به گزارش خبرگزاری ایمنا از مازندران، قسمت اگر برای حضوری دوباره در همایش عظیم پیادهروی اربعین حسینی رقم خورده باشد، باز هم در نهایت، همهچیز به انتخاب امامی برمیگردد که در صحنه حماسه بینالمللی، سیل عاشقان بیشماری را از دورترین نقاط زمین به این نقطه معنوی میکشاند.
شوق همان شوق نخستین طلبیدن است و ذوق، همان ذوق قدم گذاشتن در مسیری که هرچه در آن میبینی، حس میکنی و میچشی. با وجود چندین بار تجربه کردن، باز هم تازگی دارد. حتی آن تاول زدن پا، خستگی مفرط، دمای بالای ۴۵ درجه و آفتابسوختگیهای مکرر نیز دوستداشتنی است؛ آنچنان که اگر صفی برای این سختیها تعیین شود، برای قرار گرفتن در ابتدای آن تلاش میکنی.
دیگر دلهرهای برای بستن کولهپشتی این سفر سراسر شور نداری؛ اینکه چه نیاز داری یا برای زمان بیماری چه دارویی همراه ببری، دیگر دغدغهات نیست. در این راه، اگر چیزی همراهت نباشد، حتماً کسی هست تا آن کولهپشتی جامانده از نیازت را تأمین کند. این سفری معنوی با دعوت بانی اصلی سفر است؛ او که سعادت را نصیبت کرده، خود تمام راحتیهای لازم را فراهم میکند و بهقول معروف، «رزق اولیه» را جور میکند. این همان رزقی است که پس از حضور بیش از چهار ماه در یک اجتماع بزرگ شبانه برای حفظ پرچمی که قرار است به صاحب اصلیاش برسد، نصیبت میشود و چه شکوهی بالاتر از این که در آغاز سفر، سهمی از این «رزق طریقالنفس» را بگیری؟ جالبتر آنکه در آن تجمع شبانه، روزی خیلیها داده شد و آنان که نامشان به امضای امام حسین (ع) رسیده بود ؛ آن هم در شب شهادت رقیه سه ساله کربلا هدیهای دریافت کردند تا همسفر این مسیر شوند.

طریقالمشایه؛ تجلی وحدت و همدلی
مسیر همان مسیر است و راه همان راه اما با وجود موکبهای پرشمار و خادمان حسینی خوشرو که با سفرههایی لبریز از برکت منتظرند، همهچیز برایت تازگی بار اول را دارد. اربعین، بهترین نماد برای همدلی، وحدت و همبستگی است. در میان جمعیت، چشممان به پدری میافتد که همراه دختر، داماد و نوه ۱۳ سالهاش همسفر این طریق شده است. شوخیهای دختر با پدر که میگفت: «اربعین دیگر همراهیات نمیکنیم، چرا که بیصبریات قابل تحمل نیست»، لبخند را بر لبان زوار مینشاند. پدر اما با خندهای سرزنده جواب میدهد: «باید تحملم کنید و به حرفهایم گوش دهید تا باعث نقنقهایم نشوید!»
وقتی میپرسم بار چندم است که عازم شدهاید؟ دختر میگوید: «چند باری میشود و هر بار مشتاقتر از قبل هستیم. این شوخیها هم فقط برای رفع خستگی است، وگرنه پدر بزرگترین نعمت زندگی و سفر ماست.» پدر ادامه میدهد: «این راه برای همه ما فقط یک هدف دارد؛ وحدت و اتحاد. اینجا تمام قشرها، فرهنگها، جغرافیاها و تفکرات به یک نقطه مشترک میرسند.»
واقعاً چه اتحادی! خادمان زوار از خرد و کلان، پیر و جوان، با جان و دل عزمشان را جزم کردهاند تا بهترین خدمت را ارائه دهند. موکبی را میبینیم که وقتی در مسیر همدان به کرمانشاه فرصت پیدا نکرد، در «طریقالمشایه» برپا شود، در گوشهای از بزرگراه عَلَم شد تا از زائران دشت کربلا پذیرایی کند.

اربعین و خیابان؛ دو روی یک سکه
زائران اربعین امسال، متفاوتتر از سالهای قبل قدم برداشتند؛ چرا که علاوه بر تکلیف حضور در این همایش بینالمللی، «خالی نماندن خیابان» را نیز وظیفهای مهم میدانستند. حفظ این راه، از نگاه آنان اهمیت مضاعفی داشت. جوانی که همراه همسر و دو کودکش در مرز مهران عازم بود، میگفت: «ما تجمعات خیابان را به پیادهروی اربعین وصل کردیم؛ هر دو برایمان مهم است. به همین خاطر برخلاف سالهای گذشته، مدت ماندن در عراق را کوتاه کردیم تا به تجمعات وطنی، با توجه به تأکید رهبر جوانمان، سید مجتبی حسینی خامنهای نیز برسیم.» او تأکید میکرد که «خیابان» و «اربعین» هر دو از یک مسیر عبور میکنند و یک هدف را دنبال مینمایند.
این مسیر با ورود به مرز و دیدن حجم عظیم خودروها در «مهران» که بزرگترین پارکینگ جهانی را در این روزهای حماسی به خود اختصاص داده است، جلوهای دیگر پیدا میکند؛ موجی از جمعیت که به سمت کشور دوست، عراق، در حرکت هستند. مقاصد متفاوت است؛ خانوادهای به سمت ماشینهای نجف میرود، رفقایی سوار بر خودروهای کربلا میشوند، عدهای مستقیم به «خانه پدری» (نجف) و جمعی نیز راهی کاظمین و سامرا میشوند. همه میخواهند پس از اذن دخول و عرض ادب به محضر امیرالمؤمنین (ع)، پیادهروی خود را آغاز کنند تا حماسهای پرشورتر از همیشه خلق شود.

کربلا؛ ضیافت ایثار و میزبانی مادران شهید
کربلا، پیش از شروع رسمی همایش، میزبان زائرانی است که آقا اباعبدالله (ع) پای آمدنشان را امضا کرده است. ما رهسپار سرزمینی میشویم که هرچند کانون حوادث ناگوار تاریخی بوده، اما بزرگترین ثبت تاریخ جهان را در یک روز رقم زده است. برای دلدادگانی که شاید سالی دو تا سه بار قسمتشان شود به زیارت بیایند، «اربعین» آمدنی خاص است؛ گویی به یک مهمانی ویژه از سوی میزبان اصلی دعوت شدهاند. میزبانی که درس ایثار، استقامت، صبر و جوانمردی را به جهانیان آموخت تا امروز الگویی برای میزبانان این نینوای معروف باشند.
«ام مهند»، مادر شهید «مهند صالح الفریچی»، یکی از این هزاران میزبان است. او از خواهرزادهاش «یوسف ابوایوب» میخواهد زائرانی را از نزدیکی حرم به خانهاش بیاورد تا خادمیشان را بهجا آورد. این مادر شهید که فرزند ۱۴ سالهاش را در سال ۲۰۰۹ در انفجار تروریستی داعشیها از دست داده، هر ساله با بستگانش از بصره به کربلا میآید تا سفرهدار زوار باشد. او تمام خانهاش را در اختیار زائران میگذارد و خود در اتاقی کوچک با وجود ناتوانی پاها، شخصاً به امور مهمانان رسیدگی میکند تا مبادا چیزی کم باشد.

استقامتی که از ارباب آموختیم
در میان آن استقبال گرم و حضور هموطنانی از اقوام مختلف، حس بالندگی عجیبی وجود داشت؛ افتخار به داشتن کشوری با موزاییکی از قومیتها؛ لر، عرب، قشقایی، ترک، کرد، گیلکی، تبری، بهبهانی، کرمانجی و بختیاری که همگی در زیر پرچم ایران، واحد و یکپارچه هستند
«فاطمه خانم رزاقیزاده»، عروس خوزستان و فرزند سرزمین مقاومت، این سفر را بهترین سفر عمرش میداند و میگوید: «هرچند تا کربلا فاصله زیادی نداریم، اما تا آقا نطلبد، کسی نمیتواند بیاید.» .
زمانی که از او درباره حمله متجاوزانه به ترمینال شلمچه و شهادت دو هموطن میپرسم، با صلابت میگوید: «هیچچیز مانع ما نمیشود. همانطور که رزمندگان خرمشهر تا آخرین لحظه مقاومت کردند، ما نیز این راه را ادامه میدهیم. مگر نشنیدید که بعد از پرتابههای دشمن، مردم بهجای برگشتن، بیشتر به سمت مرز هجوم آوردند؟»
این همان درس استقامتی است که از سیدالشهدا (ع) آموختهاند. مردان و زنان ایرانی در شرایط جنگی نیز خود را به کربلا میرسانند تا به دشمنان اسلام بفهمانند اگر رزمندگان در خط مقدم مقاومت ایستادهاند، آنها نیز در «خیابان» و «اربعین»، با شور و شوقی وصفناپذیر نگهبان این راه هستند. این حماسه بزرگ، ما را با پرچمهای «یالثارات الحسین (ع)»، «لبیک یا مهدی (عج)» و «یالثارات خامنهای» به سوی طریقالمشایه سوق میدهد؛ به امید آنکه بهزودی زود، همگام و همقدم با صاحب عصر، آقا امام زمان (عج)، در این مسیر گام برداریم.
گزارش از کبریا مقدس، خبرنگار ایمنا در مازندران
نظر شما