وقتی سینما از روایت ۲۸ مرداد عقب ماند

۲۸ مرداد تنها یک واقعه تاریخی نیست، زخمی است که هنوز در سیاست، اقتصاد و حافظه ایرانیان باز مانده است. با این حال، عجیب آنکه سینمای ایران و غرب، یکی با سکوت و دیگری با روایت‌های گزینشی، هنوز نتوانسته‌اند این کودتا را آن‌گونه که باید روی پرده بیاورند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، ۲۸ مرداد تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ نقطه‌ای است که هنوز سایه‌اش بر سیاست، اقتصاد و حافظه تاریخی ایرانیان افتاده است. ماجرای ملی‌شدن صنعت نفت و سرنگونی دولت محمد مصدق، یکی از مهم‌ترین بزنگاه‌های تاریخ معاصر ایران است؛ واقعه‌ای که پای منافع بریتانیا، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا و معادلات پیچیده نفتی را به سیاست داخلی ایران باز کرد. با این حال، وقتی به سینمای ایران و غرب نگاه می‌کنیم، با یک تناقض عجیب روبه‌رو می‌شویم؛ واقعه‌ای با این همه ظرفیت دراماتیک، سهمی بسیار کوچک از حافظه تصویری جهان دارد.

نفت؛ شخصیت حذف‌شده تاریخ

برای فهم ۲۸ مرداد باید دوربین را از خیابان‌های تهران کمی عقب‌تر برد و روی نفت گذاشت. ملی‌شدن صنعت نفت، تنها یک تصمیم اقتصادی نبود؛ ضربه‌ای جدی به منافع بریتانیا در ایران محسوب می‌شد و همین مسئله بحران نفتی را به یک مناقشه بین‌المللی تبدیل کرد. در نهایت نیز عملیات آژاکس با مشارکت CIA و MI۶ برای براندازی دولت مصدق شکل گرفت، اما نفت در بسیاری از روایت‌های تصویری، به جای آنکه یکی از شخصیت‌های اصلی داستان باشد، تبدیل به پس‌زمینه‌ای تزئینی شده است؛ حال آنکه بدون فهم اهمیت نفت، به‌طور اساسی فهم چرایی ۲۸ مرداد ناقص می‌ماند.

جای خالی کودتای ۲۸ مرداد روی پرده نقره‌ای

سینمای ایران؛ تاریخی که کم قاب گرفت

سینمای ایران نیز در روایت تاریخ معاصر، کارنامه‌ای دوگانه دارد. آثار متعددی سراغ سیاست، انقلاب و مناسبات اجتماعی رفته‌اند، اما ۲۸ مرداد همچنان یکی از غایب‌ترین سوژه‌های سینمایی است.

حتی فیلم‌هایی همچون «خائن‌کشی» که به‌طور مستقیم به فضای سیاسی آن دوران نزدیک می‌شوند، نتوانسته‌اند تمام ظرفیت تاریخی و دراماتیک واقعه را به تصویر بکشند. مشکل تنها کمبود فیلم نیست؛ مسئله نوع نگاه است. ۲۸ مرداد را نمی‌توان تنها با چند شخصیت سیاسی، چند خیابان قدیمی و چند دیالوگ تاریخی روایت کرد. این ماجرا داستان برخورد منافع داخلی و خارجی، نفت، استقلال، قدرت و سرنوشت یک کشور است.

سینما اگر قرار است تاریخ را روایت کند، باید از کارت‌پستال تاریخی عبور کند و به مناسبات پشت صحنه برسد.

هالیوود؛ دوربین روی ۲۸ مرداد نمی‌ماند

آن‌سوی اقیانوس نیز داستان چندان متفاوت نیست. هالیوود برای بسیاری از بحران‌ها و کودتاهای جهان فیلم ساخته است، اما کودتای ۲۸ مرداد هیچ‌گاه به یک روایت جریان اصلی و بزرگ سینمایی تبدیل نشد.

البته استثناهایی وجود دارد. «کودتای آمریکایی» و به‌ویژه مستند «کودتای ۵۳» به سراغ این واقعه رفته‌اند. «کودتای ۵۳» ساخته تقی امیرانی، با استفاده از اسناد و گفت‌وگو با پژوهشگران، نقش سرویس‌های اطلاعاتی بریتانیا و آمریکا را در عملیات علیه مصدق بررسی می‌کند.

این آثار به‌طور عمده در قلمرو سینمای مستند و مستقل باقی مانده‌اند و نتوانسته‌اند به اندازه فیلم‌های جریان اصلی، تصویر عمومی جهان از تاریخ ایران را شکل دهند.

جای خالی کودتای ۲۸ مرداد روی پرده نقره‌ای

«آرگو» و چند دقیقه تاریخ

«آرگو» شاید مشهورترین نمونه هالیوودی باشد که در ابتدای فیلم به کودتای ۱۹۵۳ اشاره می‌کند، اما فیلم خیلی زود از آن عبور می‌کند و روایت اصلی را بر بحران گروگان‌گیری سال ۱۳۵۸ و عملیات فرار شش دیپلمات آمریکایی بنا می‌کند.

در نتیجه، کودتای ۲۸ مرداد بیشتر نقش مقدمه را پیدا می‌کند تا یک مسئله تاریخی مستقل. این شیوه روایت، ناخواسته می‌تواند موجب شود مخاطب غربی تاریخ تنش ایران و آمریکا را از سال ۱۹۷۹ آغازشده تصور کند؛ درحالی‌که برای فهم این رابطه، نمی‌توان سال ۱۳۳۲ را از قاب بیرون گذاشت.

مسئله این نیست که سینما باید یک روایت سیاسی خاص را تکرار کند. از اتفاق سینمای جدی باید اجازه دهد روایت‌های متفاوت، اسناد و پرسش‌های متناقض در کنار هم قرار بگیرند، اما آنچه اهمیت دارد، فرار نکردن از اصل ماجراست.

۲۸ مرداد هنوز یک پرونده سینمایی باز است؛ پرونده‌ای که در آن نفت، استقلال، قدرت‌های خارجی و سرنوشت سیاسی ایران به هم گره خورده‌اند.

شاید عجیب‌ترین بخش ماجرا این باشد که سینما برای روایت بسیاری از اتفاقات کم‌اهمیت‌تر، ساعت‌ها و سال‌ها وقت گذاشته، اما وقتی به یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر ایران رسیده، دوربین اغلب یا خاموش شده یا خیلی زود از صحنه خارج شده است.

بعضی کودتاها تنها دولت‌ها را سرنگون نمی‌کنند؛ اگر روایت نشوند، حافظه ملت‌ها را هم آرام‌آرام از صحنه بیرون می‌برند.

کد مطلب 996996

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.