تمرکز اصلی خود را بر مدیریت شرایط اقتصادی بگذاریم. در این شرایط لازم است مردم را در مدیریت وضعیت مشارکت دهیم، شرایط را برای آنها تبیین کنیم و به جای اینکه دائم بگوییم «نداریم» یا «نمیشود»، ظرفیتهای کشور را فعال کنیم.
ظهرهوند افزود: باید اجازه ندهیم روایت و تصویری که وزیر خزانهداری آمریکا از اقتصاد ایران ارائه میکند، تبدیل به واقعیت ذهنی جامعه ما شود. ما باید مسیر خودمان را برویم، اقتصاد را مدیریت کنیم و ظرفیتهای داخلی و اجتماعی را به کار بگیریم. اگر این اتفاق بیفتد، معتقدم در سه تا چهار ماه آینده میتوان شاهد تغییر جدی در معادلات بود و حتی میتوان گفت نشانههای پیروزی ایران در این مرحله آشکارتر خواهد شد.
وی با تأکید بر اینکه جنگ هنوز تمام نشده است، گفت: باید بدانیم که جنگ ادامه دارد. ما سه فاز یا سه مرحله از این جنگ را پشت سر گذاشتهایم و اکنون در فاز پایانی قرار داریم که بخش مهم آن جنگ اقتصادی و فشار برای ایجاد فرسایش داخلی است. اگر در این مرحله درست عمل کنیم، میتوانیم از آن نیز عبور کنیم.
جبهه شرق مقابل فشارهای آمریکا
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با اشاره به مواضع روسیه و چین اظهار کرد: در این مسیر، جمهوری اسلامی ایران تنها نیست. روسیه و چین نیز بهصورت رسمی اعلام کردهاند که با سیاست تحریمی آمریکا همراهی نخواهند کرد و در کنار ایران قرار دارند. این همکاری میتواند بخشی از ظرفیت ایران برای مقابله با فشارهای اقتصادی و سیاسی آمریکا باشد.
ظهرهوند در پاسخ به پرسشی درباره ماجراجویی نظامی آمریکا گفت: این احتمال همواره وجود دارد و تا زمانی که به یک صلح پایدار و قطعی نرسیدهایم، نمیتوان احتمال اقدام نظامی یا ماجراجویی جدید را بهطور کامل منتفی دانست. پایان جنگ زمانی معنا پیدا میکند که طرف مقابل به این جمعبندی برسد که سیاست فشار و تحریم دیگر کارایی ندارد.
وی ادامه داد: آمریکاییها تلاش میکنند با فشار اقتصادی، ایجاد اختلال در بازار ارز، سوخت و انرژی و تشدید فشارهای روانی، ایران را به نقطهای برسانند که احساس کند توان ادامه مسیر را ندارد. هدف آنها این است که پایداری و تابآوری ایران به حداقل برسد و کشور به نقطهای برسد که به تعبیر آنها «دست بالا برده» و مجبور به پذیرش خواستههای واشنگتن شود.
ظهرهوند تأکید کرد: یکی دیگر از سناریوهایی که آمریکاییها دنبال میکنند، ایجاد نارضایتی و در نهایت شکلگیری شورش داخلی است. آنها تصور میکنند میتوانند از طریق بههمزدن بازار ارز، سوخت و انرژی و ایجاد فشار اقتصادی، جامعه را در برابر حاکمیت قرار دهند؛ اما این محاسبه درباره مردم ایران دقیق نیست.
وی در پایان گفت: ملت ایران از هوشیاری و بصیرت لازم برخوردار است و میداند که هدف اصلی این فشارها چیست. بنابراین آمریکاییها نباید تصور کنند که با اجرای این سناریوی پایانی میتوانند ایران را وادار به تسلیم کنند. اگر مدیریت اقتصادی، تبیین شرایط برای مردم، مشارکتدادن جامعه و حفظ انسجام داخلی بهدرستی انجام شود، این سناریو نیز خنثی خواهد شد و ایران میتواند مرحله پایانی این جنگ را نیز با موفقیت پشت سر بگذارد.
نظر شما