علیرضا تقوینیا در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به پیروزیهای اخیر نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران برای تثبیت حاکمیت ایران اظهار کرد: امیدوارم این موفقیتها تداوم داشته باشد. به نظر میرسد توافق ایران و عمان نیز به مراحل نهایی خود نزدیک شده و جمهوری اسلامی ایران در این زمینه به یک پیروزی بسیار بزرگ دست یافته است.
توافق ایران و عمان درباره تنگه هرمز چه تغییری ایجاد میکند؟
وی افزود: شاید این موضوع در نگاه نخست اغراقآمیز به نظر برسد، اما کافی است شرایط امروز را با گذشته مقایسه کنیم؛ زمانی ناو هواپیمابر آمریکایی از وسط تنگه هرمز عبور میکرد و ایران درعمل اقدامی انجام نمیداد یا کشتیهای متعلق به رژیم صهیونیستی از این مسیر عبور میکردند، اما امروز، پس از گذشت پنج ماه و ورود به ماه ششم جنگ، شرایط متفاوت شده است.
کارشناس مسائل سیاسی گفت: بر اساس بند پنجم یادداشت تفاهم درباره تنگه هرمز، قرار بود این تنگه با ترتیبات مورد نظر ایران بازگشایی شود، اما آمریکاییها طبق روال گذشته حاضر به پذیرش این موضوع نشدند و زیر بار تعهدات مورد نظر ایران نرفتند. با این حال، قدرت دریایی ایران توانست طرف مقابل را وادار به پذیرش ترتیبات جدید کند.
مسیر ورودی تنگه هرمز در آبهای سرزمینی ایران قرار میگیرد؟
تقوینیا تصریح کرد: بر اساس توافق صورتگرفته با میانجیگری عمان، مسیر جنوبی تنگه هرمز باید تعطیل شود و ورودی خلیج فارس کامل در آبهای سرزمینی ایران قرار میگیرد؛ به این معنا که ورود کشتیها به این مسیر با اجازه ایران انجام خواهد شد. در مقابل، مسیر خروجی با نظارت مشترک ایران و عمان مدیریت میشود؛ بنابراین ایران حتی در فرآیند خروج کشتیها نیز از سطحی از نظارت برخوردار خواهد بود و میتوان گفت در مجموع، سهم نظارت و اختیار ایران در این ترتیبات بسیار بیشتر از عمان است.
وی ادامه داد: دلیل اهمیت این موضوع به مفهومی در حقوق بینالملل و حقوق دریاها تحت عنوان «عبور بیضرر» بازمیگردد. بر اساس این اصل، کشتیهای خارجی هنگام عبور از آبهای سرزمینی یک کشور باید عبوری داشته باشند که برای صلح، نظم و امنیت آن کشور بیضرر باشد. عبور بیضرر یک حق عرفی در حقوق دریاها محسوب میشود و یکی از اصول مهم نظام کشتیرانی بینالمللی است.
این کارشناس مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: البته درباره حدود و نحوه اجرای این اصل میان کشورها اتفاق نظر کاملی وجود ندارد و در عمل، اسناد حقوقی زمانی قابلیت اجرای بیشتری پیدا میکنند که پشتوانه قدرت کشورها را نیز داشته باشند. آمریکاییها نیز در برخی موارد این اصل را به شکل مورد قبول دیگر کشورها نمیپذیرند.

عبور بیضرر یا عبور ترانزیتی؛ تفاوت حقوقی چیست؟
تقوینیا گفت: در مواد ۱۸ و ۱۹ کنوانسیون سازمان ملل متحد درباره حقوق دریاها نیز به مفهوم عبور بیضرر اشاره شده است؛ به این معنا که عبور کشتی از آبهای سرزمینی یک کشور، بدون ورود به آبهای داخلی یا توقف در لنگرگاه و بندرگاه خارج از آبهای داخلی، در چارچوب عبور بیضرر تعریف میشود.
وی اضافه کرد: نکته مهم این است که اگر عبور یک کشتی در قالب «عبور ترانزیتی» تعریف شود و کشور مربوطه نیز رژیم عبور ترانزیتی کنوانسیون حقوق دریاها را پذیرفته باشد، امکان اعمال نظارت و محدودیت از سوی کشور ساحلی کاهش پیدا میکند؛ اما اگر عبور بر مبنای اصل «عبور بیضرر» باشد، کشور ساحلی از اختیارات بیشتری برای اعمال نظارت و دخالت در آبراه بینالمللی برخوردار خواهد بود.
کارشناس مسائل سیاسی تأکید کرد: بنابراین تفاوت میان عبور ترانزیتی و عبور بیضرر از نظر حقوقی بسیار مهم است و آنچه امروز در ترتیبات مربوط به تنگه هرمز اهمیت دارد، افزایش نقش و اختیار ایران در مدیریت و نظارت بر رفتوآمد دریایی در این آبراه راهبردی است.
آبهای سرزمینی ایران در تنگه هرمز چه اهمیتی دارد؟
تقوینیا اظهار کرد: باید توجه داشت که تا فاصله ۱۲ مایلی از خط ساحلی یک کشور، «آبهای سرزمینی» آن کشور محسوب میشود. زمانی که آبهای سرزمینی کشورها در یک تنگه بینالمللی با یکدیگر تداخل پیدا میکند، موضوع حاکمیت و نحوه عبور کشتیها اهمیت بیشتری پیدا میکند. در مورد تنگه هرمز نیز این مسئله وجود دارد و ایران میتواند بر مبنای اصل «عبور بیضرر»، قواعد و الزامات مورد نظر خود را اعمال کند.
وی افزود: یکی از موضوعات مهم و همواره مورد بحث در حقوق دریاها، الزام کشتیهای جنگی به کسب مجوز یا ارائه اطلاع قبلی برای عبور از آبهای سرزمینی است. حدود ۴۰ کشور از جمله ایران، چین و هند، عبور کشتیهای جنگی از آبهای سرزمینی خود را منوط به کسب اجازه یا هماهنگی قبلی کردهاند؛ بنابراین اگر یک کشتی جنگی بخواهد از آبهای سرزمینی این کشورها عبور کند، باید با دولت ساحلی هماهنگ باشد و مجوزهای لازم را دریافت کند.
چرا ورود ناوگان آمریکا به خلیج فارس اهمیت دارد؟
کارشناس مسائل سیاسی گفت: آمریکاییها برای ورود ناوگان خود به خلیج فارس، تلاش میکردند مسیر عبور را به گونهای انتخاب کنند که از آبهای سرزمینی ایران خارج باشد. به همین دلیل، ناوگان آمریکا از بخشهایی از تنگه هرمز عبور میکرد که امکان اعمال حاکمیت و نظارت مستقیم ایران بر آنها وجود نداشت و این مسئله در عمل دست ایران را برای اعمال قواعد مربوط به عبور کشتیهای جنگی میبست.
تقوینیا تصریح کرد: آنچه در توافق ایران و عمان اهمیت دارد این است که بر اساس ترتیبات جدید، مسیر ورودی تنگه هرمز در آبهای سرزمینی ایران قرار میگیرد؛ در حالی که پیش از این، مسیر ورودی به گونهای نبود که ایران بتواند حاکمیت خود را به شکل فعلی اعمال کند. این تغییر از نظر حقوقی و راهبردی اهمیت بسیار زیادی دارد و میتواند در آینده نیز مبنای شناسایی و تثبیت جایگاه ایران در مدیریت این آبراه قرار گیرد.
وی ادامه داد: در گذشته، ناوگان دریایی آمریکا میتوانست بدون قرار گرفتن در محدودهای که ایران امکان اعمال حاکمیت مستقیم بر آن را داشته باشد، وارد خلیج فارس شود. این موضوع در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکرد که مقر ناوگان پنجم آمریکا در بحرین قرار داشت و حضور گسترده شناورها و تجهیزات نظامی آمریکا در خلیج فارس، همواره یک تهدید امنیتی برای ایران ایجاد میکرد.

نقش تنگه هرمز در انتقال تجهیزات نظامی آمریکا
کارشناس مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: بسیاری از این شناورها علاوه بر مأموریتهای نظامی، تجهیزات لجستیکی، مهمات و امکانات مورد نیاز پایگاههای آمریکا در منطقه را جابهجا میکردند و از طریق خلیج فارس وارد منطقه میشدند. بنابراین اگر ترتیبات جدید مربوط به ورودی تنگه هرمز تثبیت و در سطح بینالمللی به رسمیت شناخته شود، ایران میتواند در نقطهای که پیشتر امکان اعمال حاکمیت مستقیم بر آن محدود بود، نقش بسیار پررنگتری در مدیریت عبور و مرور دریایی داشته باشد.
تقوینیا تأکید کرد: به همین دلیل، موضوع فقط باز شدن یا بسته شدن تنگه هرمز نیست؛ بلکه مسئله اصلی، تغییر ترتیبات حقوقی و عملیاتی عبور از این آبراه و افزایش نقش ایران در اعمال حاکمیت بر مسیر ورودی آن است. این تحول میتواند یکی از مهمترین دستاوردهای راهبردی ایران در حوزه حقوق دریاها و امنیت خلیج فارس باشد.
توافق تنگه هرمز چه اثری بر لجستیک آمریکا دارد؟
تقوینیا اظهار کرد: این نکته را نیز باید در نظر گرفت که همه تجهیزات و امکانات نظامی آمریکا از طریق هواپیما وارد منطقه نمیشود و بخش قابل توجهی از تجهیزات، مهمات و ملزومات مورد نیاز پایگاههای آمریکا از طریق کشتیهای ترابری جابهجا میشود. بنابراین ترتیبات جدید مربوط به تنگه هرمز، از منظر نظامی و لجستیکی نیز اهمیت قابل توجهی دارد.
وی افزود: برخی تصور میکنند تفاهمهای حقوقی و سیاسی میان کشورها، تنها اسنادی بیارزش هستند، در حالی که چنین برداشتی درست نیست. در بند پنجم تفاهم ایران و آمریکا نیز تصریح شده بود که درباره ترتیبات تنگه هرمز باید میان ایران و عمان گفتوگو و توافق صورت گیرد. اکنون نیز ایران و عمان بر اساس همان چارچوب در حال ایجاد ترتیباتی برای اداره و مدیریت تنگه هرمز هستند.
آیا ایران میتواند ورود ناوهای جنگی آمریکا را محدود کند؟
کارشناس مسائل سیاسی گفت: در توافق جدید میان ایران و عمان، موضوع قرار گرفتن مسیر ورودی تنگه هرمز در آبهای سرزمینی ایران اهمیت ویژهای دارد. به این ترتیب، ورودی تنگه در محدودهای قرار میگیرد که فاصله آن تا ساحل ایران حداکثر ۱۲ مایل دریایی است و ایران میتواند بر اساس حقوق خود در آبهای سرزمینی، نظارت و حاکمیت بیشتری بر عبور و مرور اعمال کند.
تقوینیا تصریح کرد: اگر این ترتیبات تثبیت شود، از نظر حقوقی ایران میتواند در چارچوب قواعد مربوط به عبور بیضرر، محدودیتهایی برای ورود ناوگان جنگی آمریکا به خلیج فارس اعمال کند. این نکته بسیار ظریف و مهمی است؛ زیرا پیش از این، مسیر ورودی تنگه هرمز به گونهای بود که بخشی از آن خارج از آبهای سرزمینی ایران قرار میگرفت و در نتیجه امکان اعمال حاکمیت مستقیم ایران بر ناوگان آمریکایی محدود بود.
وی ادامه داد: اکنون اگر مسیر ورودی تنگه در آبهای سرزمینی ایران قرار گیرد، وضعیت حقوقی متفاوت خواهد شد و ایران میتواند با اتکا به حقوق خود و البته پشتوانه قدرت دریایی، درخصوص ورود ناوگانهای جنگی به خلیج فارس تصمیمگیری و اعمال نظارت کند.

قدرت دریایی ایران؛ پشتوانه اجرای توافق تنگه هرمز
کارشناس مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: بنابراین دستاورد اصلی تنها یک سند حقوقی نیست؛ بلکه ترکیب قدرت میدانی و پشتوانه حقوقی است که میتواند به ایران امکان دهد خلیج فارس را از حضور ناوگانهای متخاصم و متجاوز دور کند.
تقوینیا گفت: نباید فراموش کرد که اسناد حقوقی بدون پشتوانه قدرت، در عرصه بینالمللی الزامآوری و قدرت اجرایی محدودی دارند. آنچه امروز اهمیت دارد این است که ایران در کنار ایجاد یک چارچوب حقوقی، توان دریایی لازم برای اجرای آن را نیز در اختیار دارد و به همین دلیل این توافق میتواند یک دستاورد راهبردی محسوب شود.
آیا ایران از کشتیها در تنگه هرمز عوارض میگیرد؟
تقوینیا ادامه داد: برخی انتقادها نیز درباره موضوع دریافت عوارض از کشتیها مطرح شده است؛ برای مثال گفته میشود اگر نفتکش خالی وارد خلیج فارس شود، امکان دریافت عوارض وجود ندارد یا اینکه نفتکشهای حامل محموله با مجوز آمریکا عبور خواهند کرد. این استدلالها از نظر حقوقی و اقتصادی دقیق نیست، زیرا هنگام ورود یک کشتی، ظرفیت آن، مشخصات کشتی، مقصد، نوع محموله و ارزش کالایی که حمل میکند قابل بررسی است و عوارض و هزینههای مربوط نیز بر اساس ضوابط تعیین میشود.
وی افزود: بنابراین موضوع را نباید تنها به عبور یک نفتکش خالی یا پر تقلیل داد. مسئله اصلی، ایجاد یک سازوکار جدید برای مدیریت تردد در تنگه هرمز و افزایش نقش ایران در اعمال حاکمیت بر این آبراه است.
ادعای عبور مخفیانه نفتکشها از تنگه هرمز چقدر دقیق است؟
کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: در روزهای اخیر نیز برخی کانالها و رسانهها با استناد به دادههایی مانند «تانکر ترکرز» مدعی شدهاند تعداد زیادی نفتکش به صورت مخفیانه از تنگه هرمز عبور کردهاند. این ادعاها را نمیتوان بهسادگی به معنای بیاثر شدن ترتیبات جدید تنگه دانست و بسیاری از این روایتها بخشی از فضاسازی رسانهای برای کمرنگ کردن دستاوردهای ایران است.
تقوینیا تأکید کرد: هدف از چنین فضاسازیهایی میتواند القای این تصور باشد که مسئولان ایران در مدیریت تنگه هرمز ضعیف عمل کردهاند، در حالی که مسئله اصلی این است که بازگشایی تنگه باید بر اساس ترتیبات مورد توافق ایران انجام شود. بنابراین صرف مشاهده حرکت برخی کشتیها به معنای بیاثر بودن توافق یا از دست رفتن حاکمیت ایران نیست.
تفاوت «باز بودن تنگه هرمز» با «نحوه اداره تنگه»
وی تصریح کرد: باید میان «باز بودن تنگه» و «نحوه اداره تنگه» تفاوت قائل شد. ممکن است تنگه باز باشد، اما عبور و مرور آن تحت ترتیباتی انجام شود که ایران در تعیین قواعد آن نقش اصلی داشته باشد. آنچه در این توافق اهمیت دارد، همین تغییر در سازوکار اداره و نظارت بر تنگه هرمز است.
ایران چگونه تردد کشتیها در تنگه هرمز را رصد میکند؟
تقوینیا اظهار کرد: نظارت نیروی دریایی سپاه بر تنگه هرمز بهصورت کامل و مستمر انجام میشود و این نیرو در ماههای اخیر از روشهای جدیدی برای پایش این آبراه استفاده کرده است. این پایش تنها متکی بر روشهای سنتی و سامانههای راداری نیست و سامانههای اپتیکی و روشهای جدید نیز در این فرآیند مورد استفاده قرار میگیرد.
وی افزود: یکی از ویژگیهای این شیوه، امکان پایش مستمر و برخط تنگه هرمز است. حتی در شرایطی که برخی زیرساختهای ارتباطی یا مخابراتی آسیب ببینند، سامانههای نوری و اپتیکی میتوانند در پایش منطقه مورد استفاده قرار گیرند. همچنین برخی اهداف کوچک ممکن است سطح مقطع راداری محدودی داشته باشند و به همین دلیل، استفاده همزمان از روشهای مختلف شناسایی اهمیت پیدا میکند.
کارشناس مسائل سیاسی گفت: یکی از روشهایی که در این زمینه مورد استفاده قرار میگیرد، بهرهگیری از سامانههای تصویری و اپتیکی برای مشاهده و پایش مستقیم ترددها است، بنابراین صرف خاموش کردن سامانههای شناسایی یا فرستندههای یک کشتی به این معنا نیست که آن شناور از دید سامانههای نظارتی ایران خارج میشود.

آیا نفتکشها میتوانند بدون اطلاع ایران از تنگه هرمز عبور کنند؟
تقوینیا تصریح کرد: نفتکشها نیز به دلیل ابعاد بسیار بزرگ خود، اهدافی نیستند که بتوانند بهسادگی از سامانههای شناسایی مختلف پنهان بمانند. یک نفتکش بزرگ، دهها متر عرض و صدها متر طول دارد و امکان شناسایی و پایش آن از طریق مجموعهای از سامانههای مراقبتی و پروازی وجود دارد. بنابراین ادعای اینکه کشتیها صرفاً با خاموش کردن ردیابهای خود میتوانند بدون اطلاع ایران از تنگه هرمز عبور کنند، ادعای دقیقی نیست.
وی ادامه داد: به همین دلیل، اخباری که تنها بر اساس مشاهده یک شناور در مسیر تنگه هرمز، نتیجه میگیرند نظارت ایران بر تنگه از بین رفته یا کشتیها بدون اطلاع ایران در حال عبور هستند، نیازمند بررسی دقیقتر است. سازوکارهای پایش دریایی امروز بسیار متنوعتر از گذشته است و نمیتوان آن را تنها به یک سامانه راداری یا یک نوع فرستنده محدود کرد.
رینگهای عملیاتی نیروی دریایی سپاه در تنگه هرمز
کارشناس مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: از سوی دیگر، نیروی دریایی سپاه در ماههای اخیر برای پایش تنگه هرمز، مناطق و رینگهای مختلفی را در نظر گرفته است که محدودهای از غرب تا شرق تنگه هرمز را پوشش میدهد. این مسئله نشان میدهد پایش تنگه به یک نقطه خاص محدود نیست و در قالب یک شبکه گستردهتر انجام میشود.
تقوینیا گفت: بنابراین باید میان «مشاهده حرکت یک کشتی» و «عبور کشتی بدون اطلاع و خارج از نظارت ایران» تفاوت قائل شد. ممکن است یک شناور در تنگه حرکت کند، اما این به معنای آن نیست که از سامانههای نظارتی ایران خارج شده یا ایران از تردد آن بیاطلاع است.
وی تأکید کرد: آنچه اهمیت دارد این است که جمهوری اسلامی ایران در کنار برخورداری از توان حقوقی برای اعمال حاکمیت بر آبهای سرزمینی، از ظرفیتهای مختلف دریایی، هوایی و نظارتی نیز برخوردار است و همین ترکیب قدرت حقوقی و عملیاتی است که امکان مدیریت مؤثر تنگه هرمز را برای ایران فراهم میکند.
پنج رینگ عملیاتی برای پایش تنگه هرمز
تقوینیا اظهار کرد: محدوده عملیاتی نیروی دریایی سپاه در تنگه هرمز از محدوده بندرلنگه تا کوه مبارک امتداد دارد و برای پایش این محدوده، پنج رینگ عملیاتی تعریف شده است. در هر یک از این رینگها، تیمهای عملیاتی بهصورت مستقل فعالیت میکنند و شناورها در صورت عبور از هر رینگ، توسط رینگ بعدی شناسایی و پایش میشوند. به این ترتیب، یک شبکه چندلایه برای کنترل و نظارت بر ترددهای دریایی ایجاد شده است.
وی افزود: این ساختار نشان میدهد که توان نظارتی و عملیاتی ایران در تنگه هرمز بسیار گستردهتر از چیزی است که در برخی روایتهای فضای مجازی مطرح میشود. متأسفانه عدهای با کوچکنمایی توان نظامی کشور، تلاش میکنند دستاوردهای نیروهای مسلح را کماهمیت جلوه دهند، در حالی که واقعیت میدانی متفاوت است.

آیا کشورهای عربی میتوانند تنگه هرمز را دور بزنند؟
کارشناس مسائل سیاسی گفت: برخی نیز معتقدند اصرار ایران بر تنگه هرمز ممکن است موجب شود کشورهای عربی به دنبال دور زدن این آبراه و احداث خطوط لوله جایگزین بروند. در پاسخ باید گفت که ایجاد مسیرهای جایگزین برای صادرات نفت و گاز، هزینههای بسیار سنگینی دارد و در بلندمدت نیز نمیتواند بهسادگی جایگزین ظرفیت تنگه هرمز شود.
تقوینیا تصریح کرد: علاوه بر این، صرف احداث یک خط لوله به معنای مصونیت کامل آن از تهدیدهای امنیتی نیست. هرگونه زیرساخت جایگزین نیز به تجهیزات، مسیرهای انتقال، ایستگاههای پمپاژ و تأسیسات مشخصی نیاز دارد و در محاسبات امنیتی و راهبردی منطقه قرار میگیرد. بنابراین نمیتوان تصور کرد که با احداث چند مسیر جایگزین، اهمیت تنگه هرمز بهطور کامل از بین خواهد رفت.
چرا تنگه هرمز همچنان برای تجارت جهانی مهم است؟
وی ادامه داد: واقعیت این است که تنگه هرمز مهمترین و درعمل اصلیترین مسیر دریایی ورود و خروج به خلیج فارس است و شرایط آن با آبراههایی مانند دریای سرخ که مسیرهای جایگزین بیشتری دارند، متفاوت است. به همین دلیل، هر تغییری در ترتیبات این تنگه میتواند آثار گستردهای بر امنیت و تجارت منطقه داشته باشد.
کارشناس مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: از همین منظر، قرار گرفتن مسیر ورودی تنگه هرمز در آبهای سرزمینی ایران، در صورت تثبیت و اجرای ترتیبات مورد توافق، اهمیت راهبردی زیادی دارد. اگر این موضوع در چارچوب حقوقی مورد توافق قرار گیرد، ایران میتواند بر اساس قواعد مربوط به عبور بیضرر، نقش پررنگتری در مدیریت تردد کشتیها داشته باشد.
سازوکار جدید مدیریت تردد کشتیها در تنگه هرمز
تقوینیا گفت: بر اساس ترتیباتی که درباره مدیریت تردد در خلیج فارس مطرح شده است، کشتیها باید اطلاعات مربوط به عبور خود، از جمله مقصد و نوع محموله را در سامانه مدیریت آبراه ثبت کنند تا درخواست آنها مورد بررسی قرار گیرد. بنابراین موضوع تنها این نیست که یک کشتی وارد تنگه شود و بدون هیچگونه سازوکاری مسیر خود را ادامه دهد؛ بلکه مدیریت تردد میتواند بر اساس اطلاعات مربوط به شناور و محموله آن انجام شود.
وی افزود: درباره ادعای اینکه نفتکشهای خالی تحت مدیریت ایران و نفتکشهای حامل محموله تحت مدیریت آمریکا قرار خواهند داشت نیز باید دقت کرد. بر اساس ترتیبات مطرحشده، نظارت بر مسیر خروجی بهصورت مشترک میان ایران و عمان انجام میشود و نمیتوان این موضوع را به معنای واگذاری مدیریت خروجی تنگه به آمریکا دانست.
توافق تنگه هرمز؛ متن حقوقی یا دستاورد راهبردی؟
کارشناس مسائل سیاسی تأکید کرد: به همین دلیل، لازم است درباره این توافق با دقت و بر اساس متن و سازوکارهای واقعی آن صحبت شود، نه بر اساس روایتهایی که تنها در فضای مجازی منتشر میشود. ممکن است درباره جزئیات توافق اختلافنظر وجود داشته باشد، اما نباید اصل ایجاد یک چارچوب جدید برای مدیریت تردد در تنگه هرمز و افزایش نقش ایران در آن را نادیده گرفت.
تقوینیا ادامه داد: در فضای سیاسی و رسانهای، گاهی برخی افراد و کانالها با هدف نقد عملکرد مسئولان، دستاوردهای نظامی و راهبردی کشور را کوچک جلوه میدهند. نقد سیاستهای دولت یا مسئولان حق هر فرد و جریان سیاسی است، اما این نقد نباید به نادیده گرفتن توانمندیهای نیروهای مسلح و واقعیتهای میدانی منجر شود.
وی تصریح کرد: برای درک دقیقتر توانمندیهای نیروی دریایی و شرایط واقعی تنگه هرمز، باید واقعیتهای میدانی و سازوکارهای عملیاتی را نیز مورد توجه قرار داد و تنها به روایتهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی اکتفا نکرد. آنچه امروز اهمیت دارد، ترکیب توان نظامی، ظرفیت نظارتی و جایگاه حقوقی ایران در تنگه هرمز است.
نظر شما