به گزارش خبرگزاری ایمنا، امروز، روز بزرگداشت شهدای مدافع حرم است؛ روزی برای گرامیداشت مردانی که فرسنگها دورتر از خانه، سینه سپر کردند تا دست نامحرمان به گنبد دوار دمشق و کربلا نرسد. اما سالجاری، این مناسبت طعم دیگری دارد. تقویمها اگرچه نام «شهدای مدافع حرم» را در پیشانی خود دارند، اما وصیتنامه سرخ شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی، دایره این دفاع را وسعت بخشیده است؛ آنجا که نوشت: «جمهوری اسلامی ایران، حرم است.» با این منطق، تفاوتی میان شام، حلب، فلوجه، فردو، خلیج فارس، مرزهای شرق یا کارگاههای پدافندی وجود ندارد. هر کس در راه امنیت این وطن جان داده، در شناسنامهاش ثبت است: «مدافع حرم».
از شامات تا ایران؛ جغرافیا متوقف میشود، عقیده نه
زمانی که حاج قاسم سلیمانی فرمود: «والله والله والله از مهمترین شئون عاقبتبهخیری، رابطه قلبی و دلی و حقیقی با این حکیمی است که امروز سکان انقلاب را به دست دارد. در قیامت خواهیم دید مهمترین محور محاسبه این است... جمهوری اسلامی ایران امروز قرارگاه حسینبنعلی(ع) است. بدانید جمهوری اسلامی حرم است و این حرم اگر ماند، دیگر حرمها میمانند. اگر دشمن، این حرم را از بین برد، حرمی باقی نمیماند؛ نه حرم ابراهیمی و نه حرم محمدی(ص).»
او داشت یک نقشه راه جدید ترسیم میکرد. او میگفت «حرم»، فراتر از دیوارهای کاشیکاری شده و گنبدهای طلایی است. حرم، نماد توحید، امامت و جغرافیایی است که در آن نام علی(ع) و آلالله طنینانداز است. ایران، خیمه مقاومت و ستون اصلی این خیمه است. بر اساس همین دکترین، شهدای غیوری که در جنگ دوازدهروزه و حوادث اخیر در دفاع از امنیت و اقتدار علمی، نظامی و مرزی کشور به شهادت رسیدند، پاسداران راستین همین حرم هستند.
یکی از مصادیق عینی صیانت از حرم جمهوری اسلامی در آسمان قم و سایت پدافندی فردو رقم خورد. «سرهنگ دوم محمد علیزاده»، یکی از همان قهرمانانی است که با رفتارش ثابت کرد عشق به حرم در خدمت متجلی میشود.
در روز حادثه، نام او در دفترچه شیفت موظف پدافند ثبت نشده بود؛ اما او که دلش در گرو امنیت آسمان این حرم بود، شیفت همکار خود را تحویل گرفت تا پدر دو فرزند بتواند در کنار خانوادهاش باشد. او پیش از عزیمت به محل خدمت، گویی از تقدیر آسمانی خود باخبر بود؛ غسل شهادت کرد و در محراب پدافند فردو ایستاد تا با اصابت آتش دشمن، جان خود را فدای امنیت کشور کند. او پدافند را نه یک ماموریت اداری، بلکه ضریح دفاع از حرم میدانست.

مدافعان حرم ایران، فقط مسلح به سلاح گرم نیستند؛ گاهی سلاح آنها، دانش صیانت از آسمان در برابر جنگ الکترونیک است. مهندس «سید ناصر فاطمی»، دانشمند نخبه وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، نمونهای از مجاهدانی است که با علم خود از دیوار حریم دفاع کردند.
فاطمی با تخصص بالای خود در مهندسی جنگ الکترونیک و سیستمهای پدافندی، شبها را در کنار سکوهای پرتاب به صبح رساند تا سامانههای راداری و پدافندی کشور در برابر نفوذ و خرابکاریهای سایبری دشمن آسیبناپذیر بمانند. کار او، دفاع علمی از ستونهای این حرم بود؛ جهادی خاموش که امنیت سایبری و آسمانی کشور را تضمین کرد.
حماسه ققنوسها در عمق خاک وطن
تونلهای موشکی هوافضا، همواره یکی از نقاط اتکای بازدارندگی کشور بودهاند؛ جایی که مردان بیادعا در دل سنگ و آهن، قدرت دفاعی حرم را میسازند. در یکی از حملات متجاوزانه صهیونیستی-آمریکایی، زمانی که موشکهای دشمن به درهای ورودی و خروجی یکی از این دژهای دفاعی اصابت کرد، راه خروج مسدود شد.
شهید «علی اسفندانی»، شهید «روحالله رسولی»، شهید «حسن اسداللهی»، شهید «علیرضا رفایی» و شهید« مهدی یاری»، پنج ققنوس هوافضا بودند که در عمق زمین محبوس شدند. آنها در شرایطی که اکسیژن ثانیه به ثانیه در آن فضای تاریک کمتر میشد، تا آخرین نفس از مواضع دفاعی پاسداری کردند. شهادت غریبانه آنها بر اثر کمبود اکسیژن، سند وفاداری نیروهای هوافضا به حریم حرم بود. آنها در خاک خود ایستادند تا دشمن نتواند بر خاک وطن قدم بگذارد.

دفاع از حرم، گاه در قالب پروژههای سخت عمرانی و پدافندی در نقاط صفر مرزی شکل میگیرد. در ارتفاعاتی که جز سوز باد و سختی سنگ چیزی نیست، مردانی از جنس سازندگی خدمت میکنند.
تکنسین و مهندس عمران باسابقه ایل بختیاری (اهل ایذه)، مردی که بیست سال با دستهای پینهبسته برای توسعه عمرانی کشور عرق ریخته بود و تنها دو ماه تا بازنشستگی فاصله داشت، هدف شلیک مستقیم کینه دشمن قرار گرفت. اصابت ترکشها قلبش را شکافت؛ اما او که خون غیرت لر در رگهایش جاری بود، تلاش کرد بایستد. او دو بار با بدنی مجروح روی زانوهایش ایستاد و با صدایی ضعیف و دردمند، واژه اصیل و سوزناک «ای بومی» را سر داد. این فریاد تنهایی و غربت از عمق زاگرس تا آسمانها طنینانداز شد تا گواهی دهد قوم لر همیشه سپر بلای این حرم بوده و هست.
چشمهای بیدار نوزدهساله در دریای جنوب
نمیتوان از مدافعان حرم ایران گفت و از مرزبانان غیور یاد نکرد؛ جوانانی که از آرزوهای بزرگ خود گذشتند تا چشمان بیدار مام وطن باشند. شهید سجاد گرمابی، جوان نوزدهساله نیشابوری، یکی از همانهاست. او با قلبی پر از امید، دانشگاه را رها کرد تا لباس مرزبانی بپوشد.
سجاد در اولین روزهای بحران در پایگاه دریابانی چابهار، خیره به مانیتور رادارها پدافند دریایی را رصد میکرد. او در همان موقعیت، هدف حمله مستقیم قرار گرفت. سرخی خون این جوان خراسان رضوی، با آبی دریای عمان درآمیخت تا خلیج فارس و دریای مکران، همچنان حریم امن ایران باقی بمانند.
پاسخ به دشمن، مأموریتی سخت و مقتدرانه میطلبید که بر دوش عقابان تیزپرواز نیروی هوایی نهاده شد. امیر سرتیپ دوم خلبان «مجید کاظمی» از نخبگان پایگاه هوایی شهید دوران شیراز، فرماندهی این عملیات حساس برونمرزی را بر عهده گرفت.
او با شکافتن دیوارهای راداری و پدافندی دشمن، پایگاه استراتژیک العدید را که منشا تهدید علیه ایران بود، هدف حملات سنگین موشکی قرار داد تا به دنیا نشان دهد متجاوز، امنیت نخواهد داشت. کاظمی در مسیر بازگشت، بر فراز آبهای نیلگون خلیج فارس بال گشود و با هدف قرار گرفتن جنگندهاش آسمانی شد. شهادت او ثابت کرد مدافعان حرم، مرزهای پدافندی را فرسنگها جلوتر از مرزهای جغرافیایی تعریف کردهاند.

شهادت مرز ندارد
روز بزرگداشت شهدای مدافع حرم، روز مرور وصیتنامههایی است که با خون نوشته شدهاند. اگر روزی دفاع از حرم در سنگرهای دمشق و حلب معنا میشد، امروز مشخص شده است که امنیت ملی، پدافند هوایی، نبرد الکترونیک، کارگاه عمرانی در مرز و دیدبانی در خلیج فارس، همگی شعبههایی از همان قرارگاه اصلی یعنی قرارگاه حسینبن علی هستند و جمهوری اسلامی ایران قرارگاه حسینبن علی است.
شهدایی همچون علیزاده، فاطمی، اسفندانی، رسولی، اسداللهی، رفایی، یاری، مهندس ایذهای، گرمابی و کاظمی، همگی ثابت کردند که هر جا که امنیت مردم در خطر باشد، آنجا حرم است و جانفشانانش، مدافعان حرم.
نظر شما