به گزارش خبرگزاری ایمنا، زندگی مشترک در کنار تمام لحظههای صمیمانه و تجربههای مشترک، عرصه مواجهه دو انسان با تفاوتهای فردی، انتظارات، عادتها و شیوههای متفاوت نگاه کردن به مسائل است. همین تفاوتها گاهی در سادهترین موقعیتهای روزمره خود را نشان میدهند؛ موقعیتهایی که در ظاهر اهمیت چندانی ندارند، اما میتوانند زمینهساز دلخوری و تنش میان زوجین شوند.
یک پیام بیپاسخ، تأخیر در رسیدن به خانه، فراموش کردن یک قرار یا حتی نحوه بیان یک جمله ممکن است آغاز گفتوگویی تنشآلود باشد، اما شدت واکنش به این اتفاقها همیشه با خودِ اتفاق تناسب ندارد. در بسیاری از موارد، آنچه در مشاجره شنیده میشود، تنها بخش قابل مشاهده اختلاف است و در لایههای زیرین، احساسهایی قرار دارند که شاید مدتها فرصت بیان پیدا نکردهاند.
از سوی دیگر، کیفیت یک رابطه را نمیتوان فقط با میزان اختلاف میان زوجین سنجید. حتی زوجهایی که رابطهای صمیمانه و رضایتبخش دارند نیز ممکن است با تعارض مواجه شوند؛ تفاوت در این است که آیا اختلاف به فرصتی برای گفتوگو و شناخت بیشتر تبدیل میشود یا به چرخهای از سرزنش، دفاع، سکوت و فاصله عاطفی میانجامد.
در این میان، شیوه آغاز یک گفتوگو، نوع بیان ناراحتی، توانایی شنیدن احساس طرف مقابل و حتی نحوه بازگرداندن رابطه به آرامش پس از یک مشاجره، میتواند مسیر یک اختلاف را تغییر دهد. گاهی مسئله نه پیدا کردن مقصر، بلکه فهمیدن این موضوع است که پشت یک اعتراض ساده چه احساسی قرار گرفته است و هر یک از زوجین از رابطه چه انتظاری دارد.
با توجه به اهمیت مهارتهای ارتباطی در زندگی مشترک و نقش عواملی مانند شیوه بیان ناراحتی، شناخت نیازهای عاطفی، همدلی و ترمیم رابطه در مدیریت تعارض، با فهیمه ماهرالنقش، روانشناس و استاد دانشگاه گفتوگویی داشتیم تا ابعاد مختلف مشاجرههای زوجین و راههای رویارویی سالم با اختلافات را بررسی کنیم و مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید.

ایمنا: چرا زوجها گاهی بر سر مسائل کوچک و روزمره وارد مشاجرههای جدی میشوند؟
ماهرالنقش: اختلاف و تعارض بخشی طبیعی از زندگی مشترک است، اما آنچه یک رابطه سالم را از رابطهای فرسایشی متمایز میکند، فقط میزان اختلافها نیست، بلکه نحوه رویارویی زوجین با تعارض است. گاهی اتفاقی ساده همچون دیر رسیدن یکی از زوجین، پاسخ ندادن به پیام یا فراموش کردن انجام یک کار روزمره، به مشاجرهای جدی تبدیل میشود؛ واکنشی که در بسیاری از موارد نشان میدهد مسئله اصلی فراتر از همان اتفاق ظاهری است.
پشت بعضی از این تعارضها، احساسها و نیازهای عاطفی وجود دارد که ممکن است برای مدت طولانی بیان نشده یا مورد توجه قرار نگرفته باشد. زمانی که این احساسها به شکل مناسبی مطرح نشوند، یک اتفاق کوچک میتواند بهانهای برای بروز ناراحتیها و دلخوریهای عمیقتر شود.
بسیاری از تعارضهای زوجین از اتفاقهای روزمره و ساده شروع میشود؛ بهعنوان مثال یکی از طرفین دیر به خانه میرسد، پیام همسرش را پاسخ نمیدهد یا کاری را که قرار بوده است، انجام دهد را فراموش میکند، با این حال بهطور معمول خود این اتفاقها تمام مسئله نیستند و شدت واکنش زوجین را نمیتوان فقط بر اساس همان اتفاق ظاهری توضیح داد.
در بسیاری از موارد، اتفاق بیرونی تنها محرکی است که احساسهای عمیقتری را فعال میکند. احساسهایی همچون نادیده گرفته شدن، تنها ماندن، بیاهمیت بودن یا ناامن شدن در رابطه ممکن است پشت واکنش فرد قرار داشته باشند و به همین دلیل، گاهی موضوعی که در ظاهر درباره آن بحث میشود با آنچه فرد در سطح عاطفی تجربه میکند، تفاوت دارد.
بهعنوان مثال ممکن است فرد در ظاهر درباره دیر آمدن همسرش اعتراض کند، اما پیام عاطفی که پشت این اعتراض قرار دارد این باشد که «میخواهم احساس کنم برایت مهم هستم»، بنابراین اگر زوجین تنها به اتفاق بیرونی توجه کنند، ممکن است از فهم مسئله اصلی فاصله بگیرند و درگیر بحث درباره همان رفتار باقی بمانند.
در واقع، توجه به این لایه عاطفی اهمیت زیادی دارد، زیرا گاهی فرد بیش از آنکه بخواهد درباره یک رفتار مشخص بحث کند، میخواهد احساس کند دیده میشود، برای همسرش اهمیت دارد و در رابطه تنها یا نادیده گرفته نشده است و وقتی این نیازها شناخته و بیان شوند، امکان اینکه زوجین به جای ادامه دادن چرخه سرزنش و دفاع، به سمت درک متقابل حرکت کنند بیشتر خواهد شد.
ایمنا: نحوه آغاز گفتوگو درباره یک موضوع اختلافی چگونه میتواند در ادامه پیدا کردن یا حل شدن تعارض تأثیر داشته باشد؟
ماهرالنقش: در پژوهشهای جان گاتمن، یکی از موضوعات مهم در روابط زوجین، شیوه آغاز تعارض و آن چیزی است که شروع نرم نامیده میشود. نوع شروع یک گفتوگو میتواند بر ادامه آن تأثیر بگذارد و به همین دلیل، نحوه مطرح کردن یک ناراحتی اهمیت زیادی دارد.
وقتی گفتوگو با انتقاد، سرزنش یا جملات کلی مانند «تو همیشه ...» و «تو هیچوقت ...» آغاز میشود، احتمال اینکه طرف مقابل احساس کند مورد حمله قرار گرفته افزایش مییابد. در چنین شرایطی، فرد ممکن است به جای اینکه روی احساس و مسئله مطرحشده تمرکز کند، وارد حالت دفاعی شود و تلاش کند از خود در برابر اتهام یا انتقاد دفاع کند.
در این وضعیت، گفتوگو ممکن است به جای اینکه به فهم متقابل منجر شود، وارد چرخهای از حمله و دفاع شود؛ یعنی یک نفر انتقاد کند، طرف مقابل از خود دفاع کند و در ادامه، فرد اول انتقاد بیشتری مطرح کند. در چنین فضایی، مسئله اولیه ممکن است به تدریج کنار برود و موضوعات دیگری نیز وارد بحث شوند.
در مقابل اگر فرد بتواند به جای حمله به شخصیت همسر، درباره احساس و نیاز خودش صحبت کند، احتمال شکلگیری گفتوگویی سازنده بیشتر میشود. به این ترتیب، به جای اینکه فرد مقابل احساس کند باید از خودش دفاع کند، فرصت بیشتری برای شنیدن و درک آنچه همسرش تجربه میکند خواهد داشت.
شروع نرم به این معناست که فرد حتی هنگام ناراحتی نیز تلاش کند موضوع را به شکلی مطرح کند که همسرش پیام را بشنود، نه اینکه از همان ابتدا احساس کند شخصیت یا عملکرد او مورد حمله قرار گرفته است، به عنوان مثال، به جای اینکه فرد بگوید «تو هیچوقت به من توجه نمیکنی»، میتواند بگوید «وقتی خبری از تو نمیشود، نگران و ناراحت میشوم و دوست دارم بیشتر در جریان باشم»؛ هر دو جمله ممکن است از یک ناراحتی مشترک ناشی شده باشند، اما شیوه بیان آنها متفاوت است.
در جمله اول، همسر احساس میکند شخصیتش مورد حمله قرار گرفته است. استفاده از عبارتهایی همچون «تو هیچوقت» موجب میشود رفتاری مشخص به یک ویژگی کلی نسبت داده شود و در نتیجه، فرد مقابل ممکن است بهجای توجه به ناراحتی همسرش، درصدد پاسخ دادن یا دفاع از خودش برآید، اما در جمله دوم، فرد درباره تجربه شخصی خودش صحبت میکند؛ توضیح میدهد که وقتی خبری از همسرش ندارد، چه احساسی پیدا میکند و چه چیزی برایش اهمیت دارد. در این حالت، به جای اینکه همسر با یک اتهام کلی مواجه شود، با احساس و نیاز مشخص طرف مقابل روبهرو میشود.
این تغییر به ظاهر ساده میتواند مسیر گفتوگو را تغییر دهد. وقتی فرد از احساس خودش صحبت میکند، همسرش فرصت بیشتری پیدا میکند که به جای واکنش دفاعی، درباره آن احساس فکر کند و بفهمد رفتار او چه اثری بر طرف مقابل گذاشته است. در واقع هدف این نیست که ناراحتی یا اعتراض خود را مطرح نکنیم، بلکه مسئله این است که آن را چگونه بیان کنیم. فرد همچنان میتواند بگوید از پاسخ ندادن به پیام ناراحت شده است، اما اگر به جای حمله به شخصیت همسر، احساس و نیاز خودش را بیان کند، احتمال اینکه گفتوگو در مسیر سازندهتری قرار بگیرد بیشتر است.

ایمنا: چرا گاهی یک رفتار ساده واکنشی شدید ایجاد میکند و چگونه میتوان نیاز عاطفی پشت این واکنش را شناخت؟
ماهرالنقش: بهطور مثال، جمله «چرا جواب پیام من را ندادی؟» ممکن است در سطح ظاهری یک اعتراض ساده باشد، اما در لایه عمیقتر ممکن است به معنای «احساس کردم نادیده گرفته شدم» یا «دلم میخواست بدانم برایت اهمیت دارم» باشد، بنابراین لازم است زوجین فقط به رفتار یا جملهای که در لحظه گفته میشود توجه نکنند، بلکه تلاش کنند احساس و نیازی را که پشت آن رفتار وجود دارد نیز ببینند.
ممکن است فرد درباره پاسخ ندادن به یک پیام صحبت کند، اما آنچه برای او اهمیت دارد، احساس دیده شدن، مورد توجه بودن یا اطمینان از اهمیت داشتن در رابطه باشد. اگر زوجین فقط در سطح رفتار باقی بمانند، ممکن است درباره یک اتفاق مشخص بارها با یکدیگر بحث کنند، بدون اینکه متوجه شوند چه مسئله عاطفی در پس آن قرار دارد و در چنین شرایطی، حتی اگر درباره همان اتفاق به یک نتیجه موقت برسند، ممکن است احساس اصلی همچنان باقی بماند و در موقعیت دیگری دوباره خودش را نشان دهد.
وقتی زوجین بتوانند از سطح رفتار عبور کنند و احساس و نیاز پشت آن رفتار را ببینند، گفتوگو از حالت تقابل به سمت درک متقابل حرکت میکند. در این شرایط، به جای اینکه هر یک از طرفین فقط بخواهد ثابت کند حق با اوست، تلاش میکند بفهمد دیگری چه احساسی دارد و از رابطه چه میخواهد و به همین دلیل، توجه به پیام عاطفی پشت رفتار میتواند به زوجین کمک کند مسئله را دقیقتر ببینند. ممکن است یک دعوا درباره دیر رسیدن یا پاسخ ندادن به پیام باشد، اما در سطح عمیقتر درباره نیاز به توجه، اهمیت داشتن یا احساس امنیت در رابطه شکل گرفته باشد.
ایمنا: وجود تعارض و اختلاف در زندگی مشترک نشانه مشکل در رابطه است یا میتوان تعارض را فرصتی برای افزایش صمیمیت دانست؟
ماهرالنقش: تعارض میتواند فرصتی برای افزایش صمیمیت زوجین باشد. رابطه سالم فقط رابطهای نیست که در آن هیچ اختلافی وجود نداشته باشد. اختلاف نظر در هر رابطهای طبیعی است و نمیتوان انتظار داشت دو نفر که در کنار یکدیگر زندگی میکنند، همیشه درباره همه مسائل یک نظر داشته باشند.
تفاوت مهم در این است که زوجین چگونه اختلاف را مدیریت میکنند و بعد از شکلگیری تعارض، چقدر برای ترمیم رابطه تلاش میکنند، بنابراین وجود اختلاف به تنهایی نشاندهنده ناسالم بودن رابطه نیست؛ آنچه اهمیت دارد این است که زوجین پس از اختلاف چه رفتاری با یکدیگر دارند و آیا میتوانند ارتباط خود را دوباره برقرار کنند یا خیر.
گاهی یک عذرخواهی صادقانه، گرفتن دست همسر، یک لبخند یا گفتن جملهای مانند «میدانم ناراحتت کردم؛ بیا دوباره آرامتر صحبت کنیم»، میتواند نقش مهمی در بازگرداندن ارتباط داشته باشد. این رفتارها به همسر نشان میدهد که با وجود اختلاف، ارتباط و خود رابطه همچنان اهمیت دارد.
در واقع یک تعارض نباید به اندازهای گسترش پیدا کند که تمام رابطه را تحت تأثیر قرار دهد. اگر زوجین بتوانند بعد از یک اختلاف، ارتباط را دوباره برقرار کنند و برای ترمیم آن تلاش داشته باشند، تعارض فقط به معنای فاصله گرفتن نیست و حتی میتواند زمینهای برای شناخت بهتر احساسها و نیازهای یکدیگر باشد.
رابطه سالم را نباید رابطهای بدون اختلاف تعریف کرد. رابطه سالم میتواند رابطهای باشد که در آن زوجین اختلاف دارند، اما یاد گرفتهاند چگونه با این اختلاف مواجه شوند، چگونه به احساس یکدیگر توجه کنند و چگونه بعد از تنش، ارتباط خود را دوباره ترمیم کنند.
ایمنا: پس از پایان یک مشاجره، زوجین چگونه میتوانند رابطه خود را از آثار و تبعات آن حفظ کنند تا یک اختلاف، ارتباط میان آنها را تحت تأثیر قرار ندهد؟
ماهرالنقش: ترمیم یعنی زوجین اجازه ندهند یک تعارض، کل رابطه را تحت تأثیر قرار دهد. ممکن است فرد متوجه شود که لحن مناسبی نداشته، حرفی زده که همسرش را ناراحت کرده یا بحث از مسیر اصلی خارج شده است. در این شرایط، تلاش برای بازگرداندن گفتوگو به فضای آرام، پذیرش سهم خود در تعارض و نشان دادن محبت میتواند به ترمیم رابطه کمک کند.
ممکن است در جریان یک بحث، فرد پس از گذشت زمان متوجه شود که نوع بیانش مناسب نبوده یا حرفی زده که موجب ناراحتی همسرش شده است. در این شرایط، پذیرش این موضوع و تلاش برای اصلاح فضا اهمیت دارد. ترمیم میتواند با یک عذرخواهی، بیان محبت یا دعوت دوباره به گفتوگویی آرامتر آغاز شود.
نکته مهم این است که ترمیم به معنای نادیده گرفتن اختلاف نیست. قرار نیست زوجین فقط برای اینکه دعوا تمام شود، مسئله اصلی را کنار بگذارند. بلکه ابتدا باید ارتباط را حفظ کنند و سپس مسئله را در شرایط مناسبتری بررسی کنند؛ زمانی که هیجان و تنش اولیه کاهش پیدا کرده باشد.
در واقع ممکن است یک مسئله همچنان نیازمند گفتوگو و حل شدن باشد، اما ادامه دادن آن در فضای تنشآلود به حل مسئله کمک نمیکند. گاهی لازم است زوجین ابتدا از شدت تعارض کم کنند، دوباره ارتباط خود را برقرار کنند و سپس درباره موضوع اصلی صحبت کنند.
ترمیم به زوجین کمک میکند یک اتفاق یا یک مشاجره را به کل رابطه تعمیم ندهند؛ اینکه فرد بپذیرد در یک موقعیت اشتباه کرده یا لحن مناسبی نداشته است، به معنای نادیده گرفتن اختلاف نیست، بلکه نشان میدهد رابطه برای او اهمیت دارد و نمیخواهد تعارض، ارتباط میان آنها را تحت تأثیر قرار دهد.

ایمنا: زوجین برای اینکه از چرخه واکنش و تقابل فاصله بگیرند، پیش از پاسخ دادن به یکدیگر باید به چه موضوعی توجه داشته باشند؟
ماهرالنقش: دو پرسش میتواند کمک کند فرد قبل از واکنش نشان دادن، فقط به ظاهر رفتار توجه نکند و تلاش کند تجربه عاطفی همسرش را نیز ببیند؛ نخستین سوال بسیار مهم این است که همسر او چه احساسی را تجربه میکند و سوال بعدی این است که پشت این جمله یا رفتار، چه نیاز عاطفی وجود دارد؟ و این دو سوال میتواند کمک کند فرد پیش از واکنش نشان دادن، فقط به ظاهر رفتار توجه نکند و تلاش کند تجربه عاطفی همسرش را نیز ببیند.
گاهی در یک گفتوگو بسیار سریع به دنبال پاسخ دادن، توضیح دادن یا ارائه راهحل هستیم، در حالی که طرف مقابل پیش از اینکه به راهحل نیاز داشته باشد، نیاز دارد احساس کند دیده، شنیده و درک شده است، بنابراین ممکن است چیزی که در ابتدا یک مشکل ساده به نظر میرسد، نیازمند شنیده شدن و درک شدن باشد.
همدلی میتواند نقطه شروع بسیار مهمی برای حل تعارضهای زوجین باشد. وقتی فرد تلاش میکند بفهمد همسرش چه احساسی دارد، فضای متفاوتی برای ادامه گفتوگو ایجاد میشود و امکان اینکه هر دو طرف از موضع تقابل فاصله بگیرند بیشتر خواهد شد، بنابراین پیش از پاسخ دادن میتوان لحظهای مکث کرد و به جای اینکه فقط به این فکر کنیم من چه پاسخی بدهم؟، از خود بپرسیم او اکنون چه احساسی دارد و چه نیازی پشت این حرف یا رفتار وجود دارد؟ و همین تغییر نگاه میتواند به فهم بهتر پیام عاطفی همسر کمک کند.
ایمنا: مهمترین مهارتهایی که زوجین برای مدیریت تعارض، حفظ ارتباط و جلوگیری از تبدیل اختلافهای کوچک به مشاجرههای فرسایشی نیاز دارند، چیست؟
ماهرالنقش: هدف این نیست که یاد بگیریم هرگز با هم اختلاف نداشته باشیم؛ چنین موضوعی واقعبینانه نیست. هدف این است که یاد بگیریم چگونه اختلاف داشته باشیم، بدون اینکه به رابطه آسیب بزنیم. اختلاف نظر بخشی طبیعی از زندگی مشترک است و مسئله اصلی، شیوه مدیریت آن است.
به جای «تو همیشه» و «تو هیچوقت»، از «من احساس میکنم» استفاده کنیم، به جای حمله و سرزنش، احساس و نیاز خود را بیان کنیم و قبل از پاسخ دادن، تلاش کنیم احساس طرف مقابل را بفهمیم. این تغییر در شیوه بیان میتواند کمک کند گفتوگو از حالت حمله و دفاع خارج شود و فرصت بیشتری برای شنیدن یکدیگر ایجاد شود.
لازم است زوجین به این نکته توجه کنند که پشت بسیاری از رفتارها و اعتراضهای ظاهری، احساس یا نیاز عاطفی وجود دارد. اگر فرد بتواند به جای تمرکز صرف بر رفتار همسر، احساس و نیاز پشت آن را نیز ببیند، احتمال اینکه بتواند مسئله را با درک بیشتری دنبال کند افزایش پیدا میکند.
از سوی دیگر، پس از شکلگیری تعارض نیز نباید از ترمیم رابطه غافل شد. یک عذرخواهی صادقانه، پذیرش سهم خود در تعارض، نشان دادن محبت یا تلاش برای بازگرداندن گفتوگو به فضای آرام، میتواند کمک کند اختلاف به کل رابطه آسیب نزند.
اختلاف نشانه ضعف یک رابطه نیست؛ شیوه مدیریت اختلاف است که میتواند رابطه را تضعیف یا عمیقتر کند، بنابراین هدف از زندگی مشترک بدون اختلاف نیست، بلکه این است که زوجین یاد بگیرند چگونه با وجود اختلاف، ارتباط خود را حفظ کنند، احساس یکدیگر را ببینند و اجازه ندهند یک مسئله کوچک به آسیبی بزرگ برای رابطه تبدیل شود.
نظر شما