شهر نبوی چه ویژگی‌هایی دارد؟ از کرامت شهروند تا حق همسایه

مدینه‌النبی شهری بود که پس از هجرت پیامبر اکرم(ص) تنها به محل استقرار یک جامعه دینی تبدیل نشد، بلکه الگویی از همزیستی، نظم اجتماعی، امنیت، مسئولیت‌پذیری و رعایت حقوق ساکنان شد؛ شهری که در آن کرامت انسان و مدیریت جامعه معنا پیدا می‌کرد و تصویری متفاوت از «شهر» در تاریخ اسلام به یادگار گذاشت.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، شهر فقط مجموعه‌ای از خیابان‌ها، ساختمان‌ها و زیرساخت‌ها نیست؛ پیش از آنکه یک کالبد باشد، یک «جامعه» است؛ جامعه‌ای که کیفیت آن را نه فقط با ارتفاع ساختمان‌ها و وسعت معابر، بلکه با میزان امنیت، کرامت، عدالت، دسترسی، همدلی و احساس تعلق ساکنانش می‌توان سنجید. به همین دلیل، در ادبیات امروز شهرسازی نیز مفاهیمی مانند شهر فراگیر، دسترسی برابر به خدمات، فضاهای عمومی امن و مشارکت شهروندان، از مؤلفه‌های اصلی کیفیت زندگی شهری به‌شمار می‌روند.

سازمان ملل متحد نیز در هدف یازدهم توسعه پایدار، بر ساخت شهرهایی فراگیر، ایمن، تاب‌آور و پایدار تأکید دارد و دسترسی همگانی به فضاهای عمومی ایمن و قابل استفاده را یکی از اهداف مهم شهری می‌داند، اما این دغدغه‌ها، اگرچه امروز با ادبیات جدیدی همچون «حقوق شهروندی»، «حکمرانی شهری» و «حق به شهر» بیان می‌شوند، در تاریخ تمدن اسلامی نیز سابقه‌ای جدی دارند. با هجرت پیامبر اکرم(ص) به مدینه، جامعه‌ای شکل گرفت که در آن، رابطه میان افراد، حقوق آنان، مسئولیت‌های متقابل و شیوه همزیستی گروه‌های مختلف، بخشی از نظم اجتماعی و سیاسی شهر را تشکیل می‌داد.

مدینه در این معنا فقط محل سکونت مسلمانان نبود؛ تجربه‌ای از شکل‌گیری یک جامعه متکثر با قواعد مشترک بود؛ جامعه‌ای که در آن، امنیت جان و مال، مسئولیت اجتماعی، رعایت حقوق دیگران و حفظ پیمان‌ها، از اصول مهم زندگی جمعی به شمار می‌رفت.

اکنون و در روزی که نام و یاد پیامبر اکرم(ص) بیش از هر زمان دیگری در فضای جامعه طنین‌انداز است، بازخوانی این تجربه تاریخی می‌تواند یک پرسش مهم را پیش روی مدیریت و زندگی شهری امروز قرار دهد: اگر قرار باشد از سیره نبوی برای شهر امروز الهام بگیریم، شهر مطلوب چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟

مدینه؛ جایی که «جامعه» پیش از «کالبد شهر» شکل گرفت

با هجرت پیامبر اکرم(ص) به مدینه، عناصر اصلی شکل‌گیری یک جامعه سیاسی یعنی جمعیت، سرزمین و حکومت در کنار یکدیگر قرار گرفتند و مدینه به مرکز نخستین جامعه و حکومت اسلامی تبدیل شد.

اهمیت این تجربه در آن است که جامعه مدینه تنها بر اساس پیوندهای قومی و قبیله‌ای شکل نگرفت. مسلمانان، مهاجران و انصار و همچنین گروه‌هایی از یهودیان مدینه، در چارچوب پیمان‌ها و توافق‌های اجتماعی و سیاسی، در یک نظم مشترک قرار گرفتند.

در واقع، تجربه مدینه نشان می‌دهد که شهر برای تبدیل شدن به یک جامعه پایدار، تنها به ساخت‌وساز و توسعه کالبدی نیاز ندارد؛ بلکه باید بتواند میان گروه‌های مختلف اجتماعی، قواعدی برای همزیستی، امنیت و مسئولیت متقابل ایجاد کند.

این نگاه با یکی از رویکردهای امروز در شهرسازی نیز همخوانی دارد؛ رویکردی که شهر فراگیر را شهری می‌داند که همه ساکنان آن، بدون توجه به تفاوت‌های اجتماعی و اقتصادی، امکان دسترسی به منابع، خدمات و فرصت‌های شهری را داشته باشند.

اگرچه واژه «شهروند» به شکل امروزی آن در ادبیات حقوقی جدید پدیدار شده است، مفهوم برخورداری افراد از حقوق و مسئولیت‌های اجتماعی، سابقه‌ای بسیار طولانی‌تر دارد؛ در مدینه، عضویت در جامعه سیاسی بر اساس ساختاری متفاوت از مفهوم تابعیت مدرن تعریف می‌شد. مسلمانان در جامعه اسلامی عضویت داشتند و گروه‌های غیرمسلمان نیز از طریق پیمان و تعهد متقابل در نظم سیاسی مدینه جای می‌گرفتند.

این نکته از منظر شهری اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان می‌دهد زندگی مشترک در یک شهر، تنها به شباهت افراد وابسته نیست، آنچه یک جامعه شهری را پایدار می‌کند، وجود قواعدی برای هم‌زیستی، رعایت حقوق، وفاداری به تعهدات و تأمین امنیت متقابل است.

در جهان امروز نیز شهرها بیش از گذشته با تنوع اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مواجه‌اند و تجربه‌های جدید شهرسازی بر ضرورت ایجاد محیط‌های شهری فراگیر و جلوگیری از طرد گروه‌های مختلف تأکید دارند. سازمان ملل متحد نیز تأکید می‌کند که اگر شهرنشینی به‌درستی مدیریت نشود، می‌تواند به افزایش نابرابری و طرد اجتماعی منجر شود؛ در مقابل، برنامه‌ریزی فراگیر می‌تواند دسترسی به خدمات، فرصت‌ها و کیفیت زندگی را افزایش دهد.

کرامت انسان؛ نخستین آجر شهر عادلانه

شاید بتوان یکی از مهم‌ترین آموزه‌های اجتماعی سیره نبوی را در نگاه برابر به انسان‌ها جست‌وجو کرد؛ نگاهی که ارزش انسان را به قومیت، زبان، نژاد و نسب گره نمی‌زند.

در روایتی از خطبه پیامبر اکرم(ص) آمده است: «یا أیها الناس، إن ربکم واحد و إن أباکم واحد، ألا لا فضل لعربی علی عجمی ولا لعجمی علی عربی ... إلا بالتقوی.» این روایت با مضمون نفی برتری قومی و نژادی، در منابع حدیثی از جمله مسند احمد، حدیث ۲۳۴۸۹ نقل شده و در منابع حدیثی دیگر نیز با طرق و الفاظ مختلف آمده است.

این نگاه، وقتی وارد فضای شهر می‌شود، معنای عینی پیدا می‌کند: شهر نباید برای گروهی امن‌تر، قابل‌دسترس‌تر یا برخوردارتر و برای گروهی دیگر دشوارتر و محدودتر باشد.

در ادبیات امروز شهر نیز، «فراگیری» یکی از پایه‌های شهر مطلوب است؛ از مسکن و حمل‌ونقل گرفته تا فضای عمومی، خدمات اجتماعی و فرصت‌های اقتصادی. حتی برنامه‌های جهانی توسعه شهری، دسترسی برابر گروه‌های مختلف به منابع و خدمات شهری را یکی از شاخص‌های اصلی شهر فراگیر می‌دانند.

امنیت؛ حقی که از جان و مال تا آبروی شهروند امتداد دارد

زندگی شهری بدون امنیت معنا ندارد. امنیت فقط به معنای نبود جرم و حادثه نیست؛ شهروند باید نسبت به جان، مال، حیثیت و حقوق خود نیز احساس امنیت داشته باشد.

در تجربه مدینه، حفظ امنیت افراد و رعایت پیمان‌ها جایگاه مهمی داشت. در نگاه نبوی، حتی تفاوت دینی نیز مجوز تعرض به حقوق و اموال افراد نبود و کسانی که در چارچوب پیمان در جامعه زندگی می‌کردند، از امنیت برخوردار بودند.

این موضوع را می‌توان یکی از پایه‌های مفهوم «اعتماد شهری» دانست؛ اعتمادی که شهروند باید به همسایه، جامعه و ساختارهای اداره‌کننده شهر داشته باشد؛ در شهر معاصر نیز امنیت تنها با تجهیزات انتظامی ایجاد نمی‌شود. روشنایی مناسب معابر، دسترسی مناسب، فضاهای عمومی فعال، حمل‌ونقل ایمن، مسیرهای پیاده مناسب و حضور اجتماعی شهروندان، همگی در شکل‌گیری احساس امنیت شهری نقش دارند. سازمان ملل نیز فضاهای عمومی مناسب را عاملی برای افزایش انسجام اجتماعی، کیفیت زندگی و امنیت شهری معرفی کرده است.

در سیره نبوی، رعایت مال افراد تنها به مسلمانان محدود نمی‌شد و تعرض به اموال کسانی که در چارچوب پیمان در جامعه اسلامی زندگی می‌کردند، مجاز دانسته نمی‌شد؛ این مضمون با استناد به روایتی از امیرالمؤمنین علی(ع) نقل شده است: «لا تمسّن مال أحد من الناس مسلم ولا معاهد»این مضمون در منابع مربوط به سیره و حقوق اهل ذمه و پیمان‌پذیران نقل شده و بر منع تعرض به مال مسلمان و معاهد تأکید دارد.

از منظر شهری، امنیت اقتصادی یکی از پایه‌های آرامش شهروندان است؛ شهروند باید بتواند از نتیجه کار و فعالیت مشروع خود بهره‌مند شود و در عین حال، شهر نیز بستر لازم را برای فعالیت اقتصادی سالم فراهم کند.

اصل ۴۶ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز می‌گوید: «هرکس مالک حاصل کسب و کار مشروع خویش است و هیچ‌کس نمی‌تواند به عنوان مالکیت نسبت به کسب و کار خود امکان کسب و کار را از دیگری سلب کند.» بنابراین، حق مالکیت، امنیت اقتصادی و امکان فعالیت مشروع را می‌توان بخشی از منظومه حقوقی مرتبط با زندگی شهری دانست.

شهر نبوی چه ویژگی‌هایی دارد؟ از کرامت شهروند تا حق همسایه

حق مسکن؛ شهر از «خانه» آغاز می‌شود

اگر شهر قرار است برای انسان ساخته شود، نخستین پرسش آن باید درباره محل زندگی او باشد؛ در سیره نبوی نیز برخورداری از خانه مناسب مورد توجه قرار گرفته است. در متنی که مبنای این گزارش قرار گرفته، این مضمون با استناد به نهج‌الفصاحه نقل شده است که خانه وسیع و مناسب از نعمت‌های زندگی به شمار می‌رود.

امروز نیز مسکن یکی از اصلی‌ترین مسائل شهرهای جهان است. سازمان ملل متحد اعلام کرده است که بیش از ۱.۶ میلیارد نفر در جهان با مشکل دسترسی به مسکن مناسب مواجه‌اند و مسئله مسکن به‌طور مستقیم با ثبات اجتماعی، رفاه و انسجام جوامع شهری پیوند خورده است.

در حقوق ایران نیز اصل ۳۱ قانون اساسی، داشتن مسکن مناسب با نیاز را حق هر فرد و خانواده ایرانی می‌داند؛ از این منظر، شهر مطلوب فقط شهری نیست که ساختمان‌های بیشتری در آن ساخته شود؛ بلکه شهری است که شهروند بتواند در آن خانه‌ای امن، مناسب و متناسب با شأن انسانی خود داشته باشد.

حق فراغت؛ شهر فقط محل کار و عبور نیست

یکی از نکاتی که در نگاه به شهر نباید فراموش شود، حق برخورداری مردم از اوقات فراغت، تفریح و فضای عمومی است؛ در منابع مورد استناد این گزارش، از پیامبر اکرم(ص) روایتی درباره تفریح و بازی نقل شده است: «اِلهُوا وَ العَبُوا فَإِنّی أکرَهُ أن یُرَی فی دینِکُم غِلظَةٌ» که در نهج‌الفصاحه آمده است و فارغ از کاربرد دقیق این روایت در ادبیات حقوقی، مضمون آن را می‌توان در یک نگاه شهری، به اهمیت نشاط و زندگی اجتماعی پیوند داد.

امروز نیز فضاهای عمومی، پارک‌ها، میدان‌ها، پیاده‌راه‌ها، مراکز فرهنگی و فضاهای ورزشی، بخشی از زیرساخت اجتماعی شهر محسوب می‌شوند. UN-Habitat تأکید می‌کند که فضاهای عمومی ایمن، فراگیر و قابل دسترس می‌توانند تعامل اجتماعی، سلامت، کیفیت زندگی و احساس تعلق شهروندان را تقویت کنند.

بنابراین، پارک و فضای سبز را نمی‌توان تنها یک عنصر زیباسازی شهری دانست؛ این فضاها بخشی از حق مردم برای زندگی اجتماعی، فراغت و ارتباط با یکدیگر هستند.

حق همسایه؛ شهر از پشت دیوار خانه‌ها آغاز نمی‌شود

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های شهر با یک مجموعه ساختمانی، وجود رابطه میان آدم‌هاست. شهروند در خلأ زندگی نمی‌کند؛ هر خانه در کنار خانه‌ای دیگر قرار دارد و کیفیت زندگی هر فرد تا حد زیادی به کیفیت رابطه او با اطرافیان وابسته است.

از این منظر، «حق همسایه» را می‌توان یکی از پایه‌های اخلاق شهروندی دانست؛ حقی که فقط به رعایت سکوت یا پرهیز از مزاحمت محدود نمی‌شود، بلکه احترام به آرامش، امنیت، حریم، مال و آسایش دیگران را نیز دربرمی‌گیرد.

در شهر امروز، این مفهوم می‌تواند از یک توصیه اخلاقی به یک رفتار روزمره شهری تبدیل شود: رعایت حقوق عابران، احترام به سالمندان و افراد دارای معلولیت، رعایت حریم مسکونی، پرهیز از ایجاد مزاحمت صوتی، توجه به پاکیزگی محیط مشترک و مسئولیت‌پذیری در قبال فضای عمومی و در چنین نگاهی، همسایه فقط کسی نیست که دیوار خانه‌اش با ما مشترک است؛ هر شهروندی که در یک فضای مشترک شهری با ما زندگی می‌کند، بخشی از شبکه همسایگی ماست.

از مادر تا سالمند؛ شهر باید مراقب گروه‌های آسیب‌پذیر باشد

در سیره پیامبر اکرم(ص)، حمایت از مادران و توجه به جایگاه آنان جایگاه ویژه‌ای دارد. روایت مشهور «أمک، أمک، ثم أمک، ثم أباک» درباره تقدم حق مادر بر دیگر نزدیکان، در صحیح بخاری و صحیح مسلم نقل شده است.

این نگاه را می‌توان در مقیاس شهری نیز بازخوانی کرد: شهر مطلوب شهری است که مادر، کودک، سالمند، فرد دارای معلولیت و سایر گروه‌های نیازمند حمایت، در آن احساس حذف‌شدگی نکنند.

این موضوع امروز نیز در برنامه‌ریزی شهری جهان اهمیت زیادی دارد. هدف یازدهم توسعه پایدار بر دسترسی همگانی به فضاهای عمومی ایمن، فراگیر و قابل دسترس، به‌ویژه برای زنان، کودکان، سالمندان و افراد دارای معلولیت تأکید می‌کند، بنابراین مناسب‌سازی پیاده‌روها، دسترسی بدون مانع به خدمات، ایمنی مسیرهای شهری، فضاهای بازی کودکان و امکانات مناسب برای سالمندان و افراد دارای معلولیت، تنها پروژه‌های عمرانی نیستند؛ بلکه بخشی از نگاه انسانی به شهر محسوب می‌شوند.

رفاه اجتماعی؛ شهروند تنها نمی‌ماند

در روایت تاریخی مندرج در منابع اسلامی، حمایت اجتماعی از افراد ناتوان، حتی اگر غیرمسلمان باشند، مورد توجه قرار گرفته است. نمونه مشهور آن، ماجرای پیرمرد مسیحی است که حضرت علی(ع) پس از مشاهده تکدی او، بر ضرورت حمایت از وی از بیت‌المال تأکید کردند.

این روایت در منابع مختلف تاریخی و فقهی نقل شده است و در متن مبنای این گزارش نیز به آثار شریعتی، «حقوق اقلیت‌ها در اسلام» استناد شده است.

فارغ از تفاوت‌های نظام‌های اجتماعی گذشته و امروز، پیام اصلی این روایت برای شهر معاصر روشن است: جامعه را نباید بر اساس توانمندی افراد سنجید و افراد ناتوان را از چرخه حمایت اجتماعی کنار گذاشت.

در شهر امروز، این اصل می‌تواند در قالب خدمات اجتماعی، حمایت از اقشار کم‌برخوردار، دسترسی برابر به خدمات عمومی، مناسب‌سازی، توسعه حمل‌ونقل عمومی و توجه به محله‌های کم‌برخوردار خود را نشان دهد.

شهر نبوی چه ویژگی‌هایی دارد؟ از کرامت شهروند تا حق همسایه

شهر نبوی باید امنیت، عدالت فضایی و اقتصاد حلال را توأمان دنبال کند

امان‌الله باطنی، جامعه‌شناس و پژوهشگر اجتماعی در پاسخ به این سوال که اگر بخواهیم شهر مطلوب را بر اساس سیره پیامبر(ص) تعریف کنیم، چه ویژگی‌هایی زیادی دارد؟ به خبرنگار ایمنا می‌گوید: اگر بخواهیم «شهر نبوی» را به‌عنوان الگویی برای شهر مطلوب تعریف کنیم، باید مجموعه‌ای از مؤلفه‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و کالبدی را در کنار یکدیگر ببینیم؛ چراکه شهر نبوی تنها مجموعه‌ای از ساختمان‌ها، خیابان‌ها و زیرساخت‌ها نیست، بلکه محیطی است که باید زمینه زندگی امن، باکرامت و همراه با تعالی شهروندان را فراهم کند.

وی می‌افزاید: یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های شهر نبوی، برخورداری از امنیت اجتماعی و اقتصادی است؛ شهروند باید بتواند در محیطی امن زندگی کند و از ظرفیت‌ها و ثمرات اقتصادی شهر بهره‌مند شود. بنابراین امنیت در شهر نبوی تنها به معنای نبود تهدیدهای فیزیکی نیست، بلکه امنیت اجتماعی، اقتصادی و حتی احساس تعلق به شهر را نیز دربرمی‌گیرد.

این جامعه‌شناس تصریح می‌کند: شهر نبوی باید دارای روح اجتماعی باشد؛ یعنی شهروندان در آن تنها در کنار یکدیگر سکونت نداشته باشند، بلکه میان آنها پیوندهای اجتماعی، مسئولیت‌پذیری و احساس تعلق شکل بگیرد. در چنین شهری، ساختار اجتماعی باید بتواند همزمان امنیت اجتماعی و اقتصادی شهروندان را تقویت کند.

باطنی ادامه می‌دهد: شهر نبوی باید کانون عبادت، توحید و شکل‌گیری یک اجتماع منسجم باشد و در عین حال از زیبایی و کیفیت مناسب محیطی برخوردار باشد. بنابراین زیبایی شهر را نیز نمی‌توان موضوعی تنها تزئینی دانست؛ کیفیت محیط و چهره شهر می‌تواند بر احساس شهروندان، روابط اجتماعی و حتی نحوه استفاده آنها از فضاهای عمومی اثرگذار باشد.

وی با اشاره به ابعاد سیاسی شهر نبوی اظهار می‌کند: شهر نبوی باید محیطی باشد که در آن آزادی بیان به رسمیت شناخته شود و حرمت، هویت و شرافت شهروندان مورد حفاظت قرار گیرد. شهر مطلوب از منظر سیره نبوی، شهری است که در آن انسان و کرامت او در مرکز توجه قرار داشته باشد.

این پژوهشگر اجتماعی تصریح می‌کند: اگر شهروند در فضای شهری احساس امنیت، احترام و تعلق نداشته باشد، حتی توسعه کالبدی و افزایش زیرساخت‌ها نیز به‌تنهایی نمی‌تواند شهر مطلوب را محقق کند؛ از این رو، سیاست‌گذاری شهری باید همزمان به ابعاد انسانی و کالبدی شهر توجه داشته باشد.

باطنی با اشاره به مؤلفه‌های اقتصادی شهر نبوی می‌افزاید: شهر نبوی باید محل کسب‌وکار، تجارت حلال و فعالیت اقتصادی سالم باشد. در چنین شهری، اقتصاد باید در خدمت زندگی شایسته شهروندان قرار گیرد و نباید فضاهای شهری به بستری برای گسترش فعالیت‌های اقتصادی ناسالم و درآمدهای ناپاک تبدیل شود.

وی خاطرنشان می‌کند: سلامت اقتصادی شهر یکی از مؤلفه‌های مهم کیفیت زندگی شهری است و مدیریت شهری و سایر نهادهای مسئول باید به گونه‌ای برنامه‌ریزی کنند که فرصت‌های اقتصادی سالم و مولد در اختیار شهروندان قرار گیرد و ظرفیت‌های اقتصادی شهر در مسیر افزایش رفاه عمومی به‌کار گرفته شود.

این جامعه‌شناس با اشاره به ارتباط میان محیط شهری و رفتار شهروندان در بوم شناسی شهری اظهار می‌کند: شهر شبیه شهروندان و شهروندان نیز شبیه شهر می‌شوند؛ بنابراین نمی‌توان میان ویژگی‌های کالبدی یک شهر و رفتار اجتماعی ساکنان آن فاصله‌ای جدی قائل شد.

باطنی می‌گوید: در اقتصاد رفتاری، نظریه «سُقلمه» یا Nudge بر این موضوع تأکید دارد که نحوه طراحی و چیدمان محیط می‌تواند بر انتخاب‌ها و رفتار افراد اثر بگذارد. ریچارد تیلر نیز از چهره‌های شناخته‌شده‌ای است که این مفهوم را در اقتصاد رفتاری مطرح و توسعه داده است.

وی ادامه می‌دهد: یکی از مصادیق این موضوع، طراحی و چیدمان محیط است. اگر قرار باشد رفتارهای اجتماعی خاصی در شهر تقویت شود، باید دید محیط شهری چگونه طراحی شده است؛ به همین دلیل جذابیت‌های کالبدی، معماری، کیفیت فضاهای عمومی و نحوه سازماندهی محیط شهری می‌تواند در شکل‌دهی به رفتار شهروندان و تقویت دین مداری مؤثر باشد.

شهر نبوی الگویی برای بازاندیشی در مدیریت و کیفیت زندگی شهری است

باطنی تصریح می‌کند: در شهر اسلامی، این موضوع اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ چراکه کالبد شهر باید به گونه‌ای سامان یابد که علاوه بر تأمین نیازهای روزمره شهروندان، زمینه‌ساز آرامش، تعامل اجتماعی، معنویت و حرکت انسان به سمت ارزش‌های مطلوب باشد.

وی با بیان اینکه شهر اسلامی باید کانون حیات و زندگی پرشور باشد، اظهار می‌کند: عمران و آبادانی، تأمین خدمات زیربنایی و دسترسی آسان شهروندان به امکانات مورد نیاز از ویژگی‌های مهم چنین شهری است. شهر نبوی نمی‌تواند نسبت به کیفیت زندگی مردم و دسترسی آنان به خدمات شهری بی‌تفاوت باشد.

این پژوهشگر اجتماعی تاکید می‌کند: شهر باید پایدار باشد و در مسیر توسعه پایدار حرکت کند؛ به این معنا که توسعه امروز نباید به قیمت از بین رفتن منابع و فرصت‌های نسل‌های آینده تمام شود. بنابراین موضوعاتی همچون کیفیت محیط‌زیست، دسترسی عادلانه به خدمات، زیرساخت‌های مناسب و پایداری اقتصادی و اجتماعی باید در برنامه‌ریزی شهر مورد توجه قرار گیرد.

باطنی در پاسخ به این پرسش که آیا می‌توان از «شهر نبوی» به‌عنوان الگویی برای شهرهای امروز اسخن گفت، اظهار می‌کند: برای حرکت به سمت شهر نبوی، لازم است برخی مسائل و کاستی‌های موجود در حوزه‌های اجتماعی و اقتصادی شهر اصلاح شود و در این مسیر، عدالت فضایی اهمیت ویژه‌ای دارد.

وی تصریح می‌کند: اگر سرانه فضاهای شهری و امکانات در نقاط مختلف شهر متناسب نباشد و شهروندان مناطق مختلف از فرصت‌های برابر برای دسترسی به خدمات برخوردار نباشند، نمی‌توان ادعا کرد که به الگوی شهر نبوی نزدیک شده‌ایم. عدالت فضایی باید در توزیع خدمات، امکانات، فضاهای عمومی و فرصت‌های شهری مورد توجه قرار گیرد.

این جامعه‌شناس می‌افزاید: توسعه پایدار نیز یکی دیگر از معیارهای مهم در این مسیر است؛ اگر شهر به سمت توسعه‌ای حرکت کند که منابع طبیعی، کیفیت زندگی یا فرصت‌های نسل‌های آینده را تهدید کند، با مفهوم شهر مطلوب و شهر نبوی فاصله خواهد داشت.

باطنی با بیان اینکه شهر نبوی را نمی‌توان تنها با یک شاخص تعریف کرد؛ امنیت، کرامت انسانی، عدالت فضایی، اقتصاد سالم، کیفیت کالبدی، زیبایی، دسترسی عادلانه به خدمات، مشارکت اجتماعی و توسعه پایدار باید در کنار یکدیگر دیده شوند، می‌افزاید: هدف از طراحی و مدیریت شهر باید ایجاد محیطی باشد که شهروند در آن بتواند زندگی شایسته‌ای داشته باشد و محیط شهری نیز او را به سمت مسئولیت‌پذیری، تعامل اجتماعی و تعالی هدایت کند. از این منظر، شهر نبوی بیش از آنکه یک الگوی تنها تاریخی باشد، می‌تواند مجموعه‌ای از اصول برای بازاندیشی درباره کیفیت زندگی و مدیریت شهرهای امروز در اختیار ما قرار دهد.

شهر نبوی چه ویژگی‌هایی دارد؟ از کرامت شهروند تا حق همسایه

شهر خوب، فقط ساخته نمی‌شود؛ «زندگی» در آن ساخته می‌شود

اگر مجموعه این آموزه‌ها را کنار هم قرار دهیم، تصویری که از شهر مطلوب به دست می‌آید، تنها تصویری از خیابان‌های مرتب و ساختمان‌های زیبا نیست.

شهر مطلوب در این نگاه، شهری است که کرامت انسان در آن حفظ شود، امنیت جان و مال شهروندان جدی گرفته شود، تفاوت‌ها بهانه‌ای برای حذف نباشد، افراد به خدمات و فرصت‌های شهری دسترسی داشته باشند، خانواده و گروه‌های آسیب‌پذیر مورد حمایت قرار گیرند، فضاهای عمومی برای زندگی اجتماعی وجود داشته باشد و هر شهروند نسبت به شهر و دیگر شهروندان احساس مسئولیت کند.

این نگاه با بخش مهمی از ادبیات امروز مدیریت شهری نیز هم‌راستا است. در رویکردهای معاصر، شهر فراگیر شهری است که دسترسی به خدمات، مسکن، فضای عمومی، فرصت‌های اقتصادی و مشارکت اجتماعی را برای گروه‌های مختلف فراهم کند.

در چنین چارچوبی، می‌توان سیره نبوی را نه تنها موضوعی تاریخی، بلکه فرصتی برای بازاندیشی درباره «زندگی شهری» دانست؛ اینکه چگونه می‌توان شهری ساخت که انسان در آن فقط «ساکن» نباشد، بلکه محترم، ایمن، برخوردار و مسئول باشد.

از مدینةالنبی تا شهر امروز؛ یک پرسش برای مدیریت شهری

مدینه پیامبر اکرم(ص) را نمی‌توان عیناً با کلان‌شهرهای امروز مقایسه کرد؛ ساختار اقتصادی، اجتماعی، جمعیتی و فناوری شهرها در قرن بیست‌ویکم با جوامع گذشته تفاوت‌های بنیادین دارد، اما برخی اصول، فراتر از زمان و شکل کالبدی شهر، همچنان قابل تأمل‌اند: کرامت انسان، امنیت، وفای به عهد، رعایت حقوق دیگران، حمایت از نیازمندان، توجه به خانواده، حق برخورداری از مسکن و فضای مناسب زندگی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی.

امروز که شهرها با چالش‌هایی همچون نابرابری، مسکن، دسترسی نابرابر به خدمات، انزوای اجتماعی و کاهش کیفیت فضاهای عمومی مواجه‌اند، بازگشت به چنین مفاهیمی می‌تواند بیش از آنکه یک بازگشت تاریخی باشد، تلاشی برای یافتن مبانی انسانی‌تر در مدیریت شهر باشد.

شاید مهم‌ترین درس «شهر نبوی» برای شهر امروز همین باشد: شهر زمانی آباد است که انسان در آن احساس کرامت و تعلق کند.

در نهایت، شهر خوب را نمی‌توان فقط با تعداد پروژه‌ها، طول خیابان‌ها یا ارتفاع ساختمان‌ها سنجید؛ بخشی از کیفیت شهر در رفتار میان شهروندان، میزان اعتماد، امنیت، دسترسی و فرصت‌هایی شکل می‌گیرد که برای زندگی بهتر در اختیار آنان قرار می‌گیرد.

اگر مدینه پیامبر(ص) را تجربه‌ای تاریخی از پیوند میان جامعه، قانون، اخلاق و مسئولیت متقابل بدانیم، شهر امروز نیز برای رسیدن به کیفیتی انسانی‌تر، نیازمند همین پیوند است؛ پیوندی که در آن مدیریت شهری، شهروندان، خانواده‌ها، نهادهای اجتماعی و خود شهر، هرکدام سهمی در ساختن محیطی امن‌تر، عادلانه‌تر و مهربان‌تر دارند.

کد مطلب 995209

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.