به گزارش خبرگزاری ایمنا، نشریه نشنال اینترست در گزارشی به قلم جیمز هولمز، استاد راهبرد دریایی در کالج جنگ نیروی دریایی آمریکا، نوشته است که شش عامل اساسی باعث شده تکرار عملیات «ارنت ویل» در شرایط امروز برای نیروی دریایی آمریکا بسیار دشوار و پرهزینه باشد.
اما مهمترین بخش این گزارش، نه روایت ضعف آمریکا، بلکه توصیف تحول قدرت بازدارندگی ایران است؛ کشوری که طی چند دهه، راهبرد نظامی خود را با تمرکز بر مقابله با قدرت دریایی و هوایی آمریکا در منطقه بازطراحی کرده است.
ایران امروز با ایران دهه ۸۰ متفاوت است
هولمز تصریح میکند که ایران طی دهههای گذشته، با مطالعه دقیق ارتش آمریکا و تجربه جنگهای واشنگتن در منطقه، توانمندیهای خود را برای مقابله با حمله احتمالی آمریکا توسعه داده است.
به نوشته این تحلیلگر آمریکایی، ایران به زرادخانهای از موشکها و پهپادها مجهز شده، تأسیسات نظامی خود را در عمق زمین مستحکم کرده و ساختار فرماندهی نیروهایش را به شکلی غیرمتمرکز طراحی کرده است؛ مجموعهای از قابلیتها که میتواند هرگونه عملیات نظامی آمریکا در محیط محدود و حساس خلیج فارس را با دشواری مواجه کند.
این گزارش همچنین به یک نکته راهبردی مهم اشاره میکند: ایران برای ایجاد بازدارندگی الزاماً به نابودی همه کشتیهای عبوری نیاز ندارد؛ ایجاد ناامنی و افزایش ریسک برای مالکان کشتیها و شرکتهای بیمه نیز میتواند کافی باشد تا تردد تجاری در این آبراه راهبردی مختل شود.
ناوگان آمریکا؛ بزرگ اما آسیبپذیر
«نشنال اینترست» در ادامه به کاهش تعداد شناورهای نیروی دریایی آمریکا اشاره میکند. بر اساس این گزارش، ناوگان رزمی آمریکا امروز حدود ۲۹۳ شناور دارد؛ رقمی که با ناوگان نزدیک به ۶۰۰ فروندی دوران جنگ سرد فاصله چشمگیری دارد.
به همین دلیل، از دست دادن حتی یک ناو یا ناوشکن بزرگ در محیط فشردهای مانند تنگه هرمز میتواند هزینه راهبردی قابل توجهی برای واشنگتن داشته باشد.
از سوی دیگر، آمریکا در حوزه مینروبی دریایی نیز با محدودیت مواجه است. نویسنده تأکید میکند که واشنگتن در دهههای اخیر بخش قابل توجهی از توان تخصصی مینروبی خود را از دست داده و در شرایط فعلی نمیتواند با اطمینان از توان متحدانش برای این مأموریت استفاده کند.

هرمز؛ جایی برای نمایش قدرت نیست
تنگه هرمز برخلاف آبهای باز اقیانوس، محیطی محدود و پیچیده است؛ جایی که برتری کمی و فناوری پیشرفته یک قدرت بزرگ الزاماً به معنای آزادی عمل آن نیست.
در چنین جغرافیایی، ایران از مزیت مهمی برخوردار است: نزدیکی به میدان عملیات، شناخت محیط منطقه، برخورداری از توان موشکی و پهپادی و امکان استفاده از راهبردهای نامتقارن.
به همین دلیل، آنچه امروز در هرمز دیده میشود، صرفاً یک مناقشه بر سر عبور چند نفتکش نیست؛ بلکه آزمونی برای ادعای چند دههای آمریکا درباره توانایی اعمال قدرت بدون محدودیت در آبهای منطقه است.
گزارش «نشنال اینترست» عملاً نشان میدهد که این معادله تغییر کرده است. واشنگتن ممکن است از نظر تعداد پایگاهها، ناوهای هواپیمابر و تجهیزات نظامی همچنان قدرت بزرگی باشد، اما در تنگه هرمز با محیطی مواجه است که در آن ایران میتواند هزینه اعمال این قدرت را به شکل محسوسی افزایش دهد.
اعترافی فراتر از یک گزارش نظامی
اهمیت این گزارش در آن است که این بار روایت محدودیت آمریکا از زبان یک تحلیلگر آمریکایی مطرح میشود، نه یک رسانه یا مقام ایرانی.
پیام گزارش روشن است: تنگه هرمز را نمیتوان صرفاً با اعزام چند ناو جنگی «باز» کرد و عبور نفتکشها را با یک اسکورت دریایی به وضعیت عادی بازگرداند.
در واقع، هرمز امروز به نمادی از تغییر موازنه قدرت در منطقه تبدیل شده است؛ جایی که آمریکا برای نخستین بار باید پیش از ورود به میدان، هزینههای سنگین نظامی و راهبردی آن را محاسبه کند.
اگر در دهه ۱۹۸۰ واشنگتن توانست با عملیات «ارنت ویل» نفتکشها را اسکورت کند، تحلیل امروز «نشنال اینترست» نشان میدهد که تکرار همان سناریو در برابر ایرانِ امروز، دیگر یک عملیات ساده دریایی نیست؛ بلکه میتواند آمریکا را وارد نبردی پرریسک کند که نتیجه آن از پیش قابل تضمین نیست.
نظر شما