به گزارش خبرگزاری ایمنا، نامشان هر بار با یک بحران دوباره بر سر زبانها میافتد؛ گاهی در میانه جنگ، گاهی همزمان با ناآرامیهای مرزی و گاهی با انتشار اخباری درباره حمایت قدرتهای خارجی. اما پشت این هیاهوی رسانهای، واقعیتی نهفته است که کمتر مورد توجه قرار میگیرد؛ مجموع نیروهای گروهکهای مسلح کردی مخالف جمهوری اسلامی ایران که در اقلیم کردستان عراق مستقر هستند، در اغلب برآوردها تنها چند هزار نفر عنوان میشود؛ جمعیتی که حتی با خوشبینانهترین تخمینها نیز به یکدهم ظرفیت ورزشگاه آزادی نمیرسد. با این حال، همین گروههای محدود طی بیش از چهار دهه کوشیدهاند در هر بزنگاه امنیتی، خود را بهعنوان بازیگری تعیینکننده معرفی کنند؛ تصویری که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، بیش از آنکه بر توان میدانی استوار باشد، بر جنگ روایتها، تبلیغات رسانهای و حمایتهای بیرونی تکیه دارد.
گروههایی مانند حزب دموکرات کردستان ایران (PDKI)، شاخههای مختلف کومله، حزب آزادی کردستان (PAK)، پژاک (PJAK) و چند تشکل کوچکتر، از دهه ۱۳۶۰ تاکنون عمدتاً در مناطق کوهستانی اقلیم کردستان عراق حضور داشتهاند. هرچند توافق امنیتی ایران و عراق در سال ۲۰۲۳ باعث شد بخش مهمی از این گروهها از نوار مرزی فاصله بگیرند و فعالیت نظامی آنان محدود شود، اما ساختار سیاسی، رسانهای و تشکیلاتیشان همچنان در اقلیم باقی مانده است. در سالهای اخیر نیز با هر تنش میان ایران و آمریکا یا رژیم صهیونیستی، بار دیگر نام این گروهها در تحلیلهای امنیتی مطرح شده است.
با وجود این، آنچه امروز بیش از هر چیز درباره این گروهکها جلب توجه میکند، نه تعداد نیروهایشان، بلکه توان آنها در دیدهشدن است. کارشناسان امنیتی معتقدند این گروهها طی سالهای اخیر بخش مهمی از فعالیت خود را از کوهستان به فضای مجازی منتقل کردهاند. شبکههایی مانند تلگرام، ایکس (توییتر سابق)، یوتیوب و رسانههای وابسته، به مهمترین بستر تبلیغات، عضوگیری و روایتسازی آنان تبدیل شده است. بسیاری از پژوهشها نشان میدهد این گروهها با استفاده از مفاهیمی مانند «آزادی»، «هویت کردی» و «قهرمانی»، تلاش میکنند جوانان، بهویژه ساکنان مناطق مرزی را جذب کنند؛ در حالی که روایت شماری از اعضای جداشده، تصویری کاملاً متفاوت از فضای داخلی این اردوگاهها ارائه میدهد.

حاجیدلیگانی: گروهکهای مسلح تجزیهطلب ابزار پروژههای ضدایرانی هستند
حسینعلی حاجیدلیگانی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به فعالیت گروههای مسلح مستقر در اقلیم کردستان عراق اظهار کرد: گروهکهای تجزیهطلب طی سالهای گذشته بارها نشان دادهاند که نه نماینده مردم کرد هستند و نه از پشتوانه اجتماعی قابل توجهی برخوردارند، بلکه ابزار اجرای پروژههای ضدایرانی دشمنان کشور محسوب میشوند.
وی افزود: هر زمان که آمریکا، رژیم صهیونیستی یا دیگر بازیگران متخاصم علیه جمهوری اسلامی ایران طراحی جدیدی را دنبال کردهاند، این گروهکها نیز تلاش کردهاند با اقدامات خرابکارانه، عملیات تروریستی یا جنگ روانی، بخشی از همان سناریو را تکمیل کنند.
نماینده مجلس با بیان اینکه امنیت ایران با اقدامات پراکنده این گروهها خدشهدار نخواهد شد، تصریح کرد: نیروهای مسلح و دستگاههای امنیتی کشور طی سالهای اخیر اشراف اطلاعاتی خود را به شکل قابل توجهی افزایش دادهاند و هرگونه اقدام علیه امنیت ملی با پاسخ قاطع و بازدارنده مواجه خواهد شد.
حاجیدلیگانی تأکید کرد: امروز میدان فعالیت این گروهها بیش از آنکه عرصه نظامی باشد، فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی است؛ جایی که با بزرگنمایی توان خود و انتشار روایتهای جهتدار تلاش میکنند ضعف میدانیشان را پنهان کنند.
وی خاطرنشان کرد: هر کشوری که به این گروههای مسلح پناه، حمایت مالی، تسلیحاتی یا اطلاعاتی بدهد، در اقدامات خشونتآمیز و ناامنسازی منطقه شریک خواهد بود و باید مسئولیت پیامدهای آن را نیز بپذیرد.

این نماینده مجلس افزود: تجربه سالهای گذشته نشان داده است که سرمایهگذاری روی گروههای مسلح تجزیهطلب نهتنها نتیجهای برای حامیان آنها نداشته، بلکه به بیثباتی بیشتر منطقه منجر شده است.
حاجیدلیگانی در پایان گفت: جمهوری اسلامی ایران در دفاع از امنیت ملی، تمامیت ارضی و جان مردم هیچگونه مماشاتی با گروههای مسلحی که دست به اقدامات تروریستی میزنند، نخواهد داشت و هرگونه تهدید علیه کشور با پاسخ متناسب و قاطع روبهرو میشود.
وعدههای فریبنده، پایان در اردوگاه؛ پشت پرده کار اجباری و ممنوعیت خروج در گروهکها
برخی اعضای سابق این گروهکها از کار اجباری، فشارهای تشکیلاتی، محدودیت در خروج از سازمان و تبدیل نیروهای تازهوارد به نیروی کار اردوگاهها سخن گفتهاند. آنان مدعیاند وعدههایی مانند فعالیت سیاسی، مهاجرت یا زندگی بهتر، پس از ورود به اردوگاهها جای خود را به ساعتهای طولانی کارهای عمرانی، نگهبانی، جابهجایی تجهیزات و آموزشهای سخت نظامی میدهد. این روایتها اگرچه از سوی خود گروهها رد میشود، اما در سالهای گذشته بارها در رسانهها و گزارشهای مختلف مطرح شده است.
در کنار این موضوع، منابع مالی این گروهکها نیز همواره محل بحث بوده است. گزارشهای امنیتی، پژوهشی و رسانهای، از ترکیبی از کمکهای هواداران خارج از کشور، اعانههای جمعآوریشده در اروپا و آمریکای شمالی، و همچنین برخی فعالیتهای غیرقانونی بهعنوان منابع تأمین مالی نام بردهاند. در برخی گزارشها از نقش بخشی از این گروهها در اقتصاد غیررسمی مرزها، دریافت مبالغ از شبکههای قاچاق، قاچاق کالا، سوخت، مشروبات الکلی و حتی همکاری با شبکههای انتقال غیرقانونی مهاجران سخن گفته شده است؛ هرچند میزان مشارکت هر گروه در این فعالیتها بهطور مستقل قابل راستیآزمایی نیست و درباره آن اختلاف نظر وجود دارد.
موضوع حمایت خارجی نیز از دیگر محورهای همیشگی درباره این گروهکهاست. طی سالهای گذشته، مقامهای ایرانی بارها از حمایت برخی دولتها از این گروهها سخن گفتهاند، در حالی که خود این احزاب چنین اتهاماتی را رد کردهاند. با این حال، گزارشهای بینالمللی درباره برخی گروههای همسو مانند PKK نشان میدهد جذب منابع مالی از طریق شبکههای هواداری در اروپا همچنان بخشی از ساختار مالی این تشکیلات را تشکیل میدهد.
در جریان تنشهای اخیر نیز نام این گروهها دوباره مطرح شد. پس از اظهارات دونالد ترامپ درباره طرح ارسال سلاح برای برخی گروههای کرد مخالف ایران، رسانههای بینالمللی نیز به بررسی این ادعا پرداختند. برخی گزارشها حاکی از آن بود که در محافل تصمیمگیری آمریکا، سناریوهایی برای استفاده از این گروهها بررسی شده، اما درباره میزان پیشرفت یا اجرای آن اتفاق نظر وجود ندارد. در مقابل، برخی منابع نزدیک به این گروهها مدعی شدند همزمان با افزایش احتمال درگیری، تحرکات آنان نیز بیشتر شده بود و حتی برنامههایی برای ورود به خاک ایران مطرح بوده است؛ ادعاهایی که مستقل از این منابع قابل تأیید نیست.
آنچه اما بسیاری از تحلیلگران بر آن اتفاق نظر دارند، فاصله میان تصویر رسانهای این گروهکها و توان واقعی آنهاست. جمعیتی چند هزار نفری، پراکنده در اردوگاهها و شهرهای اقلیم، نمیتواند بهتنهایی معادلات امنیتی منطقه را تغییر دهد؛ اما اگر با حمایت رسانهای، تبلیغات گسترده و جنگ روانی همراه شود، میتواند در مقاطع حساس، بیش از اندازه واقعی خود دیده شود.
از همین منظر، برخی کارشناسان معتقدند مهمترین سرمایه این گروهکها نه سلاح، بلکه «روایت» است؛ روایتی که تلاش میکند از یک نیروی محدود، بازیگری بزرگ و تأثیرگذار بسازد. هدف از این تصویرسازی نیز صرفاً جذب نیرو نیست، بلکه جلب توجه دولتها، رسانهها و حامیان خارجی برای کسب حمایت سیاسی، مالی و تبلیغاتی است.
در نهایت، بسیاری از ناظران امنیتی بر این باورند که این گروهکها را نه باید بیش از اندازه بزرگ جلوه داد و نه به دلیل محدود بودن تعدادشان نادیده گرفت. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که حتی گروههای کوچک نیز در صورت برخورداری از پشتیبانی مالی، رسانهای یا اطلاعاتی، میتوانند در مقاطع خاص اقدام به عملیاتهای محدود یا اقدامات تروریستی کنند. از سوی دیگر، بزرگنمایی توان این گروهها نیز دقیقاً همان چیزی است که رهبران آنها برای ادامه حیات سیاسی و رسانهای خود به آن نیاز دارند؛ نبردی که امروز بیش از آنکه در ارتفاعات قندیل جریان داشته باشد، در میدان افکار عمومی و شبکههای اجتماعی دنبال میشود.
نظر شما