به گزارش خبرگزاری ایمنا، تجربه تاریخی ایران نشان میدهد تحریم و محاصره اقتصادی، ابزار تازهای در مواجهه قدرتهای غربی با کشورمان نیست؛ از روزهایی که دولت دکتر مصدق پس از ملی شدن صنعت نفت با تحریم و محاصره دریایی انگلیس مواجه شد تا امروز که جمهوری اسلامی ایران در برابر فشارهای اقتصادی، تهدیدهای نظامی و تلاش برای محدود کردن صادرات انرژی قرار گرفته است، یک الگوی مشترک قابل مشاهده است: هرگاه منافع قدرتهای بزرگ به خطر افتاده، فشار اقتصادی بهعنوان مکمل فشار سیاسی و نظامی به کار گرفته شده است.
با این حال، تفاوت اساسی میان ایران امروز و ایران دهه ۱۳۳۰ در ظرفیتهای داخلی، قدرت دفاعی، موقعیت ژئوپولیتیکی و عمق راهبردی کشور است. بر همین اساس، پرسش اصلی این نیست که آیا دشمن میتواند فشار اقتصادی ایجاد کند؛ بلکه مسئله مهمتر آن است که آیا جمهوری اسلامی ایران میتواند این فشار را مدیریت کرده و در نهایت محاصره اقتصادی را بشکند؟
دو جبهه همزمان؛ میدان نظامی و میدان اقتصاد
در شرایطی که فشارهای خارجی افزایش یافته است، کشور با دو جبهه مهم مواجه است؛ جبهه نخست میدان نظامی است که نیروهای مسلح باید وظیفه خود را در تأمین امنیت و بازدارندگی انجام دهند و جبهه دوم، میدان اقتصاد است که در آن نباید اجازه داد محاصره اقتصادی به یک وضعیت عادی و دائمی تبدیل شود.
در این نگاه، پذیرش محاصره اقتصادی بهعنوان یک واقعیت اجتنابناپذیر، خود میتواند بخشی از راهبرد دشمن را تکمیل کند. اگر جامعه و ساختار تصمیمگیری کشور به این نتیجه برسند که تحریم، محدودیت فروش نفت، فشار بر تجارت خارجی و محدودیتهای بانکی برای همیشه بخشی از زندگی اقتصادی کشور خواهد بود، محاصره از یک ابزار موقت فشار به یک ساختار پایدار تبدیل میشود.
دشمن باید به این نتیجه برسد که افزایش فشار، هزینهای بیش از منفعت برای او ایجاد خواهد کرد.
از همین منظر، الگوی «اعتمادسازی» در برابر طرفهایی که از اساس فشار را بهعنوان ابزار مذاکره به کار میگیرند، نمیتواند پاسخ کاملی باشد. در شرایط جدید، آنچه اهمیت بیشتری پیدا میکند، اثبات قدرت اقتصادی، سیاسی، نظامی و ژئوپولیتیکی ایران است؛ یعنی دشمن باید به این نتیجه برسد که افزایش فشار، هزینهای بیش از منفعت برای او ایجاد خواهد کرد.

مزیت ژئوپولیتیکی ایران در برابر محاصره
یکی از مهمترین ظرفیتهای ایران برای مقابله با محاصره اقتصادی، موقعیت جغرافیایی کشور است. ایران برخلاف برخی کشورهایی که در محیط ژئوپولیتیکی بستهتری قرار دارند، در منطقهای واقع شده که بخش قابل توجهی از منافع اقتصادی غرب در آن متمرکز است.
نفت و گاز، بنادر تجاری، مسیرهای دریایی، خطوط انتقال انرژی، بازارهای منطقهای و تنگه هرمز، مجموعهای از ظرفیتها را در اختیار ایران قرار دادهاند که در صورت استفاده هوشمندانه، میتوانند معادله فشار اقتصادی را تغییر دهند.
برای فهم بهتر این وضعیت میتوان به یک تمثیل اشاره کرد. منافع اقتصادی غرب در منطقه را میتوان به گلهای تشبیه کرد که ایالات متحده تلاش میکند از آن حفاظت کند؛ دولت آمریکا نقش هدایتکننده و چوپان و رژیم صهیونیستی نقش سگ نگهبان امنیتی این ساختار را ایفا میکند، اما آنچه برای ساختار قدرت آمریکا اهمیت اصلی دارد، خود منافع اقتصادی و راهبردی منطقه است.
ایران در نقطهای قرار گرفته که به بخش مهمی از این منافع نزدیک است. در مقابل، روسیه برای اثرگذاری مستقیم بر بسیاری از منافع اقتصادی غرب، با موانع جغرافیایی بیشتری مواجه است و در بسیاری از موارد باید از مسیر کشورهای دیگر عبور کند.
این تفاوت ژئوپولیتیکی یک مزیت مهم برای ایران ایجاد میکند، کشوری که در مرکز یکی از حساسترین گلوگاههای انرژی جهان قرار گرفته، تنها دریافتکننده فشار نیست؛ بلکه میتواند در صورت ضرورت، بر هزینههای تحمیل فشار نیز اثر بگذارد.
تجربه مصدق؛ نخستین آزمون محاصره اقتصادی ایران
برای درک سیاست محاصره اقتصادی علیه ایران، بازگشت به سالهای ملی شدن صنعت نفت اهمیت زیادی دارد.
پس از ملی شدن صنعت نفت، بریتانیا با از دست دادن منافع خود در صنعت نفت ایران، به سمت فشار اقتصادی و محاصره دریایی دولت مصدق حرکت کرد. در آن مقطع، ایران نه برنامه هستهای داشت، نه توان موشکی امروز را در اختیار داشت و نه درگیر منازعهای با آمریکا بر سر نفوذ منطقهای بود؛ مسئله اصلی، ملی شدن صنعت نفت و محدود شدن دست بریتانیا از منابع نفتی ایران بود.
در واقع، تجربه دهه ۱۳۳۰ نشان داد که تحریم اقتصادی و محاصره دریایی میتواند مقدمهای برای ایجاد فشار اجتماعی و سیاسی در داخل کشور باشد. کاهش درآمدهای نفتی، دشواری تجارت خارجی و فشار اقتصادی بر مردم، زمینهای ایجاد کرد که در نهایت در کنار مجموعهای از عوامل داخلی و خارجی، به تضعیف دولت مصدق کمک کرد. کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ نیز در همین چارچوب تاریخی قابل بررسی است؛ کودتایی که پس از شکست تلاش اولیه در ۲۵ مرداد، در ۲۸ مرداد به نتیجه رسید و مسیر بازگشت محمدرضا پهلوی و تثبیت دوباره سلطنت را فراهم کرد.

تفاوت امروز با سال ۱۳۳۲ چیست؟
اما مهمترین نکته اینجاست که جمهوری اسلامی ایران امروز با ایران سال ۱۳۳۲ تفاوتهای بنیادین دارد.
ایران امروز دارای زیرساخت گسترده صنعتی، نیروی انسانی متخصص، توان دفاعی و موشکی، شبکه روابط منطقهای، ظرفیتهای انرژی و موقعیت ژئوپولیتیکی ویژهای است. علاوه بر این، اقتصاد کشور طی دهههای گذشته تجربه گستردهای در مواجهه با تحریمها پیدا کرده است.
به بیان دیگر، اگر در دهه ۱۳۳۰ تحریم و محاصره اقتصادی برای ایران پدیدهای جدید و شوکآور بود، امروز کشور سالهاست در شرایط فشار حداکثری اقتصادی زندگی کرده و سازوکارهای مختلفی برای ادامه تجارت، صادرات، تأمین نیازهای اساسی و حفظ ارتباط با اقتصاد منطقهای و جهانی ایجاد کرده است.
این مسئله به معنای بیاثر بودن تحریمها نیست. فشار اقتصادی میتواند تورم، کاهش قدرت خرید، دشواری مبادلات مالی و محدودیت در سرمایهگذاری ایجاد کند؛ اما تفاوت در این است که تحریم دیگر به معنای فروپاشی اقتصادی یا تسلیم سیاسی نیست.
محاصره دریایی؛ برگ برنده یا ابزار پرهزینه؟
در چنین شرایطی، طرح ایده محاصره دریایی یا افزایش فشار بر مسیرهای صادراتی ایران، بیش از آنکه یک ابزار اقتصادی باشد، یک اقدام پرریسک ژئوپولیتیکی است.
ایران در منطقهای قرار دارد که امنیت انرژی جهان به آن وابسته است و تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای انتقال انرژی جهان محسوب میشود. بنابراین هرگونه تلاش برای تبدیل فشار اقتصادی به محاصره واقعی، میتواند آثار آنی و گستردهای بر بازار انرژی و تجارت منطقهای داشته باشد.
در چنین وضعیتی، محاصره ایران یک بازی یکطرفه نیست. طرف مقابل باید در محاسبات خود علاوه بر هزینههایی که بر ایران تحمیل میکند، هزینههای احتمالی ناشی از بیثباتی مسیرهای انرژی و تجارت منطقه را نیز در نظر بگیرد. از همین رو، قدرت نظامی و قدرت اقتصادی در اینجا از یکدیگر جدا نیستند. قدرت نظامی میتواند مانع تبدیل فشار اقتصادی به محاصره کامل شود و قدرت اقتصادی نیز میتواند عمق مقاومت کشور را افزایش دهد.
شکست محاصره از مسیر تنوع اقتصادی
با این حال، شکستن محاصره اقتصادی از مسیر تقابل خارجی اتفاق نمیافتد. بخش مهمی از این مسئله به داخل کشور بازمیگردد. اقتصاد ایران برای کاهش آسیبپذیری در برابر تحریم باید از وابستگی به چند مسیر محدود صادراتی، درآمدهای نفتی و کانالهای مالی تحت کنترل غرب فاصله بگیرد. توسعه تجارت با کشورهای آسیایی، تقویت روابط اقتصادی با همسایگان، استفاده از ظرفیت سازمانهای منطقهای، توسعه کریدورهای ترانزیتی و افزایش صادرات غیرنفتی، بخشی از مسیر عبور از محاصره است.
ایران همچنین باید از موقعیت خود بهعنوان یک کشور برخوردار از منابع انرژی و قرارگرفته در مسیرهای مهم ترانزیتی برای تبدیل شدن به یک گره اقتصادی منطقه استفاده کند.
هرچه کشورهای بیشتری منافع اقتصادی خود را در همکاری با ایران تعریف کنند، هزینه تلاش برای منزوی کردن کشور افزایش خواهد یافت.

مردم؛ حلقه تعیینکننده مقاومت اقتصادی
تجربه تاریخی یک نکته مهم دیگر را نیز نشان میدهد: اقتصاد بدون جامعه پایدار نمیماند. فشار اقتصادی زمانی میتواند به یک تهدید راهبردی تبدیل شود که موجب گسست میان مردم و حاکمیت شود. به همین دلیل، یکی از اهداف اصلی فشار خارجی میتواند ایجاد نارضایتی و تبدیل فشار اقتصادی به بحران سیاسی باشد.
از این منظر، سیاست اقتصادی کشور باید همزمان دو هدف را دنبال کند: خنثی کردن تحریم در سطح کلان و کاهش آثار آن بر زندگی مردم در سطح خرد.
اگر قرار است محاصره اقتصادی شکسته شود، مردم نباید فقط هزینه مقاومت را پرداخت کنند؛ بلکه باید نتیجه مقاومت اقتصادی را در زندگی روزمره خود مشاهده کنند. کنترل تورم، ثبات بازار، حمایت از تولید، مقابله با فساد و رانت و افزایش قدرت خرید مردم، بخش جداییناپذیر راهبرد مقابله با محاصره است.
ایران امروز؛ از نفت ملی تا قدرت ژئوپولیتیکی
تجربه نفت در ایران از ابتدای کشف و استخراج آن نشاندهنده اهمیت منابع کشور برای قدرتهای خارجی بوده است. در دوره قاجار و پهلوی، قراردادهای نفتی و امتیازات خارجی بخش مهمی از منابع ایران را در اختیار شرکتهای خارجی قرار داده بود. ملی شدن صنعت نفت نقطه عطفی در تلاش برای بازپسگیری کنترل منابع ملی بود، اما فشار خارجی و کودتای ۲۸ مرداد مسیر آن را تغییر داد.
انقلاب اسلامی، این معادله را به شکل بنیادین دگرگون کرد. ایران پس از انقلاب دیگر تنها یک صادرکننده نفت نبود که امنیت و سیاست خارجی آن را قدرتهای خارجی تعیین کنند؛ بلکه به کشوری با ظرفیتهای دفاعی، سیاسی و منطقهای تبدیل شد که میتواند در برابر فشار خارجی هزینه ایجاد کند.
به همین دلیل، محاصره اقتصادی امروز را نمیتوان با محاصره ایران در سال ۱۳۳۲ مقایسه کرد. شباهت در استفاده از فشار اقتصادی وجود دارد، اما موازنه قدرت یکسان نیست.
امکان شکستن محاصره وجود دارد، اما با چه شروطی؟
پاسخ به پرسش اصلی گزارش را باید در همین نقطه جستوجو کرد. آیا امکان شکستن محاصره اقتصادی وجود دارد؟ بله؛ اما شکستن محاصره اقتصادی به معنای بیاثر شدن فوری تحریمها نیست، بلکه به معنای خارج کردن اقتصاد ایران از نقطهای است که دشمن بتواند با بستن چند مسیر محدود، کل اقتصاد کشور را تحت فشار قرار دهد.
این هدف نیازمند چند اقدام همزمان است؛ تقویت تولید داخلی، توسعه تجارت منطقهای، افزایش صادرات غیرنفتی، تنوعبخشی به بازارهای صادراتی، استفاده از ظرفیت کشورهای همسایه، توسعه مسیرهای ترانزیتی، کاهش وابستگی به نظام مالی تحت سلطه غرب و مهمتر از همه، تبدیل مزیتهای ژئوپولیتیکی ایران به قدرت اقتصادی.
در این میان، قدرت دفاعی نیز بخشی از معادله است؛ زیرا اقتصاد زمانی میتواند مستقل عمل کند که امنیت مسیرهای تجاری و انرژی آن تضمین شده باشد.

نتیجه؛ محاصره را نباید عادی کرد
تجربه مصدق یک هشدار تاریخی است و تجربه جمهوری اسلامی نیز یک واقعیت متفاوت را پیش روی کشور قرار داده است. در سال ۱۳۳۲، فشار اقتصادی، محاصره دریایی، شکاف سیاسی و عملیات خارجی در نهایت به تغییر موازنه سیاسی در کشور کمک کرد؛ اما ایران امروز از ظرفیتهایی برخوردار است که در آن دوره وجود نداشت.
موقعیت ژئوپولیتیکی، منابع انرژی، جمعیت و بازار داخلی، توان دفاعی، ارتباط با کشورهای منطقه و تجربه چند دهه تحریم، مجموعهای از ظرفیتهایی هستند که میتوانند امکان عبور از محاصره اقتصادی را فراهم کنند.
بنابراین، راهبرد اصلی نباید عادیسازی محاصره اقتصادی باشد. ایران میتواند فشار را تحمل کند، اما هدف باید فراتر از تحمل باشد؛ هدف باید بیاثر کردن تدریجی ابزار فشار و تبدیل مزیتهای کشور به قدرت اقتصادی باشد.
اگر جبهه نظامی بتواند بازدارندگی ایجاد کند و جبهه اقتصادی نیز بتواند مسیرهای جدید تجارت، انرژی و سرمایه را فعال کند، محاصرهای که دشمن برای محدود کردن ایران طراحی کرده است، میتواند به یک معادله پرهزینه برای خود طراحان آن تبدیل شود.
در نهایت، شکستن محاصره اقتصادی نه با یک تصمیم مقطعی، بلکه با ترکیب قدرت نظامی، انسجام اجتماعی، دیپلماسی اقتصادی، استفاده از ظرفیت ژئوپولیتیکی و اصلاح ساختارهای داخلی اقتصاد امکانپذیر است؛ مسیری که میتواند ایران را از اقتصادی که تنها در برابر تحریم مقاومت میکند، به اقتصادی تبدیل کند که تحریمکننده را از رسیدن به اهدافش ناتوان میسازد.
نظر شما