بازگشت ایده‌های هنر و صنایع‌دستی به معماری معاصر شهرها

میراث جنبش هنر و صنایع‌دستی، بیش از یک قرن پس از شکل‌گیری، بار دیگر در معماری معاصر شهرهای جهان مورد توجه قرار گرفته است؛ رویکردی که به‌جای تولید انبوه و تکرار الگوهای یکسان، بر مهارت انسانی، مصالح طبیعی، ساخت باکیفیت و پیوند بنا با فرهنگ و ویژگی‌های محل تأکید دارد.

به گزارش سرویس ترجمه ایمنا، جنبش هنر و صنایع‌دستی در قرن نوزدهم و در واکنش به گسترش کارخانه‌ها و تولید انبوه شکل گرفت. متفکران این جریان معتقد بودند معماری را نمی‌توان تنها بر اساس ظاهر بنا ارزیابی کرد، بلکه کیفیت کار، نحوه تولید، مصالح، مهارت سازندگان و حتی شرایطی که بنا در آن ساخته می‌شود، بخشی از ارزش معماری است.

این نگاه امروز در شرایطی دوباره اهمیت پیدا کرده است که ساخت‌وساز با مصرف گسترده مواد اولیه، انرژی و تولید پسماند همراه است. به همین دلیل، معماران بیش از گذشته به استفاده از مصالح طبیعی و محلی، افزایش عمر ساختمان‌ها، استفاده دوباره از بناهای موجود و کاهش وابستگی به تولید انبوه توجه می‌کنند؛ رویکردهایی که با تأکید جنبش هنر و صنایع‌دستی بر دوام، کیفیت و رابطه میان انسان و مصالح هم‌خوانی دارد.

یکی از نمونه‌های روشن این رویکرد در ملبورن استرالیا شکل گرفت؛ جایی که یک پاویون عمومی در باغ‌های کوئین ویکتوریا در سال ۲۰۱۶ با رویکردی بر پایه معماری دست‌ساز ساخته شد. این سازه حدود ۱۶.۸ متر در ۱۶.۸ متر وسعت داشت و برای ساخت آن از حدود هفت کیلومتر بامبو، ۵۰ تن سنگ و ۲۶ کیلومتر طناب استفاده شد. کف بنا از سنگ آبی استخراج‌شده از معدن محلی در ایالت ویکتوریا ساخته شد و بامبوهای مورد استفاده نیز از هند به استرالیا منتقل شدند.

بازگشت ایده‌های هنر و صنایع‌دستی به معماری معاصر شهرها

نکته مهم در این پروژه تنها استفاده از مصالح طبیعی نبود، بلکه فرایند ساخت نیز بخشی از ایده معماری محسوب می‌شد. بامبوها به‌صورت دستی آماده شدند و اجزای سازه به‌جای اتصال با روش‌های متداول صنعتی، با پنج هزار بست چوبی و طناب به یکدیگر متصل شدند. سقف نیز از قطعاتی ساخته شد که صنعتگران هندی آن‌ها را با استفاده از ساقه گیاه «کاروی» به‌صورت دستی بافته بودند.

حتی سازندگان استرالیایی این پروژه برای یادگیری روش‌های سنتی کار با بامبو به هند رفتند و در کنار صنعتگران محلی آموزش دیدند. پیش از اجرای نهایی نیز نمونه‌ای در مقیاس واقعی در هند ساخته شد تا روش‌های سازه‌ای و نحوه اتصال اجزا آزمایش شود، به این ترتیب، دانش سنتی از طریق همکاری میان صنعتگران هندی و سازندگان استرالیایی وارد پروژه‌ای عمومی در قلب ملبورن شد.

این پروژه نشان داد که صنایع‌دستی در معماری معاصر تنها به‌معنای بازسازی ساختمان‌های تاریخی یا استفاده تزئینی از عناصر سنتی نیست. در ملبورن، تکنیک‌های سنتی مستقیم در فرایند ساخت یک فضای عمومی معاصر به کار گرفته شدند و نتیجه آن فضایی برای گردهمایی، گفت‌وگو، رویدادهای فرهنگی و حضور شهروندان بود.

توجه به مکان نیز از اصول مهمی است که جنبش هنر و صنایع‌دستی به معماری امروز منتقل کرده است. این دیدگاه بر آن است که ساختمان نباید بدون توجه به اقلیم، جغرافیا، مصالح موجود و فرهنگ محلی در هر نقطه از جهان تکرار شود. معماری باید بتواند از ویژگی‌های واقعی محل خود تأثیر بگیرد و در عین حال، نیازهای زندگی معاصر را پاسخ دهد.

بازگشت ایده‌های هنر و صنایع‌دستی به معماری معاصر شهرها

با این حال، استفاده گسترده از صنایع‌دستی یک چالش اقتصادی نیز دارد. ساخت دستی و همکاری نزدیک با صنعتگران به زمان، نیروی انسانی و هزینه بیشتری نیاز دارد و در برخی پروژه‌های معاصر، همین ویژگی‌ها به عاملی برای افزایش قیمت و تبدیل معماری دست‌ساز به محصولی لوکس تبدیل شده است. این مسئله با یکی از اهداف اولیه جنبش هنر و صنایع‌دستی، یعنی دسترس‌پذیرتر کردن زیبایی و کیفیت برای جامعه، در تضاد قرار می‌گیرد.

از این منظر، میراث هنر و صنایع‌دستی برای شهرهای امروز بیش از آنکه یک سبک معماری باشد، یک شیوه نگاه به ساختن است؛ نگاهی که می‌پرسد چه کسی ساختمان را ساخته، مصالح آن از کجا آمده، چه میزان منابع برای آن مصرف شده و بنا تا چه اندازه با فرهنگ، اقلیم و زندگی روزمره شهروندان ارتباط دارد. همین پرسش‌ها موجب شده است ایده‌هایی که زمانی در واکنش به صنعتی‌شدن شکل گرفتند، امروز در عصر بحران اقلیمی، تولید انبوه و فناوری‌های دیجیتال دوباره به یکی از موضوعات مهم معماری معاصر تبدیل شوند.

بازگشت ایده‌های هنر و صنایع‌دستی به معماری معاصر شهرها

کد مطلب 996454

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.