۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۷:۱۵
تاریخ قاجار به سبک «آب دوغ خیار»

قرار نیست برای خواندن تاریخ همیشه اخم کنیم؛ گاهی می‌توان گذشته را با لبخند ورق زد. «آب‌دوغ‌خیار» رضا بهرام‌پور، روایت طنزآمیزی از سلاطین قاجار و واقعیت‌هایی است که پشت شوخی‌های آن، بخش‌هایی از تاریخ ایران را بازگو می‌کند

به گزارش خبرگزاری ایمنا، تاریخ همیشه با تصویر جنگ‌ها، قراردادها، پادشاهان و اتفاقات تلخ و شیرین در ذهن ما نقش بسته است، اما گاهی برای نزدیک شدن به گذشته، لازم نیست میان صفحات خشک و رسمی کتاب‌های تاریخی جست‌وجو کنیم. کافی است نویسنده‌ای پیدا شود که تاریخ را از زاویه‌ای متفاوت روایت کند؛ با زبانی ساده، نگاهی طنزآمیز و البته تکیه بر واقعیت‌هایی که در منابع تاریخی ثبت شده‌اند.

رضا بهرام‌پور در کتاب «آب‌دوغ‌خیار؛ روایت‌هایی مضحک از سلاطین قاجار» همین مسیر را انتخاب کرده است؛ مسیری که در آن اتفاقات تاریخی، رفتارهای عجیب سلاطین و برخی واقعیت‌های کمتر شنیده‌شده دوره قاجار به جای آنکه در قالب متنی خشک و رسمی روایت شوند، با زبان طنز پیش روی مخاطب قرار می‌گیرند.

آنچه این کتاب را از بسیاری از روایت‌های معمول تاریخی متمایز می‌کند، استفاده هوشمندانه نویسنده از طنز برای بازخوانی وقایع است. بهرام‌پور تلاش کرده است با بهره‌گیری از منابع معتبر، ماجراهایی را روایت کند که شاید اگر در یک کتاب تاریخی معمولی عرضه می‌شدند، کمتر مورد توجه خواننده قرار می‌گرفتند؛ اما این بار، طنز به پلی میان مخاطب امروز و گذشته تبدیل شده است.

«آب‌دوغ‌خیار» تنها قرار نیست مخاطب را بخنداند. پشت بسیاری از شوخی‌های کتاب، واقعیت‌هایی تاریخی قرار گرفته که گاه عجیب، گاه تلخ و گاهی آن‌قدر غیرمنتظره‌ هستند که باور کردنشان دشوار به نظر می‌رسد. نویسنده با کنار هم قرار دادن این وقایع و بازنمایی آنها در قالب طنز، مخاطب را وادار می‌کند که هم بخندد و هم درباره بخشی از تاریخ ایران دوباره فکر کند.

این شیوه روایت به‌ویژه برای مخاطبی که با کتاب‌های تاریخی رسمی ارتباط چندانی برقرار نمی‌کند، جذاب‌تر به نظر می‌رسد. تاریخ در این کتاب قرار نیست در قامت مجموعه‌ای از تاریخ‌ها، نام‌ها و قراردادها ظاهر شود؛ بلکه به داستان‌هایی زنده تبدیل می‌شود که هر کدام می‌توانند کنجکاوی خواننده را برای رفتن به سراغ صفحه بعد بیشتر کنند.

در عین حال، طنز موجود در اثر همیشه به معنای خنده بی‌دغدغه نیست. گاهی شوخی‌ها، تلخی واقعیت‌های تاریخی را پررنگ‌تر می‌کنند؛ طنزی که خنده را به تأمل گره می‌زند و مخاطب را با این پرسش روبه‌رو می‌کند که چگونه برخی رفتارها و تصمیم‌های تاریخی، امروز بیش از هر چیز عجیب و حتی طنزآمیز به نظر می‌رسند.

یکی از نمونه‌های این نوع روایت را می‌توان در جمله‌ای از کتاب دید؛ جایی که نویسنده با ساختاری شبیه فرمان‌های حکومتی، ماجرای مالیات بر ریش را دستمایه طنز قرار می‌دهد:«حکم می‌کنیم که من‌بعد رجال ممالک محروسه حق داشتن محاسن را ابدا نداشته و یا باید ریش خود را از ته تراشیده و شبیه زنان خویش شوند و یا مالیات سنگین و کمرشکن داشتن ریش را بپردازند!… حالا خود دانید!»

همین نوع بازی با زبان و فرم فرمان‌های تاریخی، نشان می‌دهد که نویسنده چگونه از ظرفیت طنز برای بازآفرینی فضای تاریخی بهره برده است. مخاطب در ظاهر با یک شوخی روبه‌رو است، اما در لایه زیرین، با تصویری از مناسبات اجتماعی و فرهنگی آن دوره روبه‌رو می‌شود.

کد مطلب 997737

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.