ردپای نامرئی الگوریتم‌ها بر ذائقه نسل جدید

سلیقه نوجوان امروز فقط در خانه، مدرسه و میان دوستان شکل نمی‌گیرد، بخشی از آن در فضایی ساخته می‌شود که نه دیده می‌شود و نه همیشه شناخته شده است؛ الگوریتم‌ها با شناخت رفتار و علایق نوجوان، محتواهایی پیش روی او می‌گذارند و آنچه در ظاهر یک انتخاب شخصی است، گاهی حاصل تکرار پیشنهادهای الگوریتمی است.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، نوجوان امروز با یک سوال ساده بزرگ نمی‌شود که «چه چیزی دوست دارم؟»؛ او هر روز با هزاران پاسخ آماده روبه‌روست. پیش از اینکه دنبال موسیقی بگردد، پیشنهاد موسیقی می‌گیرد، پیش از آنکه درباره سبک زندگی تصمیم بگیرد، نمونه‌هایش را می‌بیند و پیش از آنکه بداند چه چیزی برایش جذاب است، صفحه‌ای پر از انتخاب‌های جذاب پیش رویش قرار می‌گیرد و در این میان، الگوریتم فقط تماشاگر سلیقه نوجوان نیست؛ شاید یکی از بازیگران اصلی شکل‌گیری آن باشد.

سلیقه نوجوان امروز دیگر فقط در حیاط مدرسه، جمع دوستان یا ویترین مغازه‌ها شکل نمی‌گیرد. بخش مهمی از انتخاب‌های او در فضایی اتفاق می‌افتد که دیده نمی‌شود؛ پشت صفحه تلفن همراه، جایی که هر بار تماشای یک ویدئو، جست‌وجوی یک موضوع یا دنبال کردن یک صفحه، می‌تواند مسیر محتوای بعدی را تغییر دهد.

نوجوان ممکن است تصور کند خودش تصمیم گرفته است چه موسیقی‌ای گوش کند، چه لباسی بپوشد، کدام چهره را دنبال کند یا چه محتوایی برایش جذاب باشد، اما در پس این انتخاب‌ها، الگوریتم‌ها در حال پیشنهاد دادن و جهت دادن به مسیر مصرف محتوا هستند. آن‌ها نه با دستور مستقیم، بلکه با تکرار و انتخاب، آرام‌آرام در معرض دید قرار می‌گیرند و همین حضور مداوم می‌تواند بر ترجیحات نسل جدید اثر بگذارد.

این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم نوجوانی، سال‌های شکل‌گیری هویت و استقلال فردی است. نوجوان در این دوره می‌خواهد متفاوت باشد، انتخاب کند و خودش را به دیگران معرفی کند و حالا بخشی از این تجربه در محیطی رخ می‌دهد که انتخاب‌های آن با سازوکارهای هوشمند و تجاری مدیریت می‌شود؛ فضایی که هدفش فقط سرگرم کردن کاربر نیست، بلکه نگه‌داشتن توجه او نیز اهمیت دارد.

در چنین شرایطی، پرسش فقط این نیست که نوجوانان چقدر از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند؛ پرسش مهم‌تر این است که این شبکه‌ها چه چیزی را بیشتر مقابل چشم آن‌ها می‌گذارند و تکرار مداوم یک محتوا چگونه می‌تواند روی سلیقه، انتخاب، نگاه به خود و حتی تصویری که نوجوان از زندگی مطلوب دارد اثر بگذارد. شاید وقت آن رسیده باشد که پشت انتخاب‌های به‌ظاهر شخصی نوجوانان، ردپای الگوریتم‌ها را هم ببینیم.

ردپای نامرئی الگوریتم‌ها بر ذائقه نسل جدید

وقتی الگوریتم سلیقه نوجوان را می‌چیند

فاطمه رضازاده، روان‌شناس و مشاور کودک و نوجوان با بیان اینکه تا چند سال پیش وقتی از سلیقه یک نوجوان حرف می‌زدیم، خانواده، دوستان، مدرسه، تلویزیون یا محیط اجتماعی در آن دخیل بود، اما امروز یک بازیگر تازه و البته نامرئی هم در این میان حضور دارد، به خبرنگار ایمنا می‌گوید: نوجوان صفحه‌ای را بالا و پایین می‌کند، ویدئویی را می‌بیند، روی محتوایی مکث می‌کند یا از چیزی عبور می‌کند و چند لحظه بعد، مجموعه‌ای از پیشنهادهای تازه مقابل او قرار می‌گیرد که قرار است هر بار بیشتر مطابق علاقه او باشند.

وی با بیان اینکه الگوریتم‌ها بر اساس رفتار کاربران تلاش می‌کنند محتوایی را نمایش دهند که احتمال بیشتری دارد توجه آنها را جلب کند، می‌افزاید: به همین دلیل، آنچه نوجوان در شبکه‌های اجتماعی می‌بیند فقط مجموعه‌ای تصادفی از محتوا نیست. هر کلیک، توقف، جست‌وجو و تعامل می‌تواند به سیستم اطلاعات بیشتری درباره علاقه‌های او بدهد و مسیر پیشنهادهای بعدی را تغییر دهد و نتیجه این فرایند می‌تواند شکل‌گیری یک فضای شخصی‌سازی‌شده باشد؛ فضایی که نوجوان در آن مدام با چیزهایی مواجه می‌شود که شبیه انتخاب‌های قبلی او هستند.

روان‌شناس و مشاور کودک و نوجوان با اشاره به اینکه مسئله از جایی جالب می‌شود که بدانیم نوجوان هنوز در حال ساختن سلیقه و هویت خودش است، تصریح می‌کند: موسیقی مورد علاقه، نوع پوشش، سرگرمی، سبک حرف زدن، چهره‌های محبوب و حتی تصویری که از زندگی جذاب در ذهنش شکل می‌گیرد، در این سن ثابت و نهایی نشده‌ است و وقتی یک سیستم هوشمند برخی انتخاب‌ها را بیشتر و برخی دیگر را کمتر مقابل چشم او قرار می‌دهد، ممکن است این تصور شکل بگیرد که «این همان چیزی است که من دوست دارم»، در حالی که بخشی از آنچه دیده می‌شود، نتیجه انتخاب‌های قبلی و منطق پیشنهاددهی پلتفرم است.

سواد رسانه‌ای در عصر الگوریتم‌ها چقدر کاربرد دارد؟

رضازاده با بیان اینکه نمی‌توان گفت الگوریتم‌ها به‌تنهایی سلیقه نوجوانان را می‌سازند، ادامه می‌دهد: خانواده، دوستان، فرهنگ، مدرسه و تجربه‌های شخصی همچنان نقش مهمی دارند، اما تفاوت اینجاست که الگوریتم می‌تواند در مقیاسی بسیار گسترده و به‌صورت مداوم روی انتخاب‌های روزمره اثر بگذارد. نوجوان ممکن است صبح با یک سبک موسیقی روبه‌رو شود، ظهر محتوای مربوط به یک نوع پوشش ببیند و شب با مجموعه‌ای از ویدئوهای مرتبط با همان سبک زندگی مواجه شود، بدون اینکه متوجه باشد این جریان محتوا چگونه شکل گرفته است.

وی می‌گوید: از طرف دیگر، الگوریتم‌ها فقط سلیقه را دنبال نمی‌کنند و گاهی می‌توانند آن را تقویت کنند. اگر نوجوان به موضوعی علاقه نشان دهد، رویارویی مکرر با محتوای مشابه ممکن است این علاقه را پررنگ‌تر کند و حتی او را به سمت محتواهای نزدیک یا شدیدتر ببرد. این مسئله درباره موضوعاتی همچون ظاهر، سبک زندگی، موفقیت، بدن ایده‌آل یا محبوبیت اجتماعی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، زیرا نوجوان ممکن است تصور کند آنچه در صفحه‌اش می‌بیند، تصویری واقعی و فراگیر از زندگی دیگران است.

روان‌شناس و مشاور کودک و نوجوان با بیان اینکه مسئله اصلی جنگیدن با الگوریتم نیست، بلکه شناختن آن است، اضافه می‌کند: نوجوانی که بداند صفحه‌ای که می‌بیند، آینه کامل جهان نیست و محتوای پیشنهادی نتیجه یک فرایند انتخاب‌شده است، قدرت بیشتری برای انتخاب آگاهانه خواهد داشت. شاید سواد رسانه‌ای در عصر الگوریتم فقط این نباشد که بدانیم چه چیزی را می‌بینیم، بلکه باید بدانیم چه کسی و با چه منطقی تصمیم گرفته است چه چیزی را بیشتر ببینیم.

ردپای نامرئی الگوریتم‌ها بر ذائقه نسل جدید

نوجوان در محاصره پیشنهادها؛ الگوریتم چگونه هویت می‌سازد؟

مائده سلیمی، روان‌شناس بالینی کودک و نوجوان با بیان اینکه نوجوان امروز ممکن است در چند دقیقه از تماشای یک ویدئوی موسیقی به محتوای مد و زیبایی، از آنجا به سبک زندگی یک اینفلوئنسر و بعد به ویدئوهایی درباره موفقیت و ثروت برسد، به خبرنگار ایمنا می‌گوید: مسیر این حرکت برای او شاید طبیعی به نظر برسد، انگار خودش انتخاب کرده است که چه چیزی ببیند، اما پشت این انتخاب‌های به ظاهر ساده، سامانه‌هایی فعالیت می‌کنند که رفتار او را تحلیل می‌کنند تا محتوای بعدی را پیشنهاد دهند و اینجاست که یک پرسش تربیتی شکل می‌گیرد که آیا نوجوان فقط مصرف‌کننده محتواست یا خودش هم به‌تدریج توسط همان محتوا شکل می‌گیرد؟

وی با بیان اینکه دوران نوجوانی، دوره آزمودن نقش‌ها و ساختن تصویری از خود است، می‌افزاید: نوجوان در این مرحله می‌خواهد بفهمد چه کسی است، چه چیزی دوست دارد و قرار است چگونه دیده شود. شبکه‌های اجتماعی در همین نقطه می‌توانند اثرگذار باشند، زیرا دائم نمونه‌هایی از آدم‌ها، سبک‌ها و شیوه‌های مختلف زندگی را پیش چشم او قرار می‌دهند. مشکل زمانی جدی‌تر می‌شود که این تصاویر با زندگی واقعی مقایسه شوند و نوجوان احساس کند دیگران زیباتر، موفق‌تر، محبوب‌تر یا خوشحال‌تر از او هستند.

روان‌شناس بالینی کودک و نوجوان تصریح می‌کند: الگوریتم می‌تواند این مقایسه را تقویت کند، چون محتوایی را بیشتر نمایش می‌دهد که احتمال تعامل بالاتری داشته باشد. در نتیجه ممکن است نوجوان بارها با تصاویری مشابه از بدن‌های ایده‌آل، زندگی‌های لوکس، موفقیت‌های سریع یا روابط به ظاهر بی‌نقص روبه‌رو شود. تکرار چنین تصاویری به معنای باور کردن آن‌ها نیست، اما می‌تواند معیارهای ذهنی نوجوان را تغییر دهد؛ یعنی آنچه در ابتدا غیرعادی به نظر می‌رسید، پس از رویارویی مکرر ممکن است به استاندارد معمول تبدیل شود.

چگونگی تربیت نسلی که بتواند در میان انبوه پیشنهادها همچنان انتخاب‌کننده باقی بماند

سلیمی با بیان اینکه از سوی دیگر، الگوریتم می‌تواند فضای فکری نوجوان را نیز محدود کند، ادامه می‌دهد: وقتی یک کاربر مرتب محتوای همسو با علایق و دیدگاه‌های قبلی خود دریافت می‌کند، ممکن است کمتر با نظرهای متفاوت روبه‌رو شود. این اتفاق فقط درباره موضوعات اجتماعی یا سیاسی مطرح نیست و حتی در حوزه سبک زندگی، ظاهر، ورزش، موسیقی و سرگرمی نیز ممکن است رخ دهد و نوجوان به‌تدریج در فضایی قرار می‌گیرد که بیشتر شبیه علایق قبلی خودش است و کمتر او را با انتخاب‌های متفاوت روبه‌رو می‌کند.

وی با اشاره به اینکه در چنین شرایطی، نقش خانواده و مدرسه دیگر نمی‌تواند فقط محدود کردن زمان استفاده از تلفن همراه باشد، می‌گوید: نوجوان باید یاد بگیرد که پشت هر صفحه‌ای یک سازوکار انتخاب محتوا وجود دارد و پیشنهاد شده بودن یک محتوا به معنای بهترین یا واقعی‌ترین بودن آن نیست. گفت‌وگو درباره تبلیغات پنهان، اینفلوئنسرها، محتوای دستکاری‌شده، فیلترها و سازوکار پیشنهاد محتوا می‌تواند به نوجوان کمک کند فاصله‌ای انتقادی میان خودش و صفحه نمایش ایجاد کند.

روان‌شناس بالینی کودک و نوجوان با بیان اینکه الگوریتم‌ها قرار نیست از زندگی نوجوان حذف شوند و آن‌ها روزبه‌روز دقیق‌تر و شخصی‌تر خواهند شد، اضافه می‌کند: مسئله آینده، محروم کردن نوجوان از فناوری نیست، بلکه تربیت نسلی است که بتواند در میان انبوه پیشنهادها همچنان انتخاب‌کننده باقی بماند. شاید مهم‌ترین سؤال این نباشد که نوجوان چه چیزی را دوست دارد؟، بلکه این باشد که چقدر از این علاقه را خودش انتخاب کرده و چقدر از آن را بارها در صفحات مجازی دیده و به‌تدریج به انتخاب خودش تبدیل شده است؟

ردپای نامرئی الگوریتم‌ها بر ذائقه نسل جدید

الگوریتم‌ها بخشی از فناوری‌ هستند که قرار است تجربه کاربر را شخصی‌تر و جذاب‌تر کند و مسئله از جایی آغاز می‌شود که کاربر، سازوکار این انتخاب‌ها را نمی‌شناسد و تصور می‌کند هر آنچه مقابل چشمانش قرار گرفته، تصویری کامل و بی‌طرف از جهان اطراف است.

برای نوجوان، آگاهی از این سازوکار می‌تواند بخشی از مهارت زندگی در دنیای جدید باشد. او باید بداند که پشت یک صفحه شخصی، فقط سلیقه خودش قرار ندارد و داده‌ها، پیشنهادها، تبلیغ‌ها و منطق پلتفرم‌ها هم در شکل دادن به این تجربه نقش دارند. این آگاهی قرار نیست لذت استفاده از فناوری را از بین ببرد، بلکه قرار است قدرت انتخاب را بیشتر کند.

خانواده‌ها نیز در این میان با یک انتخاب ساده روبه‌رو نیستند، حذف کامل فناوری از زندگی نوجوان نه عملی است و نه راه‌حل و آنچه اهمیت دارد، گفت‌وگو درباره چیزی است که نوجوان می‌بیند، دلیل علاقه‌اش به آن و تفاوت میان زندگی واقعی و تصویری که در فضای مجازی به نمایش گذاشته می‌شود. گاهی یک گفت‌وگوی درست می‌تواند بیشتر از ساعت‌ها محدودیت و کنترل اثر داشته باشد.

شاید مهم‌ترین مسئله این باشد که در عصر الگوریتم‌ها، انتخاب کردن را فراموش نکنیم؛ نوجوان باید بتواند میان انبوه پیشنهادهایی که هر روز به سمتش می‌آیند، مکث کند، سؤال بپرسد و تصمیم بگیرد، چراکه آینده فقط متعلق به نسلی نیست که بهتر با فناوری کار می‌کند، بلکه متعلق به نسلی است که اجازه نمی‌دهد فناوری به جای او انتخاب کند.

کد مطلب 999244

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.