به گزارش خبرگزاری ایمنا، پارک حاشیهای یکی از سادهترین و در عین حال پیچیدهترین مسائل شهرهای امروز است؛ فضایی در کنار خیابان که از یک سو بخشی از نیاز شهروندان به توقف خودرو را پاسخ میدهد و از سوی دیگر، در صورت مدیریت نادرست، میتواند ظرفیت عبور معابر را کاهش داده و به تشدید ترافیک منجر شود.
افزایش تعداد خودروها در شهرها باعث شده تقاضا برای فضای پارک بسیار بیشتر از ظرفیت موجود باشد. نتیجه، در بسیاری از معابر، جستوجوی طولانی برای پیدا کردن جای پارک، توقف دوبله، اشغال بخشی از مسیر عبور و در نهایت کاهش سرعت تردد است. در چنین شرایطی، پارک حاشیهای دیگر صرفاً یک فضای خالی کنار خیابان نیست؛ بلکه به بخشی از نظام مدیریت ترافیک و حملونقل شهری تبدیل میشود.
وقتی جای پارک، بخشی از خیابان میشود
خیابان یک ظرفیت محدود دارد. هر خودرویی که در حاشیه آن متوقف میشود، بخشی از فضای قابل استفاده برای حرکت را اشغال میکند. این مسئله در خیابانهای باریک یا معابر پرتردد، اثر بیشتری دارد و ممکن است توقف چند خودرو، جریان عبور صدها خودرو را تحت تأثیر قرار دهد.
از سوی دیگر، حذف کامل پارک حاشیهای نیز لزوماً به معنای حل مشکل نیست. اگر فضای جایگزین وجود نداشته باشد، خودروها برای توقف به خیابانهای فرعی، کوچهها و مناطق مسکونی منتقل میشوند. بنابراین مدیریت شهری با یک معادله ساده مواجه نیست؛ حذف جای پارک میتواند ترافیک یک معبر را کاهش دهد، اما در صورت نبود برنامه جایگزین، فشار را به بخش دیگری از شهر منتقل کند.

پارک حاشیهای؛ حذف یا مدیریت؟
راهکار بسیاری از شهرها، حذف کامل پارک حاشیهای نیست، بلکه مدیریت آن است.
در این رویکرد، پارک حاشیهای میتواند با استفاده از سیستمهای هوشمند، پرداخت الکترونیکی، محدودیت زمانی و تعرفهگذاری مدیریت شود. هدف اصلی این نیست که شهروند از توقف در خیابان محروم شود؛ بلکه باید از اشغال طولانیمدت فضای عمومی جلوگیری کرد.
برای مثال، توقف کوتاهمدت برای خرید، مراجعه به مراکز خدماتی یا انجام امور ضروری میتواند امکانپذیر باشد، اما توقف چندساعته در یک فضای محدود، هزینه بیشتری برای استفادهکننده داشته باشد.
این شیوه میتواند باعث افزایش گردش جای پارک شود؛ یعنی یک فضای پارک در طول روز به جای آنکه برای ساعتهای طولانی در اختیار یک خودرو باشد، در اختیار چندین شهروند قرار گیرد.
قیمتگذاری؛ ابزار کنترل تقاضا
یکی از مهمترین ابزارهای مدیریت پارک حاشیهای، قیمتگذاری است. وقتی فضای پارک در یک محدوده محدود و تقاضا برای آن بالا است، رایگان بودن آن میتواند تقاضای بیشتری ایجاد کند.
تعرفهگذاری هوشمند میتواند با توجه به میزان تقاضا، ساعت، موقعیت و مدت توقف تغییر کند. در مناطق پرتردد، هزینه بالاتر میتواند شهروندان را به استفاده از حملونقل عمومی یا پارکینگهای عمومی ترغیب کند و در مناطق کمتقاضا، تعرفه پایینتر باشد.
البته هدف از این سیاست نباید صرفاً درآمدزایی برای مدیریت شهری باشد. اگر شهروند احساس کند پارک حاشیهای تنها به یک منبع درآمد تبدیل شده، سیاست با مقاومت اجتماعی مواجه خواهد شد. درآمد حاصل نیز میتواند برای توسعه حملونقل عمومی، بهبود پیادهروها و ساخت پارکینگهای عمومی هزینه شود تا ارتباط میان دریافت هزینه و ارتقای خدمات برای شهروندان قابل مشاهده باشد.
حق ساکنان در برابر حق عمومی
یکی از چالشهای مهم پارک حاشیهای، تعارض میان نیاز ساکنان و نیاز سایر استفادهکنندگان از معبر است. در یک خیابان مسکونی، ساکنان انتظار دارند امکان پارک خودرو در نزدیکی محل زندگی خود را داشته باشند. در مقابل، اگر همان خیابان در محدوده تجاری یا اداری قرار گرفته باشد، تقاضای توقف از سوی مراجعهکنندگان میتواند بسیار بیشتر از ظرفیت موجود باشد.
راهکار میتواند اختصاص سهمیه یا مجوز پارک برای ساکنان، محدودیت زمانی برای مراجعهکنندگان و تعریف محدودههای مشخص برای توقف باشد. به این ترتیب، پارک حاشیهای از یک فضای بیضابطه به یک خدمت شهری مدیریتشده تبدیل میشود.

خیابان فقط برای خودرو نیست
یکی از نکات مهم در سیاستگذاری پارک حاشیهای، توجه به سایر کاربران خیابان است. فضای کنار خیابان میتواند برای پارک خودرو، مسیر دوچرخه، توسعه پیادهرو، ایستگاه حملونقل عمومی، فضای سبز یا بارانداز واحدهای تجاری مورد استفاده قرار گیرد.
بنابراین تصمیم درباره پارک حاشیهای در واقع تصمیم درباره نحوه تخصیص فضای عمومی شهر است.
اگر یک خیابان به پارک خودرو اختصاص پیدا کند، ممکن است فضای کمتری برای عابر پیاده یا حملونقل عمومی باقی بماند. برعکس، حذف کامل پارک نیز ممکن است نیازهای واقعی شهروندان و کسبه را نادیده بگیرد. مدیریت شهری باید بر اساس ویژگیهای هر معبر تصمیم بگیرد که کدام کاربری بیشترین منفعت عمومی را ایجاد میکند.
نسخه واحد برای همه شهرها وجود ندارد
پارک حاشیهای در یک خیابان تجاری، خیابان مسکونی، معبر مرکزی شهر یا محدوده گردشگری نمیتواند با یک دستورالعمل یکسان مدیریت شود.
در مناطق مرکزی و پرتراکم، اولویت ممکن است با حملونقل عمومی و عابر پیاده باشد؛ در مناطق تجاری، مدیریت زمان توقف اهمیت بیشتری پیدا میکند و در محلههای مسکونی، حفظ دسترسی ساکنان میتواند اولویت اصلی باشد.
به همین دلیل، پیش از اجرای هر سیاستی باید میزان تقاضای پارک، ظرفیت معبر، تعداد پارکینگهای عمومی، دسترسی به حملونقل عمومی و الگوی سفر شهروندان بررسی شود.
پارک حاشیهای؛ مسئلهای برای آینده شهر
در نهایت، مسئله پارک حاشیهای را نمیتوان تنها با «حذف» یا «آزادسازی» حل کرد. این فضا بخشی از دارایی عمومی شهر است و باید به شکلی مدیریت شود که بیشترین منفعت را برای شهروندان ایجاد کند.
شهرها برای مدیریت این مسئله به ترکیبی از راهکارها نیاز دارند؛ از پارکینگهای عمومی و حملونقل عمومی گرفته تا قیمتگذاری هوشمند، محدودیت زمانی، اولویت دادن به ساکنان و نظارت مؤثر.
هدف نهایی نیز نباید تنها پیدا کردن جای بیشتر برای خودرو باشد. هدف، استفاده هوشمندانهتر از فضای محدود شهری و ایجاد تعادل میان توقف خودرو، روانی ترافیک، حملونقل عمومی و کیفیت زندگی شهروندان است.
پارک حاشیهای اگر بدون برنامه رها شود، میتواند به یکی از عوامل آشفتگی ترافیکی تبدیل شود؛ اما اگر درست مدیریت شود، میتواند از یک معضل شهری به یکی از ابزارهای مدیریت تقاضای سفر و ساماندهی فضای عمومی تبدیل شود.
نظر شما