به گزارش خبرگزاری ایمنا، بازار طلا و ارز در اقتصاد ایران، تنها دو بازار موازی برای سرمایهگذاری نیستند؛ بلکه بخشی از سازوکار انتقال نقدینگی، شکلگیری انتظارات تورمی و اجرای سیاستهای پولی به شمار میآیند. در شرایطی که نااطمینانیهای اقتصادی، کاهش قدرت خرید پول ملی و محدودیتهای ارزی، تقاضا برای داراییهای امن را افزایش داده است، هرگونه تغییر در الگوی سرمایهگذاری خانوارها میتواند پیامدهایی فراتر از نوسان قیمتها داشته باشد. گسترش سکوهای آنلاین خرید و فروش طلا نیز در همین چارچوب، پرسشهای تازهای را پیش روی سیاستگذاران قرار داده است؛ آیا این پلتفرمها تنها دسترسی مردم به یک دارایی سرمایهای را تسهیل کردهاند یا اینکه در حال تغییر مسیر گردش نقدینگی و اثرگذاری بر بازارهای پولی و تولیدی کشور هستند؟
پاسخ به این پرسش، محل اختلاف دیدگاه اقتصاددانان و فعالان صنعت طلا است. گروهی معتقدند انتقال بخشی از تقاضای سرمایهای از بازار ارز به بازار طلا، به دلیل امکان مداخله آسانتر بانک مرکزی در بازار طلا، میتواند به مدیریت بهتر نقدینگی و کاهش فشار بر بازار ارز کمک کند. در مقابل، فعالان صنعت طلا هشدار میدهند که توسعه بیضابطه معاملات آنلاین طلای آبشده، اگر بدون تکمیل زیرساختهای نظارتی، مالیاتی و حمایتی از تولید انجام شود، ممکن است به تضعیف زنجیره ارزش صنعت طلا، کاهش اشتغال و افت ارزش افزوده منجر شود. از نگاه اقتصاد کلان نیز بسیاری از پژوهشها تأکید دارند که قیمت طلا و ارز بیش از هر چیز تحت تأثیر متغیرهایی همچون تورم، سیاستهای پولی، نرخ بهره، انتظارات اقتصادی و تراز تجاری قرار دارند و فناوری معامله، بهتنهایی تعیینکننده جهت حرکت اقتصاد نیست.
هدایت نقدینگی از بازار ارز به بازار طلا، مهمترین مزیت راهبردی معاملات طلا برای سیاستگذار پولی است
بر همین اساس، بررسی نسبت میان بازار طلا، بازار ارز و سیاستگذاری پولی، نیازمند نگاهی فراتر از موافقت یا مخالفت با معاملات آنلاین است؛ نگاهی که هم ظرفیت این ابزارها برای افزایش شفافیت و مدیریت تقاضا را بسنجد و هم پیامدهای احتمالی آن بر تولید، اشتغال، ارزشآفرینی و ساختار اقتصاد ملی را مورد ارزیابی قرار دهد، در ادامه دیدگاههای دو طیف از کارشناسان اقتصادی و فعالان صنعت طلا درباره فرصتها، مخاطرات و الزامات سیاستگذاری در این حوزه بررسی میشود.

امیرمحمد گلوانی اقتصاددان و تحلیلگر ارشد اقتصادی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا درباره سازوکار بازار طلا و ارز و نسبت آن با سیاستگذاری پولی کشور، میگوید: از منظر کارکردی، تفاوت چندانی میان ارز و طلا وجود ندارد؛ هر دو دارایی، پناهگاهی برای نقدینگیای هستند که بهقصد حفظ ارزش یا سوداگری وارد بازار میشود. اما نکتهی کلیدی و تعیینکننده اینجاست که معاملات طلا، چه در قالب آنلاین و چه فیزیکی، مسیر جریان این نقدینگی را از بازارهای دلارمحور منحرف کرده و به سمت طلا هدایت میکند؛ و همین انحراف مسیر است که برای سیاستگذار پولی اهمیت راهبردی پیدا میکند.
وی در تشریح این موضوع راهبردی میافزاید: بانک مرکزی از حیث ابزاری، توان تأمین طلا را بهمراتب بیشتر و راحتتر از تأمین ارز در اختیار دارد؛ ضمن آنکه چارچوب قانونی نیز به صادرکنندگان اجازه میدهد بهجای تعهد ارزی، تعهد خود را با ورود طلا تسویه کنند. این ظرفیت مضاعف، عملاً به سیاستگذار امکان مداخله فعالتر و انعطافپذیرتر میدهد؛ امکانی که در بازار ارز، به دلیل محدودیتهای ذخایر و ملاحظات ارزی، به این سادگی در دسترس نیست.
این اقتصاددان با استناد به تجربه عملی سیاستگذاری در سالهای اخیر بیان میکند : نمونه عینی این مداخلهگری را در حراج مکرر سکه و همچنین پیشفروش سکه توسط بانک مرکزی در یکی دو سال گذشته شاهد بودهایم؛ ابزاری که به میانجی آن، بخش قابلتوجهی از تقاضای سفتهبازانه و تقاضای حفظارزش در بازار مهار و جذب شده است.
وی تأکید میکند: بُعد دیگر اهمیت این سازوکار، شفافیت آن برای نهاد سیاستگذار است؛ چراکه از این طریق، سیاستگذار تصویر روشنی از حجم واقعی تقاضا و ترکیب متقاضیان به دست میآورد، دادهای که پایه تصمیمگیری دقیقتر را فراهم میکند.
معاملات آنلاین طلا: توسعه مالی واقعی یا تنها تسهیل دسترسی؟
گلوانی در پاسخ به این پرسش که آیا گسترش معاملات آنلاین طلا را میتوان در چارچوب توسعه بازارهای مالی ارزیابی کرد، ابتدا بر ضرورت تفکیک مفهومی این دو موضوع تأکید میکند و میگوید: پاسخ به این پرسش بهطورکامل به ماهیت ابزار مورد بحث بستگی دارد. چنانچه منظور از معاملات آنلاین، تنها خرید و فروش طلای آبشده باشد، این فعالیت به هیچ عنوان در زمره بازار مالی قرار نمیگیرد و تنها تسهیل یک مبادله کالایی سنتی در بستری دیجیتال است، اما اگر منظور صندوقهای طلای قابل معامله در بورس باشد، آنگاه میتوان آن را نمونهای معتبر از توسعه ابزارهای مالی دانست.
این اقتصاددان با رد این فرضیه که گسترش این معاملات، اقتصاد را به سمت فعالیتهای غیرمولد سوق میدهد، بیان میکند: جهتگیری کلان اقتصاد به سمت فعالیتهای تولیدی یا غیرتولیدی، متغیری مستقل از فناوری بستر معامله است؛ این تصمیم را عوامل بنیادیتری در اقتصاد رقم میزنند، فارغ از اینکه معامله بهصورت آنلاین انجام شود یا سنتی، شفاف باشد یا غیرشفاف.
وی برای تقویت این استدلال به شاهدی تاریخی اشاره میکند: حتی در دورانی که معاملات آنلاین طلا وجود نداشت، باز هم در مقاطعی شاهد گرایش گسترده مردم به داراییهای امن و داراییهای دلاری برای مصون ماندن از تورم ریالی بودهایم؛ رفتاری که نشان میدهد ریشه این گرایش، فراتر از ابزار معامله است.
گلوانی با تمایز دقیق میان «علت» و «تسهیلگر» تصریح میکند: آنچه معاملات آنلاین تغییر داده، نه انگیزه بنیادین سرمایهگذار بلکه میزان فریکشن و اصطکاک مسیر دسترسی است؛ این تسهیلگری را نباید با یک محرک اقتصادی که پول را به سمت فعالیتهای مولد یا غیرمولد هدایت میکند اشتباه گرفت. به بیان او، معاملات آنلاین طلا در واقع نقش یک دماسنج را ایفا میکنند، نه نقش یک عامل جهتدهنده؛ ابزاری که واقعیتهای از پیش موجود در اقتصاد کشور را بازتاب میدهد، نه آنکه خود آن واقعیتها را خلق کند.
فناوری باید در خدمت توسعه صنعت باشد، نه بستری برای گسترش خامفروشی
این اقصتاددان در تحلیل پیامدهای بلندمدت هدایت سرمایههای خرد به سمت معاملات طلا بهجای فعالیتهای تولیدی، اظهار میکند: واقعیت انکارناپذیر این است که این روند، فرآیند تأمین مالی برای فعالیتهای تولیدی و ارزشآفرین را دشوارتر میکند؛ چراکه بخشی از وجوه موجود در اقتصاد، بهجای تزریق به چرخه تولید، صرف سفتهبازی، سوداگری و معاملاتی با ماهیت صرفاً حفظارزش میشود، پدیدهای که با توجه به شرایط اقتصاد کلان، کاملاً طبیعی و قابل پیشبینی است.
وی با تأکید ویژه بر دقت مفهومی در تحلیل این پدیده بیان میکند: نکته بسیار مهم این است که این رویهها را نباید در جایگاه «علت» مسائل اقتصادی نشاند؛ این رفتارها همگی «معلول» شرایط کلانتر اقتصادیاند و نباید بهعنوان عامل اصلی و ریشهای مشکلات تولید و اشتغال شناسایی شوند.

ابراهیم حبیباللهی عضو هیئترئیسه اتحادیه طلا و جواهر اصفهان و رئیس انجمن تولیدکنندگان و صادرکنندگان طلا ، با انتقاد از توسعه شتابزده معاملات آنلاین طلای آبشده، اظهار میکند: یکی از دغدغههای جدی فعالان صنعت طلا، گسترش خامفروشی در قالب پلتفرمهای آنلاین است؛ موضوعی که با وجود آثار گسترده اقتصادی، صنعتی و مالیاتی، هنوز بهصورت جامع در جلسات سیاستگذاری کشور مورد بررسی قرار نگرفته است، انتظار ما این است که پیش از هرگونه توسعه این بازار، از ظرفیت کارشناسان، تشکلهای صنفی و فعالان صنعت استفاده شود تا فرصتها و مخاطرات این مدل کسبوکار بهصورت علمی و کارشناسی ارزیابی شود.
وی میافزاید: اصل استفاده از فناوریهای نوین و توسعه خدمات آنلاین، اقدامی مثبت و اجتنابناپذیر است، اما مسئله این است که فناوری نباید به بستری برای گسترش خامفروشی تبدیل شود، اگر زیرساختهای حقوقی، مالیاتی، نظارتی و فنی همگام با توسعه این پلتفرمها شکل نگیرد، ممکن است در آینده با چالشهایی روبهرو شویم که جبران آنها بسیار دشوارتر از مدیریت امروز خواهد بود.
عضو هیئترئیسه اتحادیه طلا و جواهر اصفهان و رئیس انجمن تولیدکنندگان و صادرکنندگان طلا با اشاره به برخی دیدگاهها برپایه اینکه هدایت سرمایههای مردم از بازار ارز به بازار طلا میتواند به کاهش التهاب بازار ارز کمک کند، تصریح میکند: این نگاه سالهاست در اقتصاد ایران مطرح میشود، اما از منظر اقتصاد کلان نمیتوان آن را راهکاری تعیینکننده برای کنترل نرخ ارز دانست. قیمت ارز تابع رفتار سرمایهگذاران خرد نیست، بلکه متغیرهایی همچون حجم صادرات و واردات، درآمدهای ارزی، تراز تجاری، سیاستهای پولی و ارزی، میزان عرضه ارز و انتظارات فعالان اقتصادی نقش اصلی را در تعیین نرخ ارز ایفا میکنند.
حبیباللهی ادامه میدهد: ممکن است بخشی از تقاضای خرد از بازار ارز به سمت بازار طلا منتقل شود، اما این جابهجایی تأثیر معناداری بر متغیرهای بنیادین اقتصاد نخواهد داشت، تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده است که تغییر رفتار سرمایهگذاران خرد، بهتنهایی قادر به تغییر مسیر بازار ارز نیست و تصمیمهای کلان اقتصادی همچنان تعیینکنندهترین عامل در این حوزه محسوب میشوند.
وی با اشاره به قوانین محدودکننده نگهداری ارز میگوید: طی سالهای اخیر، قانونگذار با اعمال محدودیتها و جرمانگاری برخی مصادیق نگهداری و معاملات غیررسمی ارز، تلاش کرده است تقاضای غیرمولد را کاهش دهد، اما حتی در چنین شرایطی نیز مشاهده میشود که قیمت ارز بیش از هر چیز تحت تأثیر جریان تجارت خارجی، درآمدهای ارزی کشور و سیاستهای بانک مرکزی قرار دارد، نه خریدهای خرد مردم.
عضو هیئترئیسه اتحادیه طلا و جواهر اصفهان تأکید میکند: به همین دلیل، اگر تصور شود که توسعه فروش آنلاین طلای آبشده میتواند نسخهای برای کنترل بازار ارز باشد، این تحلیل از منظر اقتصادی نیازمند بازنگری است؛ زیرا انتقال سرمایه از یک دارایی به دارایی دیگر، بدون اصلاح عوامل بنیادین اقتصاد، تأثیر پایداری بر ارزش پول ملی یا نرخ ارز نخواهد داشت.
![]()
حبیباللهی در ادامه با تشریح پیامدهای گسترش خامفروشی بیان میکند: صنعت طلا تنها به خرید و فروش فلز گرانبها محدود نمیشود، بلکه زنجیرهای از استخراج، پالایش، طراحی، تولید، ساخت، مخراجکاری، فروش، صادرات و خدمات پس از فروش را در بر میگیرد، ارزش اقتصادی این صنعت زمانی ایجاد میشود که طلا از یک ماده خام به محصولی با ارزش افزوده تبدیل شود، هرچه سهم معاملات طلای خام بیشتر شود، سهم تولید و ارزشآفرینی نیز کاهش پیدا میکند.
وی تاکید میکند: امروز هزاران نفر در کارگاههای طلاسازی، واحدهای طراحی، ریختهگری، آبکاری، مخراجکاری، پرداخت، فروش و صادرات مصنوعات طلا مشغول فعالیت هستند، اگر سرمایهها به جای ورود به این زنجیره تولید، صرف خرید و فروش طلای خام شود، بهتدریج چرخه تولید تضعیف شده و بخشی از فرصتهای شغلی این صنعت از بین خواهد رفت.
رئیس انجمن تولیدکنندگان و صادرکنندگان طلا، نقره، جواهر و سنگهای قیمتی استان اصفهان ادامه میدهد: یکی دیگر از پیامدهای توسعه بیضابطه معاملات طلای آبشده، کاهش ارزش افزوده اقتصادی است، در صنعت طلا، بخش عمده ارزشآفرینی از محل طراحی، ساخت، فناوری، مهارت نیروی انسانی و صادرات مصنوعات ایجاد میشود، زمانی که این زنجیره به خامفروشی محدود شود، بخش قابل توجهی از ظرفیت تولید ثروت از اقتصاد کشور حذف خواهد شد.
وی با اشاره به آثار مالی این روندتصریح میکند: کاهش تولید مصنوعات، به معنای کاهش درآمد واحدهای تولیدی، افت اشتغال، کاهش صادرات غیرنفتی و محدود شدن درآمدهای مالیاتی دولت است، بنابراین سیاستگذاری در این حوزه نباید تنها با نگاه به حجم معاملات انجام شود، بلکه باید آثار آن بر تولید ملی، اشتغال و درآمدهای عمومی نیز مورد توجه قرار گیرد.
حبیباللهی تصریح میکند: البته هیچ سیاست اقتصادی را نمیتوان رد یا تأیید کرد. هر طرحی، در کنار فرصتها، تهدیدهایی نیز به همراه دارد، توسعه پلتفرمهای آنلاین میتواند شفافیت، دسترسی آسانتر و افزایش سرعت معاملات را به دنبال داشته باشد، اما اگر این توسعه بدون طراحی سازوکارهای دقیق نظارتی، مالیاتی و حقوقی انجام شود، ممکن است هزینههای آن از منافعش بیشتر باشد.
وی میافزاید: سؤال اصلی این است که در ازای توسعه معاملات طلای خام، اقتصاد کشور چه چیزی به دست میآورد و در مقابل چه چیزهایی را از دست میدهد؟ آیا حاضر هستیم صنعتی که ظرفیت بالایی در ایجاد اشتغال، صادرات، ارزآوری، انتقال فناوری و خلق ارزش افزوده دارد، به تدریج به بازاری تنها معاملاتی تبدیل شود؟ این پرسشی است که باید پیش از هر تصمیمی به آن پاسخ داده شود.
عضو هیئترئیسه اتحادیه طلا و جواهر اصفهان خاطرنشان میکند: تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که سیاستگذاری در حوزه فلزات گرانبها زمانی اثربخش است که همزمان از تولید، صادرات، شفافیت مالی، حقوق مصرفکننده و توسعه فناوری حمایت شود، تمرکز صرف بر معاملات خام، نمیتواند موتور محرک توسعه اقتصادی باشد.
وی با تأکید بر اینکه اقتصاد کشور بیش از هر چیز تابع تصمیمهای کلان و عملکرد بخشهای مولد است، میگوید: سهم تقاضای خرد مردم در مقایسه با جریان تجارت خارجی، سرمایهگذاریهای بزرگ، تولید و سیاستهای پولی، سهم تعیینکنندهای در اقتصاد کلان ندارد، از این رو هرگونه اصلاح در بازار طلا و ارز باید بر پایه تحلیلهای کارشناسی، تقویت تولید، افزایش شفافیت و حمایت از زنجیره ارزش صنعت طلا انجام شود؛ زیرا تنها در این صورت میتوان هم از حقوق مصرفکننده صیانت کرد و هم از ظرفیتهای اشتغال، تولید و ارزآوری این صنعت راهبردی بهرهمند شد.

به گزارش ایمنا، آنچه از مجموع دیدگاههای مطرحشده برمیآید، این است که توسعه معاملات آنلاین طلا نه پدیدهای بهذات تهدیدآمیز است و نه راهکاری معجزهآسا برای حل چالشهای اقتصاد ایران. از یک سو، این ابزار میتواند با افزایش شفافیت، تسهیل دسترسی سرمایهگذاران و هدایت بخشی از تقاضای سفتهبازانه از بازار ارز به بازار طلا، دامنه مداخله و مدیریت سیاستگذار پولی را گسترش دهد. از سوی دیگر، اگر این روند بدون چارچوبهای دقیق نظارتی، مالیاتی و حمایتی از زنجیره تولید طلا پیش برود، احتمال کاهش ارزش افزوده، تضعیف تولید مصنوعات، افت اشتغال و گسترش خامفروشی دور از انتظار نخواهد بود.
نکته مشترک در دیدگاه کارشناسان آن است که منشأ اصلی گرایش مردم به داراییهایی همچون طلا، نه فناوری معاملات آنلاین، بلکه متغیرهای بنیادین اقتصاد کلان از جمله تورم، کاهش ارزش پول ملی، انتظارات اقتصادی و نااطمینانیهای بازار است، تجربه اقتصادهای مختلف نیز نشان میدهد که قیمت طلا بیش از هر چیز از سیاستهای پولی، نرخهای بهره، انتظارات تورمی و ریسکهای اقتصاد کلان تأثیر میپذیرد و ابزار معامله، بهتنهایی قادر به تغییر این روندها نیست.
در چنین شرایطی، سیاستگذاری موفق نیازمند رویکردی متوازن است؛ رویکردی که هم از ظرفیت فناوریهای مالی برای افزایش شفافیت و مدیریت نقدینگی بهره بگیرد و هم با تقویت تولید، تکمیل زنجیره ارزش صنعت طلا و ایجاد سازوکارهای نظارتی کارآمد، مانع تبدیل شدن بازار طلا به مقصد صرف سرمایههای غیرمولد شود. در نهایت، آنچه میتواند به ثبات پایدار بازار طلا و ارز بینجامد، نه جابهجایی سرمایه میان دو دارایی، بلکه اصلاح متغیرهای بنیادین اقتصاد، بهبود محیط کسبوکار و تقویت بخشهای مولد است؛ زیرا تنها در چنین بستری است که بازارهای مالی نیز میتوانند در خدمت رشد اقتصادی و افزایش رفاه عمومی قرار گیرند.
نظر شما