مقصر واقعی گرانی مواد غذایی آمریکا کیست؟

با وجود فشار بی‌سابقه تورم بر خانوارهای آمریکایی، بسیاری از اقتصاددانان معتقدند متهم کردن سوپرمارکت‌ها به «گران‌فروشی» بیش از آنکه ریشه اقتصادی داشته باشد، پاسخی سیاسی و پوپولیستی به بحران هزینه‌های زندگی است.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، افزایش قیمت مواد غذایی در سال‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های اقتصادی خانوارهای آمریکایی تبدیل شده است. بر اساس تازه‌ترین نظرسنجی‌ها، نزدیک به دوسوم شهروندان آمریکا هزینه خرید مواد غذایی را مهم‌ترین منبع فشار مالی خود می‌دانند؛ رقمی که از نگرانی درباره هزینه مسکن، سوخت یا سایر مخارج ضروری نیز بیشتر است، با این حال هم‌زمان با تشدید نارضایتی عمومی، برخی سیاست‌مداران و گروه‌های سیاسی انگشت اتهام را به سمت فروشگاه‌های زنجیره‌ای و سوپرمارکت‌ها نشانه رفته‌اند و آن‌ها را عامل اصلی افزایش قیمت‌ها معرفی می‌کنند، اما بسیاری از اقتصاددانان این روایت را ساده‌سازی یک مسئله پیچیده می‌دانند، بررسی صورت‌های مالی بزرگ‌ترین خرده‌فروشان آمریکا نشان می‌دهد حاشیه سود عملیاتی سوپرمارکت‌ها به‌طور معمول بسیار پایین است و به‌طور متوسط حدود یک درصد از فروش آن‌ها را تشکیل می‌دهد.

به بیان دیگر، بخش عمده درآمد فروشگاه‌ها صرف خرید کالا، حمل‌ونقل، دستمزد کارکنان، انرژی، اجاره و سایر هزینه‌های عملیاتی می‌شود و فضای چندانی برای افزایش سود از طریق بالا بردن قیمت‌ها وجود ندارد.

تحلیلگران معتقدند افزایش قیمت مواد غذایی بیش از هر چیز نتیجه شوک‌های متوالی در سمت عرضه است، همه‌گیری کرونا زنجیره‌های تأمین جهانی را مختل کرد، هزینه حمل‌ونقل و نیروی کار را افزایش داد و پس از آن، جنگ اوکراین بازار غلات، کودهای شیمیایی و انرژی را تحت فشار قرار داد.

در سال‌های اخیر نیز خشکسالی، بیماری‌های دامی همچون آنفلوانزای پرندگان، افزایش تعرفه‌های وارداتی و تنش‌های ژئوپلیتیکی در خاورمیانه هزینه تولید و توزیع مواد غذایی را بیش از گذشته افزایش داده‌اند، آمارها نشان می‌دهد قیمت مواد غذایی در آمریکا از ابتدای سال ۲۰۱۹ تاکنون حدود ۳۳ درصد افزایش یافته است؛ شدیدترین رشد در بیش از نیم قرن گذشته، این افزایش موجب شده بسیاری از خانوارها الگوی خرید خود را تغییر دهند؛ از استفاده گسترده‌تر از کوپن‌های تخفیف و خرید برندهای ارزان‌تر گرفته تا کاهش مصرف گوشت، حذف بعضی کالاهای غیرضروری و مراجعه هم‌زمان به چند فروشگاه برای یافتن قیمت‌های پایین‌تر، در مقابل، برخی اقتصاددانان مفهوم «طمع‌تورمی» یا Greedflation را مطرح می‌کنند و معتقدند در برخی صنایع، شرکت‌ها از فضای تورمی برای افزایش حاشیه سود استفاده کرده‌اند، با این حال درباره بازار خرده‌فروشی مواد غذایی اجماع گسترده‌ای وجود ندارد و بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که رقابت شدید میان فروشگاه‌های زنجیره‌ای، امکان افزایش دلخواه قیمت‌ها را محدود می‌کند، حتی مطالعات اقتصادی نشان می‌دهد اگر فروشگاهی قیمت‌ها را بیش از حد افزایش دهد، مشتریان به‌سرعت به رقبای دیگر یا برندهای ارزان‌تر روی می‌آورند.

از سوی دیگر، فشار هزینه‌های زندگی تنها به مواد غذایی محدود نمی‌شود، اگرچه دستمزد متوسط کارکنان تمام‌وقت در آمریکا طی سال‌های اخیر رشد کرده، اما افزایش هم‌زمان هزینه مسکن، برق، بیمه و خدمات موجب شده خانوارها همچنان احساس کاهش قدرت خرید داشته باشند، در چنین شرایطی خرید روزانه مواد غذایی که به‌طور مستقیم توسط مصرف‌کنندگان مشاهده می‌شود، به نمادی از تورم و فشار اقتصادی تبدیل شده است.

کارشناسان اقتصادی تأکید می‌کنند که مهار پایدار قیمت مواد غذایی نیازمند کاهش هزینه‌های تولید، بهبود زنجیره تأمین، افزایش بهره‌وری بخش کشاورزی و ایجاد ثبات در بازارهای انرژی است؛ نه‌تنها متهم کردن فروشگاه‌های خرده‌فروشی، به اعتقاد آن‌ها، اگرچه نظارت بر رقابت و جلوگیری از سوءاستفاده احتمالی ضروری است، اما ریشه اصلی گرانی مواد غذایی را باید در مجموعه‌ای از عوامل جهانی، از شوک‌های عرضه و تغییرات اقلیمی گرفته تا سیاست‌های تجاری و تنش‌های ژئوپلیتیکی جست‌وجو کرد.

کد مطلب 991681

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.