به گزارش خبرگزاری ایمنا، هنوز صدای زنگ اول مهر در راهروهای مدارس نپیچیده، اما نشانههای آغاز سال تحصیلی یکییکی از راه میرسند؛ نیمکتهایی که دوباره مرتب میشوند، تختههایی که از نو پاک میشوند و کلاسهایی که در انتظار بازگشت دانشآموزان آماده میشوند. بیرون از مدرسه هم خانوادهها درگیر خرید کتاب و لوازمالتحریر و آماده کردن کیفها هستند. قرار است با شروع سال تحصیلی، زندگی دانشآموزان دوباره به ریتم آشنای مدرسه بازگردد، اما پشت این شروع دوباره، بخشی از مسیر یادگیری آنها در ماههای گذشته همچنان ناتمام مانده است.
در روزهای نخست سال تحصیلی، وقتی معلم پای تخته میایستد و نخستین درسها را آغاز میکند، تفاوتها آرامآرام خودشان را نشان خواهند داد؛ یکی مطالب پایه را بهخوبی به یاد دارد، دیگری در فهم مفاهیم سادهتر مکث میکند و دانشآموزی شاید هنوز با عادتهای آموزشی دوره غیرحضوری دستوپنجه نرم کند. آموزش مجازی برای همه دانشآموزان یک تجربه یکسان نبود و حالا قرار است پیامد این تفاوتها، پشت همان نیمکتهای مدرسه خودش را نشان دهد؛ جایی که کولهبار عقبماندگی آموزشی میتواند همراه دانشآموز وارد سال تحصیلی جدید شود.
سال تحصیلی جدید برای بسیاری از دانشآموزان با بازگشت به همان کلاسها و نیمکتهای آشنا آغاز میشود، اما پشت این بازگشت، یک تفاوت مهم وجود دارد؛ آنها بخشی از مسیر تحصیل خود را در شرایطی متفاوت از آموزش معمول طی کردهاند. آموزش غیرحضوری، هرچند در مقطعی راهی برای تداوم تحصیل بود، اما فرایند یادگیری را از محیط مدرسه جدا و آن را به خانه، ابزار دیجیتال و امکانات فردی خانوادهها وابسته کرد.
در این میان، یک واقعیت مهم کمتر دیده میشود که همه دانشآموزان از این دوره به یک شکل عبور نکردند. کیفیت اینترنت، دسترسی به ابزار، فضای مطالعه، میزان همراهی خانواده و حتی توانایی دانشآموز در مدیریت یادگیری خود، بخشی از عواملی بود که نتیجه آموزش را تعیین کرد و به همین دلیل، بازگشت به کلاس با گروهی از دانشآموزان روبهروست که ممکن است در یک پایه تحصیلی قرار داشته باشند، اما از نظر میزان یادگیری در یک نقطه نباشند.
عقبماندگی آموزشی تنها به مطالبی که دانشآموز نخوانده یا نیاموخته محدود نمیشود. عادتهای مطالعه، تمرکز، مشارکت کلاسی، ارتباط با معلم و مهارتهای اجتماعی نیز بخشی از فرایند آموزش هستند که در دوره غیرحضوری شکل متفاوتی پیدا کردند و ترمیم آثار آن دوره، نیازمند نگاهی گستردهتر از جبران چند فصل درسی یا برگزاری چند کلاس فوقبرنامه است.
اکنون مدارس در برابر یک آزمون مهم قرار دارند که بر مبنای شناسایی آنچه در این دوره از دست رفته و طراحی راهی برای جبران آن طراحی شده است و اگر فاصلههای ایجادشده بهموقع دیده شوند، میتوان برای آنها برنامهریزی کرد، اما اگر دانشآموزان فقط وارد پایه بعدی شوند و ضعفهایشان پشت نمرات و کارنامه پنهان بماند، این فاصله ممکن است در سالهای بعد عمیقتر شود. مسئله امروز، فقط گذشته آموزش غیرحضوری نیست؛ آینده دانشآموزانی است که با آثار آن دوره وارد سال تحصیلی جدید شدهاند.

مدرسه بازمیگردد، اما شکافهای یادگیری هنوز باقی است
ریحانه صادقی، روانشناس و مشاور خانواده و عضو سازمان نظام روانشناسی کشور با بیان اینکه بازگشت دانشآموزان به کلاسهای درس، تنها بازگشت به یک محیط فیزیکی نیست و مدارس اکنون با دانشآموزانی مواجهاند که سطح یادگیری آنها در اثر تجربه متفاوت آموزش غیرحضوری، یکسان نیست، به خبرنگار ایمنا میگوید: در دورهای که آموزش از کلاس به خانه منتقل شد، کیفیت یادگیری بیش از گذشته به امکانات خانوادگی، دسترسی به اینترنت، ابزارهای دیجیتال و میزان همراهی والدین وابسته شد و نتیجه، ایجاد یا تشدید شکافهایی بود که بخشی از آنها ممکن است در نمرات همان سال دیده نشده باشد، اما در پایههای بعدی خود را نشان دهد.
وی با بیان اینکه مسئله امروز فقط جبران یک فصل یا یک سال تحصیلی از دسترفته نیست، میافزاید: مسئله، ترمیم زنجیرهای از ضعفهای آموزشی است که میتواند آینده تحصیلی دانشآموز را تحت تأثیر قرار دهد و یکی از نخستین پیامدهای آموزش غیرحضوری، دشوار شدن نظارت واقعی بر فرایند یادگیری بود.
روانشناس و مشاور خانواده و عضو سازمان نظام روانشناسی کشور تصریح میکند: در کلاس حضوری، معلم میتواند از روی پاسخ دانشآموز، نحوه مشارکت او، میزان تمرکز و حتی واکنشهایش به یک درس، تصویری به نسبت دقیق از وضعیت یادگیری او به دست آورد. در آموزش آنلاین، اما حضور در کلاس به معنای مشارکت مؤثر نبود. خاموش بودن دوربین، مشکلات فنی، حضور همزمان در فضای خانه و نبود ارتباط مستقیم میتوانست تشخیص ضعفهای آموزشی را دشوار کند.
صادقی با بیان اینکه در چنین شرایطی، ممکن بود دانشآموز پایهای را پشت سر بگذارد، بدون آنکه ضعف او در یک مهارت اساسی بهموقع شناسایی و اصلاح شده باشد، ادامه میدهد: این مسئله در دروس پایه اهمیت بیشتری دارد، یادگیری در بسیاری از درسها زنجیرهای است و ضعف در یک مرحله میتواند فهم مطالب بعدی را دشوار کند.
وی میگوید: دانشآموزی که در دورهای از آموزش، مهارت خواندن، نوشتن، محاسبات یا مفاهیم پایه یک درس را بهطور کامل فرا نگرفته است، در سالهای بعد با محتوای پیچیدهتری روبهرو میشود که بر همان پایه بنا شده است، بنابراین عقبماندگی آموزشی با یک نمره پایین مشخص نمیشود؛ گاهی زمانی آشکار میشود که دانشآموز دیگر امکان سادهای برای جبران آن ندارد.
بازگشت به مدرسه با کارنامهای از عقبماندگی
روانشناس و مشاور خانواده و عضو سازمان نظام روانشناسی کشور با بیان اینکه سنجش تشخیصی و شناسایی شکافهای یادگیری باید بخشی از برنامه مدارس در دوره بازگشت به آموزش حضوری باشد، اضافه میکند: از سوی دیگر، آموزش غیرحضوری مسئله عدالت آموزشی را نیز پررنگتر کرد. دانشآموزی که در خانه اتاق مناسب، اینترنت پایدار، تلفن همراه یا رایانه شخصی و والدینی با امکان همراهی آموزشی دارد، شرایط متفاوتی با دانشآموزی دارد که باید یک گوشی را با چند عضو خانواده به اشتراک بگذارد یا در منطقهای با دسترسی ضعیف به اینترنت زندگی میکند.
صادقی میافزاید: در چنین وضعیتی، آموزش یکسان به معنای فرصت آموزشی برابر نیست. هرچه وابستگی آموزش به ابزارهای دیجیتال بیشتر شود، تفاوت در دسترسی به این ابزارها نیز میتواند به تفاوت در کیفیت یادگیری تبدیل شود و جبران این فاصله با چند جلسه کلاس تقویتی یا افزایش تکالیف امکانپذیر نیست و برنامه ترمیم آموزشی باید بر اساس شناسایی دقیق نیازهای دانشآموزان طراحی شود.
وی تصریح میکند: ممکن است یک دانشآموز به چند جلسه آموزش در یک مبحث مشخص نیاز داشته باشد و دانشآموز دیگری به برنامهای طولانیتر برای بازسازی مهارتهای پایه، بنابراین نسخه واحد برای همه دانشآموزان، پاسخ مناسبی به مسئله شکاف یادگیری نخواهد بود. در کنار این موضوع، معلم نیز باید زمان و ابزار کافی برای شناسایی و جبران این فاصلهها داشته باشد.
روانشناس و مشاور خانواده و عضو سازمان نظام روانشناسی کشور خاطرنشان میکند: عقبماندگی آموزشی را باید مسئلهای فراتر از کارنامه دانشآموز دانست. هرچه شناسایی و جبران شکاف یادگیری دیرتر انجام شود، هزینه آموزشی آن بیشتر خواهد شد. مدرسه در دوره بازگشت حضوری فرصتی دارد تا بهجای عبور سریع از مباحث درسی، ابتدا تصویری واقعی از وضعیت دانشآموزان به دست آورد و سپس متناسب با آن برنامهریزی کند. اگر این فرصت از دست برود، بخشی از دانشآموزان ممکن است سال تحصیلی جدید را با همان کولهبار قبلی آغاز کنند؛ کولهباری که هرچه بیشتر روی دوش آنها بماند، سبک کردنش دشوارتر خواهد شد.

درسهایی که در مسیر آموزش مجازی جا ماند
زهرا صالحی، روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه وقتی از آسیبهای آموزش غیرحضوری صحبت میشود، نخستین چیزی که به ذهن میرسد افت نمرات و عقبماندن از برنامه درسی است، اما بخشی از آثار این دوره در کارنامه ثبت نمیشود، به خبرنگار ایمنا میگوید: دانشآموز ممکن است مطالب کتاب را تا حدی فرا گرفته باشد، اما در تمرکز طولانیمدت، مطالعه مستقل، مشارکت کلاسی، کار گروهی یا ارتباط مؤثر با معلم و همکلاسیها با مشکل مواجه شده باشد.
وی با بیان اینکه ارزیابی پیامدهای آموزش غیرحضوری تنها با مقایسه نمرات پیش و پس از آن دوره، تصویر کاملی از آنچه بر فرایند یادگیری گذشته ارائه نمیدهد، میافزاید: یکی از تغییرات مهم، دگرگونی عادتهای یادگیری بود؛ کلاس حضوری ساختار مشخصی دارد که شامل زمان شروع و پایان، حضور معلم، نظم کلاس، تکلیف و تعامل مستقیم میشود و در آموزش غیرحضوری، این چارچوب برای بسیاری از دانشآموزان ضعیفتر شد و مسئولیت بیشتری بر عهده خود دانشآموز و خانواده قرار گرفت.
روانشناس و مشاور خانواده تصریح میکند: دانشآموزی که هنوز مهارت خودتنظیمی و مدیریت زمان را بهطور کامل کسب نکرده، ممکن است در چنین شرایطی بیش از دانشآموزان دیگر آسیب ببیند، بنابراین بخشی از عقبماندگی ایجادشده را باید در ضعف مهارتهای یادگیری جستوجو کرد، نه فقط در تعداد فصلهایی که از کتاب درسی عقب مانده است و مسئله دیگر، کاهش کیفیت تعامل آموزشی است.
صالحی ادامه میدهد: یادگیری در مدرسه تنها انتقال اطلاعات از معلم به دانشآموز نیست؛ پرسیدن سؤال، بحث کردن، اشتباه کردن و اصلاح شدن، دیدن واکنش دیگران و دریافت بازخورد فوری، همگی بخشی از فرایند یادگیری هستند. فضای مجازی میتواند بخشی از این تعامل را فراهم کند، اما کیفیت و شدت آن به شرایط کلاس، ابزار و مهارت معلم و دانشآموز وابسته است.
ترمیم یک وقفه؛ مدارس با شکافهای آموزشی چه میکنند؟
وی با بیان اینکه دانشآموزی که برای مدت طولانی در محیطی با تعامل محدود آموزش دیده، ممکن است هنگام بازگشت به کلاس حضوری با دشواریهایی مواجه شود که فقط با تدریس دوباره محتوای کتاب حل نمیشوند، میگوید: از منظر تربیتی نیز این دوره قابل توجه است؛ مدرسه یکی از مهمترین محیطهای شکلگیری مهارتهای اجتماعی است و دانشآموز در تعامل روزمره با همسالان، قواعد زندگی جمعی را تمرین میکند و کار گروهی، گفتوگو، حل اختلاف، پذیرش مسئولیت و حتی تجربه شکست و موفقیت در جمع، بخشی از فرایند تربیتی مدرسه است.
روانشناس و مشاور خانواده اضافه میکند: وقتی ارتباط دانشآموزان برای مدتی طولانی از فضای فیزیکی مدرسه فاصله میگیرد، بخشی از این تجربه نیز محدود میشود، بنابراین بازگشت به مدرسه باید فرصتی برای بازسازی این مهارتها باشد، نه اینکه فقط به ازسرگیری تدریس دروس محدود شود و در کنار دانشآموز، معلم نیز بخشی از این کولهبار را با خود به کلاس آورده است.
صالحی با بیان اینکه معلمانی که در دوره آموزش غیرحضوری ناچار به تغییر شیوه تدریس، تولید محتوا و استفاده از ابزارهای دیجیتال شدند، اکنون باید با کلاسی مواجه شوند که در سطح یادگیری، انگیزه و عادتهای آموزشی یکدست نیست، میافزاید: این وضعیت نیازمند حمایت حرفهای از معلمان است، اگر سیاستگذاری آموزشی فقط از مدرسه و معلم بخواهد عقبماندگیها را جبران کنند، اما زمان، نیروی انسانی، امکانات و آموزش لازم را در اختیار آنها قرار ندهد، شکاف بهراحتی ترمیم نخواهد شد.
وی تصریح میکند: از این منظر، بازگشت به آموزش حضوری باید به معنای آغاز یک برنامه ترمیم گستردهتر باشد. این برنامه میتواند شامل سنجش تشخیصی، کلاسهای جبرانی هدفمند، تقویت مهارتهای پایه، حمایت مشاورهای و استفاده از ظرفیت فناوری برای تمرین و مرور مطالب باشد و مهمتر از همه، باید پذیرفت که همه دانشآموزان به یک اندازه آسیب ندیدهاند و در نتیجه همه آنها نیز به یک نسخه واحد برای جبران نیاز ندارند.

آسیبهای آموزش غیرحضوری را نمیتوان با یک عدد، یک نمره یا یک آزمون اندازه گرفت. بخشی از این آسیبها در افت تحصیلی خود را نشان میدهد و بخشی دیگر در کاهش انگیزه، ضعف مهارتهای پایه، دشواری تمرکز یا کاهش مشارکت اجتماعی و به همین دلیل، هر برنامهای برای جبران عقبماندگی باید تصویری چندبعدی از وضعیت دانشآموز ارائه کند و فقط به نتیجه امتحان محدود نشود.
در این مسیر، نخستین گام پذیرش تفاوت میان دانشآموزان است، دانشآموزی که در دوره آموزش غیرحضوری با امکانات مناسب به تحصیل ادامه داده، شرایط یکسانی با دانشآموزی نداشته که با محدودیت ابزار، اینترنت یا حمایت خانوادگی مواجه بوده است. عدالت آموزشی در مرحله بازگشت نیز به این معناست که مدرسه بتواند حمایت بیشتری را در اختیار دانشآموزانی قرار دهد که فاصله بیشتری از برنامه درسی پیدا کردهاند.
از سوی دیگر، جبران این عقبماندگی تنها وظیفه معلم نیست و مدرسه، خانواده، مشاور، مدیر و سیاستگذار آموزشی هرکدام بخشی از این فرایند را بر عهده دارند. بدون تأمین نیروی انسانی، زمان کافی، محتوای جبرانی و سازوکار مشخص برای سنجش پیشرفت، انتظار برای جبران سریع شکافهای آموزشی بیشتر شبیه یک هدف روی کاغذ خواهد بود تا یک برنامه عملیاتی.
کولهبار آموزش غیرحضوری را نمیتوان یکشبه از دوش دانشآموز برداشت، اما میتوان از همین نقطه برای سبکتر کردن آن اقدام کرد. بازگشت به مدرسه فرصتی است تا نظام آموزشی نهفقط به ادامه برنامه درسی، بلکه به آنچه در مسیر از دست رفته توجه کند. اگر این دوره به تجربهای برای شناخت ضعفهای نظام آموزشی و اصلاح آنها تبدیل شود، عقبماندگیهای امروز میتوانند مقدمهای برای ساختن آموزشی عادلانهتر و آمادهتر در آینده باشند، اما اگر نادیده گرفته شوند، احتمال دارد بخشی از این کولهبار سالها همراه دانشآموز باقی بماند.

نظر شما