به گزارش خبرگزاری ایمنا، در جنوبشرقی یزد، جایی میان سکوت کویر و بافت روستایی فهرج، بنایی ایستاده که برای دیدن اهمیتش لازم نیست گنبدی عظیم، ایوانی مرتفع یا کاشیکاریهایی چشمگیر داشته باشد. مسجد جامع فهرج با خشتهای بزرگ، طاقها و قوسهای ساده و گچبریهایی که بخشی از گذشته ایران را در خود حفظ کردهاند، یکی از کهنترین مساجد برجایمانده ایران است؛ بنایی که اگرچه تاریخ دقیق ساخت آن همچنان محل بحث پژوهشگران است، اما جایگاهش در مطالعه معماری نخستین سدههای اسلامی ایران، انکارشدنی نیست.
سالها نام فهرج با عنوان «قدیمیترین مسجد ایران» همراه بوده است؛ تعبیری که به دلیل اختلاف نظر درباره تاریخ ساخت بنا، نمیتوان با قطعیت درباره آن سخن گفت. از همین رو، تعبیر دقیقتر و علمیتر آن است که مسجد جامع فهرج را یکی از کهنترین مساجد برجایمانده ایران و یکی از شواهد مهم برای شناخت معماری سدههای نخست اسلامی بدانیم.
اهمیت فهرج اما فقط در قدمت احتمالی آن خلاصه نمیشود. این مسجد، تصویری از دورهای را پیش روی ما میگذارد که معماری اسلامی در ایران هنوز به الگوهای شناختهشده دورههای بعدی نرسیده بود؛ دورهای که در آن، معماری تازهوارد با دانش ساختمانی و سنتهای دیرپای این سرزمین در حال شکلگیری و ترکیب بود.
مسجدی که شبیه تصویر آشنای ما از مساجد ایران نیست
اگر تصویر ذهنی ما از مسجد تاریخی ایرانی، گنبدی فیروزهای، ایوانی بلند و سطوح پوشیده از کاشی باشد، فهرج در نگاه نخست شاید حتی ساده به نظر برسد، در اینجا خبری از گنبدخانههای عظیم و ایوانهای مرتفعی نیست که بعدها به عناصر شاخص معماری مذهبی ایران تبدیل شدند. ساختار بنا بر پایه حیاط، شبستان و رواقها شکل گرفته و همین سادگی، یکی از مهمترین ویژگیهای معماری آن به شمار میرود.
حیاط مرکزی، فضای اصلی سازماندهنده مسجد است و فضاهای سرپوشیده در اطراف آن قرار گرفتهاند؛ الگویی که برای مطالعه مراحل اولیه شکلگیری معماری مسجد در جهان اسلام اهمیت دارد، اما داستان فهرج فقط داستان یک نقشه معماری نیست. در جزئیات بنا میتوان نشانههایی از تداوم سنتهای معماری ایران را نیز دنبال کرد؛ عناصری که شباهتهایی با شیوههای ساخت و تزئین در دوره ساسانی دارند.
البته این شباهت به معنای ساسانی بودن مسجد یا ساخته شدن آن پیش از اسلام نیست. اهمیت موضوع در جای دیگری است: در اینکه دانش و تجربه معماری ایرانی با ورود اسلام یکباره از میان نرفت و بخشی از آن در ساخت بناهای جدید و با کارکردهای تازه ادامه پیدا کرد.

خشت؛ انتخابی ساده برای سرزمین سخت کویر
فهرج را نمیتوان بدون توجه به جغرافیای کویری آن شناخت. بخش عمده مسجد با خشتهای بزرگ و آفتابخشک ساخته شده است؛ مصالحی که در معماری سنتی مناطق خشک ایران سابقهای طولانی دارد و با شرایط اقلیمی این مناطق تناسب زیادی داشته است.
خشت امکان ساخت دیوارهای ضخیم و ایجاد فضاهایی با شرایط حرارتی مناسبتر را فراهم میکرد؛ راهکاری که در معماری کویری ایران بارها مورد استفاده قرار گرفته است. در مسجد فهرج، همین مصالح ساده به ساختاری منجر شده که پس از قرنها همچنان قابلیت مطالعه دارد. دیوارهای خشتی بنا تنها عناصر سازهای نیستند؛ خود بخشی از روایت تاریخی مسجد را در دل خود نگه داشتهاند. در واقع، فهرج نمونهای از پیوند میان محیط، مصالح بومی و معماری است؛ معماریای که قرار نبوده با طبیعت کویر بجنگد، بلکه تلاش کرده خود را با آن سازگار کند.
سادگی معماری فهرج نباید با بیتزئینی اشتباه گرفته شود. در بخشهایی از مسجد، بهویژه در دیوار شرقی، گچبریهایی دیده میشود که از نظر نقش و شیوه اجرا اهمیت ویژهای دارند. برخی از این نقوش، از جمله عناصر گیاهی و هندسی، قابل مقایسه با سنتهای هنری ایران پیش از اسلام هستند.
این شباهتها تصویری مهم از چگونگی تحول هنر در دوره اسلامی ارائه میکنند؛ تحولی که در آن، سنتهای هنری گذشته بهطور کامل کنار گذاشته نشدند و بخشی از تجربههای پیشین، در قالبهای تازه ادامه پیدا کردند اما یکی از جذابترین بخشهای داستان فهرج، چیزی است که امروز کمتر دیده میشود؛ رنگ.
یک مطالعه علمی با استفاده از روشهای آزمایشگاهی از جمله پراش پرتو ایکس، فلورسانس پرتو ایکس و طیفسنجی رامان، رنگدانههای مورد استفاده در تزئینات مسجد را بررسی کرده است. نتایج این بررسی وجود موادی مانند لاجورد، هماتیت و هانتیت را در میان رنگدانههای مورد استفاده نشان داده است.
این یافته اهمیت زیادی دارد؛ زیرا تصویری که امروز از دیوارهای خشتی و گچبریهای مسجد در ذهن داریم، الزاماً همان تصویری نیست که مردم قرنها پیش میدیدهاند.
فهرج در گذشته فقط بنایی از رنگ خشت و گچ نبوده است؛ رنگ نیز بخشی از تجربه بصری این مسجد بوده، اما گذر زمان بسیاری از آن جلوه را از میان برده است.

فهرج؛ تصویری از روزهای نخست معماری اسلامی در ایران
معماری مذهبی ایران در سدههای بعد تغییرات بزرگی را تجربه کرد. مساجد چهارایوانی گسترش پیدا کردند، گنبدخانهها بزرگتر و شاخصتر شدند و در دورههای بعد، کاشیکاری به یکی از مهمترین عناصر هویت بصری معماری ایرانی تبدیل شد، اما مسجد جامع فهرج تصویری از زمانی بسیار قدیمیتر ارائه میکند؛ دورهای که این الگوها هنوز شکل نهایی خود را پیدا نکرده بودند.
به همین دلیل، ارزش فهرج را نمیتوان فقط با معیارهایی همچون عظمت بنا، ارتفاع مناره یا گستردگی تزئینات سنجید. اهمیت آن در این است که بخشی از یک مرحله تاریخی را حفظ کرده است؛ مرحلهای که معماری ایران در حال تجربه یک تحول بزرگ بود.
در فهرج میتوان این پرسش را دنبال کرد که معماری اسلامی در ایران چگونه شکل گرفت و چگونه با سنتهای موجود در این سرزمین پیوند خورد.
پاسخ این پرسش فقط در کتابها و متون تاریخی نیست. بخشی از آن هنوز روی دیوارهای مسجد باقی مانده است؛ در نوع مصالح، شکل قوسها، نحوه پوشش فضاها، شیوه تزئین و حتی رنگهایی که زمانی بر سطح دیوارها نشسته بودند.
مسجد جامع فهرج در ۳۰ آذر ۱۳۴۹ با شماره ۹۰۶ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید؛ ثبت ملیای که جایگاه این بنا را بهعنوان بخشی از میراث معماری کشور تثبیت کرده است.با این حال، ارزش فهرج فقط در یک شماره ثبت یا عنوانی تاریخی خلاصه نمیشود.این مسجد، سندی از دورهای است که ایران در حال عبور از یک مرحله تاریخی و ورود به دورهای تازه بود؛ دورهای که در آن، معماری ایرانی با جهان اسلام روبهرو شد و در عین پذیرش کارکردهای جدید، بخشی از تجربه و هویت معماری خود را نیز ادامه داد.
نظر شما