به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، جدیدترین خبرهای جهان را در این بسته خبری بخوانید.
راز محبوبیت رنگ قرمز در چین چیست؟
رنگ قرمز تنها یکی از رنگهای پرکاربرد در فرهنگ چین به نظر میرسد، اما در واقع این رنگ یکی از مهمترین نمادهای هویتی، فرهنگی و تاریخی این کشور است. در چین، قرمز تنها یک انتخاب زیباییشناسانه نیست، بلکه مفهومی عمیق از خوششانسی، کامیابی، شادی، امید، امنیت و تداوم زندگی را در خود جای داده است. از جشنهای سنتی و آیینهای مذهبی گرفته تا معماری، پوشاک، کسبوکار و حتی فناوریهای نوین، ردپای رنگ قرمز را میتوان در سراسر جامعه چین مشاهده کرد. این جایگاه ویژه حاصل هزاران سال تاریخ، اسطوره، فلسفه و باورهای اجتماعی است که موجب شده است قرمز به بخشی جداییناپذیر از فرهنگ چینی تبدیل شود.
ریشههای اهمیت این رنگ به هزاران سال پیش بازمیگردد. یافتههای باستانشناسی نشان میدهد که جوامع اولیه چین از رنگدانههای قرمز بهویژه ماده معدنی شنگرف، برای تزئین سفالها، اشیای آیینی و آرامگاهها استفاده میکردند. در آن دوران، قرمز نماد خورشید، آتش، گرما و حیات بود؛ عناصری که برای جوامع کشاورزی اهمیت حیاتی داشتند. با شکلگیری نخستین حکومتها، این رنگ به تدریج وارد آیینهای حکومتی، مراسم مذهبی و معماری رسمی شد و جایگاه خود را بهعنوان رنگی مقدس و باشکوه تثبیت کرد. هرچند در بعضی دورههای تاریخی، رنگ زرد بهعنوان رنگ اختصاصی امپراتور شناخته میشد، اما قرمز همچنان رنگ اصلی جشنها، مراسم عمومی و آیینهای مردمی باقی ماند.

یکی از مشهورترین روایتهایی که علت محبوبیت قرمز را توضیح میدهد، افسانه هیولایی به نام «نیان» است. بر اساس این افسانه، در پایان هر سال موجودی ترسناک به روستاها حمله میکرد، محصولات کشاورزی را از بین میبرد و مردم را به وحشت میانداخت. پس از سالها، مردم دریافتند که این هیولا از سه چیز هراس دارد؛ نور شدید، صداهای بلند و رنگ قرمز. از آن زمان، مردم برای دور کردن نیان، خانههای خود را با پارچهها و کاغذهای قرمز تزئین کردند، لباس قرمز پوشیدند، فانوسهای قرمز آویختند و با آتشبازی و ترقه، آغاز سال جدید را جشن گرفتند. اگرچه این روایت جنبه اسطورهای دارد، اما نقش مهمی در شکلگیری سنتهایی ایفا کرده که هنوز هم در جشن سال نوی چینی مشاهده میشود. به همین دلیل، قرمز در فرهنگ چین بیش از هر چیز با خوششانسی و سعادت پیوند خورده است. بسیاری از مردم در مناسبتهای مهم زندگی، از جمله آغاز یک کسبوکار، امتحانات، مصاحبههای شغلی یا رویدادهای مهم خانوادگی، لباس قرمز میپوشند یا از نمادهای قرمز استفاده میکنند، زیرا معتقدند این رنگ میتواند بخت و اقبال را افزایش دهد.

فلسفه سنتی چین نیز جایگاه ویژهای برای این رنگ قائل است. در نظریه «پنج عنصر» یا وو شینگ، قرمز نماد عنصر آتش، فصل تابستان، جهت جنوب و نیروی حیات است. آتش در این فلسفه، نماد تحول، رشد، گرما و زندگی محسوب میشود و به همین دلیل قرمز نیز به عنوان رنگی سرشار از انرژی و پویایی شناخته میشود. همچنین در اندیشه یین و یانگ، قرمز به نیروی «یانگ» تعلق دارد که نمایانگر روشنایی، فعالیت، قدرت و انرژی مثبت است. از این رو، این رنگ نهتنها در باورهای مردمی، بلکه در بنیانهای فلسفی تمدن چین نیز جایگاهی ویژه دارد.
این اهمیت در هیچ زمانی به اندازه جشن سال نوی چینی آشکار نیست. با نزدیک شدن به آغاز سال نو، شهرها، روستاها، مراکز تجاری و خانهها سراسر با رنگ قرمز آذین میشوند. فانوسهای قرمز، کتیبههای خوشامدگویی، گرههای تزئینی، کاغذبریهای سنتی و انواع نمادهای قرمز در همه جا دیده میشود. این تزئینات تنها جنبه زیبایی ندارند، بلکه هر یک حامل آرزوهایی برای سلامتی، ثروت، آرامش، خوشبختی و اتحاد خانواده در سال پیشرو هستند. همین حضور گسترده، فضای جشن سال نو را به یکی از رنگارنگترین و نمادینترین آیینهای جهان تبدیل کرده است.

یکی از شناختهشدهترین سنتهای چینی، هدیه دادن پاکتهای قرمز یا «هونگبائو» است. در این رسم، پول در پاکتهایی به رنگ قرمز قرار میگیرد و به کودکان، افراد مجرد، تازهعروس و دامادها یا اعضای خانواده هدیه داده میشود. این هدیه تنها ارزش مالی ندارد، بلکه نمادی از آرزوی سعادت، برکت و محافظت در برابر بدشانسی است. جالب آنکه این سنت در عصر فناوری نیز حفظ شده است و امروزه میلیونها نفر در چین پاکتهای قرمز دیجیتالی را از طریق اپلیکیشنهای پرداخت موبایلی برای یکدیگر ارسال میکنند؛ نمونهای از تلفیق سنتهای چند هزار ساله با فناوریهای مدرن.
رنگ قرمز در مراسم ازدواج نیز جایگاهی ویژه دارد. در فرهنگ سنتی چین، قرمز نماد شادی، عشق، باروری، کامیابی و خوشبختی زندگی مشترک است. به همین دلیل، عروسها در گذشته لباسهای قرمز فاخر با گلدوزیهای طلایی میپوشیدند و فضای مراسم نیز با فانوسها، پارچهها و نماد مشهور «دو شادی» به رنگ قرمز تزئین میشد. هرچند امروزه بسیاری از زوجها از لباس سفید به سبک غربی نیز استفاده میکنند، اما عناصر قرمز همچنان بخش جداییناپذیر بسیاری از مراسم ازدواج در چین باقی مانده است.
معماری سنتی چین نیز بازتاب دیگری از جایگاه این رنگ است. ستونها، درها، دیوارها و تیرهای چوبی بسیاری از معابد، کاخها و بناهای تاریخی با رنگ قرمز پوشیده شدهاند. این انتخاب تنها جنبه تزئینی ندارد، بلکه بیانگر شکوه، اقتدار، امنیت و خوشبختی است. شهر ممنوعه پکن که یکی از مشهورترین مجموعههای تاریخی جهان بهشمار میرود، نمونهای بارز از این کاربرد نمادین است؛ جایی که دیوارهای عظیم قرمز، علاوه بر زیبایی، مفاهیم فرهنگی عمیقی را نیز منتقل میکنند.

کاربرد رنگ قرمز تنها به جشن سال نو محدود نمیشود. در بسیاری از جشنوارههای سنتی، از جمله جشن فانوسها، جشن نیمه پاییز، جشنهای ملی و آیینهای مذهبی، این رنگ حضوری پررنگ دارد. فانوسها، لباسهای سنتی، صحنهآرایی مراسم و تزئینات شهری همگی با رنگ قرمز طراحی میشوند تا فضای جشن، سرزندگی و امید را به نمایش بگذارند.
نفوذ این رنگ در زندگی معاصر چین حتی به عرصه اقتصاد و تجارت نیز گسترش یافته است. بسیاری از شرکتها و برندهای چینی از رنگ قرمز در لوگو، تبلیغات و طراحی فروشگاههای خود استفاده میکنند، زیرا این رنگ در ذهن مصرفکنندگان با موفقیت، اعتماد، رونق اقتصادی و خوششانسی پیوند خورده است. افتتاح فروشگاهها، آغاز پروژههای اقتصادی و مراسم رسمی شرکتها نیز اغلب با روبانها و نمادهای قرمز همراه است تا آیندهای موفق و پررونق را نوید دهد.
در مقابل، برخی رنگها در فرهنگ سنتی چین معانی متفاوتی دارند. برای مثال، رنگ سفید در گذشته بیشتر با سوگواری و مراسم تدفین ارتباط داشت، هرچند امروزه کاربرد آن بسیار گستردهتر شده است. رنگ طلایی نیز نماد ثروت، قدرت و شکوه محسوب میشود و به همین دلیل، ترکیب قرمز و طلایی یکی از رایجترین و محبوبترین ترکیبهای رنگی در جشنها و مراسم رسمی چین است؛ ترکیبی که نماد رفاه، کامیابی و خوشبختی بهشمار میرود.

علاوه بر این، رنگ قرمز در چین امروز بعدی ملی و سیاسی نیز پیدا کرده است. زمینه قرمز پرچم این کشور نمادی از تاریخ معاصر و هویت ملی جمهوری خلق چین است و به همین دلیل، این رنگ علاوه بر مفاهیم سنتی، یادآور وحدت ملی و تاریخ سیاسی کشور نیز هست.
چگونه شهرها در سال ۲۰۲۶ دگرگون میشوند؟
برنامهریزان شهری، مهندسان و سیاستگذاران در سال ۲۰۲۶، بیش از هر زمان دیگری به اطلاعات لحظهای، هوش مصنوعی، دوقلوهای دیجیتال، تصاویر ماهوارهای و تحلیلهای پیشبینانه تکیه میکنند تا دریابند شهرها چگونه کار میکنند و چگونه میتوانند خود را با چالشهای آینده سازگار کنند. در واقع رویکردهای سنتی تصمیمگیری بر پایه گزارشهای قبلی و پیمایشهای دورهای، بهتدریج جای خود را به پایش پیوسته و برنامهریزی بر پایه شواهد داده است. پژوهشگران این دگرگونی را پیدایش آیندههای شهری دادهمحور مینامند؛ الگویی که در آن شهرها با بهرهگیری هوشمندانه از دادهها، پاسخگوتر، تابآورتر و آیندهنگرتر میشوند.
رشد دوقلوهای دیجیتال شهری
در کانون این دگرگونی، دوقلوی دیجیتال شهری قرار دارد. دوقلوی دیجیتال، بازنمایی مجازی یک شهر است که بهطور پیوسته، دادههای بهدستآمده از حسگرها، سامانههای حملونقل، خدمات عمومی، شبکههای هواشناسی، ساختمانها و زیرساختهای همگانی را با یکدیگر، یکپارچه میکند. دوقلوهای دیجیتال برخلاف الگوهای سنتی برنامهریزی، به شهرها امکان میدهند پیش از اجرای سیاستها در دنیای واقعی، سناریوهای آینده را شبیهسازی کنند. پژوهشگران دوقلوهای دیجیتال را یکی از مهمترین نوآوریها در مدیریت شهری میدانند، زیرا داده، شبیهسازی و تصمیمگیری را در بستری واحد، بههم پیوند میدهد.
نتایج پژوهشهای جدید نشان میدهد که دوقلوهای دیجیتال برای مدلسازی الگوهای ترافیکی، ارزیابی خطرهای اقلیمی، بهینهسازی سامانههای انرژی و بهبود مدیریت زیرساختها بهکار گرفته میشود، بنابراین بهجای آنکه مدیران شهری منتظر بروز مشکلات بمانند، میتوانند راهحلهای گوناگون را بهصورت مجازی آزمایش کنند و مؤثرترین اقدامها را شناسایی کنند. این دگرگونی، برنامهریزی شهری را از فرایندی واکنشی به فرایندی پیشبینانه تبدیل میکند.
هوش مصنوعی به شریک شهرها تبدیل میشود
افزایش دسترسی به دادههای شهری، بهکارگیری هوش مصنوعی را در مدیریت شهرها، شتاب بخشیده است. در سال ۲۰۲۶، سامانههای هوش مصنوعی بیش از پیش برای تحلیل مجموعههای پیچیده دادهها، شناسایی روندهای نوظهور و پشتیبانی از تصمیمهای سیاستی، بهکار گرفته میشوند. پژوهشگران تأکید میکنند که هوش مصنوعی دیگر تنها وظیفه خودکارسازی کارهای تکراری را بر عهده ندارد، بلکه به شهرها کمک میکند رابطه میان حملونقل، انرژی، مسکن، خطرهای اقلیمی و خدمات عمومی را بهتر درک کنند.
یکی از مهمترین پیشرفتها، یکپارچه شدن هوش مصنوعی با دوقلوهای دیجیتال است. پژوهشهای نوظهور از «دوقلوهای دیجیتال شهری عاملمحور» سخن میگویند؛ سامانههایی که میتوانند بهطور پیوسته از دادههای ورودی بیاموزند، سناریوهای گوناگون را ارزیابی کنند و اقدامهای مناسب را به تصمیمگیرندگان پیشنهاد دهند. هرچند در عصر جدید، نظارت انسانی همچنان ضروری است، این سامانهها توانایی چشمگیری در افزایش کارایی و تابآوری شهرها دارند.
برنامهریزی پیشبینانه به جای برنامهریزی واکنشی
یکی از ویژگیهای اصلی آینده شهری دادهمحور، توانایی پیشبینی چالشها پیش از تبدیل شدن آنها به بحران است. پیشرفت در تحلیلهای پیشبینانه به شهرها امکان میدهد ازدحام ترافیک، خرابی زیرساختها، خطر سیلاب، تقاضای انرژی و الگوهای رشد جمعیت را پیشبینی کنند. در نتیجه دولتها بهجای واکنش نشان دادن پس از بروز مشکلات، میتوانند آسیبپذیریها را از پیش شناسایی و اقدامهای پیشگیرانه را اجرا کنند.
این ویژگی بهویژه در زمینه تغییرات اقلیمی، اهمیت فراوانی دارد. دوقلوهای دیجیتال پاسخگو به مخاطره، دادههای هواشناسی، یادگیری ماشینی و تحلیل خطر را با یکدیگر ترکیب میکنند تا به شهرها در آمادگی برای موجهای گرما، سیلابها و رویدادهای شدید جوی کمک کنند. پژوهشگران معتقدند با افزایش فراوانی و شدت اختلالهای ناشی از تغییرات اقلیمی، سامانههای پیشبینانه، نقشی روزافزون در آینده شهرهای جهان خواهد داشت.

شناخت رفتار انسانها؛ فراتر از زیرساختها
بهطور کلی نخستین پروژههای دوقلوهای دیجیتال بر ساختمانها جادهها و زیرساختها تمرکز داشت، اما پژوهشهای جدید بر اهمیت گنجاندن اطلاعات مربوط به شیوه رفتوآمد، تعامل و استفاده مردم از فضاهای شهری تأکید دارند. پژوهشگران بر این باور هستند که الگوهای آینده شهری باید نهتنها سامانههای فیزیکی، بلکه پویاییهای اجتماعی را نیز در نظر بگیرند. دگرگونی جدید نشاندهنده این واقعیت است که شهرهای موفق تنها مجموعهای از سامانههای فنی نیستند، بلکه محیطهایی اجتماعی و پیچیدهاند که رفتار انسان در شکلگیری نتایج آنها نقشی اساسی دارد. انتظار میرود بسترهای شهری آینده، دادههای فیزیکی، زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی را کنار هم قرار دهند تا تصویری کاملتر از زندگی شهری ارائه کنند.
آیینهای مذهبی؛ نبض پویایی در شهرها
آیینهای مذهبی همواره بهعنوان یکی از مؤلفههای بنیادین در شکلدهی به حیات شهری در کشورهای اسلامی عمل کردهاند. این آیینها که ریشه در اعتقادات عمیق دینی و فرهنگی دارند، نهتنها بعد معنوی زندگی شهروندان را غنا میبخشند، بلکه بهعنوان نیروهایی محرک در پویایی اجتماعی و کالبدی شهرها نیز نقشآفرینی میکنند. از نمازهای جماعت روزانه در مساجد تا جشنهای بزرگ مذهبی، از مراسم عزاداری تا آیینهای شادی، همه فضاهای شهری را به صحنههایی زنده و پویا تبدیل میکنند که در آنها میلیونها نفر گرد هم میآیند، تعامل میکنند و زندگی جمعی را تجربه میکنند.
آیینهای مذهبی تأثیرات چندبعدی و عمیقی بر پویایی شهرها دارند که در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و کالبدی قابل بررسی است. برگزاری مناسک مذهبی بزرگ سالانه فضاهایی برای تعاملات اجتماعی فراتر از مرزهای طبقهای، قومی و زبانی فراهم میکنند. در این مراسم افراد از گروههای مختلف جامعه در کنار یکدیگر گرد میآیند، احساس تعلق جمعی را تجربه میکنند و سرمایه اجتماعی شهر تقویت میشود. این تعاملات به ایجاد شبکههای اجتماعی محکمتر منجر میشود که کاهش انزوا و افزایش همبستگی اجتماعی را به دنبال دارد.

از منظر شهری، حضور پررنگ آیینهای مذهبی موجب شکلگیری و توسعه فضاهای عمومی ویژهای از جمله میدانهای اطراف مساجد بزرگ، حسینیهها، تکایا و مسیرهای مراسم میشود. این فضاها بیشتر به کانونهای حیات شهری تبدیل میشوند که در اطراف آنها فعالیتهای متنوع اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی متمرکز میشود. نیاز به زیرساختهای مناسب برای برگزاری این مراسم همچون سیستمهای حملونقل عمومی، سرویسهای بهداشتی، فضای سبز و امکانات رفاهی، منجر به ارتقای کیفیت زیرساختهای شهری میشود.
مراسم مذهبی ناقل و حافظ سنتها، هنرها و میراث فرهنگی شهرها هستند. آیینهایی که بیشتر با هنرهایی همچون تعزیهخوانی، سینهزنی، نوحهسرایی، تزئینات شهری، نورپردازی و تزئینات معماری همراه هستند، به غنای فرهنگی شهر میافزایند و هویت منحصربهفردی به آن میبخشند. این آیینها همچنین موجب انتقال ارزشها و سنتها از نسلی به نسل دیگر میشوند و تداوم فرهنگی شهر را تضمین میکنند.

کوالالامپور؛ سمفونی ادیان در قلب آسیا
کوالالامپور، پایتخت مالزی جلوهای خیرهکننده از همزیستی مسالمتآمیز ادیان و تأثیر شگرف آیینهای مذهبی بر پویایی شهری است. این شهر با جمعیتی چندمذهبی شامل اکثریت مسلمان در کنار بوداییها، هندوها و مسیحیان، در طول سال میزبان مناسک مذهبی متنوعی است که هر کدام به نوبه خود نبض شهر را به تپش درمیآورند.
در ماه مبارک رمضان، مسجد ملی مالزی و مسجد جامع کوالالامپور به کانونهای اصلی حیات شهری تبدیل میشوند. در غروبهای این ماه، هزاران نفر در اطراف این مساجد جمع میشوند تا نماز مغرب و عشا را به جماعت اقامه کنند و سپس در سفرههای افطاری مشترک شرکت کنند. خیابانهای منتهی به این مساجد، بهویژه در دهه آخر رمضان، به پیادهراههایی زنده تبدیل میشوند که در آنها بازارهای موقت فروش لباسهای سنتی، مواد غذایی، کتابهای مذهبی و سوغاتیها برپا میشود. نورپردازیهای خیرهکننده، تزئینات رنگارنگ و برنامههای فرهنگی متنوع، فضایی جشنگونه به شهر میبخشد که تا بامداد ادامه دارد.

شگفتی کوالالامپور فقط در مراسم اسلامی خلاصه نمیشود؛ در جشن تایلوم که بزرگترین جشنواره هندوهاست معبد باتو کیوز در شمال شهر به مقصد میلیونها مسافر تبدیل میشود. در این جشن، پیروان هندو با لباسهای زرد و نارنجی در مراسمی باشکوه از پای کوه تا غاری حرکت میکنند و مجسمه موروگان را با خود حمل میکنند. این مراسم نهتنها یک آیین مذهبی است بلکه به یک جاذبه گردشگری بینالمللی تبدیل شده است که سالانه حدود ۱.۵ میلیون نفر را به خود جذب میکند و تأثیر قابلتوجهی بر اقتصاد محلی دارد.
در جشن سال نوی چینی، معبد بودایی سایت پو تنگ در منطقه چایناتاون میزبان هزاران بودایی است که برای ادای احترام به این معبد میآیند. بازارهای اطراف معبد به فروش آجیل، شیرینیهای سنتی، تزئینات قرمز رنگ و هدایای سال نو میپردازند و فضایی سرشار از شادی و امید به شهر میبخشند. شهرداری کوالالامپور با برنامهریزی دقیق برای این مراسم از جمله تأمین زیرساختهای حملونقل، افزایش تردد اتوبوسها و قطارهای شهری، ایجاد پارکینگهای موقت و تأمین امکانات رفاهی، توانسته است این آیینها را به فرصتهایی طلایی برای توسعه شهری و تقویت همبستگی اجتماعی تبدیل کند.
قاهره؛ ماه رمضان و دگرگونی چهره شهر
قاهره، پایتخت مصر و بزرگترین شهر جهان عرب، در ماه مبارک رمضان چهرهای متفاوت و درخشان به خود میگیرد و به صحنهای خیرهکننده از حیات مذهبی و اجتماعی تبدیل میشود. در این ماه ریتم زندگی شهری تغییر میکند و شهر از سحر تا سحر با نبضی متفاوت میتپد.
مسجد امام حسین (ع) در قلب قاهره قدیم، کانون اصلی برگزاری مراسم مذهبی در ماه رمضان است. این مسجد که در نزدیکی بازار تاریخی خانالخلیلی واقع شده، در طول ماه رمضان میزبان میلیونها زائر از سراسر مصر و کشورهای عربی است. در شبهای قدر بهویژه شب بیستوهفتم رمضان، جمعیتی بالغ بر دو میلیون نفر در این منطقه گرد هم میآیند تا نماز تراویح و شبزندهداری را به جا آورند. خیابانهای اطراف مسجد بهویژه خیابان المعز که یکی از قدیمیترین و زیباترین خیابانهای قاهره است به پیادهراههایی زنده و پویا تبدیل میشوند که تا بامداد مملو از جمعیت است.
قاهره در ماههای محرم و صفر بهویژه در دهه اول محرم و روزهای منتهی به اربعین حسینی جلوهای متفاوت و سرشار از معنویت و عزاداری به خود میگیرد. اگرچه مصر کشوری با اکثریت سنی است، اما شیعیان و بسیاری از اهل سنت مصری که ارادت ویژهای به خاندان پیامبر اسلام (ص) دارند، این روزها به عزاداری میپردازند.

مسجد امام حسین (ع) کانون اصلی برگزاری مراسم عزاداری در این ماههاست. در شب اول محرم، دستههای سینهزنی و زنجیرزنی از سراسر شهر به سمت این مسجد در حرکت هستند و خیابانهای منتهی به مسجد مملو از جمعیتی میشود که با لباسهای سیاه و پرچمهای سیاه و سبز، به عزاداری میپردازند. در شب تاسوعا و عاشورا، جمعیت به اوج خود میرسد و میلیونها نفر در این منطقه گرد هم میآیند.
در این ایام خیابانهای اطراف مسجد امام حسین (ع) و بازار خانالخلیلی با پرچمهای سیاه و سبز، بنرهای عزاداری و تصاویر امام حسین (ع) و یارانش تزئین میشوند. موکبهای عزاداری در گوشه و کنار خیابانها برپا میشوند که در آنها چای، قهوه و غذای نذری به زائران و عزاداران عرضه میشود. گروههای مداح و ذاکر در سراسر منطقه به خواندن اشعار مذهبی و مرثیه میپردازند و فضایی سرشار از حزن و معنویت ایجاد میکنند.
در این ایام بسیاری از قاریان و مداحان معروف مصری در مساجد مختلف قاهره به خواندن قرآن و مدیحهسرایی میپردازند و برنامههای ویژهای از تلویزیون و رادیو پخش میشود. بازارهای اطراف مسجد امام حسین (ع) نیز در این روزها به فروش تسبیح، جانماز، کتابهای مذهبی، پرچمهای عزاداری و سایر اقلام مذهبی میپردازند و فضایی معنوی به منطقه میبخشند.
شهرداری قاهره با برنامهریزی دقیق برای این مراسم، اقدامات چشمگیری انجام میدهد. نورپردازی ویژه در سراسر خیابانهای اصلی و مناطق تاریخی، افزایش تردد مترو و اتوبوسها تا ساعات بامداد، ایجاد سرویسهای بهداشتی موقت، استقرار تیمهای امدادی و پزشکی و افزایش نیروهای امنیتی برای حفظ نظم، از جمله این اقدامات است، همچنین در این ایام قیمتهای بسیاری از کالاها و خدمات کنترل میشود و بازارهای ویژهای برای فروش مواد غذایی با قیمت مناسب برپا میشود. آیینهای مذهبی در قاهره نهتنها یک ماه معنوی بلکه به یک فرصت طلایی برای تقویت همبستگی اجتماعی و نمایش هویت فرهنگی شهر است.

دهلی؛ سمفونی ادیان در پایتخت هند
دهلی، پایتخت هند و یکی از قدیمیترین شهرهای جهان، با جمعیتی بالغ بر ۳۰ میلیون نفر نمادی خیرهکننده از تنوع مذهبی و فرهنگی است. این شهر که در آن مسلمانان، هندوها، سیکها، مسیحیان، بوداییها و زرتشتیان در کنار یکدیگر زندگی میکنند، در طول سال میزبان آیینهای مذهبی متنوعی است که هر کدام به نوبه خود چهرهای متفاوت به شهر میبخشند.
مسجد جامع دهلی که در قرن هفدهم توسط امپراتور گورکانی ساخته شد، یکی از بزرگترین و باشکوهترین مساجد هند است. این مسجد که در قلب دهلی قدیم واقع شده است، در روزهای ویژه همچون عید فطر و عید قربان، میزبان جمعیتی بیش از ۲۵۰ هزار نفر است. از سحرگاه عید فطر خیابانهای منتهی به مسجد مملو از جمعیتی میشود که با لباسهای نو و سنتی به سمت مسجد در حرکت هستند. پس از اقامه نماز عید، بازارهای اطراف مسجد بهویژه بازار چاندنی چوک به اوج رونق خود میرسند و فروشندگان لباسهای سنتی، شیرینیهای عید، کتابهای مذهبی و سوغاتیها، به استقبال زائران میروند. فضای شهر در این روزها سرشار از شادی، معنویت و همبستگی اجتماعی است.
یکی از بارزترین جلوههای همیاری در مراسم مذهبی، آیینهای عزاداری ماه محرم و بهویژه مراسم عاشورا است که قدمتی چندصدساله دارد و هر سال هزاران نفر از شیعیان، اهل سنت و حتی پیروان دیگر ادیان را به خیابانهای این شهر میکشاند. در این ایام، محلههای تاریخی همچون شاهجهانآباد (دهلی قدیم)، چاندنی چوک، کشمیری گیت، دروازه ترکمان و اطراف امامبارهها و مساجد، از فضاهای صرفاً عبوری به کانونهای تعامل اجتماعی و حیات شهری تبدیل میشوند. خیابانها و میدانهای تاریخی با برپایی دستههای عزاداری، موکبهای پذیرایی، ایستگاههای توزیع آب و شربت، مراکز خدمات درمانی داوطلبانه و برنامههای فرهنگی، میزبان هزاران شهروند و زائر هستند و همین امر، حضور اجتماعی در فضاهای عمومی را به شکل چشمگیری افزایش میدهد. بسیاری از کسبه بازارهای قدیمی مسیر حرکت دستههای عزاداری، امکانات و خدمات خود را در اختیار عزاداران قرار میدهند و شماری از خانوادههای هندو و سیک نیز با توزیع آب، غذا یا فراهم کردن امکانات رفاهی، در این آیینها مشارکت میکنند. این همکاری داوطلبانه، شبکهای از اعتماد، همبستگی و تعامل میان گروههای مختلف اجتماعی ایجاد میکند که فراتر از مناسک مذهبی، به تقویت سرمایه اجتماعی و همزیستی مسالمتآمیز در یکی از متنوعترین کلانشهرهای جهان کمک میکند.

شهرداری دهلی با وجود چالشهای بزرگ ناشی از جمعیت عظیم و تنوع مذهبی، برنامهریزیهای دقیقی برای این مراسم انجام میدهد. در ایام ویژه ترافیک در مناطق اطراف اماکن مذهبی محدود میشود، خطوط ویژه اتوبوس و مترو برقرار میشود، پارکینگهای موقت ایجاد میشود و نیروهای امنیتی و امدادی برای حفظ نظم و تأمین امنیت زائران استقرار مییابند، همچنین در این روزها، سرویسهای بهداشتی موقت، دکههای آب و غذا و چادرهای استراحت برای زائران فراهم میشود. این برنامهریزیها موجب شده است که دهلی با وجود چالشهای بزرگ، به نمونهای موفق از همزیستی مسالمتآمیز ادیان و بهرهگیری از آیینهای مذهبی برای پویایی شهری تبدیل شود.

زیباترین آسمانخراشهای جهان در سال ۲۰۲۶
طی چند دهه گذشته، رقابت برای ساخت بلندترین و چشمگیرترین برجها، محور اصلی معماری نوین شهری به شمار میرفت، اما در سال ۲۰۲۶، نگرشی هوشمندانهتر به این موضوع شکل گرفت. امروزه زیباترین آسمانخراشهای جهان دیگر تنها بر پایه ارتفاع سنجیده نمیشوند، بلکه ظرافت طراحی، پایداری زیستمحیطی و هوشمندی معماری، معیارهای اصلی زیبایی آنها هستند. از برجی مارپیچ با پوشش سرامیکی در استرالیا گرفته تا برجهای چوبی دانمارک و آسمانخراش «نفسکش» در سنگاپور، در ادامه به معرفی زیباترین آسمانخراشهای سال ۲۰۲۶ میپردازیم:
۱. سیدنی، استرالیا؛ برج سبز مارپیچ
استرالیا با اجرای پروژهای شاخص، جایگاه خود را در معماری جهان بیشازپیش، تثبیت کرده است. در مرکز شهر سیدنی، یک آسمانخراشی مسکونی سر برآورده است که رابطه میان زندگی در برجهای بلند و طبیعت را از نو تعریف میکند. این برج با فرم مارپیچ و چشمگیر خود، هم از نظر زیباییشناسی و هم از دیدگاه زیستمحیطی، اثری کمنظیر محسوب میشود. شکل پیچخورده این ساختمان، تنها جنبه تزئینی ندارد، بلکه این طراحی امکان ایجاد تراسهای پلکانی و باغهای عمودی را در تمام طبقات، فراهم کرده است. هر واحد مسکونی به فضای باز اختصاصی با پوشش گیاهان بومی استرالیا، دسترسی دارد و مجموعه این فضاها، نواری سبز و مارپیچ را در سراسر ارتفاع برج شکل میدهد.
این طرح بر پایه اصول «طبیعتگرایی زیستی»، شکل گرفته است؛ دیدگاهی که بر نیاز ذاتی انسان به ارتباط با طبیعت تأکید دارد. نمای ساختمان نیز از شیشههای پیشرفته و سامانههای سایهانداز خودکار، بهره میبرد که جذب گرمای خورشید را بیش از ۳۰ درصد کاهش میدهد و مصرف انرژی برای سرمایش را به میزان چشمگیری کم میکند. این پروژه نشان میدهد که در سال ۲۰۲۶، یک آسمانخراش میتواند هم یک اثر هنری شهری و هم زیستبومی زنده باشد.
آرهوس، دانمارک؛ انقلاب چوبی نوردیک
در شمال اروپا، مفهوم زیبایی در معماری با پایداری زیستمحیطی، گره خورده است. در شهر آرهوس، دومین شهر بزرگ دانمارک، برج TRÆ با ارتفاع ۷۸ متر به بهرهبرداری رسیده است و اکنون یکی از بلندترین ساختمانهای مدرن چوبی جهان بهشمار میرود. TRÆ در زبان دانمارکی سه معنا دارد: درخت، چوب و عدد سه؛ مفاهیمی که هم به مصالح طبیعی ساختمان، هم به اهداف زیستمحیطی آن و هم به سه حجم بههمپیوسته برج اشاره دارند.
این ساختمان نمونهای شاخص از اقتصاد چرخشی است. نمای آن با ورقهای آلومینیومی بازیافتی از سقف کارخانهها و ساختمانهای کشاورزی، پوشانده شده است و تیغههای از کارافتاده توربینهای بادی نیز به سایهبانهایی زیبا تبدیل شدهاند که در طول روز، نقشهای متغیری از نور و سایه بر نمای آن ایجاد میکنند، همچنین فضاهای داخلی ساختمان با ستونهای چوب چندلایه و کفهای چوبی مهندسیشده، پوشیده شدهاند و محیطی گرم، آرامشبخش و نزدیک به طبیعت، برای ساکنان فراهم میکنند. بر اساس ارزیابی گروه طراحی، این برج در مقایسه با ساختمانی مشابه از جنس بتن، انتشار دیاکسید کربن را ۲۶ درصد کاهش میدهد که ۲۱ درصد از این کاهش به دلیل استفاده گسترده از چوب و ۵ درصد نیز بهدلیل بهرهگیری از مصالح بازیافتی است. این پروژه نشان میدهد که در سال ۲۰۲۶، زیبایی و پایداری، مفاهیمی جداییناپذیر هستند و چوب، جایگاه شایستهای در سیمای شهرهای مدرن پیدا کرده است.
۳. سنگاپور؛ آسمانخراش «نفسکش»
سنگاپور سالهای زیادی است که یکی از پیشگامان شهرسازی مناطق گرمسیری بهشمار میرود و در سال ۲۰۲۶، با ساخت برجی تازه، این جایگاه را بیشازپیش تثبیت کرده است. این برج اداری که در مرکز شهر قرار دارد، به دلیل طراحی ویژه خود به «آسمانخراش نفسکش» (Breathing Skyscraper) شهرت یافته است؛ ساختمانی که بهجای مقابله با اقلیم، با شرایط آبوهوایی سازگار میشود. نمای ساختمان از دو پوسته تشکیل شده است و دریچههای خودکار آن بر اساس دادههای لحظهای هوا، باز و بسته میشوند. هنگامی که دما و رطوبت مناسب باشد، هوای طبیعی در ساختمان این برج جریان پیدا میکند و سامانه تهویه مطبوع بهطور کامل خاموش میشود. این شیوه سرمایش طبیعی، مصرف انرژی را در مقایسه با ساختمانهای اداری معمولی، حدود ۴۵ درصد کاهش میدهد.
نمای برج با دیوارهای سبز پوشیده شده است؛ هزاران متر مربع سرخس، ارکیده و گیاهان رونده بومی که از گوشههای ساختمان آویزان شدهاند. این پوشش گیاهی هوا را پاکتر میکند، آلودگی صوتی را کاهش میدهد و زیستگاهی مناسب برای پرندگان و حشرات شهری فراهم میآورد. شبها نیز نورپردازی ملایم، تراسهای سرسبز برج را همچون جنگلی عمودی در دل شهر نمایان میکند. این ساختمان تصویری از آینده شهرهای گرمسیری، شهرهایی متراکم، سرسبز و سازگار با طبیعت، ارائه می دهد.
عصر جدید سافاریهای شهری و بازگشت طبیعت به کلانشهرها
برای دههها، طبیعت وحشی مترادف با دشتهای آفریقا یا جنگلهای آمازون و شهرها بیابانی از بتن تصور میشد، اما تحولات اخیر این نگاه را دگرگون کرده است. تصویر پلنگی در کوچهپسکوچههای بمبئی (عکس برگزیده سال در مسابقه عکاس حیاتوحش) تنها نمونهای از بازگشت شگفتانگیز حیاتوحش به شهرهاست؛ پدیدهای که زمینهساز پیدایش «سافاری شهری» شده است، سفری اکتشافی برای تجربه طبیعت در دل کلانشهرها.

احیای فضاهای سبز در سراسر جهان
جنبش جهانی احیای فضاهای سبز، از باغهای عمودی سنگاپور تا مسیر سبز «های لاین» در نیویورک، نشان میدهد طبیعت در حال بازپسگیری قلمروی خود است. در لندن پروژههایی همچون بازسازی تالابهای تاریخی و احداث کریدور طبیعی ۲۲ کیلومتری، نمونههای بارزی از این تغییر رویکرد هستند. کارشناسان رشد این گرایش را پیامد «تأثیر اتنبرو» و مستندهایی همچون «لندن وحشی» میدانند که باور طبیعت دور از دسترس را از بین بردهاند. سافاری شهری، مفهوم سنتی را دگرگون کرده است. تماشای شیر در افق آسمانخراشهای نایروبی یا پنگوئنها در حاشیه کیپتاون، تجربهای غافلگیرکننده خلق میکند.
تنوع زیستی در آستانه خانهها
امروزه گردشگران میتوانند زیر پلهای آستین خفاشها، شاهینهای بحری (Peregrine falcons) بر فراز نیویورک، سنجابهای قرمز در آمستردام، گرگهای کایوت در شیکاگو و ۳۵۰ گونه پرنده در تالابهای بوئنوس آیرس را رصد کنند. صندوق حیاتوحش لندن از وجود سگهای آبی، شاهماهیها، شاهینها و سوسکهای کمیاب در نقاط مختلف پایتخت بریتانیا خبر میدهد. برنامههایی برای معرفی مجدد لکلکهای سفید به پارکهای شرق لندن نیز در دست اجراست.

چالشها و ضرورت طراحی هوشمندانه
با وجود موفقیتها، متولیان محیطزیست نسبت به خوشبینی افراطی هشدار میدهند. جمعیت کلی حیاتوحش شهری روند نزولی دارد و گونهها بهدلیل تخریب زیستگاه، آلودگی و تکهتکه شدن فضاهای سبز تهدید میشوند. گونههایی همچون روباهها جمعیت خود را افزایش دادهاند. کارشناسان تأکید میکنند دوام این دستاوردها منوط به طراحی شهری هوشمندانه، ایجاد فضاهای سبز پیوسته، کریدورهای امن و حتی فرهنگسازی برای کاشت گیاهان مناسب در بالکنهاست.
سافاری شهری فراتر از یک مد گردشگری، نماد تحولی چشمگیر در نگاه بشر به محیطزیست است. بازگشت حیاتوحش به شهرها نوید میدهد آینده کلانشهرها بهمعنای نابودی طبیعت نیست و با برنامهریزی آگاهانه میتوان شهری ساخت که هم محل زندگی انسانها و هم پناهگاهی برای هزاران گونه گیاهی و جانوری باشد. این همزیستی، کیفیت زندگی شهری را ارتقا میبخشد، پیوند انسان با ریشههای طبیعیاش را احیا میکند و به بشر میآموزد که حفاظت از محیط زیست، از کوچه و خیابانهای شهرها آغاز میشود.

۳ شهر موفق در حملونقل شهری کدامند؟
موفقترین شهرهای دنیا در حوزه جابهجایی شهری، نوآوریهای دیجیتالی را با توسعه زیرساختها، شیوههای مناسب قیمتگذاری، طراحی شهری، سیاستگذاری و شناخت رفتار شهروندان در هم آمیختهاند. آنها شرایطی را فراهم کردهاند که انتخاب حملونقل عمومی، آسانترین و منطقیترین، گزینه باشد. برای مثال شهر وین با تمرکز بر سادگی و مقرونبهصرفه بودن، به یکی از موفقترین شهرهای اروپا در زمینه حملونقل عمومی در جهان تبدیل شده است.
بلیت سالانه حملونقل عمومی این شهر با قیمتی بسیار مناسب عرضه میشود و همین موضوع موجب شده است استفاده از وسایل نقلیه عمومی از یک انتخاب گاهبهگاه، به بخشی از زندگی روزمره شهروندان تبدیل شود، همچنین شبکه گسترده تراموا، مترو و اتوبوس نیز این امکان را فراهم کرده است که شهروندان، بهطور تقریبی تمام سفرهای خود را با حملونقل عمومی انجام دهند.

تجربه شهر وین نشان میدهد که در بسیاری از موارد، آسایش و آسانی استفاده از فناوری، مهمتر است. هرچند سامانههای فروش بلیت و اطلاعرسانی الکترونیکی نقش مهمی در سیستم حملونقل عمومی وین دارند، اما مهمترین هدف مدیران شهری، کاهش پیچیدگی استفاده از حملونقل عمومی است. در واقع میتوان گفت هنگامی که یک سامانه قابل اعتماد، ارزان و همیشه در دسترس باشد، به انتخاب نخست شهروندان تبدیل میشود.
تجربههای جدید مکزیکوسیتی نشان داده است که بازطراحی پایانههای حملونقل، میتواند نقش مهمی در کاهش وابستگی به خودروهای شخصی داشته باشد. ایستگاه «بوئناویستا» (Buenavista Station)، که زمانی یک پایانه تاریخی راهآهن این شهر بود، اکنون به یکی از مهمترین گرههای جابهجایی تبدیل شده است. این ایستگاه، راهآهن حومهای را به شبکه مترو، سامانه اتوبوسهای تندرو، مسیرهای دوچرخهسواری، شبکه پیادهروی و مراکز تجاری متصل میکند.
افزون بر این، با بهرهبرداری از ادامه مسیر راهآهن حومهای تا فرودگاه بینالمللی در سال ۲۰۲۶، اهمیت این ایستگاه بیش از گذشته، افزایش یافته است، همچنین استفاده از «کارت یکپارچه جابهجایی» امکان استفاده آسان از همه سامانههای حملونقل با یک کارت فراهم و سفرهای درونشهری، سادهتر شده است. این یکپارچگی، حملونقل عمومی را به جایگزینی مناسب برای استفاده از خودروهای شخصی و تاکسی در سفرهای فرودگاهی، تبدیل کرده است.
هلسینکی نیز نمونهای موفق از یکپارچهسازی دیجیتالی در حوزه حملونقل شهری است. این شهر که همواره در شاخص آمادگی جابهجایی شهری، جایگاه بالایی دارد، بهدلیل معرفی مفهوم «جابهجایی بهعنوان خدمت» شهرت جهانی یافته است. در این طرح، شهروندان به جای مالکیت خودرو، از طریق یک سامانه واحد به انواع وسایل حملونقل، دسترسی پیدا میکنند، در واقع برنامهریزی سفر، خرید بلیت، کرایه دوچرخه، استفاده از حملونقل عمومی و خدمات جابهجایی اشتراکی، همگی از طریق یک درگاه واحد انجام میشود.
این تغییر، رفتار شهروندان را بدون اجبار دگرگون میکند و بهجای آنکه از مردم خواسته شود خودروی شخصی خود را کنار بگذارند، گزینههایی آسانتر، سریعتر و هماهنگتر را در اختیارشان قرار میدهد، به این ترتیب، شهروندان بیش از آنکه به مالکیت خودرو بیندیشند، به دسترسی آسان به شیوههای گوناگون جابهجایی توجه میکنند.
بزرگترین مصرفکنندگان سوخت فسیلی جهان کدامند؟
با وجود سرمایهگذاری گسترده کشورهای مختلف در توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و حرکت تدریجی جهان بهسوی کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی، تازهترین آمارها نشان میدهد زغالسنگ همچنان جایگاه خود را بهعنوان بزرگترین منبع تولید برق در جهان حفظ کرده است. بررسیهای جدید حاکی از آن است که مصرف جهانی زغالسنگ در سال ۲۰۲۵ برای ششمین سال متوالی به رکوردی تازه رسیده و بخش عمده این تقاضا همچنان از سوی اقتصادهای آسیایی بهویژه چین و هند، هدایت میشود.
بر اساس دادههای منتشرشده در گزارش آماری انرژی جهان ۲۰۲۶ مؤسسه انرژی (Energy Institute)، مصرف اولیه زغالسنگ جهان در سال ۲۰۲۵ به ۱۶۶ اگزاژول رسید؛ رقمی که بالاترین میزان ثبتشده تاکنون محسوب میشود و نشان میدهد با وجود روند جهانی گذار انرژی، این سوخت فسیلی همچنان نقشی حیاتی در تأمین برق و فعالیتهای صنعتی بسیاری از کشورها ایفا میکند.
چین همچنان با فاصله بسیار زیاد بزرگترین مصرفکننده زغالسنگ جهان است. این کشور در سال ۲۰۲۵ حدود ۹۲.۲ اگزاژول زغالسنگ مصرف کرده که معادل ۵۵.۶ درصد کل مصرف جهانی است، به عبارت دیگر، چین بهتنهایی بیش از مجموع تمام کشورهای دیگر جهان زغالسنگ مصرف کرده است. این حجم عظیم مصرف، بازتابدهنده ابعاد گسترده شبکه تولید برق، صنایع سنگین و بخش تولیدی وابسته به زغالسنگ در دومین اقتصاد بزرگ جهان است.
هند نیز با مصرف ۲۳.۱ اگزاژول در جایگاه دوم قرار دارد و نزدیک به ۱۴ درصد از مصرف جهانی زغالسنگ را به خود اختصاص داده است. در مجموع، چین و هند حدود ۷۰ درصد کل زغالسنگ مصرفشده در جهان را استفاده میکنند؛ آماری که نشاندهنده نقش تعیینکننده این دو کشور در بازار جهانی انرژی و اهمیت زغالسنگ برای تداوم رشد اقتصادی و صنعتی آنها است.
ایالات متحده آمریکا با مصرف ۸.۷ اگزاژول سومین مصرفکننده بزرگ زغالسنگ جهان بهشمار میرود. پس از آن، اندونزی با ۵.۲ اگزاژول و ژاپن با ۴.۴ اگزاژول در رتبههای چهارم و پنجم قرار دارند. با این حال، مجموع مصرف زغالسنگ این سه کشور نیز به کمتر از یکپنجم میزان مصرف چین میرسد که شکاف قابل توجه میان بزرگترین مصرفکننده جهان و سایر کشورها را نشان میدهد.

اگرچه تولید برق از نیروگاههای زغالسنگسوز در چین و هند برای نخستین بار طی بیش از نیم قرن گذشته روندی کاهشی را تجربه کرده است، اما تقاضای جهانی زغالسنگ همچنان در سال ۲۰۲۵ افزایش یافت. این موضوع نشان میدهد کاهش نسبی مصرف در برخی بخشها نتوانسته مانع رشد کلی تقاضای جهانی شود.
کارشناسان بخش عمده این افزایش را ناشی از رشد سریع اقتصادهای نوظهور جنوب شرق آسیا میدانند. کشورهایی همچون اندونزی و ویتنام در سالهای اخیر برای پاسخگویی به نیاز روزافزون برق، ظرفیت نیروگاههای زغالسنگسوز خود را بهطور قابل توجهی افزایش دادهاند. هر دو کشور از سال ۲۰۱۵ تاکنون بیش از دو برابر گذشته زغالسنگ مصرف میکنند. اندونزی اکنون چهارمین مصرفکننده بزرگ زغالسنگ جهان است و ویتنام نیز پس از یک دهه رشد سریع، در جایگاه نهم قرار گرفته است.
در بسیاری از کشورهای آسیایی، زغالسنگ همچنان بهعنوان منبعی نسبتاً ارزان، قابل اتکا و در دسترس برای تأمین برق، توسعه صنایع تولیدی، گسترش شهرنشینی و پاسخگویی به رشد تقاضای انرژی شناخته میشود. به همین دلیل، با وجود توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، کنار گذاشتن این سوخت در کوتاهمدت برای بسیاری از اقتصادهای در حال توسعه امکانپذیر نیست.
در ایالات متحده نیز روند مصرف زغالسنگ در سال ۲۰۲۵ برخلاف سالهای گذشته تغییر کرد. مصرف این سوخت حدود ۱۰ درصد افزایش یافت، زیرا افزایش قیمت گاز طبیعی موجب شد برخی نیروگاهها دوباره به استفاده از زغالسنگ روی آورند. این تغییر، روند دو سال متوالی کاهش دورقمی مصرف زغالسنگ در آمریکا را متوقف کرد و نشان داد حتی اقتصادهای پیشرفته نیز در شرایط نوسان بازار انرژی همچنان به زغالسنگ بهعنوان یک گزینه جایگزین اتکا میکنند.
در مقابل، بسیاری از کشورهای پیشرفته اروپایی همچنان مسیر کاهش مصرف زغالسنگ را دنبال میکنند. تعطیلی تدریجی نیروگاههای زغالسنگسوز و توسعه سریع انرژیهای تجدیدپذیر موجب شده است مصرف این سوخت در بخش بزرگی از اروپا کاهش پیدا کند. با این حال، کشورهایی همچون آلمان، لهستان و جمهوری چک همچنان از بزرگترین مصرفکنندگان زغالسنگ در قاره اروپا محسوب میشوند، در حالی که سهم بیشتر کشورهای اروپایی از مصرف جهانی زغالسنگ بسیار محدود است.
دادههای جدید نشان میدهد اگرچه روند گذار جهانی به سمت انرژیهای پاک ادامه دارد و سرمایهگذاری در منابع تجدیدپذیر با سرعت در حال افزایش است، اما زغالسنگ همچنان جایگاهی عمیق و ریشهدار در ساختار انرژی جهان دارد. وابستگی گسترده صنایع، شبکههای برق و اقتصادهای بزرگ بهویژه در آسیا و حتی بخشی از اقتصاد آمریکا، موجب شده است این سوخت فسیلی همچنان نقش کلیدی خود را در تأمین انرژی جهانی حفظ کند و چشمانداز حذف کامل آن در آینده نزدیک همچنان دور از دسترس باشد.
شهرهایی که پاکیزگی را به سبک زندگی تبدیل کردند
با افزایش جمعیت شهری و گسترش سریع شهرنشینی، مسائل بهداشتی و محیط زیستی اهمیت بیشتری پیدا کردهاند. اقدامات نوین در این زمینه نهتنها به حذف زبالهها و آلودگیها میپردازند، بلکه با استفاده از فناوریهای هوشمند و رویکردهای جامع، شهرها را به محیطی پاکتر، زیباتر و قابل زیستتر تبدیل میکنند.
شهرهای پاک نیازمند راهکارهای ترکیبی از فرهنگسازی و قوانین کارآمد گرفته تا فناوریهای پیشرفته و برنامهریزی پایدار است. هیچ راهکار واحدی برای همه شهرها وجود ندارد، اما اصول مشترکی همچون تفکیک زباله از مبدأ، کاهش تولید پسماند، توسعه حملونقل پاک، گسترش فضای سبز و بهرهگیری از فناوریهای هوشمند میتواند چهارچوبی مؤثر برای مدیریت شهری آینده فراهم کند.
شهر سالم تنها با نظافت ظاهری تعریف نمیشود؛ بلکه نتیجه نظامی هماهنگ از سیاستگذاری، آموزش، زیرساخت و مسئولیتپذیری شهروندان است. آینده شهرهای جهان به میزان توجه آنها به بهداشت محیط و زیبایی پایدار وابسته خواهد بود. پاکسازی و زیباسازی شهرها علاوه بر ارتقای کیفیت زندگی شهروندان، نقش مهمی در سلامت عمومی و پیشگیری از بیماریها دارد.

نوآوری شهری و پاکسازی پایدار در قلب برزیل
کوریتیبا، پایتخت ایالت پارانا در برزیل، از دهههای گذشته بهعنوان الگویی شاخص در برنامهریزی شهری پایدار شناخته شده است. این شهر با جمعیتی حدود دو میلیون نفر، با محدودیت منابع مالی و فشارهای ناشی از رشد سریع شهری روبهرو بود، اما با نوآوری مدیریتی، توانست تعادل میان توسعه شهری و حفاظت زیستمحیطی را حفظ کند. یکی از مهمترین اصول موفقیت کوریتیبا، تمرکز بر خلاقیت و مشارکت عمومی در پاکسازی و بهبود محیط شهری است، بهطوری که سیاستهای ساده اما مؤثر، نتایجی قابل مقایسه با شهرهای ثروتمند جهان ارائه کردهاند.
یکی از ابتکارات شاخص این شهر «برنامه تبادل زباله با مزایا» است. در محلههای کمبرخوردار که خدمات جمعآوری زباله محدود یا دشوار است، شهروندان با تحویل زبالههای تفکیکشده خود امتیاز دریافت میکنند. این امتیازها میتواند شامل بلیت حملونقل عمومی، مواد غذایی و تخفیف در خدمات شهری باشد. چنین رویکردی نهتنها به کاهش زباله در سطح شهر کمک کرده، بلکه انگیزهای برای تفکیک پسماند، آموزش شهروندان و ارتقای فرهنگ بازیافت ایجاد کرده است. این مدل مشارکتی، نمونهای از تلفیق عدالت اجتماعی با مدیریت شهری است.
کوریتیبا همچنین سیستم حملونقل عمومی سریع اتوبوسی (BRT) را بهعنوان یکی از ستونهای توسعه پایدار خود معرفی کرده است. این شبکه با خطوط اختصاصی، ایستگاههای منظم و زمانبندی دقیق، وابستگی به خودروهای شخصی را کاهش داده و در نتیجه انتشار آلایندههای هوا را به حداقل رسانده است. همزمان، مسیرهای پیادهروی و دوچرخهسواری در کنار خطوط اتوبوس، امکان جابهجایی پاک و سالم را برای شهروندان فراهم کرده است.

کوریتیبا نمونهای بینظیر از فضاهای سبز شهری را ارائه میدهد. این شهر بیش از ۵۰ متر مربع فضای سبز به ازای هر نفر دارد و پارکها و باغهای شهری بهطور عمده روی اراضی سیلابی و مناطق کمارزش اقتصادی ایجاد شدهاند. این کار دو هدف را محقق کرده است: اول، ایجاد مناطق امن برای کنترل سیلاب و جلوگیری از تخریب زیرساختها در فصول بارانی و دوم، ارتقای کیفیت محیط شهری و سلامت روانی مردم. پارکها علاوه بر زیبایی بصری، به تصفیه هوا، کاهش دما و ایجاد زیستگاه برای حیات وحش شهری کمک میکنند.
برنامههای آموزشی و فرهنگی نیز مکمل این اقدامات هستند. مدارس، سازمانهای مردمی و گروههای داوطلب، کمپینهای جمعآوری زباله و کاشت درخت برگزار میکنند. این فعالیتها نهتنها پاکسازی محلهها را بهبود میبخشد، بلکه حس تعلق شهروندان به محیط زیست و مسئولیتپذیری اجتماعی را تقویت میکند.
کوریتیبا نمونهای است که نشان میدهد منابع مالی محدود نمیتواند مانع از ایجاد شهری پاک، سبز و سالم شود. تلفیق سیاستگذاری هوشمند، خلاقیت مدیریتی و مشارکت فعال شهروندان موجب شده است این شهر الگویی الهامبخش برای کشورهای در حال توسعه باشد. تجربه کوریتیبا ثابت کرده است که پاکسازی شهری پایدار تنها نتیجه بودجه کلان نیست، بلکه محصول طراحی هوشمند، مشارکت مردمی و توجه به محیط زیست است.

پاکسازی مشارکتی در بوئنوس آیرس
بوئنوس آیرس طی سالهای اخیر راهبردی چندلایه برای ارتقای بهداشت محیط شهری به کار گرفته است که بر سه محور مشارکت اجتماعی، مدیریت یکپارچه پسماند و بازآفرینی فضاهای عمومی استوار است. این شهر با بافت متراکم، در دهههای گذشته با چالش انباشت زباله، دفع غیررسمی پسماند و نابرابری خدمات شهری در محلههای کمبرخوردار روبهرو بود. پاسخ مدیریت شهری به این وضعیت، حرکت از مدل خدماتی صرف به سمت مدل حکمرانی مشارکتی بوده است.
یکی از مهمترین اقدامات، به رسمیت شناختن و سازماندهی زبالهگردانهای غیررسمی در قالب تعاونیهای بازیافت است. این تعاونیها که تحت نظارت شهرداری فعالیت میکنند، نقش مهمی در تفکیک از مبدأ و کاهش دفن زباله ایفا میکنند. ادغام این گروهها در سیستم رسمی، علاوه بر کاهش فقر شهری، موجب افزایش نرخ بازیافت و کاهش پراکندگی پسماند در معابر شده است. «مراکز سبز» نیز در مناطق مختلف شهر ایجاد شدهاند تا پسماند خشک جمعآوریشده را پردازش کنند و به چرخه تولید بازگردانند.
در حوزه مشارکت عمومی، کمپینهای پاکسازی محلهای بهصورت دورهای برگزار میشود که در آن سازمانهای مردمی، مدارس و شوراهای محلی حضور فعال دارند. این برنامهها به جمعآوری زباله محدود نیست، بلکه شامل آموزش تفکیک پسماند، کاهش مصرف پلاستیک و ارتقای مسئولیتپذیری شهروندی است. ابزارهای دیجیتال همچون اپلیکیشنهای گزارش تخلفات شهری نیز امکان ثبت سریع نقاط آلوده، سطلهای سرریز شده و تخلیه غیرقانونی نخاله را فراهم کرده و پاسخگویی مدیریت شهری را افزایش داده است.
توسعه فضاهای سبز در مناطق جنوبی شهر که پیشتر با کمبود زیرساخت روبهرو بودند، در برنامههای زیباسازی شهر اولویت پیدا کرده است. احداث پارکهای محلهای، احیای فضاهای رهاشده و بهبود نورپردازی شهری، همزمان به کاهش جرم و ارتقای سلامت روانی کمک کرده است، همچنین برنامههای دیوارنگاری هنری در محلههای قدیمی، چهرهای فرهنگی و جذاب به شهر بخشیده است. رویکرد بوئنوس آیرس نشان میدهد که پیوند عدالت اجتماعی با مدیریت پسماند میتواند به بهبود پایدار بهداشت شهری منجر شود.

فناوری نوین و فرهنگ مشارکتی در پاکسازی توکیو
توکیو با جمعیتی بالغ بر دهها میلیون نفر در منطقه کلانشهری، یکی از پیچیدهترین سیستمهای مدیریت پسماند جهان را توسعه داده است. ساختار این سیستم بر تفکیک دقیق در مبدأ، پردازش پیشرفته حرارتی و استفاده از فناوریهای هوشمند پایش استوار است. شهروندان موظف هستند پسماند را در دستهبندیهای مشخص شامل قابلسوزاندن، غیرقابلسوزاندن، بطریهای PET، فلزات، شیشه، کاغذ و زبالههای حجیم تفکیک کنند. تقویمهای دقیق محلی، زمان جمعآوری هر دسته را مشخص میکند و رعایت نکردن مقررات میتواند مانع جمعآوری پسماند شود.
توکیو از تأسیسات زبالهسوز با فناوری کنترل آلایندگی چندمرحلهای بهره میبرد. این نیروگاهها مجهز به فیلترهای پیشرفته حذف دیوکسین و ذرات معلق هستند که از آلوده شدن هوا جلوگیری میکنند. گرمای تولیدشده در این نیروگاهها برای تولید برق و گرمایش شهری استفاده میشود. حجم پسماند پس از سوزاندن به میزان قابلتوجهی کاهش پیدا میکند و خاکستر باقیمانده در پروژههای مهندسی همچون توسعه اراضی مصنوعی در خلیج توکیو استفاده میشود. این چرخه، وابستگی به دفن سنتی را به حداقل رسانده است.

در سالهای اخیر، استفاده از ماشینآلات نیمهخودکار و روباتهای پاکسازی در ایستگاههای قطار و مناطق پرتردد توکیو گسترش پیدا کرده است. این تجهیزات با سنسورهای تشخیص موانع و سیستمهای مکش قوی، امکان نظافت مداوم با حداقل نیروی انسانی را فراهم میکنند، همچنین سامانههای پایش کیفیت هوا و گردوغبار شهری بهصورت لحظهای داده تولید میکنند که برای سیاستگذاری ترافیکی و هشدارهای بهداشتی استفاده میشود.
نکته کلیدی در موفقیت توکیو، همافزایی فناوری و فرهنگ است. آموزشهای مستمر در مدارس، رسانهها و محلهها موجب شده است تفکیک زباله به یک هنجار اجتماعی تبدیل شود. طراحی مینیمالیستی فضاهای عمومی، شستوشوی منظم معابر و نگهداری دقیق زیرساختها، جلوهای منظم و پاک به شهر داده است. این مدل نشان میدهد که فناوری زمانی اثربخش است که با انضباط اجتماعی و سیاستگذاری شفاف همراه باشد.

رویکرد سبز و پاک در ونکوور
ونکوور بهعنوان یکی از پیشگامان توسعه پایدار در آمریکای شمالی، راهبرد «شهر سبز» را به محور اصلی برنامهریزی شهری خود تبدیل کرده است. سیاستهای این شهر بر کاهش انتشار گازهای گلخانهای، مدیریت چرخهای پسماند و گسترش زیرساختهای سبز متمرکز است. برنامه جامع «سبزترین شهر» که در دهه گذشته اجرا شد، اهداف مشخصی برای کاهش تولید زباله و افزایش بازیافت تعیین کرد.
سیستم مدیریت پسماند ونکوور مبتنی بر تفکیک سهگانه شامل پسماند خشک قابلبازیافت، زبالههای آلی و پسماند باقیمانده است. جمعآوری جداگانه مواد آلی و تبدیل آنها به کمپوست صنعتی یا بیوگاز، نقش مهمی در کاهش دفن زباله ایفا کرده است. محدودیتهای سختگیرانه برای دفن مواد قابلبازیافت، شهروندان و کسبوکارها را به رعایت اصول تفکیک تشویق میکند. علاوه بر این، مراکز بازیافت محلی امکان تحویل رایگان بسیاری از اقلام همچون لوازم الکترونیکی و مواد خطرناک را فراهم کردهاند.
توسعه گسترده فضاهای سبز و حفاظت از جنگلهای شهری در برنامههای زیباسازی ونکوور اولویت دارد. کاشت درختان بومی، ایجاد بامهای سبز و دیوارهای پوشیده از گیاه، به بهبود کیفیت هوا و کاهش روانابهای سطحی کمک کرده است. پارکهای ساحلی و مسیرهای پیادهروی و دوچرخهسواری، شهر را به الگویی از تلفیق طبیعت و زندگی شهری تبدیل کردهاند.
ونکوور همچنین در طراحی ساختمانهای کممصرف انرژی و استفاده از مصالح پایدار پیشگام است. استانداردهای سخت زیستمحیطی برای پروژههای ساختمانی جدید، اثرات منفی توسعه شهری را کاهش میدهد. مشارکت فعال شهروندان در برنامههای پاکسازی ساحل و محلهها، فرهنگ مسئولیتپذیری زیستمحیطی را تقویت کرده است. این رویکرد یکپارچه نشان میدهد که پیوند سیاستگذاری اقلیمی، مدیریت پسماند و توسعه فضای سبز میتواند به ارتقای همزمان بهداشت محیط و زیبایی شهری منجر شود.

هوش مصنوعی چگونه زندگی شهری را متحول میکند؟
در دنیای امروزی، هوش مصنوعی از مرحله پروژههای آزمایشی شهر هوشمند فراتر رفته و به بخشی عملیاتی از زندگی روزمره شهری تبدیل شده است. اکنون دولتهای شهری در سراسر جهان از هوش مصنوعی نهتنها برای تحلیل دادهها، بلکه برای تصمیمگیری آنی، پیشبینی مشکلات پیش از وقوع و ارائه کارآمد خدمات عمومی، استفاده میکنند. نتایج پژوهشهای جدید نشان میدهد که نسل جدید هوش مصنوعی شهری، حسگرها، دوقلوهای دیجیتال و سامانههای هوش مصنوعی عاملمحور را با یکدیگر ترکیب میکند؛ سامانههایی که میتوانند در چارچوب فرایندهای مدیریتی، محیط را پایش کنند، استدلال انجام دهند و اقدام کنند. این تحول، حملونقل، ایمنی عمومی، مدیریت زیرساختها، پایش محیطزیست و خدمات شهروندی را دگرگون کرده است. همچنین هوش مصنوعی با تحلیل لحظهای دادهها، پیشبینی بحرانها و خودکارسازی خدمات عمومی، شیوه مدیریت شهرها را تغییر داده است و کیفیت زندگی شهروندان را بهبود بخشیده است.
از شهرهای هوشمند معمولی تا شهرهای هوشمند اندیشمند
نسل نخست طرحهای شهر هوشمند، بیشتر بر گردآوری دادهها از طریق دوربینها، حسگرها و دستگاههای متصل، متمرکز بود، اما در سال ۲۰۲۶، شهرها بهسوی چیزی حرکت میکنند که پژوهشگران آن را «هوشمندی شهری» (urban intelligence) مینامند؛ سامانههایی که بهطور پیوسته از دادهها یاد میگیرند و بهصورت فعال، محیط شهری را مدیریت میکنند. هوش مصنوعی دیگر تنها ترافیک یا مشکلات زیرساختی را گزارش نمیکند، بلکه آنها را پیشبینی میکند، راهکار مناسب پیشنهاد میدهد و حتی اجرای آن را آغاز میکند.
یکی از مهمترین پیشرفتها، گسترش دوقلوهای دیجیتال شهری مبتنی بر هوش مصنوعی است. دوقلوی دیجیتال، نمونهای مجازی از یک شهر است که شرایط واقعی آن را بهصورت لحظهای، بازتاب میدهد. بنابراین با ترکیب دادههای ترافیکی، اطلاعات آبوهوا، وضعیت زیرساختها و فعالیت شهروندان، مدیران شهری میتوانند سناریوهای آینده را شبیهسازی کنند و پیش از بروز مشکل، تصمیمهای دقیقتری بگیرند. برای نمونه، شهرها میتوانند پیامدهای یک طوفان بزرگ، اختلال در سامانه حملونقل یا موج گرما را از پیش، شبیهسازی کنند و مؤثرترین راهبردهای واکنش را پیش از وقوع رویداد واقعی، شناسایی کنند.
حملونقل هوشمند و مدیریت پیشرفته ترافیک
حملونقل، همچنان یکی از آشکارترین حوزههای کاربرد هوش مصنوعی شهری در سال ۲۰۲۶ به شمار میرود. ازدحام ترافیکی، هر سال میلیاردها دلار خسارت ناشی از کاهش بهرهوری و افزایش آلایندهها را به شهرها تحمیل میکند. سامانههای هوش مصنوعی اکنون اطلاعات لحظهای دریافتشده از حسگرهای جادهای، دوربینها، دستگاههای موقعیتیاب و خودروهای متصل را پردازش میکند و جریان ترافیک را بهبود میبخشد.
سامانههای نوین مدیریت ترافیک مبتنی بر هوش مصنوعی میتوانند زمانبندی چراغهای راهنمایی را بهطور خودکار تنظیم کنند، تصادفها را در مدت چند ثانیه شناسایی کنند، مسیرهای جایگزین پیشنهاد دهند، به خودروهای امدادی و اورژانسی اولویت عبور بدهند و ازدحام ترافیکی را پیش از شکلگیری، پیشبینی کنند. پژوهشهای مجمع جهانی اقتصاد نشان میدهد سامانههای ترافیکی مبتنی بر هوش مصنوعی هماکنون در بعضی شهرها، زمان سفر را به میزان قابلتوجهی کاهش دادهاند. برای نمونه، سامانه هوشمند مدیریت ترافیک بارسلونا، با سازگار شدن پویا با شرایط متغیر ترافیکی، کاهش چشمگیری در ازدحام ایجاد کرده است.
گام بعدی، استفاده از عاملهای هوش مصنوعی برای هماهنگسازی کل زیستبوم حملونقل شهری شامل اتوبوسها، قطارها، خودروهای خودران، شبکههای اشتراک دوچرخه و حرکت عابران پیاده است. پژوهشگران این روند را حرکت بهسوی «مدیریت خودکار جابهجایی شهری» میدانند.
موفقترین پارکهای فناوری جهان در سال ۲۰۲۶
موفقترین پارکهای فناوری، پژوهش برتر، فرهنگ کارآفرینی، زیرساختهای پیشرفته، همکاری استوار با دانشگاهها و کیفیت بالای زندگی را در کنار یکدیگر فراهم میکنند. با افزایش رقابت جهانی برای دستیابی به نوآوری، این زیستبومها نقشی هرچه مهمتر در شکلدهی آینده شهرها، صنایع و اقتصادهای ملی خواهند داشت. این پارکها با تمرکز بر هوش مصنوعی، نیمهرساناها، زیستفناوری و همکاری گسترده میان دانشگاه و صنعت، نقش مهمی در توسعه اقتصاد دانشبنیان و پیشرفت فناوری در جهان ایفا میکنند. از کمبریج و هسینچو گرفته تا پکن و بنگلورو، پارکهای فناوری در حال ترسیم نسل تازهای از نوآوری جهانی هستند و به یکی از اثرگذارترین روندهای شهری و اقتصادی سال ۲۰۲۶ تبدیل شدهاند. در ادمه به معرفی موفقترین پارکهای فناوری جهان در سال ۲۰۲۶ و ویژگیهای منحصر به فرد آنها میپردازیم:
پارک علمی هسینچو، تایوان
هسینچو همچنان یکی از مهمترین کانونهای نوآوری در صنعت نیمهرساناهای جهان است. این پارک که میزبان بسیاری از شرکتهای پیشروی فناوری تایوان است، نقشی تعیینکننده در تولید جهانی تراشهها و ساخت پیشرفته دارد. در سال ۲۰۲۶، افزایش تقاضا برای پردازندههای هوش مصنوعی، تراشههای رایانش توانبالا و فناوریهای نسل تازه نیمهرسانا، اهمیت راهبردی این پارک را بیش از پیش، افزایش داده است. تجربههای مرکز هسینچو نشان میدهد که چگونه پارکهای فناوری تخصصی میتوانند به مرکزهای اثرگذار نوآوری صنعتی در مقیاس جهانی، تبدیل شوند.
پارک علمی جونگگوانسون، پکن
جونگگوانتسون (Zhongguancun) که از آن با عنوان «دره سیلیکون چین» یاد میشود، همچنان نقش مهمی در برنامههای فناورانه چین ایفا میکند. این پارک میزبان شرکتهای پیشرو در حوزههای هوش مصنوعی، رایانش کوانتومی، زیستفناوری و ساخت پیشرفته است. راهبرد تازه ملی چین بر گسترش کاربرد هوش مصنوعی، خودکفایی فناورانه و توسعه پژوهشهای پیشرفته، تأکید ویژهای دارد و همین موضوع، اهمیت پارکهایی مانند جونگگوانتسون را در پشتیبانی از رشد آینده افزایش داده است.
مجموعه فناوری بنگلور، هند
بنگلور، همچنان جایگاه خود را بهعنوان یکی از مهمترین زیستبومهای فناوری جهان تقویت میکند. این شهر با پشتیبانی پارکهای فناوری، مرکزهای پرورش شرکتهای نوپا و مؤسسههای پژوهشی، سرمایهگذاریهای گستردهای را در زمینه توسعه نرمافزار، هوش مصنوعی، صنایع هوافضا، زیستفناوری و خدمات دیجیتال جذب کرده است. همچنین همکاری نزدیک میان دانشگاهها، مرکزهای پژوهشی و صنعت، بنگلور را به یکی از مهمترین مقصدهای نوآوری در آسیا تبدیل کرده است.
پارک علمی کمبریج، بریتانیا
یکی از موفقترین پارکهای فناوری جهان همچنان دامنه نفوذ جهانی خود را گسترش میدهد. این پارک در سال ۲۰۲۶ از برنامه توسعهای سه میلیارد پوندی خود رونمایی کرد؛ طرحی که ظرفیت پژوهش و نوآوری آن را در دهههای آینده نزدیک به سه برابر خواهد کرد. انتظار میرود این توسعه هزاران فرصت شغلی تخصصی ایجاد کند و جایگاه کمبریج را بهعنوان یکی از مهمترین قطبهای فناوری و علوم زیستی اروپا، استوارتر کند. این طرح، بیانگر افزایش تقاضا برای آزمایشگاهها، مرکزهای پژوهشی و فضاهای نوآوری مرتبط با فناوریهای پیشرفته و اکتشافات علمی است.
سوفیا آنتیپولیس، فرانسه
سوفیا آنتیپولیس که از آن با عنوان نخستین پارک علمی اروپا یاد میشود، همچنان یکی از موفقترین نمونههای زیستبوم نوآوری به شمار میرود. هزاران پژوهشگر و متخصص فناوری در زمینههایی همچون هوش مصنوعی، ارتباطات، امنیت سایبری و فناوریهای زیستمحیطی در این پارک فعالیت میکنند. موفقیت بلندمدت این مجموعه نشان میدهد که پیوند میان پژوهش دانشگاهی، توسعه کسبوکار و کیفیت زندگی در یک محیط نوآوری تا چه اندازه اهمیت دارد.
مهمترین روندهای شکلدهنده پارکهای فناوری در سال ۲۰۲۶
مرکزهای پژوهش هوش مصنوعی، ابررایانهها و زیرساختهای گسترده داده در سال ۲۰۲۶، به بخش جداییناپذیر پارکهای فناوری نوین تبدیل شدهاند. پارکهای فناوری بیش از گذشته بر کمک به شرکتهای نوپا برای تجاریسازی نوآوریها در زمینههایی مانند رباتیک، زیستفناوری، مواد پیشرفته و فناوریهای کوانتومی تمرکز دارند. بسیاری از پارکها نیز توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، ساختمانهای بدون انتشار خالص کربن، طرحهای اقتصاد چرخشی و فناوریهای مقابله با تغییرات اقلیمی را در اولویت قرار دادهاند.
همکاریهای گستردهتر میان دانشگاهها و بنگاههای اقتصادی، انتقال دانش و نوآوری را شتاب بخشیده است. دولتها نیز بیش از گذشته مؤسسههای پژوهشی را به همسوسازی فعالیتهای خود با نیازهای صنعت تشویق میکنند. پارکهای فناوری برنامههای شتابدهنده و مرکزهای پرورش شرکتهای نوپا را گسترش دادهاند تا از کارآفرینان پشتیبانی کنند و سرمایهگذاری ریسک پذیر را جذب کنند.
چالشهای پیشروی پارکهای فناوری چیست؟
با وجود موفقیتهای فراوان، پارکهای فناوری همچنان با چالشهایی روبهرو هستند. این روزها رقابت برای جذب نیروهای متخصص در پارکهای فناوری شدت گرفته است، زیرا شهرها و مناطق مختلف جهان در تلاش هستند کارکنان ماهر را به سوی خود جذب کنند. حفظ همکاریهای نیرومند با دانشگاهها، دسترسی به سرمایه و برخورداری از زیرساختهای پیشرفته، بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است.
پژوهشهای جدید نشان میدهند اگر پارکهای فناوری بیش از اندازه بر ساختوساز و توسعه املاک، تمرکز کنند و از پرورش زیستبوم نوآوری غافل شوند، ممکن است نتوانند به اهداف اصلی خود دست یابند. بدون حضور مؤسسههای پژوهشی توانمند، شبکههای کارآفرینی و سامانههای پشتیبانی مالی، دستیابی به اثرگذاری مورد انتظار، دشوار خواهد بود. یک چالش دیگر این است که مطمئن شویم نوآوری به کل جامعه سود برساند و فقط درچند بخش فناوری پیشرفته، محدود نشود.
نظر شما