به گزارش خبرگزاری ایمنا از چهارمحالوبختیاری، اردیبهشت در زاگرس، تابلوی بینظیری از شکوه طبیعت است، جایی که دامنههای سرآقاسید با گلهای وحشی فرش شده اما برای «گلنسا» که تنها و دور از چادرهای ایل و با دو پسربچهی خردسالش در میان دشت گیر افتاده بود، این زیبایی معنایی نداشت. کیسه آبش پاره شده بود و درد، هر لحظه در جانش میپیچید و در آن وسعت سبز و بیکران، فریادهای بیصدای او در باد گم میشد.
زمانی که تیم اورژانس هوایی بر فراز دشت ظاهر شد، کار پیدا کردنشان در میان آن همه پستی و بلندی، دستکمی از یافتن سوزن در انبار کاه نداشت. اما خلبان با مهارتی مثالزدنی بر زمینی ناهموار نشست. تکنسینها به محض پیاده شدن، گلنسا را که در آغوش دو پسر وحشتزدهاش بود، با برانکارد به داخل کابین انتقال دادند. هنوز بالگرد از زمین جدا نشده بود که درد زایمان شدت گرفت؛ زمان برای رسیدن به بیمارستان کافی نبود.
در همان لحظاتی که بالگرد بر فراز کوههای سر به فلک کشیده اوج میگرفت، فضای کابین از استرس به آرامشی مقدس تغییر شکل داد. موتور بالگرد که در حالت عادی صدایی کرکننده داشت، در آن لحظه گویی ضربآهنگی برای ورود یک زندگی جدید بود. تکنسینهای پروازی، تمام دانش و تمرکز خود را به کار بستند تا در آن فضای کوچک و لرزان نوزادی را به دنیا بیاورند.
ناگهان صدای نحیف گریه نوزاد، میان صدای یکنواخت پروانههای بالگرد پیچید. نوزاد در میان آسمان و زمین در ارتفاعی که به خدا نزدیکتر بود، چشم به جهان گشود. وقتی تکنسین نوزاد تازه متولد شده را در آغوش مادرش گذاشت، گلنسا که تا چند دقیقه پیش میان مرگ و زندگی در دشت سرگردان بود، حالا لبخندی از سر شوق بر لبانش نقش بسته بود دو پسر بچهاش که در گوشهای از کابین کز کرده بودند، با چشمانی گرد و متعجب به این معجزه خیره شده بودند.
وقتی بالگرد بر باند بیمارستان فرود آمد، کادر درمان با دیدن این تصویر، اشک در چشمانشان حلقه زد. پروازی که با اضطراب یک حادثه در دامنههای دورافتاده آغاز شده بود، با تولد یک انسان به پایان رسید.
اما در پشت صحنه این نجاتهای پرشور و پرخطر، چه زیرساختها، چه تیمهای متخصص و چه چالشهایی نهفته است؟ برای درک واقعیت خدمترسانی در اورژانس هوایی چهارمحالوبختیاریبا مسئولان این حوزه به گفتوگو نشستهایم.

سالانه ۱۰۰ ماموریت موفق توسط اورژانس هوایی انجام میشود
نرگس عسگری، سرپرست مرکز اورژانس پیش بیمارستانی چهارمحالوبختیاری با اشاره به اینکه اورژانس هوایی استان ما از سال ۱۳۹۹ به بالگرد مجهز شده است و به طور متوسط سالانه ۱۰۰ ماموریت موفق در سال انجام میشود، به خبرنگار میگوید: با توجه به محدودیتهای پروازی سال گذشته به دلیل جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان تعداد ماموریتهای اورژانس هوایی به ۹۰ مورد کاهش پیدا کرد.
وی میافزاید: بیشترین ماموریتهایی که در اورژانس استان انجام میشود برای درمان و انتقال افرادی که درچار تروما شدهاند و مادران باردار است.
سرپرست مرکز اورژانس پیش بیمارستانی چهارمحالوبختیاری ادامه میدهد: برای ما خیلی مهم است که انتقال سریع صورت بگیرد و از جمله محاسنی که اورژانس هوایی دارد این است که در مناطق صعبالعبور و بیماریهایی که زمان طلایی برای رسیدن به بیمارستان دارند، میتواند کمککننده باشد، به طور مثال در مورد سکتههای قلبی و مغزی، مادران باردار و قطع عضو زمان طلایی برای رسیدن به بیمارستان وجود دارد و در این موارد اولویت این است که پرواز و انتقال بیمار به بیمارستان در سریعترین زمان انجام شود.
عسگری اضافه میکند: وظیفه اورژانس پیش بیمارستانی انتقال بیمار در کمترین زمان به بیمارستان است و میزان موفقیت ما در انتقال لحاظ میشود و به دلیل حساسیت اورژانس کشور میزان مرگومیر قبل از رسیدن به بیمارستان به طور شگفتانگیزی کاهش پیدا کرده است.
وی بیان میکند: در حالت عادی قرارداد هوایی ما ۱۸ ساعت پرواز در ماه است و تقریبا برای هر ماموریت ۲۵۰ میلیون تومان هزینه میشود و وقتی بالاتر از این میزان ساعت ماموریت داشته باشیم هزینه هر ماموریت به حدود ۷۰۰ میلیون تومان افزایش پیدا میکند.
سرپرست مرکز اورژانس پیش بیمارستانی چهارمحالوبختیاری عنوان میکند: ما در زمستان به دلیل شرایط جوی مناطق کوهستانی پرواز کمتری داریم، چرا که اجازه پرواز داده نمیشود و از بهار تا اوایل پاییز به دلیل حضور عشایر در سطح استان میزان ماموریتهای هوایی افزایش پیدا میکند.
عسگری میگوید: در اورژانس اصلا هزینه مهم نیست و مهم نجات جان بیماران بوده و تمام خدمات اورژانس رایگان است و در هیچ یک از خدمات اورژانس ۱۱۵ هیچ هزینهای از بیمار دریافت نمیشود و هزینهها از طرف وزارت بهداشت دریافت میشود.
وی میافزاید: هم اکنون یک پایگاه هوایی اورژانس در چهارمحالوبختیاری فعال و جوابگوی نیازهای استان نیز است و اگر زمانی باشد که به هر علتی برای مثال بالگرد مشکل داشته باشد و یا نیازمند تعمیر باشد و یا به دلیل شرایط جوی اجازه پرواز نداشته باشد از استانهای مجاور کمک گرفته میشود و در این خصوص یک هماهنگی از مرکز مدیریت حوادث کشور وجود دارد و این هماهنگی بین استانهای مجاور رخ میدهد که در صورت لزوم هم ما کمک میکنیم و هم استانهای مجاور هر زمان که لازم باشد به ما کمک میکنند.
سرپرست مرکز اورژانس پیش بیمارستانی چهارمحالوبختیاری میافزاید: به دلیل وجود تحریمها و کمبود قطعات مجبور میشویم گاهی برای تعمیرات چند روزی بالگرد را به استان دیگری انتقال دهیم.
عسگری میگوید: ما برای موارد خاصی اجازه پرواز داریم و در این خصوص دستورالعمل ویژهای وجود دارد و با توجه به اینکه مناطق خیلی صعبالعبور زیادی داریم و همچنین نوع وزش باد همه تلاشمان را میکنیم هر جایی که شرایط پرواز وجود داشته باشد بالگرد اورژانس به پرواز دربیاید.
وقتی پای صحبتهای رئیس اورژانس نشستیم، وی از اعداد، زمان رسیدن بر بالین بیمار و دشواری تامین قطعات بالگرد در شرایط تحریم سخن میگفت، اما حقیقت ماجرا در ارتفاع سه هزار پایی، جایی که هیچ آمار و ارقامی نمیتواند ضربان قلب تکنسین در حین احیای یک بیمار بدحال را ثبت کند، شکل دیگری دارد.

برای درک نبض واقعی این عملیات، باید از پشت میزهای مدیریتی فاصله بگیریم و به سراغ کسانی برویم که در کابین، میان تلاطم بادهای کوهستان و اضطراب خانوادههای چشمانتظار، تصمیمگیرنده نهایی هستند. در ادامه، روایت یکی از تکنسینهای پروازی را میشنویم؛ کسی که نه با اعداد، بلکه با دستهای خودش، بارها مرگ را در آن ارتفاع نفسگیر به عقب رانده است.
امید سیفی، تکنسین اورژانس هوایی چهارمحالوبختیاری هفت سال است که در بالگرد مشغول خدمترسانی است و تاکنون در حدود ۴۵۰ ماموریت حضور داشته است.
وی با اشاره به اینکه ماموریتهای اورژانس هوایی در چهارمحالوبختیاری به واسطه صعبالعبور بودن بسیاری از مناطق استان بسیار ضروری است، میگوید: در بعضی از فصول سال که بارندگیها شروع میشود راه مواصلاتی بسیاری از مناطق بسته میشود و روستاهای زیادی در محاصره برف میمانند به همین دلیل قسمت اعظمی از خدمات درمانی خود را از طریق اورژانس هوایی دریافت میکنند.
سیفی با یادآوری خاطرات تلخ و شیرین خود در این حرفه ادامه میدهد: سال ۹۷ در یک سانحه هوایی دو نفر از همکارانمان را از دست دادیم و این حادثه بسیار برای ما بسیار تلخ و ناگوار بود اما در کنار این بلخیها در این شغل خاطرات شیرین زیادی در ذهنم ثبت شده است وقتی جان یک انسان را نجات میدهیم طعم شیرین آن تا روزها با ماست، تولد یک نوزاد در بالگرد، نجات بیماری که به واسطه تصادف سطح هوشیاری پایینی دارد و بعد از انتقال سریع به بیمارستان جانش نجات پیدا میکند همه اینها برای ما از خاطرات دلنشین است و من و همکارانم خیلی آنها را دوست داریم.
وی با بیان اینکه ما برای خدمترسانی در تمام این حوادث آموزش دیدهایم و تجهیزات لازم در بالگرد موجود است، معتقد است: بالگرد اورژانس تنها از سوی علومپزشکی حمایت میشود در صورتی که همه تصمیمگیرندگان استان باید به علومپزشکی کمک کنند و با تامین بودجه و ساخت پدهای بتنی در مناطق صعبالعبور اورژانس هوایی استان را در ارائه خدمات مطلوب به مردم یاری دهند.
به گزارش ایمنا، داستان گلنسا و نوزادی که میان آسمان و زمین متولد شد، تنها یک حادثهی گذرا نیست؛ بلکه نمادی از پیوند میان تکنولوژی و انسانیت است. اورژانس هوایی در چهارمحالوبختیاری، فراتر از یک واحد امدادی در واقع پل میان مرگ و زندگی در دل کوهستانهای زاگرس است.
هر بار که صدای پروانههای بالگرد در درهها میپیچد، نه تنها صدای موتور است که شنیده میشود، بلکه صدای امیدی است که به خانوادههای درگیر حوادث، آرامش میدهد. با وجود تمام چالشهای جغرافیایی و لجستیکی، این تیم ثابت کرده است که در سختترین لحظات، آسمان میتواند امنترین مسیر برای بازگشت زندگی به زمین باشد.
نظر شما