به گزارش خبرگزاری ایمنا، جنگ همیشه با شمشیر و سلاح تعیین تکلیف نمیشود. گاهی مهمترین میدان نبرد، جایی است که کمتر دیده میشود؛ اقتصاد، منابع مالی و توان ادامه دادن یک درگیری. یک نیروی نظامی هرچقدر مجهز باشد، اگر نتواند هزینه سلاح، تجهیزات، تدارکات و عملیات خود را تأمین کند، به تدریج قدرت ادامه مسیر را از دست میدهد.
قرآن کریم در آیه ۵ سوره حشر در ماجرای بنینضیر به رخدادی اشاره میکند که از یک منظر، نمونهای قابل تأمل از همین منطق است؛ جایی که بخشی از نخلهای متعلق به بنینضیر قطع شد و این اقدام در چارچوب مقابله با یک جریان متخاصم و محاصرهشده صورت گرفت.
ماجرا به سال چهارم هجری بازمیگردد؛ زمانی که بنینضیر، یکی از قبایل یهودی ساکن مدینه در پی نقض پیمان و شکلگیری توطئهای علیه پیامبر اکرم(ص) در برابر مسلمانان قرار گرفت. بنا بر گزارشهای تاریخی، پس از آشکار شدن توطئه، آنان به استحکامات خود پناه بردند و در قلعههایشان سنگر گرفتند.
در این شرایط، مسئله فقط یک رویارویی نظامی نبود. بنینضیر از امکانات و منابع اقتصادی قابل توجهی برخوردار بودند و نخلستانها بخشی مهم از ظرفیت اقتصادی آنان محسوب میشد. بنابراین، فشار بر این ظرفیت میتوانست معادله محاصره را تغییر دهد.
قرآن کریم درباره قطع برخی از نخلها میفرماید:«مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِینَةٍ أَوْ تَرَکْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَیٰ أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِیُخْزِیَ الْفَاسِقِینَ»یعنی: «هر درخت خرمایی را که قطع کردید یا آن را بر ریشههایش باقی گذاشتید، به اذن خدا بود و برای آن بود که نافرمانان را خوار و رسوا کند.»
این آیه نکته مهمی دارد؛ قرآن اصل این اقدام را در چارچوب شرایط آن رویارویی تأیید میکند و نشان میدهد که در رویارویی با جریان متخاصم، تنها ابزار نظامی مطرح نیست. گاهی تغییر محاسبات اقتصادی و از بین بردن بخشی از توان مادی طرف مقابل، میتواند معادله یک نبرد را تغییر دهد.
اما نکته مهمتر اینجاست که نخل برای بنینضیر تنها یک درخت نبود. نخلستان بخشی از زندگی، تولید و ثروت آنان بود. بنابراین فشار بر این منبع، معنایی فراتر از یک اقدام تاکتیکی داشت؛ پیام آن روشن بود که استحکامات و دیوارهای بلند، بدون پشتوانه اقتصادی، نمیتوانند برای همیشه یک جریان متخاصم را حفظ کنند.

این همان نقطهای است که میتوان از ماجرای بنینضیر به یکی از واقعیتهای جنگهای امروز رسید. قدرتهای بزرگ ممکن است ناوگانهای نظامی، پایگاههای متعدد، سامانههای پیشرفته و انبوهی از تجهیزات داشته باشند، اما هیچکدام بدون اقتصاد، سرمایه و منابع مالی نمیتوانند برای مدت نامحدود جنگ را ادامه دهند.
امروز نیز در بسیاری از درگیریهای جهان، یک سؤال اساسی مطرح است، اینکه هزینه جنگ را چه کسی تأمین میکند؟ پشت هر هواپیمای جنگی، هر موشک، هر پایگاه نظامی و هر عملیات طولانی، یک زنجیره اقتصادی قرار دارد؛ زنجیرهای که اگر مختل شود، حتی قدرتمندترین ماشین نظامی نیز با محدودیت روبهرو خواهد شد.
از همین منظر، کشورهایی که سالها تلاش کردهاند با تکیه بر برتری نظامی، اراده خود را بر ملتهای منطقه تحمیل کنند، نباید تصور کنند که قدرت نظامی به معنای قدرت نامحدود است. تاریخ نشان داده است که هیچ ماشین جنگی بدون پشتوانه اقتصادی دوام نمیآورد.
قرآن در پایان ماجرای بنینضیر، نتیجه را نیز به شکلی معنادار بیان میکند و از غنایمی سخن میگوید که بدون جنگ گسترده به دست مسلمانان رسید. این بخش از ماجرا نشان میدهد که هدف، تنها ویرانی نبود؛ بلکه تغییر معادلهای بود که در آن یک جریان متخاصم با تکیه بر امکانات خود، امنیت جامعه را تهدید میکرد.
درس امروز این آیه را نباید به معنای دعوت به تخریب بیضابطه منابع اقتصادی گرفت؛ بلکه باید آن را در چارچوب تاریخی و حقوقی همان واقعه فهمید. پیام راهبردی آن این است که قدرت، فقط در سلاح خلاصه نمیشود و نقطه آسیبپذیر یک قدرت ممکن است دقیقاً جایی باشد که کمتر دیده میشود.
برای همین، اگر ماشین جنگی بزرگی در منطقه به حرکت درآمده باشد، تنها نگاه کردن به چنگالهای آن کافی نیست؛ باید شاهرگهایی را شناخت که به آن امکان ادامه حرکت میدهند. قدرتهایی که برای جنگ، منابع مالی و اقتصادی عظیمی صرف میکنند، هرچقدر هم ظاهر شکستناپذیری داشته باشند، در برابر فشار بر توان استمرار جنگ آسیبپذیرند.
آیه ۵ سوره حشر، یک تصویر تاریخی از همین حقیقت را پیش روی ما میگذارد، اینکه گاهی سرنوشت یک نبرد، نه در لحظه شلیک، بلکه زمانی تعیین میشود که پشتوانه ادامه جنگ در معرض فروپاشی قرار میگیرد.
نظر شما