به گزارش خبرگزاری ایمنا، برخی جنگها پیش از آنکه در میدانهای نظامی آغاز شوند، در اتاقهای بسته، محافل پنهانی و ذهن انسانها شکل میگیرند. گاهی یک شایعه، یک زمزمه یا یک خبر هدفمند میتواند بیش از یک حمله مستقیم، آرامش جامعهای را برهم بزند. قرآن کریم در آیات ۷ تا ۱۱ سوره مجادله، از همین «نجوا» سخن میگوید و در ورای یک دستور اخلاقی، حقیقتی بزرگتر را آشکار میکند؛ اینکه هیچ جلسهای واقعاً پنهان نیست و هیچ نقشهای از نگاه خداوند خارج نمیشود.
خداوند در آیه هفتم میفرماید: «أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ»؛ آیا ندیدی که خداوند آنچه را در آسمانها و زمین است میداند؟ سپس تصویری دقیقتر ارائه میکند: «مَا یَکُونُ مِنْ نَجْوَیٰ ثَلَاثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمْ وَلَا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمْ»؛ هیچ گفتوگوی محرمانهای میان سه نفر نیست مگر آنکه خداوند چهارمین آنهاست و هیچ گفتوگوی پنهانی میان پنج نفر نیست مگر آنکه او ششمین آنهاست.
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان تأکید میکند که این «چهارم بودن» یا «ششم بودن» به معنای حضور جسمانی نیست؛ بلکه بیانگر احاطه کامل علمی خداوند است. یعنی انسان میتواند از چشم دیگران پنهان شود، اما نمیتواند از علم خداوند پنهان بماند. هرچه تعداد افراد یک جلسه باشد و هر اندازه دیوارها و درهای بسته اطراف آن را گرفته باشند، هیچ پردهای میان حقیقت و علم خداوند وجود ندارد.
این تعبیر قرآنی، امروز نیز معنای قابل تأملی دارد. جهان سیاست و قدرت، پر از تصمیمهایی است که پشت درهای بسته گرفته میشوند؛ اتاقهایی که در آنها درباره سرنوشت ملتها تصمیمگیری میشود، اما قرآن یادآوری میکند که پنهان بودن یک تصمیم از مردم به معنای پنهان بودن آن از خدا نیست.

مشکل از جایی آغاز میشود که «نجوا» دیگر یک گفتوگوی عادی نباشد و به ابزاری برای گناه، دشمنی و آزار تبدیل شود. قرآن درباره کسانی که از این رفتار نهی شده بودند اما دوباره به آن بازگشتند، میفرماید: «ثُمَّ یَعُودُونَ لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَیَتَنَاجَوْنَ بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِیَتِ الرَّسُولِ»؛ آنان دوباره به آنچه از آن نهی شده بودند بازمیگردند و برای گناه، تجاوز و نافرمانی پیامبر با یکدیگر به نجوا میپردازند.
پس قرآن میان گفتوگوی خصوصی و «نجوای مخرب» تفاوت میگذارد. مسئله، پنهانی بودن گفتوگو نیست؛ مسئله، هدف و محتوای آن است. یک گفتوگوی محرمانه میتواند برای خیر و حل مشکل باشد، اما اگر به طراحی ظلم، ایجاد اختلاف، تخریب شخصیت، شایعهسازی و آسیب زدن به دیگران تبدیل شود، دیگر یک ارتباط ساده نیست؛ بلکه بخشی از زنجیره فساد اجتماعی است.
قرآن حتی به رفتار دوگانه کسانی اشاره میکند که در ظاهر با احترام برخورد میکنند، اما در پشت پرده سخنان دیگری دارند و میفرماید: «وَإِذَا جَاءُوکَ حَیَّوْکَ بِمَا لَمْ یُحَیِّکَ بِهِ اللَّهُ». آنان در ظاهر رفتاری محترمانه دارند، اما در پس این ظاهر، نیت و گفتاری متفاوت جریان دارد.
این همان نقطهای است که «جنگ روانی» شکل میگیرد؛ جایی که ظاهر باطن را پنهان میکند و زبانِ رسمی، چیزی میگوید و نقشه پشت پرده، چیز دیگری را دنبال میکند. قرآن اما به انسان مؤمن یادآوری میکند که نباید صرفاً ظاهر رفتارها را معیار قضاوت قرار دهد؛ زیرا حقیقت نزد خداوند آشکار است.
در ادامه، قرآن راه درست استفاده از ارتباطات پنهانی را نیز مشخص میکند: «فَلَا تَتَنَاجَوْا بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِیَتِ الرَّسُولِ وَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَیٰ»؛ برای گناه و تجاوز و نافرمانی نجوا نکنید، بلکه برای نیکی و تقوا با یکدیگر به گفتوگو بپردازید.
این آیه یک اصل مهم را بیان میکند: ارتباط پنهانی به خودی خود مذموم نیست؛ آنچه به آن ارزش اخلاقی میدهد، مقصد آن است. اگر گفتوگو برای اصلاح، خیرخواهی و کمک باشد، «برّ و تقوا» است و اگر برای ضربه زدن، فریب و دشمنی باشد، در مسیر «اثم و عدوان» قرار میگیرد.
اما در این میان، قرآن یک بازیگر پنهان دیگر را نیز معرفی میکند: شیطان. خداوند میفرماید: «إِنَّمَا النَّجْوَیٰ مِنَ الشَّیْطَانِ لِیَحْزُنَ الَّذِینَ آمَنُوا»؛ نجوا از سوی شیطان است تا مؤمنان را اندوهگین کند.

شیطان همیشه با یک اتفاق بزرگ وارد نمیشود. گاهی تنها کافی است میان دو انسان بدگمانی ایجاد شود، جامعهای نسبت به آینده نگران شود یا گروهی به گروه دیگر بیاعتماد شوند. همین شکافهای کوچک میتوانند به اختلافهای بزرگ تبدیل شوند. هدف، همیشه نابودی مستقیم نیست؛ گاهی کافی است آرامش از جامعه گرفته شود و اعتماد عمومی ترک بردارد.
با این حال، قرآن بلافاصله یک حقیقت آرامشبخش را یادآور میشود: «وَلَیْسَ بِضَارِّهِمْ شَیْئًا إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ»؛ شیطان بدون اذن خداوند نمیتواند زیانی به مؤمنان برساند. بنابراین، مؤمن نه باید اسیر شایعه شود و نه اجازه دهد زمزمههای طراحیشده، آرامش و عقلانیت او را از بین ببرد.
در پایان، سوره مجادله از فضای نجوا و گفتوگوهای پنهانی به آداب حضور اجتماعی میرسد: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا قِیلَ لَکُمْ تَفَسَّحُوا فِی الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا یَفْسَحِ اللَّهُ لَکُمْ»؛ ای مؤمنان، هنگامی که به شما گفته میشود در مجالس جا باز کنید، جا باز کنید تا خداوند برای شما گشایش قرار دهد.
این تغییر موضوع، اتفاقی نیست. قرآن جامعه مؤمن را جامعهای میخواهد که هم در برابر توطئه و نجوا هوشیار باشد و هم در رفتار روزمره اهل اخلاق و گشایش. امنیت اجتماعی تنها با قدرت نظامی حفظ نمیشود؛ جامعهای که در آن اعتماد، احترام و اخلاق از میان برود، از درون آسیبپذیر خواهد شد.
از همین رو، آیات ۷ تا ۱۱ سوره مجادله را میتوان یکی از مبانی قرآنی برای فهم جنگ شناختی و روانی دانست؛ جنگی که در آن هدف، گاهی سرزمین نیست، بلکه ذهن و اراده انسانهاست. قرآن اما یک پاسخ روشن دارد: نه هر سخنی را باور کنید، نه از هر زمزمهای بترسید و نه تصور کنید قدرتهایی که پشت دیوارهای بلند و اتاقهای بسته تصمیم میگیرند، از حساب و کتاب الهی خارجاند.
قدرتهای بزرگ میتوانند اطلاعات را پنهان کنند، روایت بسازند و برای دیگران نقشه بکشند، اما در منطق قرآن، هیچ اتاق بستهای از علم خداوند بستهتر نیست. آنچه امروز در پشت پرده طراحی میشود، فردا در برابر حقیقت آشکار خواهد شد؛ زیرا «إِنَّ اللَّهَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنتُمْ»؛ خداوند هر جا که باشید با شماست.
پیام سوره مجادله روشن است؛ جنگ واقعی گاهی با یک موشک آغاز نمیشود، با یک نجوا آغاز میشود. اما جامعهای که ایمان، بصیرت، تقوا و اعتماد را حفظ کند، اجازه نمیدهد زمزمههای شیطانی به تصمیمهای بزرگ و شکافهای خطرناک تبدیل شوند.
نظر شما