حق را دیدند، اما انکار کردند/ سوره «ق» راز لجاجت منکران را فاش می‌کند

مشکل منکران حق، کمبود دلیل و برهان نیست؛ آنان نشانه‌های روشن قدرت خدا را در آسمان، زمین و تاریخ می‌بینند، اما از سر غرور و دل‌بستگی به دنیا، حقیقت را انکار می‌کنند. آیات آغازین سوره «ق» با استدلالی روشن، ریشه انکار معاد را نه در ضعف برهان، بلکه در لجاجت و غفلت انسان جست‌وجو می‌کند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، تاریخ بشر بارها شاهد این واقعیت بوده است که همه مخالفان حق، از روی ناآگاهی در برابر پیامبران نایستاده‌اند. بسیاری از آنان حقیقت را می‌شناختند، نشانه‌های الهی را می‌دیدند و استدلال‌های روشن را می‌شنیدند، اما منافع، غرور و دلبستگی به دنیا، آنان را به انکار حقیقت واداشت. قرآن کریم در آیات آغازین سوره «ق» پرده از همین واقعیت بر می‌دارد و نشان می‌دهد که ریشه بسیاری از انکارها، نه کمبود دلیل، بلکه بیماری دل و استکبار در برابر حقیقت است.

سوره با سوگندی تأمل‌برانگیز آغاز می‌شود: «ق وَالْقُرْآنِ الْمَجِیدِ»؛ سوگندی که عظمت قرآن و حقانیت پیام آن را یادآور می‌شود. اما بلافاصله از واکنش منکران پرده برمی‌دارد: «بَلْ عَجِبُوا أَنْ جَاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ»؛ آنان تعجب کردند که هشداردهنده‌ای از میان خودشان برخاسته است.

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ذیل این آیات می‌نویسد که تعجب مشرکان، برخاسته از نبود دلیل نبود؛ آنان دعوت پیامبر اکرم(ص) را می‌فهمیدند، اما روحیه استکبار اجازه نمی‌داد حقیقت را بپذیرند. به جای آنکه درباره محتوای پیام الهی بیندیشند، اصل رسالت پیامبر را بهانه‌ای برای انکار قرار دادند.

این روحیه، در ادامه آیات آشکارتر می‌شود؛ آنجا که منکران درباره رستاخیز می‌گویند: «هَذَا شَیْءٌ عَجِیبٌ»؛ این بازگشت پس از مرگ، چیز شگفت‌آوری است. قرآن اما نشان می‌دهد که این شگفتی، برخاسته از ناتوانی خدا نیست، بلکه حاصل محدود دیدن قدرت الهی از سوی انسان است.

در پاسخ به این تردید، خداوند می‌فرماید: «قَدْ عَلِمْنَا مَا تَنْقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ وَعِنْدَنَا کِتَابٌ حَفِیظٌ»؛ ما به آنچه زمین از بدن آنان می‌کاهد آگاهیم و همه چیز در کتابی محفوظ نزد ما ثبت است.

از نگاه علامه طباطبایی، این آیه پاسخی دقیق به شبهه منکران معاد است. اگر اجزای بدن انسان پس از مرگ در خاک پراکنده شود، هیچ ذره‌ای از علم خداوند پنهان نمی‌ماند. خدایی که بر همه ذرات هستی احاطه دارد، به آسانی می‌تواند انسان را دوباره بیافریند. بنابراین، معاد نه‌تنها ممکن، بلکه لازمه علم، حکمت و قدرت مطلق پروردگار است.

قرآن برای آنکه مخاطب تنها به استدلال ذهنی اکتفا نکند، او را به تماشای کتاب بزرگ آفرینش دعوت می‌کند. می‌فرماید: «أَفَلَمْ یَنْظُرُوا إِلَی السَّمَاءِ فَوْقَهُمْ کَیْفَ بَنَیْنَاهَا وَزَیَّنَّاهَا»؛ آیا به آسمان بالای سر خود نمی‌نگرند که چگونه آن را بنا کردیم و آراستیم؟

سپس نگاه انسان را به زمین، کوه‌ها، باغ‌ها، نخل‌های سر به فلک کشیده و باران حیات‌بخش معطوف می‌کند و می‌فرماید: «وَنَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً مُبَارَکًا فَأَنْبَتْنَا بِهِ جَنَّاتٍ…». این آیات، تنها توصیفی شاعرانه از طبیعت نیست، بلکه برهانی زنده برای اثبات معاد است. همان قدرتی که هر سال زمین خشک و مرده را با قطرات باران زنده می‌کند، بی‌تردید قادر است انسان را نیز پس از مرگ دوباره حیات ببخشد.

از همین‌رو، خداوند پس از بیان این نمونه‌ها با جمله‌ای کوتاه اما عمیق نتیجه می‌گیرد: «کَذَلِکَ الْخُرُوجُ»؛ خروج انسان‌ها از قبر نیز همین‌گونه خواهد بود.

اما قرآن تنها به آیات آفاقی بسنده نمی‌کند، بلکه تاریخ را نیز به‌عنوان سندی زنده پیش روی انسان قرار می‌دهد. از قوم نوح، عاد، ثمود، قوم لوط، اصحاب ایکه و قوم تُبّع یاد می‌کند و می‌فرماید: «کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ…». همه این اقوام، با وجود مشاهده نشانه‌های روشن الهی، پیامبران خود را تکذیب کردند و سرانجام گرفتار عذاب شدند.

المیزان تأکید می‌کند که هدف قرآن از نقل این تاریخ، تنها روایت گذشته نیست، بلکه بیان یک سنت همیشگی الهی است. هر جامعه‌ای که حقیقت را از روی لجاجت انکار کند و هشدارهای الهی را نادیده بگیرد، دیر یا زود پیامد رفتار خود را خواهد دید.

آیات آغازین سوره «ق» با پرسشی کوبنده پایان پیدا می‌کند: «أَفَعَیِینَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِی لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِیدٍ»؛ آیا ما از آفرینش نخست ناتوان شدیم که در آفرینش دوباره درمانده باشیم؟ هرگز؛ بلکه آنان درباره آفرینش جدید در تردید و سردرگمی هستند.

این پرسش، آخرین حلقه استدلال قرآن است. خدایی که جهان را از نیستی آفرید، چگونه ممکن است در زنده کردن دوباره انسان ناتوان باشد؟ بنابراین، مشکل اصلی منکران، ناتوانی خداوند نیست، بلکه ناتوانی خود آنان در پذیرش حقیقت است.

پیام امروز سوره «ق» نیز همین است؛ جهان سراسر آیه و نشانه خداست. آسمان، زمین، باران، رویش دوباره طبیعت و حتی سرنوشت ملت‌های گذشته، همگی انسان را به یک حقیقت واحد رهنمون می‌کنند؛ اینکه قدرت الهی بی‌پایان است و معاد، وعده‌ای قطعی. قرآن از انسان نمی‌خواهد بدون اندیشه ایمان بیاورد، بلکه او را به تفکر در آیات آفاق و انفس دعوت می‌کند. هر کس با چشم تدبر به این نشانه‌ها بنگرد، درمی‌یابد که حق از همان آغاز آشکار بوده است؛ این دل‌های گرفتار غرور و دنیاپرستی هستند که حقیقت را می‌بینند، اما انکار می‌کنند.

کد مطلب 989864

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.