به گزارش خبرگزاری ایمنا، انتخابات سراسری رژیم صهیونیستی قرار است، بیستوهفتم اکتبر ۲۰۲۶ برگزار شود؛ انتخاباتی که پس از نزدیک به سه سال جنگ، بحران امنیتی و افزایش شکافهای سیاسی و اجتماعی، بیش از آنکه یک رقابت عادی پارلمانی باشد، به آزمونی برای سنجش کارنامه بنیامین نتانیاهو و سیاستهای جنگطلبانه او تبدیل شده است. این انتخابات در شرایطی برگزار میشود که نتانیاهو با کاهش موقعیت سیاسی، دشواری در تشکیل ائتلاف و فشار فزاینده مخالفان روبهرو است و حتی گزارشهایی درباره نگرانی مقامهای نظامی رژیم صهیونیستی از تلاش احتمالی او برای تشدید جنگ بهمنظور برهم زدن یا به تأخیر انداختن انتخابات منتشر شده است.
نتانیاهو؛ نخستوزیری که انتخابات را زیر سایه جنگ میخواهد
بنیامین نتانیاهو در حالی برای حفظ قدرت وارد رقابت انتخاباتی میشود که وعدههای او درباره تأمین امنیت و تحقق پیروزی قاطع نظامی، با واقعیت میدانی و سیاسی رژیم صهیونیستی فاصله زیادی پیدا کرده است. انتخابات پیشرو نخستین انتخابات سراسری پس از آغاز جنگ در هفتم اکتبر ۲۰۲۳ محسوب میشود و به همین دلیل، عملکرد نتانیاهو در مدیریت جنگهای غزه و ایران و دیگر جبهههای درگیری، یکی از مهمترین موضوعات مورد قضاوت رأیدهندگان خواهد بود.
نظرسنجیهای اخیر نیز از تضعیف موقعیت حزب لیکود حکایت دارد. در نظرسنجی مورد اشاره «اسرائیل تایمز» در روزهای دوازدهم و سیزدهم اوت، حزب گادی آیزنکوت ۲۵ کرسی و لیکود ۲۱ کرسی به دست آورده است. در این سناریو، اردوگاه مخالفان نتانیاهو ۵۸ کرسی و اردوگاه حامی او ۵۰ کرسی خواهد داشت؛ یعنی هیچکدام به حداقل ۶۱ کرسی مورد نیاز برای تشکیل دولت نمیرسند.
نظرسنجیهای دیگر نیز تصویر مشابهی ارائه میکنند. در یک نظرسنجی، آیزنکوت با ۴۷ درصد در برابر ۳۶ درصد از نتانیاهو در پرسش مربوط به ترجیح برای نخستوزیری پیش افتاده و اردوگاه مخالف نیز دست بالا را حفظ کرده است.
با این حال، نتانیاهو هنوز از میدان خارج نشده است. نظام سیاسی رژیم صهیونیستی بر پایه ائتلافهای پارلمانی شکل میگیرد و پیروز انتخابات بهطور حتم نخستوزیر آینده نیست، آنچه اهمیت دارد، توانایی تشکیل ائتلافی با حداقل ۶۱ نماینده است؛ موضوعی که میتواند حتی در صورت قرار گرفتن لیکود در جایگاه نخست، سرنوشت نتانیاهو را با ابهام روبهرو کند.
آیزنکوت؛ رقیب نظامی نتانیاهو
در این میان، گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد ارتش رژیم صهیونیستی، به مهمترین رقیب انتخاباتی نتانیاهو تبدیل شده است، حزب «یشار» او در نظرسنجیهای اخیر توانسته است از لیکود عبور کند و به یکی از محورهای اصلی اردوگاه مخالفان تبدیل شود.
آیزنکوت با سابقه نظامی خود تلاش میکند تصویری از یک سیاستمدار امنیتمحور اما متفاوت از نتانیاهو ارائه کند؛ چهرهای که میتواند برای رأیدهندگانی که از عملکرد نخستوزیر ناراضیاند، بدون آنکه احساس کنند به یک جریان چپ رأی میدهند، گزینهای قابل قبول باشد.
تغییر نتانیاهو با تغییر ماهیت رژیم صهیونیستی تفاوت دارد. آیزنکوت نیز سیاستمداری امنیتی است و شکست نتانیاهو به معنای کنار گذاشته شدن سیاست نظامی علیه ایران، لبنان یا غزه نخواهد بود. تفاوت اصلی میتواند در شیوه مدیریت جنگ، نحوه تعامل با آمریکا و تلاش برای تبدیل دستاوردهای نظامی به توافقهای سیاسی باشد.

بنت و لاپید؛ مخالفانی که با نتانیاهو اختلاف دارند، نه با قدرت نظامی
نفتالی بنت و یائیر لاپید نیز از دیگر گزینههای مهم برای شکلدهی به دولت آینده هستند؛ هرچند جریان مشترک آنان در نظرسنجیهای اخیر از آیزنکوت فاصله گرفته است.
این دو سیاستمدار پیشتر در سال ۲۰۲۱ توانستند ائتلافی برای کنار زدن نتانیاهو تشکیل دهند. با این حال، اختلاف آنان با نتانیاهو در بسیاری از حوزهها به شیوه اداره رژیم و مدیریت بحرانها بازمیگردد، نه اصل استفاده از قدرت نظامی.
بنت و لاپید نیز از اقدام نظامی مشترک اسرائیل و آمریکا علیه ایران حمایت کردهاند و در قبال لبنان و غزه رویکردی سختگیرانه دارند. تفاوت آنان با نتانیاهو بیشتر در تأکید بر هماهنگی با واشنگتن، استفاده از ظرفیتهای دیپلماتیک پس از عملیات نظامی و تلاش برای کاهش هزینههای بینالمللی سیاستهای رژیم صهیونیستی است.
از اینرو، انتخابات پیشرو را نباید رقابتی میان «جنگطلبان و صلحطلبان» دانست؛ بلکه رقابت اصلی میان جریانهایی است که در اصل حفظ برتری نظامی و امنیتی رژیم صهیونیستی اشتراک دارند، اما درباره نحوه مدیریت آن اختلاف نظر دارند.
ایران؛ تغییر چهره در تلآویو، تغییر راهبرد در برابر تهران نیست
یکی از مهمترین نکات انتخابات برای منطقه، موضع دولت آینده رژیم صهیونیستی در قبال ایران است. شکست احتمالی نتانیاهو به معنای تغییر سیاست تقابلی این رژیم با جمهوری اسلامی ایران نخواهد بود.
نتانیاهو سالهاست ایران را تهدید اصلی امنیتی رژیم صهیونیستی معرفی کرده و راهبرد خود را بر فشار نظامی، جلوگیری از بازسازی توان هستهای و موشکی و حفظ برتری نظامی استوار کرده است.
آیزنکوت نیز بهدلیل پیشینه نظامی خود بعید است از این چارچوب فاصله جدی بگیرد. بنت و لاپید هم در جنگ اخیر ایران در کنار اقدام نظامی اسرائیل قرار گرفتند.
بنابراین مسئله اصلی پس از انتخابات «جنگ یا صلح با ایران» نخواهد بود، بلکه این خواهد بود که رژیم صهیونیستی چگونه میان قدرت نظامی، بازدارندگی و دیپلماسی توازن ایجاد میکند.

غزه؛ جایی که جنگ به ابزار سیاست داخلی تبدیل میشود
غزه میتواند تعیینکنندهترین میدان انتخابات آینده باشد. نتانیاهو با وجود فشارهای داخلی و بینالمللی، همچنان بر خلعسلاح کامل حماس بهعنوان شرط خروج نیروهای اسرائیلی تأکید دارد و همین موضع اجرای طرحهای آتشبس و بازسازی را با مانع روبهرو کرده است.
در چنین شرایطی، گزارش اخیر درباره احتمال تشدید دوباره جنگ غزه با نزدیک شدن به انتخابات، اهمیت ویژهای دارد. بر اساس گزارشهای منتشرشده به نقل از رسانههای اسرائیلی، مقامهای ارشد نظامی نگرانند نتانیاهو برای جلوگیری از پایان درگیریها و حتی برهم زدن یا به تأخیر انداختن روند انتخابات، به دنبال تشدید تنش در غزه باشد.
اگر این ارزیابیها درست باشد، جنگ برای نتانیاهو تنها یک پرونده امنیتی نیست، بلکه میتواند به ابزاری برای مدیریت فضای سیاسی داخلی نیز تبدیل شود. در چنین سناریویی، هرچه زمان انتخابات نزدیکتر شود، احتمال برجستهتر شدن تهدیدهای امنیتی و تلاش برای قرار دادن جامعه صهیونیستی در وضعیت اضطراری افزایش خواهد یافت.
این در حالی است که حملات رژیم صهیونیستی همچنان قربانی میگیرد و تلاشهای میانجیگرانه برای تثبیت آتشبس با مانع روبهرو است. حملات اخیر به غزه نیز با واکنش کشورهای میانجی روبهرو شده و آنها نسبت به تضعیف روند پایان درگیریها هشدار دادهاند.
لبنان و سوریه؛ گسترش بحران برای فرار از بحران؟
لبنان و سوریه نیز در آستانه انتخابات به پروندههایی حساس برای نتانیاهو تبدیل شدهاند. رژیم صهیونیستی همچنان بر فشار علیه حزبالله و حفظ موقعیت نظامی خود در جنوب لبنان تأکید دارد.
همزمان، تشدید تنش میان تلآویو و آنکارا پس از حملات اسرائیل در سوریه، نگرانیهایی را حتی در محافل امنیتی رژیم صهیونیستی ایجاد کرده است. برخی گزارشها حاکی از آن است که مقامهای امنیتی درباره خطر یک درگیری «غیرضروری» با ترکیه هشدار دادهاند.
این تحولات در شرایطی رخ میدهد که انتخابات نزدیک است و مخالفان نتانیاهو میتوانند هرگونه تشدید بحران را بهعنوان بخشی از سیاست انتخاباتی او مورد استفاده قرار دهند.
لیکود و پروژه «دشمنسازی» برای نجات نتانیاهو
در چنین فضای متزلزلی، حزب لیکود تلاش کرده است بار دیگر تهدید خارجی را به محور تبلیغات انتخاباتی تبدیل کند. انتشار بیلبوردهایی با تصاویر چهرههای مختلف منطقهای و بینالمللی و طرح این ادعا که آنان خواهان شکست نتانیاهو هستند، بخشی از این کارزار تبلیغاتی است.
پیام این تبلیغات روشن است: لیکود میخواهد رقابت انتخاباتی را از قضاوت درباره عملکرد نتانیاهو به یک دوگانه امنیتی تبدیل کند؛ دوگانهای که در یک سوی آن نتانیاهو بهعنوان «مدافع اسرائیل» و در سوی دیگر مخالفان او در کنار دشمنان خارجی تصویر میشوند.
این همان الگویی است که نتانیاهو طی سالهای گذشته بارها از آن استفاده کرده است؛ برجسته کردن تهدید خارجی برای پوشاندن بحران داخلی و تبدیل فضای امنیتی به سرمایه سیاسی.

پیروزی حزب اول هم پایان کار نیست
با این حال، حتی اگر یک حزب در انتخابات بیشترین کرسیها را به دست آورد، این موضوع بهتنهایی برای تشکیل دولت کافی نیست. کنست ۱۲۰ کرسی دارد و برای تشکیل دولت، دستیابی به حمایت حداقل ۶۱ نماینده ضروری است.
از سوی دیگر، آرایش سیاسی کنست میتواند پس از انتخابات نیز تغییر کند. نمایندگان ممکن است از فراکسیون اولیه خود جدا شوند و به جریان دیگری بپیوندند و همین مسئله موجب میشود نتیجه نهایی تنها در روز انتخابات مشخص نشود.
نتانیاهو نیز تا زمان تشکیل دولت جدید نخستوزیر باقی میماند، بنابراین اگر انتخابات برگزار شود، اما هیچ ائتلافی نتواند اکثریت لازم را ایجاد کند، روند تشکیل دولت میتواند طولانی شود و حتی احتمال برگزاری انتخابات مجدد نیز وجود دارد؛ تجربهای که رژیم صهیونیستی در سالهای گذشته چند بار با آن مواجه شده است.
انتخابات؛ همهپرسی درباره کارنامه جنگ
در نهایت، انتخابات بیستوهفتم اکتبر را میتوان یکی از مهمترین آزمونهای سیاسی رژیم صهیونیستی پس از آغاز جنگ دانست، انتخاباتی که قرار است بخشی از جامعه صهیونیستی درباره کارنامه دولتی تصمیم بگیرد که وعده امنیت داده بود، اما پس از نزدیک به سه سال همچنان در چندین جبهه درگیر است.
نتانیاهو برای بقا به همان سلاحی تکیه کرده که سالها ابزار اصلی قدرت سیاسی او بوده است: ترساندن جامعه صهیونیستی از دشمن خارجی و تبدیل ناامنی به سرمایه انتخاباتی.
در مقابل، آیزنکوت و دیگر مخالفان تلاش میکنند خود را بهعنوان نسخهای متفاوت از مدیریت امنیتی رژیم صهیونیستی معرفی کنند؛ نسخهای که قرار نیست اصل قدرت نظامی را کنار بگذارد، بلکه میخواهد آن را با مدیریت سیاسی و دیپلماتیک متفاوتی همراه کند.
از این منظر، حتی شکست نتانیاهو نیز به معنای پایان سیاست اشغال، تجاوز و جنگافروزی رژیم صهیونیستی نخواهد بود، اما میتواند نشانهای از فرسایش سیاسی نخستوزیری باشد که بخش مهمی از دوران قدرت خود را با وعده تأمین امنیت گذراند و اکنون باید درباره کارنامه همان امنیت از سوی جامعه صهیونیستی مورد قضاوت قرار گیرد.
انتخابات پیشرو بیش از آنکه تنها درباره نام نخستوزیر بعدی باشد، درباره آینده رژیمی است که پس از سالها جنگ با بحرانهای امنیتی، شکافهای داخلی و فشارهای بینالمللی دستوپنجه نرم میکند. اگر نتانیاهو بتواند از این بحران عبور کند، جنگ و امنیت همچنان محور سیاست او خواهد بود، اما اگر رقبایش موفق به تشکیل ائتلاف شوند، آنچه تغییر میکند دکترین امنیتی رژیم صهیونیستی نیست، بلکه شیوه مدیریت بحران و چگونگی ادامه مسیر پس از سالها جنگ و فرسایش خواهد بود.
نظر شما