پاسخ احتمالی ایران به سناریوی جنگ زیرساختی

تهدید آمریکا به هدف قرار دادن زیرساخت‌های ایران، می‌تواند معادلات امنیتی و انرژی منطقه را وارد مرحله‌ای تازه کند؛ سناریویی که در آن، پاسخ متقابل تهران و پیامدهای آن برای تنگه هرمز، بازار جهانی انرژی و منافع واشنگتن به کانون توجه تبدیل شده است.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، ایالات متحده آمریکا طی دهه‌های متمادی با تکیه بر ماشین جنگی مدرن و امپراتوری رسانه‌ای نظام سرمایه‌داری، تلاش کرده بود تا تصویری از خود ترسیم کند که گویی هیمنه‌ای تسخیرناپذیر دارد و هیچ قدرتی یارای مقابله با اراده‌اش را ندارد.

این ابهت ساختگی، محصول مغزشویی رسانه‌ای بود که اذهان عمومی را به تسخیر خود درآورده بود، اما با گذشت ماه‌ها از این تقابل سرنوشت‌ساز، این پرده‌ بزرگ فروریخت و برای جهانیان ثابت شد که پشت این کوه یخ دروغین، چیزی جز پوشالی از ادعاهای توخالی وجود ندارد.

فروریختن این دژ پوشالی نشان داد که ایالات متحده دیگر قادر نیست با تکیه بر سناریوهای کهنه نظامی، اراده خود را بر اراده پولادین ملت‌های مستقل تحمیل کند. ماشین جنگی واشنگتن در میدان عمل به گل نشسته و معادلات راهبردی منطقه به زیان مداخله‌گران غربی تغییر یافته است.

افتادن فرماندهی نظامی آمریکا به دست متوهمان فیلم‌های هالیوودی

یکی از تراژیک‌ترین ابعاد وضعیت کنونی واشنگتن، سقوط مدیریت راهبردی این کشور به دست افرادی بدون عقلانیت سیاسی و گرفتار در توهمات کاریکاتوری است. کسانی همچون دونالد ترامپ و چهره‌هایی همچون پت هگست در رأس دستگاه حاکمه ایالات متحده، میدان جنگ واقعی و منافع حیاتی ملت‌ها را با سناریوهای مضحک فیلم‌های هالیوودی اشتباه گرفته‌اند. این سیاست‌مداران بی‌منطق، با رویاپردازی‌های کودکانه، امنیت جهانی را به گروگان گرفته‌اند که البته در تاریخ استعمار کشوری چون آمریکا بی‌سابقه هم نیست.

این بازی خطرناک ترامپ، واشنگتن را از همان روزهای نخست آغاز تهاجم در یک بن‌بست راهبردی مرگبار گرفتار کرده است. کاخ سفید نه جرئت پیشروی دارد و نه راهی برای عقب‌نشینی آبرومندانه پیش روی خود می‌بیند؛ چراکه محاسبات ذهنی این متوهمان فرسنگ‌ها با واقعیت‌های میدانی و قدرت بازدارندگی مقاومت فاصله دارد.

دست‌وپا زدن در باتلاق بن‌بست راهبردی و اعتراف به شکست با تهدید زیرساخت‌ها

ناکامی مطلق ارتش ترامپ در رسیدن به اهداف ازپیش‌تعیین‌شده، پروژه استکباری فشار حداکثری را با شکستی مفتضحانه روبه‌رو ساخته است. وقتی یک قدرت مدعی هژمونی ناچار می‌شود برای جبران حقارت‌های میدانی خود، تهدید به بمباران زیرساخت‌های غیرنظامی و حیاتی ملت ایران کند، یعنی کارنامه نظامی‌اش کامل خالی است و به بن‌بست کامل رسیده است.

ترامپ در توهمات خود می‌پندارد که با فشار بر معیشت و زیرساخت‌های عمومی مردم ایران می‌تواند اراده نظام اسلامی را بشکند؛ غافل از اینکه ملت بزرگ ایران این نبرد را یک جنگ وجودی و تاریخی می‌داند. در این تقابل سرنوشت‌ساز، نه تنها هیچ نشانه‌ای از عقب‌نشینی وجود ندارد، بلکه عزم پولادین ایرانیان برای تنبیه متجاوزان صدچندان شده است.

تنگه هرمز؛ شمشیر داموکلس جمهوری اسلامی بر فراز اقتصاد جهانی

در این سوی میدان، جمهوری اسلامی ایران با اتکا به دکترین دفاعی پیشرفته و تسلط کامل بر شریان‌های راهبردی منطقه، کارت برنده بزرگی به نام «تنگه هرمز» در اختیار دارد. این آبراه حیاتی که قلب تپنده انرژی جهان است، به‌عنوان یک ابزار بازدارنده مرگبار عمل می‌کند تا هرگونه خطای محاسباتی دشمن را با پاسخی ویرانگر روبه‌رو سازد.

این مزیت ژئوپلیتیک بی‌نظیر، تضمین می‌کند که منافع ملی ایران و آرمان‌های مقاومت با قدرت پیگیری شود. واشنگتن به خوبی می‌داند که بازی با آتش در این منطقه حساس، به معنای از دست رفتن تمام سرمایه‌های راهبردی غرب در خاورمیانه است و کوچک‌ترین تحرکی با واکنش قاطع خون‌خواهان شهید خامنه‌ای روبه‌رو خواهد شد.

سناریوی روز مبادا؛ به آتش کشیدن زیرساخت‌های انرژی منطقه و بحران جهانی

اخطارهای قاطع تهران به صراحت اعلام می‌کند که اگر ماشین جنگی ترامپ دست از پا خطا کند و زیرساخت‌های حیاتی ایران را هدف قرار دهد، پاسخ جمهوری اسلامی محدود به مرزها نخواهد ماند. در آن سناریوی سهمگین، تاسیسات انرژی و پالایشگاه‌های حیاتی کشورهای منطقه چنان هدف ضربات کوبنده قرار خواهند گرفت که بازسازی آن‌ها ناممکن شود و جهان در سیاهی مطلق فرو رود.

فلج شدن شریان‌های انرژی منطقه، موجی از بحران بی‌سابقه و تورم ویرانگر را به سوی خاک ایالات متحده و متحدان غربی‌اش روانه خواهد کرد. این طوفان اقتصادی و امنیتی، پایه‌های اقتصاد جهانی را از هم خواهد پاشید و حامیان جنگ‌طلب کاخ سفید را در میان شعله‌های آتش سیاست‌های غلط خودشان غرق خواهد کرد.

پایان راه؛ ترامپ میان رسوایی عقب‌نشینی و کابوس نابودی در باتلاق

امروز دونالد ترامپ و تیم جنگ‌طلب او در یک باتلاق خودساخته گیر افتاده‌اند که راه خروجی برای آن وجود ندارد. اگر تصمیم به عقب‌نشینی بگیرند، در پیشگاه افکار عمومی جهان و ملت آمریکا به‌عنوان بازندگانی تحقیرشده شناخته خواهند شد که با هزینه فراوان هیچ دستاوردی کسب نکرده‌اند.

از سوی دیگر، گسترش دامنه جنگ و آسیب زدن به زیرساخت‌ها، پاسخ سهمگین و برق‌آسای ایران را به‌دنبال خواهد داشت که پایه‌های سلطه آمریکا در منطقه را برای همیشه جارو خواهد کرد. ماشین جنگی واشنگتن در این معرکه، نه راه پیش دارد و نه راه پس؛ و این نقطه‌ای است که زوال قطعی امپراتوری آمریکا را رقم خواهد زد.

کد مطلب 993388

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.