علیرضا تقوینیا در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به اظهارات شب گذشته سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، اظهار کرد: یکی از نکات مهم مطرحشده، هشدار ایران درباره تداوم محاصره دریایی و احتمال برخورد با کشورهایی است که در این زمینه با آمریکا همکاری میکنند؛ بر اساس این رویکرد، ابتدا از طریق رایزنی به این کشورها اطلاعرسانی خواهد شد و در صورت تداوم همکاری، اقدامات متقابل در دستور کار قرار میگیرد.
وی افزود: به نظر میرسد در شرایط فعلی، یکی از ابزارهای ایران برای مقابله با محاصره دریایی، اعمال فشار بر کشورهای حاشیه خلیج فارس است که هم میزبان نیروها و امکانات آمریکایی هستند و هم بخشی از ظرفیتهای سرزمینی خود را در اختیار آمریکا قرار دادهاند. از سوی دیگر، وجود منافع اقتصادی و سرمایهگذاریهای مرتبط با آمریکا در این کشورها نیز میتواند در محاسبات ایران مورد توجه قرار گیرد.
کارشناس مسائل سیاسی گفت: نکته دیگر در سخنان دبیر شورای عالی امنیت ملی، اشاره به تداوم محدودیت در تردد از تنگه هرمز و همزمان خروج بخشی از نفت منطقه از مسیرهای جایگزین مانند خطوط لوله بود. بر اساس این دیدگاه، در صورت تداوم فشار و محاصره دریایی، ممکن است تأسیسات و زیرساختهای نفتی کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز در معرض اقدامات متقابل قرار گیرد.
تقوینیا تصریح کرد: در همین چارچوب، برخی گزارشها درباره عبور تعداد زیادی نفتکش از تنگه هرمز نیز مطرح شده است که باید با احتیاط و بر اساس واقعیتهای میدانی مورد ارزیابی قرار گیرد؛ زیرا صرف انتشار یک گزارش رسانهای به معنای بازگشت شرایط عادی به تنگه هرمز نیست و وضعیت تردد دریایی باید بر اساس سازوکارهای عملیاتی و تصمیمات ایران سنجیده شود.
وی ادامه داد: موضوع مهم دیگر، توافق ایران و عمان درباره مدیریت تردد در تنگه هرمز است که طبق اظهارات مطرحشده، این توافق در مراحل نهایی قرار دارد و قرار است بهزودی امضا شود. نکته قابل توجه این است که چنین توافقی به طور حتم به معنای بازگشایی تنگه هرمز به معنای سابق نیست، بلکه میتواند چارچوب جدیدی برای مدیریت عبور و مرور کشتیها ایجاد کند.
کارشناس مسائل سیاسی گفت: بر اساس این تحلیل، مدیریت تنگه هرمز میتواند شامل دریافت عوارض از کشتیهای عبوری و ایجاد سازوکار مشخص برای تردد باشد؛ بنابراین، برخلاف برخی برداشتها که توافق ایران و عمان را به معنای واگذاری تنگه هرمز تلقی میکنند، میتوان آن را نوعی سازوکار برای مدیریت و نظارت بر ورود و خروج کشتیها دانست.
تقوینیا افزود: در این چارچوب، ایران همچنان نقش محوری خود را در ورودی خلیج فارس حفظ میکند و در بخش خروجی نیز سازوکاری با مشارکت ایران و عمان شکل خواهد گرفت؛ مسئلهای که از منظر ژئوپلیتیکی و امنیت دریایی اهمیت قابل توجهی دارد و میتواند معادلات مربوط به تردد کشتیها در منطقه را تغییر دهد.
وی خاطرنشان کرد: بخش دیگری از سخنان محسن رضایی به موضوع بازدارندگی هستهای و آثار حمله نظامی بر محاسبات امنیتی ایران مربوط بود. استدلال مطرحشده این است که ایران عضو معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای بوده، اما با وجود عضویت در این معاهده هدف حمله قرار گرفته است؛ از این منظر، این پرسش مطرح میشود که آیا سازوکارهای موجود بینالمللی توانستهاند امنیت کشورهای عضو را تضمین کنند یا خیر.
وقتی عضویت در NPT مانع جنگ نمیشود؛ بازدارندگی وارد فاز تازهای میشود
کارشناس مسائل سیاسی گفت: طرح چنین بحثی در سطح دبیر شورای عالی امنیت ملی نشاندهنده تغییر در ادبیات مربوط به بازدارندگی و تأکید بر این مسئله است که رفتار قدرتهای هستهای میتواند بر محاسبات امنیتی سایر کشورها اثر بگذارد. در این نگاه، وقتی یک کشور احساس کند عضویت در سازوکارهای بینالمللی مانع حمله نظامی به آن نشده است، ممکن است درباره راههای جدید ایجاد بازدارندگی به بازنگری در محاسبات خود بپردازد.
تقوینیا تصریح کرد: مقایسه قدرت تخریبی یک سلاح هستهای با صدها جنگنده پیشرفته نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ یعنی بحث اصلی، هزینه و فایده بازدارندگی و این ادعاست که ایجاد یک توان بازدارنده میتواند محاسبات طرف مقابل را تغییر دهد.
وی افزود: از این منظر، رفتار دولت آمریکا و بهویژه سیاستهای دونالد ترامپ میتواند به افزایش ناامنی هستهای در جهان منجر شود؛ زیرا اگر کشورهایی که عضو معاهدات بینالمللی هستند همچنان در معرض تهدید نظامی قرار گیرند، ممکن است برخی دولتها به این نتیجه برسند که برای تأمین امنیت خود باید به سمت ایجاد بازدارندگیهای قدرتمندتر حرکت کنند.
کارشناس مسائل سیاسی گفت: در مجموع، مجموعه اظهارات مطرحشده درباره محاصره دریایی، تنگه هرمز، زیرساختهای انرژی منطقه و بازدارندگی هستهای را باید در چارچوب یک پیام کلیتر تحلیل کرد؛ پیامی که بر تغییر محاسبات امنیتی ایران در برابر فشار نظامی و اقتصادی و تلاش برای افزایش هزینههای راهبردی هرگونه فشار علیه کشور تأکید دارد.
طرح مکرر خروج از NPT؛ نشانهای از تغییر محاسبات امنیتی ایران
تقوینیا با اشاره به تکرار موضوع احتمال خروج ایران از معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT)، اظهار کرد: طرح مکرر این موضوع از سوی مسئولان رسمی جمهوری اسلامی ایران نشاندهنده تغییر جدی در محاسبات امنیتی کشور است؛ البته صرف طرح احتمال خروج از NPT بهتنهایی نمیتواند اثباتکننده ساخت سلاح هستهای باشد و برای چنین ادعایی به شواهد و اطلاعات معتبر نیاز است.
وی افزود: اگر کشوری تصمیم به تغییر وضعیت هستهای خود بگیرد، خروج از NPT یک تصمیم بسیار مهم و پرهزینه در سطح بینالمللی خواهد بود و نمیتوان درباره آن تنها بر اساس گمانهزنی قضاوت کرد. با این حال، تکرار این موضوع از سوی مقامهای رسمی نشان میدهد که مسئله بازدارندگی و نحوه تأمین امنیت ملی بیش از گذشته در محاسبات راهبردی ایران مورد توجه قرار گرفته است.
کارشناس مسائل سیاسی گفت: در شرایطی که یک کشور با تهدیدهای نظامی جدی مواجه باشد، طبیعی است که موضوع بازدارندگی و تضمین امنیت ملی با حساسیت بیشتری دنبال شود. با این حال، درباره اینکه ایران چه تصمیمی در حوزه هستهای اتخاذ خواهد کرد، باید منتظر تصمیمات رسمی و شواهد قابل اتکا بود و نمیتوان پیشاپیش از ساخت یا آمادهسازی سلاح هستهای سخن گفت.
تقوینیا تصریح کرد: یکی از سناریوهایی که میتواند در صورت تحقق، معادلات منطقهای و حتی سیاسی آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد، تغییر محسوس در سیاست هستهای ایران است. با توجه به نزدیکی انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا، هر تحول مهم در پرونده هستهای ایران میتواند به موضوعی جدی در رقابتهای سیاسی داخلی آمریکا تبدیل شود.
وی ادامه داد: در صورت وقوع یک تحول اساسی در برنامه هستهای ایران، جریانهای سیاسی مخالف دولت آمریکا میتوانند از آن برای زیر سؤال بردن سیاستهای دولت استفاده کنند و این موضوع ظرفیت آن را دارد که فشار سیاسی بر دولت ترامپ را افزایش دهد؛ با این حال، پیشبینی نتیجه چنین تحولی و اینکه آیا به استیضاح یا برکناری رئیسجمهور آمریکا منجر خواهد شد، نیازمند احتیاط است.
کارشناس مسائل سیاسی گفت: آنچه در این میان اهمیت دارد، تغییر فضای بحث درباره بازدارندگی هستهای در داخل ایران است. حمله نظامی و هدف قرار گرفتن مقامات عالیرتبه کشور میتواند این بحث را تقویت کند که آیا سازوکارهای موجود برای تأمین امنیت ملی کافی است یا کشور باید به سمت ایجاد ظرفیتهای بازدارنده جدید حرکت کند.
بازدارندگی هستهای در ایران؛ ضرورت جلوگیری از تکرار حملات نظامی
تقوینیا افزود: در سالهای گذشته نیز در فضای کارشناسی ایران درباره بازدارندگی هستهای دیدگاههای مختلفی مطرح بوده است و امروز، با توجه به تحولات امنیتی اخیر، این موضوع بیش از گذشته مورد بحث قرار گرفته است. این مسئله را باید در چارچوب یک بحث راهبردی درباره امنیت ملی، هزینههای جنگ و نحوه جلوگیری از تکرار حملات نظامی تحلیل کرد.
وی خاطرنشان کرد: در این میان، مواضع روسیه و چین نیز اهمیت دارد؛ زیرا هرگونه تغییر بنیادین در سیاست هستهای ایران میتواند بر روابط تهران با این دو کشور و همچنین معادلات بینالمللی اثرگذار باشد. ایران در چنین شرایطی نیازمند دیپلماسی فعال برای توضیح محاسبات امنیتی خود و جلب درک و حمایت شرکای راهبردی است.
کارشناس مسائل سیاسی گفت: بحث مهم دیگری که مطرح شده، کارآمدی بازدارندگی هستهای است. تجربه روابط بین قدرتهای هستهای نشان میدهد که یکی از مهمترین کارکردهای این سلاح، ایجاد بازدارندگی و افزایش هزینه حمله برای طرف مقابل است؛ هرچند استفاده واقعی از سلاح هستهای تبعات فاجعهباری دارد و نباید میان «بازدارندگی» و «استفاده از سلاح» خلط کرد.
تهدید موجودیت ایران؛ محرکی برای تقویت بازدارندگی
تقوینیا تصریح کرد: اگر یک کشور احساس کند موجودیت و بقای آن با تهدید جدی مواجه شده است، ممکن است محاسبات امنیتی آن کشور به شکل بنیادین تغییر کند. از همین منظر، حملات نظامی اخیر و هدف قرار گرفتن مقامات عالیرتبه ایران میتواند در داخل کشور به افزایش مطالبه برای تقویت بازدارندگی منجر شود.
وی افزود: در نهایت، مهمترین عامل عبور از شرایط دشوار فعلی، حفظ انسجام داخلی و همراهی مردم با ساختارهای تصمیمگیری کشور است. ایران برای عبور از فشارهای نظامی و اقتصادی، علاوه بر توان دفاعی، به ثبات اجتماعی، انسجام ملی و مدیریت صحیح اقتصادی نیاز دارد.
کارشناس مسائل سیاسی گفت: شرایط فعلی را نباید تنها از زاویه تهدیدها دید؛ زیرا هر بحران میتواند به فرصتی برای بازنگری در سیاستهای امنیتی، اقتصادی و دفاعی تبدیل شود. آنچه اهمیت دارد این است که تصمیمات آینده بر اساس محاسبات دقیق، منافع ملی و ارزیابی واقعبینانه از محیط منطقهای و بینالمللی اتخاذ شود.

نظر شما