به گزارش خبرگزاری ایمنا، اربعین سالهای اخیر، تنها آمار خیرهکننده جمعیت نیست؛ بلکه یک اثر هنری زنده است که هر سال، فصل تازهای از آن در جادههای عراق نوشته میشود.
در این میان، مداحیها به عنوان موسیقی متن این حماسه، دیگر محدود به سبکهای کلاسیک مرثیهخوانی نیستند. آنها حالا رسانه هستند؛ رسانهای که در گوش خسته اما امیدوار زائر، زمزمه میکند که او تنها نیست.
نقطه عطف این تغییر، حرکت به سمت تولیداتی بود که مرز میان زائر ایرانی و میزبان عراقی را از بین برد. «حاجمیثم مطیعی» با درک درست از نیاز زمانه، آغازگر جریانی شد که با تلفیق زبان فارسی و عربی، این پیوند ناگسستنی را عینیت بخشید.
زمانی که زائر در کیلومترهای میانی جاده، خسته از راه با این نوا روبهرو میشود که «کنار قدمهای جابر، سوی نینوا رهسپاریم / ستونهای این جاده را ما، به شوق حرم میشماریم»، ناخودآگاه احساس میکند که بخشی از یک ارتش بزرگ فرهنگی است؛ ارتش عشقی که ستونبهستون، به سمت افق روشن کربلا پیش میرود.
اما روایت اربعین، فقط حماسه نیست. در دل این مسیر پرشور، لحظاتی هست که زائر از هیاهویِ جمعیت فاصله میگیرد و به خلوتِ قلبیاش پناه میبرد. در این لحظات، نوحههایی که بر «تکریم رفاقت با امام» تأکید دارند، بیشترین ضریب نفوذ را در روحِ زائر پیدا میکنند.« سیدرضا نریمانی» در اثری که تبدیل به نماد صمیمیت با امام شد، به این دلتنگی، کالبد کلام داد؛ آنجا که میخواند: «با همه فرق داری، تو برام پناهی / تو این شلوغی دنیا، تو تنها همراهی». این کلمات، مرهمی است برای کسی که کیلومترها دور از خانه، در غربت شیرین مسیر، تنها تکیهگاهش را سیدالشهدا (ع) میبیند.
این روند رو به رشد، وقتی با گفتمان مهدویت گره میخورد، به اوج خود میرسد. مداحان نسل جدید به خوبی دریافتهاند که اربعین، تنها بازخوانی گذشته نیست؛ بلکه «تمرین آینده» است. حسین طاهری با نگاهی تمدنی به این حرکت، اربعین را پلی به سوی ظهور منجی تصویر میکند. وقتی او نغمه«معالحسین، الی المهدی، دلم میخواد که باشم» را سر میدهد، این پیام در جان مخاطب مینشیند که قدمزدن در جاده نجف، چیزی جز مقدمهچینی برای سربازی در رکاب صاحبالزمان(عج) نیست.
در این میان، نمیتوان از تأثیر لحن حماسی ذاکرانی همچون مهدی رسولی گذشت. او با درک درست از جایگاه جنون عارفانه در فرهنگ شیعی، زائر را در مسیری قرار میدهد که هویت دنیاییاش را پشت سر بگذارد. شنیدن این بند که «بیابانگرد این دشت جنونم / که مجنون حسین، لیلای خونم» در زیر آفتاب سوزان عراق، گویی روحی تازه در کالبد زائر میدمد.
این مداحیها، حالا فراتر از صوت به بخشی از خاطره جمعی نسل حاضر تبدیل شدهاند. زائران زمانی که این نواها را میشنوند، بلافاصله عطر چای عراقی، گرمای عمودها و بغض گلوگیر ورودی بینالحرمین برایشان تداعی میشود. ذاکران اهلبیت(ع) با کلامشان، این جاده را برای همیشه در تاریخ شیعه ثبتکردهاند؛ جادهای که هر ساله، نه فقط قدمها که قلبها را به هم نزدیکتر میکند.
اربعین با این نواها، دیگر فقط یک سفر نیست؛ یک حیات دوباره است که با هر مداحی، در رگهای امت اسلامی جریان پیدا میکند.
نظر شما