۱۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۹
مردی از تبار حبیب‌بن‌مظاهر

 هنوز هم وقتی صدای خش‌دار و استوارش از میان غبار سال‌های جنگ به گوش می‌رسد، بوی خاک مهران و عطر چفیه‌های خونی زنده می‌شود؛ پیرمردی که دو فرزند، یک برادر و دامادی سوخته در آتش را تقدیم انقلاب کرد، اما حنجره‌اش تا آخرین نفس، طنین‌انداز «حسین حسین» برای بدرقه رزمندگان بود.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، غروب که می‌شد، وقتی بوی باروت و آتش توپخانه با خاک مهران در هم می‌آمیخت، نوایی از جنس باور و حماسه، خستگی را از تن خاکی‌پوشان خط می‌زدود. صدایی خش‌دار اما پر صلابت که از بلندگوی دستی یک پیرمرد بیرون می‌آمد و تمام خط را غرق در شور می‌کرد: «حسین حسین می‌گیم می‌ریم کربلا...»

او «ذبیح‌الله بخشی‌زاده» بود؛ همان که همه با عشق، «حاجی‌بخشی» صدایش می‌زدند. چهره‌اش با آن محاسن سفید و چفیه‌ای که همیشه بر دوش داشت، برای جوانان بیست‌ساله‌ای که در سنگرها مشق شهادت می‌کردند، یادآور «حبیب بن مظاهر» در سپاه امام حسین (ع) بود؛ پیری استوار که حضورش در میادین رزم، بوی فتح و امید می‌داد.

شهید مرتضی آوینی، سید شهیدان اهل قلم در یکی از ماندگارترین برنامه‌های «روایت فتح» تصویری عمیق و تکان‌دهنده از این پیر راست‌قامت ارائه داده بود؛ روایتی از مردی که دو فرزند و یک برادرش در جبهه‌های حق علیه باطل به شهادت رسیدند اما هولناک‌ترین صحنه زمانی رقم خورد که گلوله توپخانه دشمن بعثی، خودروی همراهانش را نشانه رفت. خودرو در شعله‌های سرکش آتش سوخت و داماد حاجی بخشی پیش چشمان بهت‌زده‌ او در میان گدازه‌های آتش به فیض شهادت رسید.

هر انسانی شاید زیر بار چنین داغ‌های کمرشکنی از پا می‌افتاد، اما حاجی‌بخشی از تبار دیگری بود. او خاکستر آتش دشمن را به شراره‌ حماسه بدل می‌کرد. بلندگویش را برمی‌داشت، سنگر به سنگر می‌رفت و با سرودهای حماسی و رجزخوانی‌های پرشور، روح پایداری و نبرد را در رگ‌های لشکر می‌دمید. او می‌دانست که چشم‌های رزمندگان جوان به ایستادگی او دوخته شده است.

یکی از ماندگارترین تصاویر تاریخ دفاع مقدس، مربوط به روزهای سخت عملیات «کربلای ۱» در منطقه مهران است. جایی که پس از روزها نبرد بی‌امان، صدای حاجی بخشی در میان خطوط مقدم پیچید. او نه از شکست می‌گفت و نه از خستگی؛ بلکه با همان صلابت حبیبی‌اش، چشم در چشم رزمندگان می‌دوخت و فریاد می‌زد: «حسین حسین می‌گیم می‌ریم کربلا... شهید شهید می‌دیم می‌ریم کربلا...»

کد مطلب 993551

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.