به گزارش خبرگزاری ایمنا، زندگی همواره در فضایی آرام و بدون چالش نمیگذرد و ناکامی، ترس، اختلاف، تغییر، از دست دادن و تجربه موقعیتهای دشوار، بخشهایی طبیعی از مسیر رشد هستند و کودک بهتدریج باید بیاموزد چگونه با این تجربهها روبهرو شود. آنچه در این میان اهمیت دارد، فراهم کردن شرایطی است که کودک بتواند از دشواریها عبور کند، بدون آنکه احساسات خود را انکار یا سرکوب کند.
توانایی کنار آمدن با شرایط سخت یکی از مهارتهایی است که طی سالهای کودکی شکل میگیرد و به مرور پیچیدهتر میشود. کودک در جریان تجربههای روزمره، از واکنش بزرگسالان اطراف خود میآموزد که با شکست چه برخوردی داشته باشد، هنگام ترس چگونه رفتار و در زمان ناراحتی چگونه احساس خود را بیان کند.
خانواده در این میان جایگاهی ویژه دارد، چراکه کودک پیش از آنکه بسیاری از مهارتهای زندگی را بهصورت مستقیم آموزش ببیند، آنها را از رفتار والدین مشاهده میکند. نوع روبهرو شدن پدر و مادر با فشارهای زندگی، اختلافها و هیجانهای دشوار میتواند تصویری نخست از شیوه برخورد با مشکلات در ذهن کودک ایجاد کند.
از همینرو پرورش تابآوری به معنای ساختن کودکی نیست که هرگز ناراحت نشود یا در برابر سختیها واکنشی نشان ندهد. هدف، کمک به او برای شناخت تجربههای درونی و پیدا کردن راههایی سالم برای عبور از آنهاست؛ مهارتی که میتواند در سالهای بعد، به یکی از پشتوانههای مهم سلامت روان و کیفیت زندگی او تبدیل شود.

تابآوری؛ هنر دوباره برخاستن که از کودکی در خاطر میماند
احمد پدرام، روانشناس و مشاور خانواده در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با بیان اینکه وقتی از تابآوری صحبت میکنیم، نخستین مفهومی که به ذهن میرسد، استقامت و تحمل در برابر سختیها و مشکلات است، اظهار کرد: در سادهترین تعریف، تابآوری به معنای توانایی تحمل و ایستادگی در برابر دشواریها و ناملایمات زندگی است، اما اگر بخواهیم این مفهوم را در ارتباط با کودکان بررسی کنیم، پیش از هر چیز باید به والدین توجه کنیم و ببینیم که خود آنها تا چه اندازه از تابآوری برخوردارند.
وی با بیان اینکه لازم است هر یک از ما از خودمان بپرسیم که در روزهای سخت و در روبهرو شدن با مسائل و مشکلات، چگونه رفتار کردهایم و تا چه اندازه توانستهایم احساسات و شرایط خود را مدیریت کنیم، افزود: نکته بسیار مهم این است که گاهی به اشتباه تصور میکنیم تابآوری به معنای بیتفاوت بودن نسبت به مشکلات یا نشان ندادن احساسات است و بعضی افراد تصور میکنند انسان تابآور کسی است که گریه نمیکند، نمیترسد، شکایت نمیکند و همیشه باید خودش را قوی نشان دهد.
روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه تابآوری به هیچ عنوان به معنای بیاحساسی نیست، تصریح کرد: تابآوری به معنای شادی دائمی نیست و انسان تابآور کسی نیست که هیچگاه غمگین، عصبانی، ترسان یا ناراحت نشود، در واقع تابآوری به معنای پذیرفتن، شناختن، تجربه کردن و تنظیم کردن احساسات است.
میراثی که کودک از شیوه زیستن والدین میآموزد
پدرام با بیان اینکه در تابآوری باید به این معنا برسیم که ممکن است فرد زمین بخورد، اما دوباره بلند میشود، ادامه داد: در حیطه تابآوری، ممکن است فرد دچار ترس، غم، خشم یا ناراحتی شود، اما باید احساس خود را بشناسد و آن را به شکل مناسب بیان کند و سپس بتواند آن احساس را مدیریت کند.
وی با بیان اینکه کودکی که احساسات خود را درون خود نگه دارد، در ادامه ممکن است آسیبهای روانی یا حتی جسمانی او را تهدید کند، گفت: در بزرگسالان نیز گاهی شاهد همین مسئله هستیم و بخشی از علائم جسمانی و بیماریهای موسوم به روانتنی میتواند با ناتوانی فرد در شناخت، بیان و تنظیم احساسات ارتباط داشته باشد.
روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه فرد ممکن است احساسات خود را بهدرستی نشناسد، نتواند آنها را بیان کند یا درباره آنها با خود و دیگران گفتوگو کند و در نتیجه، این فشار روانی به شکل علائم جسمانی بروز پیدا کند، اضافه کرد: قوی بودن با بیاحساس بودن تفاوت دارد؛ همیشه شاد بودن، هیچگاه شکایت نکردن و نادیده گرفتن مشکلات نیز به معنای تابآوری نیست و یکی از مؤلفههای تابآوری این است که بتوانیم احساسات خود را در زمان مناسب، به شکل درست و به اندازه بیان کنیم.

پرورش توانایی رویارویی با دشواریها، فرایندی تدریجی است و نمیتوان انتظار داشت کودک در برابر هر مسئلهای واکنشی سنجیده داشته باشد. فرصت دادن برای تجربه احساسات، صحبت کردن درباره آنها و یافتن راههای مناسب برای عبور از موقعیتهای دشوار، بخشی از مسیری است که به رشد عاطفی کودک کمک میکند.
والدین نیز برای ایفای چنین نقشی، لازم است ابتدا به شیوه روبهرو شدن خود با فشارهای زندگی توجه کنند. کودکی که میبیند بزرگسالان میتوانند در شرایط دشوار ناراحت شوند، درباره مشکل صحبت کنند، کمک بگیرند و پس از مدتی دوباره تعادل خود را به دست آورند، تصویری واقعیتر و سالمتر از قدرت و استقامت دریافت میکند.
نادیده گرفتن هیجانها ممکن است ظاهری از آرامش ایجاد کند، اما به کودک نمیآموزد با احساسات دشوار خود چه کند و در مقابل، نامگذاری احساسات، گفتوگو درباره آنها و پیدا کردن راهکارهای مناسب برای مدیریت زندگی، به کودک کمک میکند میان تجربه هیجان و واکنش به آن تفاوت بگذارد.
تابآوری را باید مهارتی برای زندگی دانست؛ مهارتی که به کودک اجازه میدهد شکست را پایان راه نبیند و دشواری را بخشی از مسیر رشد بداند. کودکی که میآموزد میتواند بترسد، ناراحت شود، کمک بخواهد و دوباره ادامه دهد، در واقع یکی از مهمترین ابزارهای رویارویی سالم با فرازونشیبهای آینده را در خود پرورش داده است.
نظر شما