۱۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۸:۰۰
رستاخیز کلمات در جاده نجف- کربلا

همزمان با فرارسیدن ایام پیاده‌روی اربعین حسینی، بازار مطالعه سفرنامه‌ها و روایت‌های میدانی از این مسیر پرالتهاب و عاشقانه داغ می‌شود، چرا که این کلمات و سفرنامه‌ها هستند که بار سنگین روایت جزئیات این ابر رویداد بزرگ اجتماعی و فرهنگی جهان اسلام را به دوش می‌کشد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، «همه‌چیز از اولین قدم‌ها در خروجی نجف آغاز می‌شود. کوله را که روی دوشت جابه‌جا می‌کنی، تازه می‌فهمی این یک سفر معمولی نیست. اینجا کسی برای رسیدن عجله ندارد؛ خود مسیر، مقصد است. وقتی پیرمرد عراقی با دست‌های پینه‌بسته و دشداشه‌ی خاکی‌اش سینی چای را جلو می‌آورد و با التماس می‌گوید :«اشرب چای یا زائر»، حس می‌کنی تمام معادلات منطقی جهان فرو ریخته است. اینجا، روی این جاده که به سمت عمودهای پایانی می‌رود، قانون جاذبه فرق می‌کند...»؛ این‌ها تنها بخشی کوتاه از یک سفرنامه اربعینی است که شما را با خود به قلب مشایه و خوردن یک استکان چای تلخ عراقی می‌برد.

پوشش رسانه‌ای پیاده‌روی اربعین تنها به پخش تصاویر هوایی از سیل جمعیت و مصاحبه‌های کوتاه در موکب‌ها محدود نمی‌شود، واقعیت این است که عمق استراتژیک و حس درهم‌تنیده‌ این رویداد در قالب خبرهای تنظیم‌شده‌ی چندثانیه‌ای جا نمی‌گیرد. اینجاست که ادبیات به کمک رسانه می‌آید. در یک دهه‌ اخیر، ما شاهد تولد و بلوغ ژانر جدیدی در ادبیات مستندنگاری ایران هستیم؛ «سفرنامه‌های اربعین».

این کتاب‌ها دیگر تنها یک گزارش کار خشک یا خاطره‌نویسی روزمره نیستند. نویسندگان این آثار با نگاهی پدیدارشناسانه، جامعه‌شناختی و گاه به شدت رمانتیک به دل جاده زده‌اند. آن‌ها از تاول‌های پا، از سرمای شب‌های بیابان، از طعم گس و شیرین چای عراقی و از گفت‌وگوهای بریده‌بریده با زائرانی از ملیت‌های مختلف نوشته‌اند.

رستاخیز کلمات در جاده نجف- کربلا

وقتی کلمات در مسیر کربلا تاول می‌زنند

زمانی که به سراغ کتاب‌هایی نظیر «عمود ۱۴۰۰» ، اثر علی‌اکبر والایی یا روایت‌های میدانی نویسندگانی همچون حامد عسکری و دیگر مستندنگاران می‌رویم، با یک «سوژه متکثر» روبه‌رو می‌شویم. در این سفرنامه‌ها، نویسنده نقش یک گزارشگر صرف را بازی نمی‌کند؛ او خودش بخشی از ماجراست.

نقطه تمایز این سفرنامه‌های شیرین در پرداختن به جزئیات است. در رسانه‌های رسمی، معمولاً کلان‌روایت‌ها (تعداد زائران، مسائل امنیتی، ترافیک مرزها) بولد می‌شوند، اما در سفرنامه، این خرده‌روایت‌ها هستند که پادشاهی می‌کنند.

نویسنده از کودک خردسال عراقی می‌نویسد که با یک جعبه دستمال کاغذی کوچک، التماس می‌کند که زائران دست و روی خاک‌گرفته‌شان را با آن پاک کنند. این همان زاویه دید نرم و انسانی است که مخاطب تشنه‌ امروز به شدت به آن نیاز دارد.

این سفرنامه‌ها بُردی فراتر از مرزهای جغرافیایی دارند. آن‌ها در حال ثبت یک دیپلماسی عمومی و فرهنگی بی‌نظیر هستند؛ جایی که میزبان (عراقی‌ها) و مهمان (ایرانی‌ها و دیگر ملیت‌ها)، فارغ از تمام مرزبندی‌های سیاسی و تاریخی بر سر یک سفره می‌نشینند. خواندن این کتاب‌ها نشان می‌دهد که چگونه محبت به سیدالشهدا (ع)، پیچیده‌ترین گره‌های فرهنگی را در ساده‌ترین شکل ممکن، یعنی در قالب تعارف کردن یک ظرف خرمای آغشته به ارده، باز می‌کند.

رستاخیز کلمات در جاده نجف- کربلا

درمان جاماندگی با کپسول کلمات

برای رسانه، مخاطب‌شناسی حرف اول را می‌زند. بخش عمده‌ای از مخاطبان این سفرنامه‌ها، «جاماندگان» هستند؛ کسانی که به هر دلیلی نتوانسته‌اند پاسپورت‌هایشان را مهر کنند و راهی مرز مهران یا چذابه شوند. کتاب‌های حوزه اربعین در واقع نقش یک شبیه‌ساز روحی را برای این دسته از مخاطبان ایفا می‌کنند. توصیف دقیق موکب‌ها، صدای همهمه‌ زائران، بوی دود اسپند و فلافل‌های عربی و تقابل خستگی جسم و نشاط روح، چنان در این متون استادانه پرداخته شده که مخاطب با خواندن هر صفحه، یک عمود به جلو می‌رود.

به گزارش ایمنا، ثبت تاریخ برای آیندگان پیاده‌روی اربعین در ابعاد فعلی خود، پدیده‌ای است که آیندگان درباره آن قضاوت خواهند کرد. اگر امروز رسانه‌ها و نویسندگان ما شیرینی‌های مسیر و اتفاقات ناب انسانی را در قالب سفرنامه مکتوب نکنند، فردا دستمان برای ارائه سند به تاریخ خالی خواهد بود. سفرنامه‌های اربعین، فراتر از یک سرگرمی در واقع ریشه احساسی و تاریخی نسل ما برای آیندگان هستند و این کتاب‌ها را بایدخواند، نه فقط با چشم که با قلب.

کد مطلب 993232

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.