به گزارش خبرگزاری ایمنا از قم، چند قدم آنطرفتر از هیاهوی خیابان آذر، جایی میان منارهای که قرنها بر فراز شهر ایستاده است، دهانه بازار کهنه، بقایای مدرسه غیاثیه و سرای تاریخی ملاحسین یکی از قدیمیترین گرههای شهری قم هنوز نفس میکشد، اما آنچه در نگاه نخست دیده میشود، کمتر شباهتی به «قلب تاریخی» یک شهر زیارتی دارد.
تابلوهای ناهماهنگ، تأسیسات پراکنده، مشاغل ناسازگار و فضای تجاری کمکیفیت، تاریخ را به حاشیه راندهاند تا جایی که میدان کهنه با همه ظرفیتش، هنوز نتوانسته است به مکانی تبدیل شود که زائر قم بخواهد ساعتی در آن بماند، قدم بزند و شهر را فراتر از حرم بشناسد.
وارد میدان کهنه که میشوی، برای دیدن تاریخ باید کمی جستوجو کنی، سرت را که بالا بگیری، منار آجری میدان هنوز بر فراز ساختمانها پیداست؛ کمی آنطرفتر، بازار کهنه امتداد پیدا میکند و بقایای غیاثیه و سرای ملاحسین نشانههایی از روزگاری هستند که این محدوده یکی از گرههای اصلی زندگی شهری قم بود.
در تراز چشم رهگذر تصویر دیگری دیده میشود؛ مغازهها و فعالیتهایی با کیفیتهای متفاوت، تابلوهای ناهمگون، تأسیسات شهری و عناصری که هرکدام بخشی از منظر تاریخی میدان را پوشاندهاند؛ همین دوگانگی شاید بهترین توصیف برای وضعیت امروز این سرا باشد «ارزش تاریخی در مقیاس ملی؛ تجربه شهری در مقیاس یک بازار محلی.»

علیرضا خاکی، مدیرعامل سازمان بهسازی و نوسازی اطراف حرم حضرت معصومه (س) در یکی از آخرین بازدیدها به همین مسئله اشاره کرده است؛ وی تأکید میکند: «کفسازی» بهتنهایی پاسخگوی مشکلات این سرا نیست و ساماندهی این محدوده باید همزمان ناهنجاریهای بصری، تأسیسات نامنظم، حریم معابر، مبلمان شهری و فعالیتهای ناسازگار را در بر بگیرد.
از نگاه خاکی میدان کهنه تنها یک فضای شهری نیست، بلکه بخشی از حافظه تاریخی قم است و مداخله در آن باید متناسب با شأن تاریخی محدوده صورت گیرد.
این سخن زمانی معنا پیدا میکند که بدانیم مسئله میدان کهنه تنها چند نمای فرسوده یا سنگفرش نامناسب نیست؛ گزارشهای قدیمیتر نیز نشان میدهند که عرصه میدان سالها تحت تأثیر فروش میوه و ترهبار و سازههای موقت بوده و دور تا دور آن را فعالیتهای تجاری مختلف فراگرفته است، یعنی فضایی که میتوانست نقطه مکث و تماشای یکی از مهمترین مجموعههای تاریخی قم باشد، به مرور بیشتر به فضای عبور، خرید روزمره و فعالیت تجاری تبدیل شده است.
ابوالفضل قیامی، راهنمای گردشگری و قمپژوه میدان کهنه، بازار کهنه و محورهای تاریخی پیرامون آنها را «گنجهای بیپایان» قم میداند و معتقد است: هنوز آنگونه که باید به ارزشهای نهفته این مجموعهها پی نبردهایم.
وی در عین استقبال از اقدامات بازآفرینی، درباره مداخلاتی که با شکل سنتی آثار هماهنگ نیست نیز هشدار داده است.
میدان کهنه می تواند یکی از محورهای خرید و فروش سوغات شهر قم باشد، اما رسیدن به این نقطه تنها با مرمت چند طاق، کفسازی یا نصب چراغهای سنتی ممکن نیست و اگر مشاغل ناسازگار باقی بمانند، تابلوها و تأسیسات همچنان منظر تاریخی را مخدوش کنند و برای حضور زائر و گردشگر برنامهای وجود نداشته باشد، ممکن است کالبد میدان نو شود، اما «میدان» دوباره زنده نشود.

نخستین مرکز تاریخی شهر قم
اهمیت میدان کهنه را شاید بتوان از نامش فهمید؛ اینجا همان «میدان قدیم» یا به تعبیر مدیریت شهری امروز «میدان عتیق» قم است، در شهر سنتی میدان تنها یک فضای باز نبود بلکه بازار، مسجد، مدرسه، سرا، کاروانسرا و راههای محلات در اطراف چنین گرههایی به هم میرسیدند و زندگی اقتصادی و اجتماعی شهر را میساختند.
بازار کهنه نیز بهدلیل قرار گرفتن در مسیر ارتباطی محلات و مجاورت با میدان، یکی از مراکز اصلی دادوستد قم بود و بخش موجود آن امروز با دورههای صفوی و قاجار شناخته میشود، هرچند لایههای تاریخی مجموعه بازار قم به دورههای قدیمیتر نیز میرسد.
یکی از مهمترین نشانههای این قدمت، منار میدان کهنه است؛ بنایی آجری با حدود ۲۴ تا ۲۵ متر ارتفاع که درباره تاریخ دقیق ساخت آن اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی منابع قدیمی آن را همان مناره ساختهشده در سال ۲۹۱ هجری قمری دانستهاند، اما بررسیهای معماری تطبیقی احتمال ساخت بنای موجود در حدود میانه قرن پنجم هجری را قویتر میدانند.
این منار در دوره زندیه مرمت اساسی شده است و حتی روایت شده در جریان جنگ جهانی اول چهار گلوله توپ به بدنه آن اصابت کرده است. در کنار آن، بقایای مدرسه غیاثیه، بازار کهنه و سرای ملاحسین، هرکدام بخشی از لایههای تاریخی میدان را روایت میکنند. بازار کهنه با شماره ۱۹۳۷، منار با شماره ۴۴۱۹، غیاثیه با شماره ۲۱۲۹ و سرای ملاحسین با شماره ۲۷۸۰۲ در فهرست آثار ملی ثبت شدهاند.
اما ضربه بزرگ به ساختار قدیمی این محدوده با ورود خیابانهای جدید آغاز شد؛ خیابان آذر سال ۱۳۱۶ ساختار پیوسته بازار را منقطع و بازار تاریخی را به بخشهای کهنه و نو تقسیم کرد. فعالیت تجاری نیز بهتدریج از درون راسته تاریخی به لبه خیابانها کشیده شد و میدان کهنه بخشی از مرکزیت اقتصادی گذشته خود را از دست داد؛ بعدها احداث محور عمار یاسر نیز این گسست را تشدید کرد.

«نگین فراموششده» بافت تاریخی
محمد رمضانی، معاون شهرسازی و معماری شهرداری قم از میدان کهنه با تعبیر «نگین فراموششده بافت تاریخی» یاد کرده است؛ از نگاه وی هسته مرکزی قم تنها ارزش معماری ندارد، بلکه یک سرمایه معنوی، اجتماعی و اقتصادی است و احیای آن باید با رویکردی یکپارچه انجام شود.
معاون شهرسازی و معماری شهرداری قم بهطور مشخص حذف زوائد بصری و ساماندهی نماهای میدان کهنه را از ضرورتهای بازگرداندن زندگی به بافت قدیمی شهر دانسته است.
این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که میدان را نه از روی نقشه، بلکه در مقیاس چشم یک رهگذر ببینیم. سیمها و تأسیسات پراکنده، نماهای ناهماهنگ، تابلوهای تجاری، الحاقات موقت، بارگیری و فعالیتهایی که تناسبی با یک فضای تاریخی ندارند، در عمل اجازه نمیدهند عناصر ارزشمند میدان در یک قاب واحد دیده شود.
مطالعات میدانی پیشین نیز همین وضعیت را ثبت کردهاند؛ در بررسی انجامشده در دهه ۹۰، میدان محل عرضه میوه و ترهبار و سازههای موقت معرفی شده و از آشفتگی بصری و گسیختگی جدارهها بهعنوان مشکلات آن یاد شده است، در همان بررسی از ۱۴۸ حجره بررسیشده بازار، ۷۶ حجره غیرفعال و هفت حجره نیمهفعال گزارش شده بود.
مسئله تنها نما نیست
دومین مسئله جدی میدان و بازار کهنه، ترکیب فعالیتهاست. بازار هنوز محل حضور شماری از حرفههای سنتی همچون نجاری، خراطی، رنگرزی، سراجی، آهنگری و منبتکاری است؛ حرفههایی که میتوانند بخشی از جاذبه فرهنگی و اقتصاد گردشگری میدان باشند. مسئله حذف این مشاغل تاریخی نیست؛ مسئله صنوف مزاحم و آلاینده و فعالیتهایی است که با کیفیت مورد انتظار از یک محور گردشگری و میراثی سازگار نیستند.
این موضوع دیگر تنها نقد کارشناسی نیست؛ بهمن و اسفند ۱۴۰۴ مدیران شهری قم به طور رسمی موضوع ساماندهی صنوف مزاحم و آلاینده بازار کهنه را مطرح کردند. خسرو مقدسیزاده، مدیرعامل سازمان ساماندهی مشاغل شهری شهرداری قم، همراه با علیرضا خاکی، مدیرعامل سازمان بهسازی اطراف حرم، از محدوده بازدید کردند و ساماندهی این صنوف و ارتقای شرایط محیطی و منظر شهری را در دستور کار قرار دادند.
این تفکیک برای آینده میدان حیاتی است؛ رنگرز سنتی، خراط یا استادکار صنایعدستی بخشی از «میراث زنده» بازار است و حضور او باید تقویت شود، اما فعالیت آلاینده، انبارداری نامتناسب، مزاحمتهای ناشی از بارگیری و فعالیتهایی که فضای عمومی میدان را تصرف میکنند، نباید به نام حفظ اقتصاد محلی تثبیت شوند.

مرمت کافی نیست
بهزاد احمدیفارسانی، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی قم در بررسی وضعیت سرای تاریخی ملاحسین نیز بر همین نکته تأکید کرده است، از نگاه وی احیای این بخش از میدان نباید به مرمت کالبدی محدود بماند؛ سرای ملاحسین باید با یک «مداخله هوشمندانه» دوباره به چرخه زندگی اقتصادی و اجتماعی بازگردد.
برنامه کنونی، تبدیل این سرا به مجموعهای برای صنایعدستی، سوغات و فعالیتهای گردشگری است و مرمت سیما و منظر و فضای پیرامونی نیز بخشی از پروژه عنوان شده است.
در تازهترین برنامهها نیز شهرداری قم اعلام کرده سرای ملاحسین قرار است تا پایان سال ۱۴۰۵ بهعنوان سرای صنایعدستی و سوغات بهرهبرداری شود. این اتفاق میتواند یک نقطه شروع باشد، نه پایان پروژه چراکه آنچه باید احیا شود تنها سرای ملاحسین یا یک مناره تاریخی نیست، بلکه رابطه میان میدان، بازار، سرا، مسجد، مدرسه و گذرهای تاریخی است.
همین رویکرد در مطالعات پیشین نیز مورد تأکید قرار گرفته است؛ مسئله اصلی میدان، ساختن یک نمای به ظاهر سنتی و نوستالژیک نیست، پیوستگی فضایی و حیات اجتماعی آن دوباره باید برقرار شود.
میدان کهنه بیش از مرمت به بازتعریف جایگاهش در شهر قم نیاز دارد؛ جایی که روزگاری یکی از گرههای اصلی شهر بوده است، امروز نیز میتواند به پاتوقی برای شهروندان و زائران تبدیل شود. پرسش این است که آیا مدیریت شهری و میراث فرهنگی خواهند توانست فاصله میان «ارزش تاریخی» و «کیفیت واقعی زندگی» در این میدان را از میان بردارند؟
نظر شما