به گزارش خبرگزاری ایمنا، امسال هم قرار است صدای زنگ مدرسه در کوچهها بپیچد، کیفها آماده شوند، لباسهای مدرسه از کمد بیرون بیایند و کلاسهایی که مدتی شکل دیگری از آموزش را تجربه کردهاند، دوباره میز و صندلیهایشان را پر کنند، اما پشت این تصویر آشنای آغاز سال تحصیلی، پرسشی تازه شکل گرفته است، آن هم اینکه دانشآموزی که بخشی از مسیر آموزش را خارج از مدرسه طی کرده، با چه حال و هوایی به مدرسه بازمیگردد؟
سالهایی که آموزش ناچار شد خود را با شرایط غیرحضوری وفق دهد، فقط شکل برگزاری کلاسها را تغییر نداد. رابطه دانشآموز با زمان، معلم، تکلیف، همکلاسی و حتی مفهوم کلاس تغییر کرد. برای برخی، این تغییر فرصتی برای استفاده بیشتر از فناوری و انعطاف آموزشی بود و برای برخی دیگر، تجربهای پر از دشواری، قطع ارتباط و عقبماندگی و همین تفاوتهاست که بازگشت به آموزش حضوری را به موضوعی فراتر از باز شدن دوباره درهای مدارس تبدیل میکند.
حالا مدرسه باید دانشآموزانی را تحویل بگیرد که تجربههای یکسانی نداشتهاند؛ یکی شاید در تمام مدت آموزش غیرحضوری منظم و پیگیر بوده و دیگری با مشکلات اینترنت، کمبود امکانات یا نبود همراهی کافی در خانه دستوپنجه نرم کرده است، یکی ممکن است دلتنگ دوستانش باشد و دیگری از برگشتن به فضای مدرسه و فشارهای آن استقبال نکند و بنابراین آنچه در نخستین روزهای سال تحصیلی اهمیت دارد، فقط تعداد دانشآموزان حاضر در کلاس نیست، بلکه کیفیت این حضور است.
بازگشت به مدرسه میتواند فرصتی برای جبران باشد؛ فرصتی برای دیدن دوباره دانشآموز، شناختن فاصلههایی که در مسیر یادگیری ایجاد شده و بازسازی روابطی که در فضای مجازی کمرنگ شدهاند، اما این فرصت زمانی به نتیجه میرسد که مدرسه بداند دانشآموز امروز، محصول همان تجربهای است که پشت سر گذاشته است. قرار نیست همه چیز از روز اول مثل گذشته باشد و شاید لازم باشد مدرسه نیز همراه با دانشآموزان، خودش را برای شروع دوباره آماده کند.

بازگشت به مدرسه؛ مسئله فقط حضور در کلاس نیست
سمیه طاهری، روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه بازگشت مدارس به آموزش حضوری در حالی در آستانه سال تحصیلی جدید قرار گرفته که تجربه آموزش غیرحضوری، الگوی یادگیری و زندگی روزمره بسیاری از دانشآموزان را تغییر داده است، به خبرنگار ایمنا میگوید: در چنین شرایطی، بازگشت به مدرسه را نمیتوان فقط به باز شدن درهای مدارس و حضور فیزیکی دانشآموزان در کلاس تقلیل داد. مسئله اصلی این است که دانشآموزان با چه آمادگی آموزشی، روانی و اجتماعی به مدرسه بازمیگردند و آیا ساختار مدرسه برای رویارویی با پیامدهای دوره آموزش غیرحضوری آماده است؟ تجربههای پژوهشی نیز نشان میدهد که کاهش تعامل چهرهبهچهره در دوره آموزش آنلاین میتواند بر کیفیت یادگیری، ارتباط دانشآموز و معلم و حتی انگیزه بازگشت به مدرسه اثر بگذارد.
وی با بیان اینکه یکی از مهمترین چالشهای بازگشت مسئله فاصله یادگیری است، میافزاید: آموزش غیرحضوری برای همه دانشآموزان با کیفیت یکسانی همراه نبوده است؛ تفاوت در دسترسی به اینترنت و ابزارهای آموزشی، شرایط خانوادگی، فضای مطالعه و میزان همراهی والدین موجب شده است دانشآموزان یک پایه تحصیلی، تجربههای آموزشی متفاوتی داشته باشند، بنابراین ممکن است دانشآموزی با بازگشت به کلاس، آمادگی لازم برای ادامه برنامه درسی را داشته باشد و دانشآموز دیگری هنوز با ضعفهای پایهای مواجه باشد. اگر مدرسه این تفاوت را نبیند و آموزش را بدون سنجش اولیه از نقطه معمول آغاز کند، احتمال دارد بخشی از دانشآموزان به جای جبران عقبماندگی، بیشتر از جریان کلاس فاصله بگیرند.
روانشناس و مشاور خانواده تصریح میکند: از سوی دیگر، بازگشت به مدرسه یک تغییر مهم در سبک زندگی دانشآموز است، دوره آموزش غیرحضوری، حتی در شرایطی که به اجبار شکل گرفته، برای بسیاری از دانشآموزان ساعت خواب، زمان مطالعه، میزان تحرک و الگوی ارتباط با دیگران را تغییر داده است. اکنون مدرسه از دانشآموز انتظار دارد دوباره با برنامه زمانی مشخص، حضور مستمر در کلاس، تمرکز چندساعته و قواعد آموزشی هماهنگ شود. این تغییر ممکن است برای برخی دانشآموزان ساده باشد، اما برای گروهی دیگر به یک دوره سازگاری نیاز دارد. به همین دلیل کارشناسان حوزه تربیتی تأکید میکنند که نباید انتظار داشت بازگشت فیزیکی دانشآموز به مدرسه، بهصورت خودکار به معنای بازگشت کامل او به فرایند یادگیری باشد.
کلاسهای درس حضوری فرصتی برای ترمیم بخشی از آسیبهای آموزش مجازی است، اما به چه شرطی؟
طاهری با بیان اینکه موضوع مهم دیگر، سلامت روان و روابط اجتماعی دانشآموزان است، ادامه میدهد: مدرسه تنها محل انتقال محتوای کتابهای درسی نیست و بخش قابلتوجهی از رشد اجتماعی کودک و نوجوان از طریق ارتباط با همسالان، کار گروهی، تعامل با معلم و حضور در محیط جمعی شکل میگیرد. مطالعات و گزارشهای کارشناسی درباره آموزش آنلاین نیز بر کاهش تعاملات اجتماعی و احتمال افزایش احساس انزوا و خستگی ذهنی در صورت تداوم آموزش مجازی تأکید کردهاند، بنابراین بازگشت به مدرسه میتواند فرصتی برای احیای این ارتباطات باشد، اما این فرایند نیازمند توجه جدی مدرسه به شرایط روانی و اجتماعی دانشآموزان است.
وی با اشاره به اینکه در این میان، نقش معلم نیز باید فراتر از اجرای برنامه درسی تعریف شود و معلم در نخستین ماههای بازگشت باید بتواند تفاوت سطح یادگیری دانشآموزان را تشخیص دهد، نشانههای افت انگیزه یا اضطراب را بشناسد و در صورت نیاز دانشآموز را به مسیر حمایتی مناسب هدایت کند، میگوید: این مسئله به آموزش و توانمندسازی معلمان، حضور مشاوران در مدارس و ایجاد امکان برای برنامههای جبرانی نیاز دارد. اگر قرار باشد تمام بار ترمیم عقبماندگیهای آموزشی بر دوش معلم گذاشته شود، بدون اینکه زمان، ابزار و نیروی انسانی لازم در اختیار او قرار گیرد، انتظار برای بازگشت سریع همه دانشآموزان به سطح مطلوب واقعبینانه نخواهد بود.
روانشناس و مشاور خانواده اضافه میکند: به این ترتیب، موفقیت بازگشت به مدرسه را باید با شاخصهایی فراتر از حضور دانشآموز در کلاس سنجید. مدرسه باید بداند چه میزان از افت یادگیری جبران شده، چه تعداد از دانشآموزان همچنان با مشکلات آموزشی روبهرو هستند و وضعیت ارتباط اجتماعی و انگیزه تحصیلی آنان چگونه است. بازگشت حضوری میتواند فرصت مهمی برای ترمیم بخشی از آسیبهای دوره آموزش غیرحضوری باشد، اما به شرطی که مدرسه فقط دانشآموز را به نیمکت برنگرداند، بلکه فرایند یادگیری، ارتباط اجتماعی و حمایت تربیتی او را نیز دوباره فعال کند و در غیر این صورت، ممکن است کلاسها پر شوند، اما بخشی از دانشآموزان همچنان از مسیر واقعی آموزش فاصله داشته باشند.

بعد از روزهای مجازی مدرسه، چه اتفاقاتی در انتظار دانشآموزان است؟
مائده سلیمی، روانشناس بالینی کودک و نوجوان با بیان اینکه اول مهر، از نظر تقویمی فقط آغاز یک سال تحصیلی تازه است، اما برای دانشآموزانی که دورهای از آموزش را خارج از فضای مدرسه تجربه کردهاند، میتواند آغاز یک تغییر بزرگ دیگر باشد، به خبرنگار ایمنا میگوید: بازگشت از صفحه نمایش به نیمکت، از ارتباط آنلاین به گفتوگوی رو در رو و از خانه به محیط مدرسه، فقط جابهجایی محل برگزاری کلاس نیست. این تغییر میتواند بر تمرکز، انگیزه، روابط اجتماعی و حتی میزان آمادگی درسی دانشآموزان اثر بگذارد.
وی با بیان اینکه یکی از تفاوتهای مهم دوره آموزش غیرحضوری با آموزش حضوری، میزان نظارت مستقیم بر فرایند یادگیری است، میافزاید: در کلاس حضوری، معلم میتواند واکنش دانشآموز را ببیند، میزان مشارکت او را ارزیابی کند و در همان لحظه متوجه بخشی از مشکلات یادگیری شود. در آموزش آنلاین، بخشی از این ارتباط از بین میرود و دانشآموز میتواند حتی بدون مشارکت واقعی، از نظر ظاهری در کلاس حاضر باشد. پژوهشهای انجامشده درباره تجربه بازگشت به مدرسه نیز نشان دادهاند که برخی دانشآموزان پس از دوره آموزش آنلاین با ضعف درسی و دشواری در سازگاری با قواعد کلاس حضوری روبهرو شدهاند.
روانشناس بالینی کودک و نوجوان تصریح میکند: از این منظر، یکی از نخستین اقدامات مدارس پس از بازگشت باید شناسایی وضعیت واقعی دانشآموزان باشد و آزمونهای تشخیصی، بررسی وضعیت درسی، گفتوگو با معلمان و استفاده از ظرفیت مشاوران میتواند مشخص کند کدام دانشآموزان نیاز به حمایت بیشتری دارند. این مسئله بهویژه در مقاطع پایینتر اهمیت دارد؛ جایی که ضعف در یک مهارت پایه مانند خواندن، نوشتن یا محاسبات میتواند در سالهای بعد به یک زنجیره از مشکلات آموزشی تبدیل شود، بنابراین برنامه جبرانی نباید فقط در پایان سال و پس از مشاهده افت تحصیلی اجرا شود، بلکه باید از همان ماههای نخست بازگشت، فاصلههای ایجادشده شناسایی و برای آنها برنامهریزی شود.
هدف مطلوب، ساختن مدرسهای است که از مزیتهای حضور فیزیکی استفاده کند و از ابزارهای دیجیتال برای تکمیل فرایند یادگیری بهره ببرد
سلیمی با بیان اینکه در کنار یادگیری، مسئله عادتهای رفتاری و اجتماعی نیز مطرح است و مدرسه محیطی است که دانشآموز در آن نهفقط درس، بلکه قواعد زندگی جمعی را تجربه میکند، ادامه میدهد: بخشی از این تجربه در دورههای آموزش غیرحضوری محدود شده است و به همین دلیل، بازگشت حضوری میتواند برای دانشآموز فرصتی برای بازیابی ارتباطات اجتماعی باشد، اما در عین حال ممکن است برای برخی دانشآموزان که به محیط خانه و ارتباطات مجازی عادت کردهاند، با فشار و اضطراب همراه شود. توجه به سلامت روان و ایجاد محیطی امن برای بازگشت، بنابراین نباید موضوعی حاشیهای تلقی شود. برخی مطالعات نیز میان افزایش زمان آموزش آنلاین و افزایش خستگی ذهنی، اضطراب و کاهش تعاملات اجتماعی ارتباط گزارش کردهاند.
وی با بیان اینکه در این میان، خانوادهها نیز بخشی از معادله بازگشت هستند، میگوید: در دوره آموزش غیرحضوری، والدین در بسیاری از خانوادهها ناچار شدند بخشی از فرایند آموزش را در خانه مدیریت کنند؛ از فراهم کردن ابزار و اینترنت گرفته تا پیگیری تکالیف و حضور در کلاسهای آنلاین. با بازگشت آموزش حضوری، این نقش تغییر میکند، اما بهطور کامل از بین نمیرود. خانواده باید بداند که در صورت مشاهده افت انگیزه، اضطراب یا ضعف درسی، چگونه با مدرسه ارتباط برقرار کند و مدرسه نیز باید کانال مشخصی برای این ارتباط داشته باشد و همکاری میان خانواده و مدرسه، بهویژه در ماههای ابتدایی، میتواند از تبدیل مشکلات موقتی به آسیبهای پایدار جلوگیری کند.
روانشناس بالینی کودک و نوجوان با بیان اینکه بازگشت به آموزش حضوری نباید به معنای کنار گذاشتن کامل تجربه آموزش مجازی باشد، اضافه میکند: دورههای اخیر نشان داد که فناوری میتواند در کنار آموزش حضوری، ابزارهایی برای دسترسی دوباره به محتوای آموزشی، رفع اشکال، آموزش تکمیلی و ارتباط با دانشآموز فراهم کند. آموزش حضوری همچنان برای تعامل انسانی، فعالیتهای گروهی و بسیاری از جنبههای تربیتی اهمیت اساسی دارد، اما تجربه آموزش دیجیتال نیز میتواند به مدرسه کمک کند انعطافپذیرتر شود، بنابراین هدف مطلوب، شاید بازگشت کامل به گذشته نباشد، بلکه ساختن مدرسهای باشد که از مزیتهای حضور فیزیکی استفاده کند و در عین حال از ابزارهای دیجیتال برای تکمیل فرایند یادگیری بهره ببرد. در چنین رویکردی، بازگشت دانشآموز به مدرسه پایان یک تجربه نیست؛ فرصتی است برای اصلاح بخشی از شیوه آموزشی که پیش از این، کمتر به آن توجه شده بود.

بازگشت دانشآموزان به کلاسهای درس را نمیتوان فقط با آمار حضور و غیاب سنجید، ممکن است کلاس پر باشد، اما دانشآموز هنوز با فضای مدرسه بیگانه باشد، ممکن است کتابها روی میز باز شده باشند، اما فاصلههای آموزشی همچنان باقی مانده باشند و به همین دلیل، موفقیت بازگشت حضوری نه در روز اول، بلکه در هفتهها و ماههایی مشخص میشود که مدرسه فرصت پیدا میکند وضعیت واقعی دانشآموزان را ببیند و برای آن واکنش نشان دهد.
این بازگشت همچنین فرصتی برای بازنگری در نقش مدرسه است و تجربه آموزش غیرحضوری نشان داد که بخشی از آموزش میتواند از مرزهای کلاس عبور کند، اما همزمان روشن کرد که یادگیری چیزی بیشتر از انتقال اطلاعات است. ارتباط انسانی، تجربه جمعی، فعالیتهای اجتماعی، نظارت معلم و حضور در یک محیط آموزشی، همچنان بخش مهمی از مدرسه باقی میماند. آینده آموزش شاید نه حذف کلاس حضوری، بلکه ترکیب هوشمندانه ظرفیتهای حضوری و دیجیتال باشد.
برای رسیدن به چنین آیندهای، نخست باید تجربه گذشته را جدی گرفت، باید از دانشآموزانی که در این دوره آسیب دیدند، از معلمانی که بار آموزش را در شرایط دشوار بر دوش کشیدند و از خانوادههایی که بخشی از مسئولیت مدرسه را به خانه بردند، پرسید چه چیزی جواب داد و چه چیزی جواب نداد. این تجربهها میتوانند به جای آنکه در پایان یک دوره آموزشی فراموش شوند، تبدیل به داده و سرمایهای برای تصمیمهای آینده شوند.
نیمکتهای مدرسه دوباره پر میشوند، اما مسئله اصلی این نیست که دانشآموزان به مدرسه بازگشتهاند؛ مسئله این است که مدرسه برای بازگشت آنها چه تغییری کرده است. اگر قرار باشد همان دانشآموز با همان نیازها، همان فاصلهها و همان مشکلات وارد همان ساختار قبلی شود، فقط چرخه قدیمی دوباره آغاز شده است، اما اگر بازگشت حضوری با شنیدن صدای دانشآموز، حمایت از معلم، همراهی خانواده و استفاده از تجربه آموزش مجازی همراه شود، میتوان از آغاز سال تحصیلی جدید به عنوان فرصتی برای ساختن مدرسهای آمادهتر و منعطفتر نگاه کرد.
نظر شما