به گزارش خبرگزاری ایمنا، آیتالله محیالدین حائری شیرازی در تبیین شجاعت امام حسن مجتبی(ع)، نگاه رایج به مفهوم دلیری را ناکافی میدانست و بر این باور بود که شجاعت فقط در حضور در میدان نبرد، شمشیر کشیدن و مقابله آشکار با دشمن معنا پیدا نمیکند. گاه انسان برای انتخاب راه درست، باید از قضاوت مردم، طعنهها و حتی برچسب «ترس» عبور کند و این همان شجاعت بزرگی است که در تصمیم امام حسن مجتبی(ع) جلوهای عمیق و تاریخی پیدا کرد.
او میگفت: «شجاعت بزرگ این است که انسان نترسد از اینکه به او بگویند ترسید.» این جمله، دریچهای برای فهم یکی از مهمترین ابعاد شخصیت امام حسن(ع) است. بسیاری از انسانهای دلیر، شاید از دشمن و خطر هراسی نداشته باشند، اما از داوری مردم میترسند؛ از اینکه تصمیمشان ضعف تعبیر شود، از اینکه دیگران آنان را ترسو بدانند و از اینکه در نگاه ظاهربینان، جایگاهشان آسیب ببیند.
در چنین موقعیتی، انتخاب راه حق دشوارتر میشود؛ زیرا انسان باید میان رضایت مردم و تکلیف الهی، میان هیاهوی افکار عمومی و حقیقت شرایط زمانه، دست به انتخاب بزند. امام حسن مجتبی(ع) در چنین میدان سختی ایستاد؛ میدانی که سلاح اصلی آن، بصیرت، صبر، حکمت و بیاعتنایی به قضاوتهای سطحی بود.
آیتالله حائری شیرازی تأکید داشت که میان شجاعت امام حسن(ع) و امام حسین(ع) تفاوتی وجود ندارد. هر دو امام، در اوج شجاعت، ایستادگی و وفاداری به دین خدا قرار دارند؛ اما تفاوت در شرایط و میدان ظهور این شجاعت است. امام حسن(ع)، امام زمان خویش بود و تصمیم او نیز باید در چارچوب پیچیده و دشوار همان روزگار فهمیده شود.
به بیان او، امام حسن(ع) امام امام حسین(ع) بود و امام، شجاعتر از همه مردم عصر خویش است. این تعبیر، نشان میدهد که نمیتوان صلح امام حسن(ع) را جدای از جایگاه امامت، شرایط اجتماعی و سیاسی دوران ایشان و مسئولیت سنگین حفظ حقیقت اسلام تحلیل کرد. صلح، در این معنا، عقبنشینی از آرمانها نبود؛ بلکه انتخابی حکیمانه برای حفظ جبهه حق و رسوا ساختن چهره واقعی دشمن بود.
آیتالله حائری شیرازی، تفاوت میان فهم عمومی از شجاعت حسینی و شجاعت حسنی را با تشبیهی روشن و هنرمندانه توضیح میداد. او معتقد بود بسیاری از مردم عظمت کار امام حسین(ع) را بهخوبی میبینند، اما در کار امام حسن(ع) دقت لازم را ندارند. به گفته او، شجاعت امام حسین(ع) مانند کتابی است که با خط درشت نوشته شده؛ کتابی که حتی با چشمی کمسو نیز میتوان آن را خواند. قیام عاشورا، میدان آشکار حق و باطل است؛ ایستادگی در برابر ظلم، شهادت، فداکاری و وفاداری تا آخرین نفس، در آن با وضوحی بیمانند دیده میشود.
اما کار امام حسن(ع)، به تعبیر این عالم فرزانه، مانند کتابی با خط ریز است. خواندن آن به نگاه نافذ، بصیرت تاریخی و آگاهی عمیق نیاز دارد. درک اینکه چرا امامی که از شجاعترین انسانهای زمان خود بود، راه صلح را برگزید، نیازمند شناخت دقیق وضعیت جامعه، سستی و پراکندگی نیروهای همراه، نفوذ جریان نفاق، و نقشه دشمن برای ضربه زدن به اصل اسلام است.
شجاعت امام حسن(ع) «خفی» و شجاعت امام حسین(ع) «جلی» است؛ یکی در ظاهر یک تصمیم آرام و صبورانه خود را نشان میدهد و دیگری در صحنهای خونین و آشکار. اما هر دو، دو جلوه از یک حقیقت هستند؛ ایستادگی برای دین خدا و عمل به تکلیف در زمان مناسب.
در حقیقت، صلح امام حسن(ع) آزمونی بزرگ برای فهم مفهوم شجاعت است. شجاع کسی نیست که همیشه یک شکل از مبارزه را انتخاب کند؛ شجاع کسی است که در هر شرایطی، راه درست را تشخیص دهد و برای پیمودن آن از خطر، تنهایی، سرزنش و قضاوت دیگران نهراسد. گاه شجاعت در فریاد زدن است و گاه در سکوتی آگاهانه؛ گاه در شمشیر کشیدن و گاه در تحمل صلحی که حقیقت دشمن را آشکار و مسیر آینده حق را حفظ میکند.
میراث امام حسن مجتبی(ع) یادآور این حقیقت است که تصمیمهای بزرگ، همیشه در هیاهوی ظواهر قابل فهم نیستند. برای دیدن شجاعت حسنی، باید از نگاههای شتابزده فاصله گرفت، خط ریز تاریخ را با دقت خواند و دانست که پشت سکوت حکیمانه یک امام، گاه بزرگترین جلوههای دلیری نهفته است.
نظر شما