به گزارش خبرگزاری ایمنا، اکبر عبدی آقاباقر در ۴ شهریور ۱۳۳۹ در محله قدیمی صدرالاشراف، واقع در میان میدان شوش و خراسان در جنوب تهران چشم به جهان گشود و دوران نوجوانی خود را در محله نازیآباد سپری کرد. پدر او، علی عبدی، کارگری زحمتکش در کارخانه چیتسازی و اصالتاً اهل روستای آقاباقر استان اردبیل بود و مادرش، سادات خانم، بانویی تهرانیالاصل و خیاط بود.

این ریشه اردبیلی همواره مایه افتخار عبدی بود، به طوری که در سال ۱۳۹۴ کلید طلایی شهر اردبیل به پاس جایگاه هنریاش به وی اهدا شد. اکبر در خانوادهای پرجمعیت با سه برادر و یک خواهر بزرگ شد. برادر او، اصغر عبدی، از دلاور مردان تیپ ۵۵ هوابرد شیراز بود که در سال ۱۳۶۳ در جبهه فکه به شدت مجروح و شیمیایی شد و پس از سالها تحمل رنج جانبازی، در اسفند ۱۳۸۰ به شهادت رسید.

اکبر عبدی در سال ۱۳۵۸ با دختردایی خود، نینا (معصومه) قاسمی ازدواج کرد؛ ازدواجی سنتی و پایدار که بیش از سه دهه تداوم یافت. حاصل این زندگی مشترک، دختری به نام المیرا عبدی است که در برخی پروژههای تئاتر و سینما در کنار پدرش به ایفای نقش پرداخته است.

ورود عبدی به عرصه بازیگری با چالشهای بسیاری همراه بود؛ چرا که پدرش در ابتدا به شدت با فعالیتهای نمایشی او مخالفت میکرد و اصرار داشت که او حرفهای صنعتی چون تراشکاری را دنبال کند. در این میان، فداکاری بیدریغ مادرش که با فروش سه عدد از النگوهای خود هزینه ثبتنام اکبر را در کلاسهای بازیگری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نازیآباد تامین کرد، مسیر زندگی او را تغییر داد.
آثار ماندگار اکبر عبدی؛ ستارهای که کمدی و درام را پیوند زد
کارنامه بازیگری اکبر عبدی سندی بر نبوغ ذاتی او در خلق تیپها و شخصیتهای گوناگون است. او با فیلم «جنجال بزرگ» در سال ۱۳۶۳ وارد سینما شد و بلافاصله با همکاری با کارگردانان طراز اول سینمای ایران، جایگاه خود را به عنوان بازیگری فراتر از کلیشههای رایج کمدی تثبیت کرد. توانایی عبدی در تلفیق رفتارهای کمدی با لایههای عمیق دراماتیک، در شاهکار علی حاتمی یعنی فیلم «مادر» تجلی یافت.

او با بازی در نقش «غلامرضا»، فرزند معلول ذهنی خانواده، شخصیتی خلق کرد که مرز میان خنده و گریه را از بین برد و یکی از ماندگارترین تصاویر تاریخ سینمای ایران را ثبت نمود. عبدی همزمان در آثار برجستهای چون «اجارهنشینها» ساخته داریوش مهرجویی و «ای ایران» به کارگردانی ناصر تقوایی، تفاوتهای ساختاری طنز موقعیت و کمدی سیاه اجتماعی را به بهترین شکل به نمایش گذاشت.
یکی دیگر از ابعاد جسورانه هنری او، مهارت در ایفای نقشهای زنپوش بود. عبدی در فیلم «آدمبرفی» به کارگردانی داوود میرباقری با گریمی سنگین و بازی در دو قالب مردانه و زنانه، استانداردی نوین در این تیپ بازیگری تعریف کرد. این تجربه موفق بعدها در فیلم «خوابم میآد» ساخته رضا عطاران تکرار شد که در آن نقش مادر رضا را بازی کرد و مجدداً تحسین منتقدان را برانگیخت.

او در تلویزیون نیز با بازی در سریالهای عظیمی همچون «امام علی (ع)»، «معصومیت از دست رفته» و «در چشم باد» ثابت کرد که مهارت شگرفی در بازآفرینی شخصیتهای تاریخی دارد.
| نام اثر شاخص | قالب اثر | کارگردان | سال تولید | ویژگی کاراکتر و تحلیل نقشآفرینی |
|
بازم مدرسهام دیر شد |
مجموعه تلویزیونی | سمیه زارعینژاد | ۱۳۶۲ |
نقش پسرکی بازیگوش؛ اثری که عبدی را به محبوبترین چهره تلویزیون تبدیل کرد |
|
اجارهنشینها |
فیلم سینمایی | داریوش مهرجویی | ۱۳۶۵ |
کاراکتر «آقای قندی»؛ بازنمایی نمادین طبقه واسطهگر شهری در بستر یک کمدی رئالیستی |
|
مادر |
فیلم سینمایی | علی حاتمی | ۱۳۶۸ |
نقش «غلامرضا»؛ ارائه یکی از انسانیترین پرترههای معلولیت ذهنی در تاریخ سینما |
|
دلشدگان |
فیلم سینمایی | علی حاتمی | ۱۳۷۰ |
نوازنده تنبک؛ تجسمی شاعرانه از رنج هنرمندان در دوران قاجار |
|
هنرپیشه |
فیلم سینمایی | محسن مخملباف | ۱۳۷۱ |
نقش خودش؛ واکاوی روانشناختی بحرانهای هویت و زندگی شخصی یک کمدین مشهور |
|
آدمبرفی |
فیلم سینمایی | داوود میرباقری | ۱۳۷۳ |
نقش «عباس خاکپور / درنا»؛ اثری خطشکن در تحلیل پدیده مهاجرت و هویت جنسیتی |
|
اخراجیها |
فیلم سینمایی | مسعود دهنمکی | ۱۳۸۵ |
نقش «بایرام لودر»؛ تلفیق موفق ادبیات عامیانه با فضای جنگ و دفاع مقدس |
سبک هنری و جوایز اکبر عبدی در جشنوارههای ملی
اکبر عبدی از معدود بازیگرانی بود که تئوریهای آکادمیک بازیگری را با غریزه ناب و تجربه زیسته خود در محلات جنوب تهران پیوند زد. توانایی او در «تیپسازی» منحصربهفرد بود؛ او میتوانست بدون فرو رفتن در ورطه تکرار، از فیزیک سنگین، صدای منعطف و میمیک متغیر خود برای خلق شخصیتهایی کاملاً متمایز استفاده کند. همین ویژگیها او را به یکی از پرافتخارترین بازیگران سینمای کشور تبدیل کرد.
او دو بار موفق به دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از جشنواره فیلم فجر شد؛ نخستین بار در سال ۱۳۶۸ برای بازی بیتکرار در فیلم «مادر» و بار دوم در سال ۱۳۹۰ برای ایفای نقش زنپوش در فیلم «خوابم میآد».

علاوه بر این جوایز، عبدی بارها نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد از جمله برای فیلمهای «هنرپیشه» و «رسوایی» شد که نشاندهنده گستره تواناییهای او در هر دو حوزه کمدی و درام مذهبی-اجتماعی است.
او در سال ۱۳۹۲ نشان درجه یک فرهنگ و هنر (معادل دکتری افتخاری) را به پاس چهار دهه تلاش در ارتقای سطح کیفی بازیگری ایران دریافت کرد. همچنین در سال ۱۳۹۶، جشنواره فیلم فجر با برگزاری یک نکوداشت باشکوه، جایزه ویژه یک عمر فعالیت هنری را به این ستاره بیتکرار اهدا نمود.
| دوره جشنواره فجر | رده و بخش جایزه | نام اثر هنری | وضعیت نامزدی/ کسب جایزه |
|---|---|---|---|
|
دوره هشتم (۱۳۶۸) |
بهترین بازیگر نقش مکمل مرد | مادر |
برنده سیمرغ بلورین |
|
دوره یازدهم (۱۳۷۱) |
بهترین بازیگر نقش اول مرد | هنرپیشه |
نامزدشده |
|
دوره هفدهم (۱۳۷۷) |
بهترین بازیگر نقش اول مرد | جنگجوی پیروز |
نامزدشده |
|
دوره بیستم (۱۳۸۰) |
بهترین بازیگر نقش مکمل مرد | نان، عشق و موتور ۱۰۰۰ |
نامزدشده |
|
دوره سیام (۱۳۹۰) |
بهترین بازیگر نقش مکمل مرد | خوابم میآد |
برنده سیمرغ بلورین |
|
دوره سی و یکم (۱۳۹۱) |
بهترین بازیگر نقش اول مرد | رسوایی |
نامزدشده |
|
دوره سی و دوم (۱۳۹۲) |
بهترین بازیگر نقش مکمل مرد | خوابزدهها |
نامزدشده |
|
دوره سی و ششم (۱۳۹۶) |
جایزه ویژه یک عمر فعالیت هنری | کل کارنامه هنری |
برنده جایزه بزرگداشت |
علت درگذشت اکبر عبدی و جزئیات بالینی بیماری او
این بازیگر محبوب بیش از دو دهه با بیماریهای زمینهای و فرساینده دستوپنجه نرم میکرد. او سالها مبتلا به دیابت پیشرفته و نوسانات شدید قند خون بود که همین موضوع در دورههای مختلف منجر به بستری شدن وی در مراکز درمانی شده بود.
علاوه بر دیابت، نارسایی شدید کلیوی بزرگترین چالش سلامتی او در اواخر دهه ۱۳۹۰ بود که در نهایت کار را به درمانهای مکرر دیالیز کشاند. عبدی پس از مدتها تحمل رنج دیالیز، عمل جراحی پیوند کلیه را با موفقیت پشت سر گذاشت. با این حال، به دلیل مصرف داروهای سرکوبکننده سیستم ایمنی پس از پیوند، وی همواره در معرض ابتلا به عفونتهای مکرر و عوارض جانبی قرار داشت و ناچار بود هر دو یا سه ماه یکبار برای پایش سلامت و کنترل سیستمیک بستری شود.
روند بحرانی شدن سلامت وی در اردیبهشتماه سال ۱۴۰۵ آغاز شد؛ زمانی که او به دلیل سکته قلبی در بخش مراقبتهای ویژه (ICU) یکی از بیمارستانهای تهران بستری گردید. در این دوره، وضعیت بالینی وی به شدت نوسان داشت، به طوری که مسعود دهنمکی، کارگردان سینما، اعلام کرد عبدی دچار یک یا دو مورد سکته خفیف شده و برای پایدارسازی شرایطش، پزشکان او را برای چند روز در وضعیت خواب مصنوعی قرار دادهاند.

با وجود بیم و امیدهای فراوان و ملاقات چهرههای برجستهای همچون همایون اسعدیان و مهران غفوریان، وضعیت وی به تدریج رو به بهبود رفت و پس از انتقال به بخش عمومی، در ۵ خرداد ۱۴۰۵ از بیمارستان ترخیص شد. با وجود ترخیص و روحیه بالای عبدی که حتی روی تخت بیمارستان با همکارانش نظیر محمدرضا شریفینیا شوخی میکرد، عوارض شدید سکته قلبی و ضعف سیستم ایمنی ناشی از پیوند کلیه در نهایت سیستم قلبی-عروقی او را به شدت تضعیف کرد و قلب پرمهر این هنرمند امروز در دوم مردادماه ۱۴۰۵ برای همیشه از تپش بازایستاد.

ماجرای احوالپرسی رهبر شهید از مرحوم اکبر عبدی
مرحوم اکبر عبدی چندی پیش از ماجرای احوالپرسی رهبر شهید انقلاب از این هنرمند سخن گفته بود:« در بیمارستان که بودم آقا دو بار حال من را پرسیده بود و ابراز لطف کرده بود.»
جزئیات مراسم تشییع اکبر عبدی
مسعود دهنمکی، کارگردان سینما در گفتوگویی اعلام کرد پیکر زندهیاد اکبر عبدی، صبح یکشنبه (۴ مرداد) از مقابل تالار وحدت تشییع میشود.
غروب اکبر عبدی پایانبخش فصلی زرین و تکرارناپذیر در تاریخ هنرهای نمایشی ایران است. او با هوش ذاتی خود توانست زبان مشترکی میان نخبگان سینمایی و تودههای مردم ایجاد کند؛ هنرمندی مردمی که دردها، شادیها، تناقضها و امیدهای جامعه را روی پرده نقرهای منعکس میکرد.

عبدی با وجود تحمل سالها رنج بیماری، تا آخرین روزهای زندگی تعهد خود را به شاد کردن دل مردم و خدمت به فرهنگ ملی حفظ کرد. امروز جامعه ایران در سوگ هنرمندی نشسته است که جای خالی او در سینما، تئاتر و تلویزیون به این سادگیها پر نخواهد شد. یاد، نام و نقشهای بینظیر او در حافظه جمعی ایرانیان برای همیشه جاودان خواهد ماند. روحش شاد و یادش گرامی.
نظر شما