به گزارش خبرگزاری ایمنا، تربیت فرزند یکی از مهمترین مسئولیتهای والدین است؛ مسئولیتی که نمیتوان آن را بر پایه تجربههای شخصی یا الگوهایی که فرد از خانواده خود آموخته است پیش برد. کودکان امروز در شرایطی متفاوت از نسلهای گذشته رشد میکنند و همین تفاوت، ضرورت شناخت بیشتر دنیای کودک و شیوههای صحیح ارتباط با او را پررنگتر کرده است.
فرزندپروری آگاهانه پیش از هر چیز به این معناست که والد، کودک را انسانی مستقل با ویژگیها، نیازها و دنیای ذهنی متفاوت از خود ببیند و حتی رفتارهای سادهای همچون نحوه صحبت کردن، گوش دادن به کودک و توجه به نشانههای غیرکلامی او میتواند کیفیت رابطه والد و فرزند را تحت تأثیر قرار دهد.
از سوی دیگر، حذف تنبیه فیزیکی بهتنهایی به معنای تربیت صحیح نیست و تحقیر، توهین، مقایسه، بیاعتنایی و نادیده گرفتن احساسات کودک نیز میتوانند بر تصویر او از خودش و کیفیت روابط آیندهاش اثر بگذارند بهویژه زمانی که والد، فرزند امروز را با تجربههای کودکی خودش مقایسه میکند.
در این میان، شناخت تفاوتهای فردی کودکان اهمیت ویژهای دارد. حتی دو فرزند در یک خانواده ممکن است از نظر ویژگیهای رفتاری، نیازهای عاطفی و شیوه برقراری ارتباط با یکدیگر متفاوت باشند، بنابراین والدین برای ساختن رابطهای سالم با فرزند، بیش از آنکه به نسخه ثابتی نیاز داشته باشند، به مشاهده، آگاهی و انعطاف نیازمندند.

آسیبهایی که پشت چهره تربیت پنهان میشوند
احمد پدرام، روانشناس و مشاور خانواده در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با بیان اینکه تربیت فرزند فرایندی است که به دانش، مهارت و بینش نیاز دارد و نمیتوان آن را فقط بر اساس تجربههای گذشته یا شیوههایی که خودمان در دوران کودکی تجربه کردهایم پیش برد، اظهار کرد: همانطور که برای مراقبت از هر داشته ارزشمندی در زندگی، مهارتها و شیوههای صحیح مراقبت را یاد میگیریم، در ارتباط با فرزندان نیز باید اصول و مهارتهای لازم را بیاموزیم.
وی افزود: حتی موضوع سادهای همچون همسطح شدن با کودک هنگام صحبت کردن، نکات مهمی را درباره کیفیت ارتباط ما با فرزندمان آشکار میکند و این پرسش را به وجود میآورد که چگونه با کودک خود صحبت میکنیم و تا چه اندازه دنیای او را میشناسیم. امروزه بسیاری از والدین تصور میکنند به دلیل اینکه دیگر همچون نسلهای گذشته فرزندشان را تنبیه فیزیکی نمیکنند، پس شیوه تربیتی مناسبی دارند.
روانشناس و مشاور خانواده تصریح کرد: این در حالی است که تحقیر، توهین، مقایسه کردن، نادیده گرفتن و بیاعتنایی به کودک میتواند آثار مخربی حتی عمیقتر از تنبیه فیزیکی داشته باشد. یکی از خطاهای رایج والدین این است که کودک امروز را با کودکی خودشان مقایسه میکنند و این مقایسه در بسیاری از مواقع نهتنها تربیتکننده نیست، بلکه میتواند نوعی آزار روانی برای کودک باشد، زیرا والد بدون آنکه متوجه باشد، ناامیدی، نارضایتی و حتی حسرتهای خودش از گذشته را به فرزند منتقل میکند.
دنیای متفاوت برای هر کودک؛ چرا شیوه تربیت فرزندان نمیتواند یکسان باشد؟
پدرام با بیان اینکه در واقع، تربیت فرزند باید از خود والدین آغاز شود، ادامه داد: پدر و مادر باید ابتدا خودکنترلی، امیدواری، شیوه تعامل با یکدیگر و توانایی مدیریت هیجانات خود را بررسی کنند و پس از آن لازم است درباره شیوه برخورد با کودک اطلاعات کسب کنند. شناخت روان کودک، ویژگیهای جسمی، جنسیتی، شرایط رشدی و حتی ویژگیهای ژنتیکی او اهمیت دارد.
وی با بیان اینکه نمیتوان با همه کودکان به یک شکل رفتار کرد و حتی دو خواهر و برادر در یک خانواده نیز ممکن است نیازهای عاطفی، ویژگیهای رفتاری و شیوه ارتباطی متفاوتی داشته باشند، گفت: والد باید با دقت و هوشمندی ببیند که برای ارتباط مؤثر با هر کودک، چه روش و راهکاری مناسبتر است و این موضوع بهویژه درباره نوزادان اهمیت دارد.
روانشناس و مشاور خانواده اضافه کرد: نوزادان از طریق گریه و رفتارهای غیرکلامی، نیازها و وضعیت خود را اعلام میکنند و والد باید بهتدریج این نشانهها را بشناسد. بسیاری از این مهارتها ممکن است برای مادربزرگها و افرادی که تجربه بیشتری در نگهداری از کودکان دارند، به شکل تجربی شناخته شده باشد، اما والدین جوان باید با مطالعه و کسب آگاهی این مهارتها را یاد بگیرند.

فرزندپروری آگاهانه از جایی آغاز میشود که والد بهجای تکرار خودکار الگوهای گذشته، رفتار و شیوه ارتباطی خود را نیز بازنگری کند. مدیریت خشم و هیجان، خودکنترلی، نحوه تعامل با همسر و میزان آگاهی والد از نیازهای کودک، همه بخشی از فرایند تربیت هستند.
در این مسیر، شناخت کودک نیز به اندازه شناخت شیوههای تربیتی اهمیت دارد. ویژگیهای رشدی، شرایط جسمی و روانی، نیازهای عاطفی و حتی تفاوتهای فردی میتوانند تعیین کنند که چه شیوهای برای برقراری ارتباط با کودک مناسبتر است.
این موضوع از نخستین ماههای زندگی اهمیت پیدا میکند؛ زمانی که نوزاد هنوز قادر به بیان خواستههای خود با کلمات نیست و والد باید از طریق گریه، رفتار و نشانههای غیرکلامی، نیازهای او را بشناسد. این شناخت میتواند از تجربه به دست آید، اما برای والدین جوان، مطالعه و آموزش نیز مسیر مهمی برای کسب این مهارتهاست.
تربیت موفق کودک بیش از آنکه به داشتن والدینی بیخطا وابسته باشد، به والدینی آگاه و یادگیرنده نیاز دارد؛ والدینی که بپذیرند هر کودک دنیای منحصربهفرد خود را دارد و برای ساختن رابطهای سالم با او باید شنید، شناخت و گاهی شیوههای تربیتی خود را تغییر داد.
نظر شما