به گزارش خبرگزاری ایمنا، حملونقل یکی از پرهزینهترین و در عین حال راهبردیترین بخشهای بودجه عمومی است؛ از ساخت آزادراه و توسعه خطوط ریلی گرفته تا نوسازی ناوگان اتوبوسرانی، گسترش مترو، توسعه بنادر و فرودگاهها، همگی به سرمایهگذاریهای کلان نیاز دارند؛ در شرایطی که منابع مالی دولت محدود است و همه پروژهها نیز امکان تأمین اعتبار همزمان را ندارند.
همین محدودیت باعث شده است که شیوه توزیع بودجه، به یکی از مهمترین موضوعات سیاستگذاری در حوزه حملونقل تبدیل شود؛ موضوعی که فراتر از یک تصمیم مالی، میتواند مسیر توسعه شهرها و مناطق مختلف کشور را تعیین کند.
عدالت همیشه به معنای برابری نیست
در نگاه نخست، تقسیم مساوی بودجه میان بخشهای مختلف حملونقل، رویکردی منصفانه به نظر میرسد. هر بخش سهم مشخصی دریافت میکند و نگرانی از تبعیض در تخصیص منابع کاهش مییابد.
کارشناسان اقتصاد حملونقل معتقدند چنین رویکردی الزاما به توسعه متوازن منجر نمیشود؛ هزینه احداث یک کیلومتر خط مترو، نگهداری شبکه ریلی، توسعه زیرساختهای بندری یا نوسازی ناوگان اتوبوسرانی، با یکدیگر قابل مقایسه نیست.
از سوی دیگر، میزان استفاده مردم از هر بخش، بازده اقتصادی پروژهها و حتی آثار اجتماعی و زیستمحیطی آنها نیز تفاوت قابل توجهی دارد. به همین دلیل، برابری در اعداد و ارقام، همیشه به معنای عدالت در سرمایهگذاری نیست.

شهرها؛ نخستین محل اثرگذاری بودجه
اگرچه بودجه حملونقل در سطح ملی تدوین میشود، اما نخستین آثار آن در شهرها دیده میشود؛ جایی که شهروندان هر روز با ترافیک، آلودگی هوا، کمبود ناوگان عمومی و فرسودگی زیرساختها روبهرو هستند.
توسعه یک خط مترو یا خرید اتوبوسهای جدید میتواند زمان سفر میلیونها نفر را کاهش دهد، مصرف سوخت را پایین بیاورد و سهم خودروهای شخصی از سفرهای شهری را کمتر کند. در مقابل، تأخیر در تأمین منابع این پروژهها، هزینههایی به مراتب بیشتر از رقم بودجه بر اقتصاد و سلامت جامعه تحمیل میکند.
از همین رو، بسیاری از متخصصان معتقدند بودجه حملونقل باید بر مبنای تأثیر واقعی پروژهها بر زندگی شهروندان برنامهریزی شود، نه صرفاً بر اساس تقسیم برابر اعتبارات میان بخشهای مختلف.
تجربه جهانی چه میگوید؟
رویکردهای جدید نهادهایی مانند بانک جهانی (World Bank)، سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) و مجمع بینالمللی حملونقل (ITF) نشان میدهد که بسیاری از کشورها از بودجهریزی سنتی فاصله گرفتهاند و به سمت تخصیص منابع مبتنی بر داده و شواهد حرکت کردهاند.
در این الگو، پروژهها بر اساس مجموعهای از شاخصها از جمله میزان جابهجایی مسافر و کالا، نرخ بازگشت اقتصادی سرمایهگذاری، کاهش زمان سفر، کاهش تصادفات، کاهش انتشار آلایندهها، میزان دسترسی شهروندان به حملونقل عمومی و تأثیر پروژه بر توسعه مناطق کمتر برخوردار مورد ارزیابی قرار میگیرند.
کارشناسان معتقدند این مدل، امکان استفاده بهینه از منابع محدود را فراهم میکند و احتمال اجرای پروژههای کماثر را کاهش میدهد.

الگوی ترکیبی؛ نسخهای برای ایجاد تعادل
بسیاری از متخصصان، مدل ترکیبی را مناسبترین راهکار میدانند. در این روش، بخشی از بودجه بهعنوان اعتبار پایه برای حفظ و نگهداری زیرساختهای موجود میان همه بخشها توزیع میشود و بخش دیگر، بر اساس اولویتهای توسعهای، شاخصهای عملکرد و میزان اثربخشی پروژهها اختصاص مییابد.
این رویکرد از یک سو مانع محروم شدن بخشهای مختلف از منابع ضروری میشود و از سوی دیگر، امکان تمرکز بر پروژههایی را فراهم میکند که بیشترین منفعت عمومی را به همراه دارند.
بودجهای برای آینده، نه فقط برای امروز
امروزه نگاه به بودجه حملونقل، تنها تأمین اعتبار برای ساخت یک جاده یا خرید چند دستگاه اتوبوس نیست. سرمایهگذاری در این بخش، به معنای کاهش هزینههای اقتصادی، افزایش بهرهوری، بهبود کیفیت زندگی، ارتقای ایمنی و حرکت به سمت توسعه پایدار است.
بسیاری از برنامهریزان شهری تأکید دارند که موفقیت بودجه حملونقل را باید در شاخصهایی همچون کاهش زمان سفر، افزایش سهم حملونقل عمومی، کاهش آلودگی هوا، بهبود ایمنی و رضایت شهروندان و نه تنها در میزان اعتبارات اختصاصیافته جستوجو کرد.
در نهایت، پرسش اصلی همچنان پابرجاست؛ آیا عدالت در بودجهریزی به معنای تقسیم برابر منابع است یا باید منابع محدود، به سمت پروژههایی هدایت شوند که بیشترین اثر را بر زندگی مردم و توسعه کشور دارند؟ تجربه جهانی و نظر بسیاری از کارشناسان، پاسخ را به گزینه دوم نزدیکتر میداند؛ عدالت در بودجهریزی، بیش از آنکه در برابری اعداد خلاصه شود، در اثربخشی سرمایهگذاریها معنا پیدا میکند.
نظر شما