به گزارش خبرگزاری ایمنا، صنایع دستی در بسیاری از شهرهای جهان، دیگر تنها میراثی برای حفظ در موزهها یا محصولی برای عرضه به گردشگران نیست، بلکه به بخشی از اقتصاد خلاق، هویت شهری، گردشگری فرهنگی و حتی برند جهانی شهرها تبدیل شده است؛ شهرهایی که توانستهاند هنر و میراث بومی خود را با طراحی نو، فناوری، بازارهای جهانی و نیازهای نسل جدید پیوند دهند، امروز از صنایع خلاق بهعنوان یکی از مسیرهای توسعه اقتصادی و اجتماعی خود بهره میبرند.
در ایران نیز هنر و صنایع دستی، بخشی جداییناپذیر از هویت تاریخی و فرهنگی این سرزمین است؛ همان سرزمینی که به تعبیر سعدی، «هنر نزد ایرانیان است و بس». میان شهرهای ایران، اصفهان جایگاهی متفاوت دارد؛ شهری که در طول تاریخ بهعنوان یکی از کانونهای پیشساز تمدنی و فرهنگی ایران نقشآفرین بوده است و کولهباری غنی از هنر، معماری، فرهنگ و مهارتهای نسلبهنسل را با خود حمل میکند.
اصفهان در حوزه صنایع دستی و هنرهای سنتی، یکی از شاخصترین شهرهای جهان بهشمار میرود و حدود ۱۹۶ رسته صنایع دستی در این شهر وجود دارد که بسیاری از آنها همچنان زنده و فعال هستند. همین ظرفیت کمنظیر سبب شد اصفهان از سال ۱۳۹۴ بهطور رسمی به شبکه شهرهای خلاق جهان یونسکو در حوزه صنایع دستی و هنرهای سنتی بپیوندد؛ شبکهای که زیر نظر یونسکو فعالیت میکند و از معتبرترین شبکههای شهری جهان در حوزه فرهنگ و خلاقیت به شمار میرود.
با این حال، عنوان «شهر جهانی صنایع دستی» زمانی به یک مزیت واقعی برای اصفهان تبدیل میشود که این سرمایه تاریخی بتواند با اقتصاد، اشتغال، گردشگری، فناوری، طراحی، بازارهای بینالمللی و نیازهای نسل جدید پیوند بخورد، پرسش مهم این است که چگونه میتوان از میراثی که قرنها در کارگاههای اصفهان زنده مانده، یک اقتصاد خلاق پویا و آیندهساز ساخت؟
آیا صنایع دستی میتواند برای جوانان به یک مسیر شغلی جذاب و پایدار تبدیل شود؟ دانشگاهها، فناوریهای نوین و هوش مصنوعی چه نقشی در این تحول دارند؟ چگونه میتوان میان هنرمند، بازار، گردشگر، طراح، دانشگاه و بخش خصوصی ارتباط مؤثرتری ایجاد کرد؟ و مهمتر از همه، اصفهان چگونه میتواند از «شهر جهانی صنایع دستی» بودن، به یکی از شهرهای پیشرو در اقتصاد خلاق جهان تبدیل شود؟
آنچه در ادامه میخوانید، حاصل گفتوگوی خبرنگار ایمنا با رضاعلی نوروزی، عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان درباره ظرفیتهای صنایع دستی اصفهان، ضرورت پیوند سنت و نوآوری، نقش اقتصاد خلاق در آینده شهر و راهکارهای تبدیل این میراث ارزشمند به یکی از پیشرانهای توسعه پایدار اصفهان است.

صنایع دستی اصفهان؛ از میراث تاریخی تا موتور اقتصاد خلاق
ایمنا: اصفهان سالهاست عنوان «شهر جهانی صنایع دستی» را یدک میکشد، اما هنوز فاصلهای میان این عنوان و سهم واقعی صنایع دستی در اقتصاد شهر وجود دارد. اگر بخواهیم مسئله را دقیقتر ببینیم، مهمترین گره صنایع دستی اصفهان کجاست؟
نوروزی: به گمان من، نخست باید نگاه خودمان به صنایع دستی را تغییر دهیم. صنایع دستی اصفهان فقط مجموعهای از محصولات سنتی نیست که در بازارها و فروشگاهها عرضه شود؛ این حوزه میتواند بخشی از اقتصاد خلاق شهر و یکی از مزیتهای رقابتی اصفهان در سطح ملی و بینالمللی باشد.
اصفهان از معدود شهرهایی است که همزمان چند سرمایه مهم را در اختیار دارد؛ میراث تاریخی، تنوع رشتههای صنایع دستی، استادکاران و هنرمندان صاحبنام، گردشگران داخلی و خارجی، دانشگاهها، ظرفیت طراحی و البته یک نام و برند شهری شناختهشده، کنار هم قرار گرفتن این عناصر، زنجیره اقتصادی بسیار ارزشمندی ایجاد میکند، اما این زنجیره زمانی کامل میشود که از مرحله تولید اثر هنری عبور کنیم و به طراحی محصول، بستهبندی، برندسازی، بازاریابی، تجارت الکترونیک، صادرات و تجربه گردشگری برسیم.
امروز اقتصاد جهانی دیگر تنها بر پایه کارخانه، مواد اولیه و منابع طبیعی حرکت نمیکند، بخش مهمی از ارزش اقتصادی از ایده، خلاقیت، طراحی، داستان و هویت فرهنگی یک محصول ایجاد میشود، صنایع دستی در همین نقطه قرار دارد.
بنابراین مسئله اصفهان کمبود هنر یا هنرمند نیست؛ ما حتی کمبود محصول هم نداریم. مسئله این است که هنوز همه ظرفیتهای موجود را در قالب زنجیره ارزش منسجم به هم متصل نکردهایم. اگر این اتفاق بیفتد، صنایع دستی میتواند از یک فعالیت فرهنگی و سنتی به یک صنعت خلاق و درآمدزا تبدیل شود.
ایمنا: بسیاری از جوانان صنایع دستی را شغلی سنتی، زمانبر و کمدرآمد میدانند. چگونه میتوان این تصویر را تغییر داد و نسل جدید را به این حوزه وارد کرد؟
نوروزی: این نکته بسیار مهم است. اگر صنایع دستی را با همان ادبیات چند دهه قبل به نسل جدید معرفی کنیم، نباید انتظار داشته باشیم جوانان با اشتیاق وارد این حوزه شوند. نسل جدید با فناوری، شبکههای اجتماعی، اقتصاد پلتفرمی، برند شخصی و بازارهای جهانی بزرگ شده است.
بنابراین باید صنایع دستی را به زبان نسل جدید ترجمه کنیم.
یک جوان امروز باید بداند که ورود به صنایع دستی فقط به معنای نشستن در یک کارگاه و تولید محصول سنتی نیست. او میتواند طراح یک محصول جدید باشد، برند شخصی خود را ایجاد کند، فروشگاه اینترنتی راهاندازی کند، در بازارهای جهانی فعالیت داشته باشد، از هوش مصنوعی برای طراحی اولیه و تحلیل بازار استفاده کند، با گردشگران ارتباط مستقیم برقرار کند یا حتی یک کسبوکار فناورانه در کنار صنایع دستی شکل دهد.
به نظرم باید مفهوم جدید را جدی بگیریم و آن «هنرمند ـ کارآفرین» است؛ هنرمند آینده کسی است که علاوه بر مهارت فنی، اقتصاد بازار را بشناسد، سلیقه مشتری را تحلیل کند، داستان محصول خود را روایت کند و بتواند برای اثر خود بازار ایجاد کند.
اگر جوان احساس کند صنایع دستی میتواند برای او استقلال اقتصادی، هویت حرفهای و امکان حضور در بازار جهانی ایجاد میکند، نگاهش به این حوزه تغییر خواهد کرد.
ایمنا: یکی از مشکلات صنایع دستی، فاصله میان هنر سنتی و نیازهای بازار امروز است؛ آیا نوآوری و مدرن شدن میتواند به اصالت صنایع دستی آسیب بزند؟
نوروزی: نوآوری فقط به معنای از بین بردن اصالت نیست؛ اگر درست انجام شود، میتواند راهی برای زنده ماندن اصالت باشد.
هر هنر زندهای باید بتواند با زمانه خود گفتوگو کند، اگر هنر تنها بهدلیل حفظ شکل تاریخی خود از نیازهای امروز جامعه فاصله بگیرد، بهتدریج مخاطب خود را از دست میدهد. ما نباید میان «اصالت» و «نوآوری» یکی را انتخاب کنیم؛ مسئله اصلی پیداکردن نقطه تعادل میان این دو است.
برای مثال میتوان تکنیکهای اصیل قلمزنی، میناکاری، خاتم یا قلمکار را حفظ کرد، اما محصول نهایی را متناسب با سبک زندگی امروز طراحی کرد، ممکن است همان هنر در قالب یک محصول کاربردی برای خانه، محیط کار، هتل، رستوران یا حتی یک محصول دیجیتال و فرهنگی جدید ارائه شود.
در اینجا طراحان صنعتی، معماران، هنرمندان و متخصصان بازار میتوانند در کنار استادکاران قرار بگیرند. استادکار حافظ اصالت است و طراح میتواند به پیدا کردن زبان جدید محصول کمک کند.
به اعتقاد من، بزرگترین خطر برای صنایع دستی نه نوآوری، بلکه تکرار بدون خلاقیت است. هنری که نتواند با نسل جدید ارتباط برقرار کند، در معرض فراموشی قرار میگیرد.
ایمنا: دانشگاههای اصفهان چه نقشی در این تحول دارند؟ آیا میتوان میان دانشگاه، هنرمندان و بازار مثلث واقعی ایجاد کرد؟
نوروزی: این یکی از مهمترین حلقههای گمشده است. دانشگاه نباید فقط درباره صنایع دستی پژوهش کند، باید بخشی از مسائل واقعی این حوزه را حل کند.
برای مثال، یک گروه دانشگاهی میتواند روی طراحی بستهبندی مناسب برای صنایع دستی اصفهان کار کند، گروهی دیگر بازارهای هدف صادراتی را مطالعه کند، گروهی روی طراحی محصولات جدید، گروهی روی اقتصاد گردشگری و گروهی دیگر روی استفاده از فناوریهای نوین و هوش مصنوعی در طراحی و بازاریابی فعالیت کند.
از سوی دیگر، هنرمند دانش عملی و تجربهای دارد که در کتابها پیدا نمیشود، بنابراین ارتباط باید دوسویه باشد.
من حتی معتقدم میتوان در اصفهان پروژههای مشترکی میان دانشگاه، شهرداری، هنرمندان، اتاق بازرگانی، بخش خصوصی و شرکتهای دانشبنیان تعریف کرد؛ پروژههایی که خروجی آنها تنها مقاله نباشد، بلکه یک محصول، یک برند، یک بازار جدید یا یک راهکار اجرایی باشد.
اگر این ارتباط شکل بگیرد، پایاننامه دانشجو میتواند به یک محصول واقعی تبدیل شود، مسئله هنرمند وارد فضای پژوهشی دانشگاه شود و سرمایهگذار نیز با یک ایده پخته و قابل اجرا روبهرو شود.
ایمنا: صنایع دستی تا چه اندازه میتواند به گردشگری اصفهان کمک کند؟ آیا میتوان گردشگری و صنایع دستی را در قالب یک تجربه واحد تعریف کرد؟
نوروزی: این دو حوزه باید بسیار بیشتر از گذشته به یکدیگر متصل شوند. گردشگر امروز فقط به دنبال دیدن یک بنا نیست؛ او به دنبال تجربه است. میخواهد با فرهنگ مقصد ارتباط برقرار کند، داستان آن را بشنود، غذاهایش را تجربه کند، با هنرمندانش گفتوگو کند و حتی بخشی از آن فرهنگ را با خود به خانه ببرد.
اصفهان از این منظر یک مزیت فوقالعاده دارد. گردشگر میتواند صبح از یک بنای تاریخی بازدید کند، سپس به یک کارگاه صنایع دستی برود، مراحل تولید یک اثر را ببیند، در یک کارگاه آموزشی کوتاه شرکت کند و در نهایت محصولی را خریداری کند که داستان و هویت اصفهان را با خود به کشورش ببرد.
این همان چیزی است که در ادبیات گردشگری به آن گردشگری تجربهمحور و خلاق گفته میشود، بنابراین کارگاه صنایع دستی نباید تنها محل تولید باشد؛ میتواند به یک مقصد گردشگری تبدیل شود. بازار صنایع دستی هم نباید فقط محل فروش باشد؛ میتواند بخشی از تجربه فرهنگی شهر باشد.
اگر این نگاه شکل بگیرد، هر گردشگر میتواند از یک بازدیدکننده به یک سفیر فرهنگی برای اصفهان تبدیل شود.
ایمنا: اگر قرار باشد صنایع دستی اصفهان در بازارهای جهانی حضور پررنگتری پیدا کند، چه چیزی بیش از همه مورد نیاز است؟ آیا مشکل اصلی تولید است یا بازاریابی؟
نوروزی: به نظر من مشکل اصلی در بسیاری از موارد، تولید نیست، بلکه اتصال تولید به بازار است.
ممکن است هنرمندی محصول بسیار باکیفیتی تولید کند، اما بازار هدف خود را نشناسد، بستهبندی مناسبی نداشته باشد، زبان ارتباط با مشتری خارجی را نداند یا نتواند محصول خود را در فضای دیجیتال معرفی کند، در این شرایط، کیفیت هنری بهتنهایی برای موفقیت اقتصادی کافی نیست.
برای حضور جهانی باید چند حلقه را همزمان تقویت کنیم؛ شناخت بازار هدف، طراحی متناسب با سلیقه بازار، استانداردسازی کیفیت، بستهبندی حرفهای، داستانپردازی درباره محصول، برندسازی، تجارت الکترونیک، شیوههای پرداخت و لجستیک.
از طرف دیگر، باید از فروش تکمحصولی عبور کنیم و به سمت ساخت برند اصفهان برویم؛ وقتی یک محصول با نام اصفهان وارد بازار جهانی میشود، فقط یک کالا فروخته نمیشود؛ بخشی از هویت فرهنگی شهر عرضه میشود. بنابراین کیفیت، اصالت و داستان محصول اهمیت بسیار زیادی دارد.
ایمنا: امروز هوش مصنوعی و فناوریهای دیجیتال بسیاری از حوزههای خلاق را تحت تأثیر قرار دادهاند. آیا این فناوریها برای صنایع دستی اصفهان تهدید است یا فرصت؟
نوروزی: هوش مصنوعی و فناوری را اگر درست استفاده کنیم، فرصت بسیار بزرگی است، البته فناوری نباید جای دست هنرمند را بگیرد؛ ارزش صنایع دستی در همین وجه انسانی و اصیل آن است، اما فناوری میتواند بخشهای دیگری از زنجیره ارزش را متحول کند.
برای مثال، هوش مصنوعی میتواند در شناخت سلیقه بازار، تحلیل روندهای طراحی، ایدهپردازی اولیه، تولید محتوای چندزبانه، معرفی محصولات به مخاطبان خارجی و حتی پیشبینی تقاضا کمک کند.
فضای مجازی نیز محدودیت جغرافیایی بازار را از بین برده است؛ هنرمند اصفهانی دیگر تنها نباید منتظر باشد گردشگر وارد بازار شود، بلکه میتواند از طریق بستر دیجیتال، محصول خود را به مخاطبی در نقطه دیگری از ایران یا جهان معرفی کند.
باید مراقب باشیم فناوری به کپیسازی و از بین رفتن هویت منجر نشود. استفاده هوشمندانه از فناوری باید در خدمت اصالت و خلاقیت قرار گیرد، نه جایگزین آن.

ایمنا: مدیریت شهری چه نقشی میتواند در تبدیل صنایع دستی به یک موتور توسعه شهری داشته باشد؟
نوروزی: مدیریت شهری میتواند نقش مهمی در ایجاد زیرساخت و پیوند دادن بازیگران این اکوسیستم داشته باشد. قرار نیست مدیریت شهری جای هنرمند یا بخش خصوصی را بگیرد، بلکه میتواند زمینهای فراهم کند که ظرفیتهای موجود بهتر به یکدیگر متصل شوند.
برای مثال، استفاده از ظرفیت فضاهای شهری برای معرفی صنایع دستی، برگزاری رویدادهای تخصصی، ایجاد بازارهای خلاق، پیوند دادن صنایع دستی با گردشگری شهری، حمایت از رویدادهای بینالمللی و فراهم کردن فرصت عرضه محصولات در برنامههای شهری میتواند به دیدهشدن این حوزه کمک کند.
شهر میتواند خود به یک بستر نمایش صنایع خلاق تبدیل شود. المانهای شهری، مبلمان، فضاهای فرهنگی، رویدادها و حتی طراحی برخی فضاهای عمومی میتوانند با الهام از هنرهای بومی و صنایع دستی اصفهان طراحی شوند.
در این صورت، صنایع دستی از داخل کارگاه بیرون میآید و وارد زندگی روزمره شهروندان و تجربه گردشگران میشود.
ایمنا: اگر بخواهید برای آینده صنایع دستی اصفهان تصویر مشخصی ترسیم کنید، اصفهان در صورت استفاده درست از این ظرفیت میتواند به چه جایگاهی برسد؟
نوروزی: معتقدم اصفهان میتواند یکی از نمونههای موفق شهرهای خلاق در منطقه باشد؛ شهری که در آن میراث تاریخی فقط در موزهها و بناهای تاریخی حفظ نمیشود، بلکه در اقتصاد، اشتغال، طراحی، گردشگری و سبک زندگی مردم جریان دارد.
برای رسیدن به این نقطه، باید چند اتفاق همزمان رخ دهد: نسل جدید وارد صنایع دستی شود، دانشگاه و صنعت و هنر به یکدیگر متصل شوند، فناوری در خدمت هنر قرار گیرد، بازارهای جهانی شناخته شوند، برند اصفهان تقویت شود و گردشگری خلاق توسعه پیدا کند؛ مهمتر از همه، باید از نگاه حمایتی صرف عبور کنیم و به نگاه توانمندسازی و ارزشآفرینی برسیم.
اصفهان سرمایهای را در اختیار دارد که بسیاری از شهرهای جهان برای ایجاد آن باید دههها هزینه کنند و آن هویت، هنر، استادکار، تاریخ، معماری، گردشگر و نامی شناختهشده در جهان است، بنابراین مسئله ما خلق یک مزیت از صفر نیست؛ مسئله، فعال کردن مزیتی است که همین امروز وجود دارد.
آینده صنایع دستی اصفهان در گذشته آن خلاصه نمیشود. آینده زمانی ساخته میشود که سنت و فناوری، هنر و اقتصاد، دانشگاه و بازار و اصالت و نوآوری در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
اگر بتوانیم این اتصال را ایجاد کنیم، صنایع دستی دیگر فقط بخشی از میراث فرهنگی اصفهان نخواهد بود، بلکه میتواند یکی از پیشرانهای اقتصاد خلاق، اشتغال جوانان، گردشگری و برند جهانی شهر باشد.
نظر شما