از اهواز تا چذابه؛ جاده‌ای که به عشق ختم می‌شود

جاده اهواز به چذابه، این روزها میزبان موجی از عاشقان حسینی است؛ زائرانی از استان‌ها، قومیت‌ها و سلیقه‌های مختلف که با خودرو، اتوبوس یا پای پیاده راهی مرز شده‌اند تا در بزرگ‌ترین اجتماع انسانی جهان حضور پیدا کنند، در این مسیر تفاوت‌ها رنگ می‌بازد و همه زیر پرچم امام حسین (ع) هم‌سفر می‌شوند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا از خوزستان، این روزها جاده اهواز به چذابه تنها یک محور ارتباطی نیست؛ مسیری است که هر کیلومتر آن روایت تازه‌ای از عشق و دلدادگی را در خود جای داده است، خودروهای شخصی با شیشه‌هایی که پرچم «یا حسین(ع)» بر آن‌ها نصب شده، اتوبوس‌هایی که از استان‌های مختلف کشور راهی خوزستان شده‌اند،

ون‌ها، مینی‌بوس‌ها و حتی زائرانی که بخشی از مسیر را پیاده طی می‌کنند، تصویری متفاوت از این محور ترسیم کرده‌اند؛ تصویری که تنها در روزهای اربعین می‌توان آن را دید.

هرچه از اهواز دورتر می‌شوی، رنگ اربعین پررنگ‌تر می‌شود. پرچم‌های سرخ، سبز و سیاه بر فراز موکب‌ها در اهتزاز است و صدای نوحه از بلندگوها در گرمای سوزان مرداد با نسیمی که از سمت دشت می‌وزد، در هم می‌آمیزد. گرمای هوا نفس‌گیر است، اما انگار هیچ‌کس آن را احساس نمی‌کند؛ مقصد، خستگی را از یاد همه برده است.

جاده دیگر تنها مسیر عبور خودروها نیست؛ به رودخانه‌ای از انسان تبدیل شده است که از گوشه و کنار ایران به یک نقطه مشترک می‌رسند. پلاک خودروها یکی پس از دیگری از مقابل چشمانت عبور می‌کنند.

خراسان، آذربایجان، فارس، گلستان، کرمان، اصفهان، تهران، لرستان، بوشهر، هرمزگان، کرمانشاه، ایلام و ده‌ها استان دیگر؛ هر پلاک، داستان سفری چند صد یا چند هزار کیلومتری را روایت می‌کند.

از اهواز تا چذابه؛ جاده‌ای که به عشق ختم می‌شود

در این مسیر، تفاوت‌ها جایی ندارند. اینجا کسی از قومیت، زبان، مذهب یا سلیقه سیاسی دیگری نمی‌پرسد. همه یک نام مشترک دارند؛ «زائر امام حسین(ع)». مرد عرب خوزستانی کنار جوان ترک‌زبان تبریزی ایستاده، خانواده‌ای از شمال کشور در کنار عشایر لر استراحت می‌کنند و کودکی که شاید هنوز معنی اربعین را نداند، پرچم کوچکی را در دست گرفته و با لبخند میان جمعیت قدم برمی‌دارد.

هرچند کیلومتر موکبی برپا است، جوانانی که ساعت‌ها زیر آفتاب ایستاده‌اند، لیوان‌های آب خنک، شربت، چای و غذا را با لبخند به دست زائران می‌دهند. هیچ‌کس نمی‌پرسد اهل کجایی یا چه کسی هستی؛ همین که زائر باشی، برای پذیرایی کافی است. اینجا خادمان، خود را میزبان میلیون‌ها عاشق می‌دانند.

در میانه این مسیر، فرصت گفت‌وگو با زائرانی از نقاط مختلف کشور فراهم شد؛ روایت‌هایی که نشان می‌دهد اربعین، بزرگ‌ترین نمایش وحدت مردم ایران است.

از مشهد تا چذابه؛ «هر سال دلتنگ این مسیر می‌شوم»

حاج «رضا»، مردی ۵۵ ساله از مشهد است که همراه همسر و دو فرزندش به سمت مرز حرکت می‌کند. صورتش از گرمای هوا سرخ شده اما لبخند از چهره‌اش جدا نمی‌شود، می‌گوید: وقتی وارد خوزستان شدیم، احساس کردم به مقصد نزدیک شده‌ایم. مردم این استان طوری از زائران پذیرایی می‌کنند که انگار همه اعضای یک خانواده هستند.

از اهواز تا چذابه؛ جاده‌ای که به عشق ختم می‌شود

وی ادامه می‌دهد: سال گذشته بعد از بازگشت، همان روزهای اول دلتنگ این مسیر شدم. اربعین فقط رسیدن به کربلا نیست؛ همین جاده، همین موکب‌ها و همین مهربانی مردم، بخشی از زیارت است.

از او می‌پرسم سختی راه خسته‌اش نکرده است؟ با لبخند پاسخ می‌دهد: اگر قرار باشد برای امام حسین(ع) سختی نکشیم، پس برای چه کسی؟

اینجا هیچ‌کس غریبه نیست

کمی جلوتر، گروهی از جوانان تبریزی کنار اتوبوسشان ایستاده‌اند. یکی از آن‌ها می‌گوید: نخستین بار است که از مرز چذابه راهی عراق می‌شود، دوستانم همیشه از حال‌وهوای این مسیر تعریف می‌کردند، اما تا نبینی، باور نمی‌کنی. اینجا همه به هم سلام می‌کنند، برای هم دعا می‌کنند و اگر کسی مشکلی داشته باشد، ده‌ها نفر برای کمک می‌آیند.»

او لحظه‌ای به جمعیت نگاه می‌کند و ادامه می‌دهد: «در زندگی روزمره شاید اختلاف‌نظرهای زیادی داشته باشیم، اما اینجا همه فقط یک هویت داریم؛ زائر امام حسین(ع).

در یکی از موکب‌ها، مادری از شیراز همراه سه فرزندش مشغول استراحت است توضیح‌ می‌دهد: سال‌ها آرزو داشته فرزندانش فضای اربعین را از نزدیک ببینند، هیچ کلاس درسی نمی‌تواند چیزی را که بچه‌ها اینجا یاد می‌گیرند، آموزش بدهد. آن‌ها می‌بینند انسان‌هایی بدون هیچ چشمداشتی ساعت‌ها خدمت می‌کنند، غذا می‌پزند، آب توزیع می‌کنند و فقط از زائران می‌خواهند برایشان دعا کنند.

از اهواز تا چذابه؛ جاده‌ای که به عشق ختم می‌شود

وی با نگاهی به کودکانش می‌گوید: دوست دارم فرزندانم بدانند محبت، ایثار و همدلی فقط در کتاب‌ها نیست؛ همین جا، در جاده اهواز به چذابه، جریان دارد.

چند کیلومتر مانده به مرز، مردی از یاسوج که با کاروانی از استان یاسوج سفر کرده، از حس و حالش می‌گوید: وقتی از شهرمان حرکت کردیم، فکر می‌کردم فقط هم‌استانی‌های خودمان را ببینم، اما حالا احساس می‌کنم تمام ایران در این جاده جمع شده است.

وی ادامه می‌دهد: در طول مسیر با زائرانی از خوزستان، اصفهان، بوشهر، کرمانشاه، تهران و استان‌های دیگر هم‌صحبت شدیم. لهجه‌ها فرق می‌کند، اما اشک‌ها هنگام شنیدن نام امام حسین(ع) یکی است.

خادمی که زیارتش را در خدمت به زائران می‌بیند

در یکی از موکب‌های مسیر، جوانی حدود ۳۰ ساله از اهواز مشغول توزیع آب میان زائران است. از صبح زود تا نیمه‌شب، لحظه‌ای آرام و قرار ندارد وی می‌گوید: چند سال است تصمیم گرفته‌ام به جای رفتن به کربلا، اینجا بمانم و خدمت کنم. وقتی لبخند رضایت زائران را می‌بینم، احساس می‌کنم خودم هم در زیارت شریک هستم.

وی' لیوان دیگری از آب خنک را به دست زائری می‌دهد و ادامه می‌دهد: اگر میلیون‌ها نفر هم بیایند، مردم خوزستان با افتخار از آن‌ها پذیرایی می‌کنند. این افتخار ما است.

هرچه به چذابه نزدیک‌تر می‌شویم، حجم جمعیت بیشتر می‌شود. خودروها آرام حرکت می‌کنند، اما کسی بی‌حوصله نیست. همه می‌دانند که این ترافیک، ترافیک عشق است.

از اهواز تا چذابه؛ جاده‌ای که به عشق ختم می‌شود

پرچم‌های «لبیک یا حسین(ع)» در باد تکان می‌خورند، صدای صلوات و نوحه از موکب‌ها شنیده می‌شود و زائرانی که کیلومترها راه را پشت سر گذاشته‌اند، با دیدن تابلوهای مرز، اشک شوق می‌ریزند.

در این جاده، فاصله میان استان‌ها از بین رفته است. عرب و فارس، لر و ترک، بلوچ و کرد، پیر و جوان، زن و مرد، همه در یک مسیر قدم گذاشته‌اند؛ مسیری که مقصد آن فقط چذابه یا حتی کربلا نیست، بلکه رسیدن دل‌ها به یکدیگر است.

شاید راز ماندگاری اربعین همین باشد؛ اینکه در روزگاری که جهان از اختلاف‌ها سخن می‌گوید، جاده اهواز به چذابه هر سال تصویری متفاوت خلق می‌کند؛ تصویری از مردمی که با همه تفاوت‌هایشان، زیر پرچم امام حسین(ع) یک‌صدا می‌شوند و عشق را قدم‌به‌قدم تا مرزهای کربلا روایت می‌کنند.

کد مطلب 992206

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.