به گزارش خبرگزاری ایمنا، پشت نام بعضی از مناسبتها، قصهای از آدمها، تجربهها و انتخابها پنهان شده است. «هفته وحدت» یکی از همین نامهاست؛ عنوانی که هر سال با رسیدن ربیعالاول دوباره بر سر زبانها میافتد، اما شاید کمتر کسی به این فکر کند که پشت این چند روز، چه اندیشهای ایستاده است.
قصه را باید سالها عقب برد؛ به روزهایی که رهبر شهید انقلاب در ایرانشهر دوران تبعید را میگذراند. ایرانشهر در آن سالها فقط یک نقطه جغرافیایی در جنوب شرق ایران نبود؛ برای آیتالله خامنهای، فرصتی بود برای نزدیکتر شدن به مردمی که بخش قابل توجهی از آنان اهل سنت بودند و برای ارتباط مستقیم با علمای اهل سنت.
در چنین فضایی، مسئلهای که شاید در نگاه نخست یک تفاوت مذهبی به نظر میرسید، میتوانست تبدیل به یک فرصت شود. ماجرا به تاریخ میلاد پیامبر اکرم(ص) بازمیگشت. در میان مسلمانان، درباره تاریخ دقیق ولادت پیامبر(ص) روایتهای متفاوتی وجود دارد. مشهور میان اهل سنت، دوازدهم ربیعالاول و در میان شیعیان، هفدهم ربیعالاول است. پنج روز فاصله. پنج روزی که میتوانست هر کدام نشانهای از جدایی باشد؛ دو تاریخ، دو مراسم و دو جامعه که هر کدام جداگانه میلاد پیامبر خود را جشن بگیرند. اما میشد جور دیگری هم نگاه کرد. میشد به جای آنکه این پنج روز را مرز دید، آنها را به یک فرصت تبدیل کرد.
همین نگاه، هسته اولیه ایدهای شد که بعدها به «هفته وحدت» شهرت پیدا کرد؛ جشنهایی که از دوازدهم آغاز شود و تا هفدهم ربیعالاول ادامه پیدا کند تا شیعه و سنی به جای دو جشن جداگانه در یک بازه زمانی مشترک میلاد پیامبر رحمت(ص) را گرامی بدارند. ایده ساده به نظر میرسید؛ اما پشت این سادگی، یک نگاه عمیق وجود داشت.
اگر مسلمانان در تاریخ یک مناسبت با هم اختلاف دارند، چرا باید در اصل آن مناسبت با یکدیگر اختلاف کنند؟ اگر همه به یک پیامبر ایمان دارند، اگر همه یک قبله دارند، اگر همه قرآن را کتاب آسمانی خود میدانند و اگر همه خود را پیرو پیامبر اکرم(ص) میدانند، چرا یک تفاوت تاریخی باید بهانهای برای دوری باشد؟ از همینجاوحدت از یک واژه به یک روش تبدیل شد.

پیامبر(ص)؛ نقطهای که همه به آن میرسند
وحدت به معنای حذف تفاوتها نبود، یکی از مهمترین نکات در اندیشه رهبر شهید انقلاب درباره وحدت، این بود که وحدت اسلامی به معنای از میان برداشتن تفاوتهای مذهبی یا وادار کردن پیروان مذاهب به کنار گذاشتن باورهای خود نیست. وحدت قرار نبود شیعه را از شیعه بودن و اهل سنت را از اهل سنت بودن جدا کند. مسئله، همزیستی در عین تفاوت بود. یعنی میتوان بر اعتقادات خود ایستاد، اما دیگری را دشمن ندانست. میتوان مذهب خود را دوست داشت، اما مقدسات دیگری را هدف توهین قرار نداد. میتوان درباره مسائل اعتقادی اختلاف نظر داشت، اما در برابر دشمنی که اصل جامعه اسلامی را نشانه گرفته، در کنار یکدیگر ایستاد.
این نگاه، وحدت را از یک تعارف سیاسی جدا میکرد و آن را به یک ضرورت اجتماعی و تمدنی تبدیل میساخت. در چنین نگاهی، مسلمانان پیش از آنکه در جزئیات با یکدیگر متفاوت باشند، در اصول و سرنوشت خود اشتراک دارند.
شاید بتوان مهمترین رمز شکلگیری هفته وحدت را در یک نام خلاصه کرد؛ محمد(ص). درست در نقطهای که اختلافهای مذهبی میتوانند برجسته شوند، نام پیامبر اکرم(ص) به عنوان نقطه مشترک همه مسلمانان قرار میگیرد. شیعه و سنی، هر دو مسلمان هستند و هر دو خود را پیرو پیامبر اسلام(ص) میدانند. پس چه چیزی طبیعیتر از اینکه میلاد او، به جای آنکه محل اختلاف باشد، به نقطه اتصال تبدیل شود؟ ایده هفته وحدت از همین منطق تغذیه میکرد؛ اینکه گاهی برای نزدیک کردن آدمها، لازم نیست تفاوتهایشان را پاک کنیم؛ کافی است اشتراکات بزرگترشان را به یادشان بیاوریم. و چه اشتراکی بزرگتر از پیامبر اسلام(ص)؟
ایدهای که در فضای ایرانشهر شکل گرفت، بعدها و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در قالب هفته وحدت رسمیت و گستره بیشتری پیدا کرد، اما اهمیت آن تنها در اینکه چند روز از تقویم به وحدت مسلمانان اختصاص داده شد، خلاصه نمیشود. آنچه ماندگار شد، یک «نگاه» بود. نگاهی که میگفت اختلاف مذهبی نباید به اختلاف اجتماعی تبدیل شود؛ اختلاف نظر نباید به دشمنی برسد و تفاوت نباید راه را برای تفرقه باز کند.

در نگاه رهبر شهید انقلاب، وحدت مسئلهای مقطعی و تاکتیکی نبود
به همین دلیل است که هفته وحدت را نمیتوان فقط مجموعهای از جشنها، همایشها و برنامههای مناسبتی دانست. هفته وحدت، اگر قرار باشد معنای واقعی خود را حفظ کند، باید یادآور یک پرسش هم باشد؛ مسلمانان با همه تفاوتهایشان، چه چیزهایی دارند که میتواند آنان را کنار یکدیگر قرار دهد؟
پاسخ، در نگاه رهبر شهید انقلاب، روشن بود؛ اسلام، قرآن، پیامبر(ص)، قبله، ارزشهای مشترک و سرنوشت مشترک. شاید بزرگترین خطر برای هر مناسبت، تبدیل شدن آن به یک شعار تکراری باشد؛ واژهای که هر سال گفته شود، اما کمتر به معنای آن فکر کنیم.
وحدت نیز اگر فقط به یک عنوان مناسبتی تقلیل پیدا کند، بخش مهمی از فلسفه خود را از دست میدهد. هفته وحدت قرار نبود فقط یک هفته درباره وحدت حرف بزنیم و در پایان، دوباره به همان فاصلهها برگردیم. این مناسبت قرار بود یادآور یک اصل بزرگتر باشد؛ اینکه جامعه اسلامی با همه تفاوتهای مذهبی و فرهنگی خود، یک سرنوشت مشترک دارد.
در نگاه رهبر شهید انقلاب، وحدت مسئلهای مقطعی و تاکتیکی نبود؛ یک ضرورت راهبردی برای جهان اسلام بود و شاید به همین دلیل است که تأکید بر وحدت، محدود به روزهای ربیعالاول نماند.
نظر شما