پشت پرده فرونشست زمین در اصفهان؛ ریشه‌های بحران، پیامدها و راهکارهای نجات

اصفهان سال‌های زیادی است که بر روی لایه‌های فروریخته‌ای از آب‌های زیرزمینی استوار شده و هر روز این شکاف عمیق‌تر می‌شود، دکترای برنامه‌ریزی و تاب‌آوری شهری در گفت‌وگوی تفصیلی با خبرنگار ایمنا به بررسی علل و عوامل مؤثر بر فرونشست زمین در اصفهان و راهکارهای کنترل و مهار این بحران پرداخته است.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، فرونشست زمین، پدیده‌ای خاموش، اما ویرانگر است که برخلاف زلزله، بی‌صدا و تدریجی رخ می‌دهد؛ بحرانی که شاید در نگاه نخست تنها با چند ترک روی زمین یا دیوار ساختمان‌ها خود را نشان دهد، اما در واقع از عمیق‌ترین بحران‌های محیط‌زیستی و توسعه‌ای جهان به‌شمار می‌رود؛ این پدیده زمانی رخ می‌دهد که لایه‌های زیرین زمین بیشتر به‌دلیل برداشت بیش از حد آب‌های زیرزمینی، توان تحمل خود را از دست می‌دهند و به‌تدریج نشست می‌کنند؛ فرایندی که در بسیاری از موارد غیرقابل بازگشت است و خسارت‌های آن می‌تواند برای دهه‌ها باقی بماند.

پیامدهای فرونشست تنها به ایجاد شکاف در سطح زمین محدود نمی‌شود. آسیب به ساختمان‌ها، جاده‌ها، خطوط راه‌آهن، فرودگاه‌ها، شبکه‌های آب، برق، گاز و فاضلاب، افزایش خطرپذیری در برابر زلزله، تخریب اراضی کشاورزی، نابودی زیست‌بوم‌ها و تهدید آثار تاریخی، تنها بخشی از تبعات این پدیده است؛ به‌همین دلیل سازمان‌های بین‌المللی فرونشست را یکی از مهم‌ترین مخاطرات زمین‌شناختی ناشی از فعالیت‌های انسانی معرفی می‌کنند؛ مخاطره‌ای که مهار آن، پس از آغاز، بسیار دشوار و در بسیاری از موارد غیرممکن است.

در دهه‌های اخیر، بسیاری از شهرهای جهان با این بحران مواجه شده‌اند. از توکیو و شانگهای گرفته تا جاکارتا، مکزیکوسیتی و برخی ایالت‌های آمریکا، دولت‌ها ناچار شده‌اند با اجرای سیاست‌های سختگیرانه مدیریت منابع آب، تغذیه مصنوعی آبخوان‌ها، اصلاح الگوی مصرف و کنترل برداشت از سفره‌های زیرزمینی، سرعت فرونشست را کاهش دهند.

تجربه این شهرها نشان می‌دهد هرچه مداخله زودتر انجام شود، هزینه‌های اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی نیز کمتر خواهد بود؛ ایران نیز امروز در شمار کشورهایی قرار گرفته است که با شدیدترین نرخ‌های فرونشست زمین در جهان روبه‌رو هستند. بر اساس آمارهای منتشرشده، میزان فرونشست در برخی مناطق کشور تا ۹۰ برابر میانگین کشورهای توسعه‌یافته گزارش شده و حدود ۳۰۰ دشت ایران درگیر این بحران هستند. کارشناسان، برداشت بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی، خشکسالی‌های پی‌درپی، تغییرات اقلیمی، توسعه نامتوازن و ضعف در مدیریت منابع آب را از مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری این وضعیت می‌دانند.

اصفهان نیز از این تهدید در امان نمانده است. شهری که سال‌ها خشکی‌های پیاپی زاینده‌رود، افت مستمر سطح آب‌های زیرزمینی و فشار روزافزون بر منابع آبی را تجربه کرده، اکنون با یکی از پیچیده‌ترین بحران‌های محیط‌زیستی خود روبه‌رو است؛ فرونشست در این کلان‌شهر دیگر یک پیش‌بینی برای آینده نیست، بلکه واقعیتی است که آثار آن در بخش‌هایی از شهر، زیرساخت‌های حیاتی، بافت تاریخی، شبکه مادی‌ها، فضای سبز و حتی زندگی روزمره شهروندان قابل مشاهده است.

در چنین شرایطی، این پرسش بیش از هر زمان دیگری مطرح می‌شود که ریشه‌های واقعی این بحران چیست، کدام مناطق اصفهان بیشترین خطر را تجربه می‌کنند، آیا می‌توان روند فرونشست را متوقف کرد و در صورت ادامه وضع موجود، آینده این شهر تاریخی چگونه خواهد بود؟

آنچه در ادامه می‌خوانید، حاصل گفت‌وگوی خبرنگار ایمنا با علی‌محمد ظهرابی، دکترای برنامه‌ریزی و تاب‌آوری شهری درباره ریشه‌های تاریخی و مدیریتی بحران فرونشست اصفهان، پهنه‌های پرخطر و پیامدهای جبران‌ناپذیر آن بر زیرساخت‌ها و اکوسیستم شهری، امکان مهار این پدیده با اصلاح الگوی مدیریت آب و بازنگری در سیاست‌های برداشت از سفره‌های زیرزمینی، و چشم‌انداز تلخ پیش‌رو در صورت تداوم شرایط کنونی است.

هنوز دیر نشده، اما فرصت تمام‌شدنی است؛ ترمز فرونشست در اصفهان را می‌توان کشید

فرونشست اصفهان حاصل یک «ناترازی» تاریخی نه‌فقط «برداشت بی‌رویه»

ایمنا: بسیاری فرونشست را تنها نتیجه برداشت بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی می‌دانند؛ اما از نگاه علمی، سهم عوامل مختلف از جمله خشکسالی، تغییرات اقلیمی، توسعه شهری، الگوی کشاورزی و مدیریت منابع آب در تشدید فرونشست اصفهان چقدر است؟

ظهرابی: فرونشست زمین در اصفهان را نباید تنها پیامد برداشت بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی دانست؛ بلکه این پدیده حاصل برهم‌کنش مجموعه‌ای از عوامل طبیعی و انسانی است که طی چند دهه به‌صورت تجمعی عمل کرده‌اند؛ از دیدگاه علمی، افت مستمر سطح آب‌های زیرزمینی مهم‌ترین محرک مستقیم فرونشست است، اما این افت خود نتیجه زنجیره‌ای از تصمیمات و شرایط اقلیمی، اقتصادی و مدیریتی است.

در اصفهان، کاهش بارندگی، تداوم خشکسالی‌های چندساله و تشدید آثار تغییرات اقلیمی، میزان تغذیه طبیعی آبخوان‌ها را به‌شدت کاهش داده است. از سوی دیگر، کاهش یا قطع جریان پایدار زاینده‌رود سبب شده بخش مهمی از فرآیند تغذیه طبیعی سفره‌های زیرزمینی از بین برود. در چنین شرایطی، برداشت گسترده آب برای مصارف کشاورزی، شرب، صنعت و توسعه شهری، سرعت افت سطح آب زیرزمینی را چند برابر کرده است.

در این میان، مدیریت منابع آب نقشی تعیین‌کننده دارد. هنگامی که میزان برداشت از آبخوان‌ها از ظرفیت تجدیدپذیر آن‌ها فراتر رود، حتی در سال‌های نسبتاً پربارش نیز امکان جبران کسری مخزن وجود نخواهد داشت. بنابراین، مسئله اصلی تنها کمبود آب نیست؛ بلکه ناترازی میان برداشت و تغذیه آبخوان‌هاست.

الگوی کشاورزی نیز یکی از عوامل اثرگذار است. استفاده از محصولات پرمصرف، روش‌های آبیاری کم‌بازده و برداشت گسترده از چاه‌های مجاز و غیرمجاز، فشار مضاعفی بر منابع آب زیرزمینی وارد کرده است. در کنار آن، گسترش شهرنشینی، افزایش تقاضای آب، توسعه زیرساخت‌ها و افزایش سطوح نفوذناپذیر شهری، میزان نفوذ آب به لایه‌های زیرزمینی را کاهش داده و فرآیند تغذیه آبخوان‌ها را مختل کرده است.

نکته مهم این است که این عوامل به‌صورت مستقل عمل نمی‌کنند؛ بلکه یکدیگر را تشدید می‌کنند؛ به‌عنوان نمونه، تغییرات اقلیمی موجب افزایش نیاز آبی کشاورزی می‌شود، افزایش برداشت آب زیرزمینی را در پی دارد، افت سطح آبخوان را تشدید می‌کند و در نهایت نرخ فرونشست را افزایش می‌دهد.

از منظر علمی، شاید نتوان سهم هر عامل را با یک درصد ثابت بیان کرد، زیرا این سهم در نقاط مختلف دشت اصفهان متفاوت است؛ اما مطالعات نشان می‌دهد که افت آب‌های زیرزمینی، محرک مستقیم فرونشست است و خشکسالی، تغییرات اقلیمی، الگوی ناپایدار مصرف آب، توسعه شهری و ضعف حکمرانی منابع آب، عوامل تشدیدکننده این روند محسوب می‌شوند.

در نهایت باید تأکید کرد که فرونشست زمین در اصفهان تنها یک مسئله زمین‌شناسی یا آبی نیست، بلکه نمادی از ناپایداری در مدیریت سرزمین است. حل این چالش نیز تنها با اقدامات فنی امکان‌پذیر نیست و نیازمند اصلاح حکمرانی آب، بازنگری در الگوی توسعه، افزایش بهره‌وری مصرف آب، احیای آبخوان‌ها و هماهنگی میان همه دستگاه‌های مسئول است.

تنها با چنین رویکردی می‌توان روند فرونشست را کنترل و از تبدیل آن به بحرانی غیرقابل بازگشت جلوگیری کرد.

ایمنا: آیا فرونشست در اصفهان از مرحله «هشدار» عبور کرده و وارد مرحله «بحران» شده است؟ در حال حاضر کدام مناطق شهر بیشترین نرخ یا بیشترین خطر فرونشست را دارند و این پدیده چه تهدیدی برای زیرساخت‌های شهری ایجاد می‌کند؟

ظهرابی: از نگاه علمی و بر اساس شواهد موجود، پاسخ این سؤال کاملاً روشن است؛ فرونشست زمین در اصفهان از مرحله هشدار عبور کرده و در بخش قابل توجهی از دشت اصفهان–برخوار وارد مرحله بحران شده است. امروز دیگر با یک پدیده فرضی یا یک مخاطره آینده‌نگر روبه‌رو نیستیم، بلکه با بحرانی تدریجی، خاموش و در عین حال بسیار پرهزینه روبه‌رو هستیم که آثار آن به‌تدریج بر کالبد شهر، زیرساخت‌ها، محیط‌زیست و حتی اقتصاد شهری نمایان می‌شود.

یکی از مهم‌ترین مستندات علمی در این زمینه، مطالعه «ارزیابی مدل فرونشست کلان‌شهر اصفهان» است که سال ۱۴۰۰ انجام شد؛ نتایج این پژوهش نشان داد که بخش‌هایی از کلان‌شهر اصفهان در پهنه‌های با خطر بسیار زیاد و بحرانی قرار گرفته‌اند و ادامه روند افت سطح آب‌های زیرزمینی می‌تواند دامنه این بحران را به سایر مناطق نیز گسترش دهد؛ این مطالعه بر این نکته تأکید داشت که فرونشست دیگر تنها یک موضوع زمین‌شناسی نیست، بلکه به یک مسئله راهبردی در حوزه مدیریت شهری، برنامه‌ریزی سرزمین، مدیریت بحران و امنیت زیرساخت‌های حیاتی تبدیل شده است.

البته باید توجه داشت که فرونشست زمین یک پدیده نقطه‌ای نیست که بتوان آن را تنها به یک خیابان یا یک محله محدود کرد. این پدیده تابع شرایط زمین‌شناسی، ضخامت رسوبات، میزان افت سطح آب زیرزمینی و شدت برداشت از آبخوان‌ها است، بنابراین در برخی پهنه‌های شمال، شمال‌شرق، شرق و بخش‌هایی از دشت اصفهان–برخوار، شدت و نرخ فرونشست بیشتر است، اما آثار آن می‌تواند به‌صورت زنجیره‌ای بر کل ساختار شهری تأثیر بگذارد.

آنچه امروز بیش از همه نگران‌کننده است، هم‌پوشانی پهنه‌های فرونشست با زیرساخت‌های حیاتی شهر است؛ اصفهان دارای شبکه گسترده‌ای از خطوط انتقال آب، فاضلاب، گاز، برق، مخابرات، مترو، پل‌ها، معابر اصلی، مراکز درمانی، مراکز امدادی و مجموعه‌ای بی‌نظیر از آثار تاریخی ثبت‌شده در سطح ملی و جهانی است. زمانی که زمین به‌صورت نامتقارن دچار نشست می‌شود، این تغییر شکل می‌تواند موجب ایجاد ترک، جابه‌جایی، شکستگی یا کاهش عملکرد این زیرساخت‌ها شود.

برای مثال در شبکه آب و فاضلاب، نشست زمین می‌تواند موجب شکست لوله‌ها، افزایش نشت آب، ورود آلودگی به شبکه و تحمیل هزینه‌های سنگین تعمیر و نگهداری شود. در خطوط انتقال گاز، ایجاد تنش در لوله‌ها احتمال آسیب‌دیدگی را افزایش می‌دهد. در معابر شهری، پل‌ها و تقاطع‌ها، نشست نامتقارن می‌تواند موجب تغییر شکل سازه‌ها، کاهش عمر مفید و افزایش هزینه‌های نگهداری شود. همچنین در سامانه حمل‌ونقل ریلی و مترو، کوچک‌ترین تغییرات تدریجی در بستر زمین نیازمند پایش مداوم و اقدامات اصلاحی است تا ایمنی و بهره‌برداری پایدار تضمین شود.

مهم‌ترین چالش اصفهان تنها اندازه‌گیری نرخ فرونشست نیست؛ بلکه مدیریت ریسک فرونشست است

از سوی دیگر، یکی از حساس‌ترین ابعاد این بحران، میراث تاریخی اصفهان است؛ بناهای ارزشمندی که طی قرن‌ها بر بستر طبیعی شهر شکل گرفته‌اند، نسبت به تغییرات تدریجی خاک و نشست‌های نامتقارن بسیار حساس هستند. فرونشست لزوماً به معنای فروریختن یک بنای تاریخی نیست، اما می‌تواند موجب ایجاد ترک‌های سازه‌ای، تغییر در رفتار پی ساختمان‌ها و افزایش آسیب‌پذیری این آثار در برابر سایر مخاطرات، از جمله زلزله، شود. به همین دلیل، حفاظت از میراث فرهنگی اصفهان بدون مدیریت فرونشست، عملاً امکان‌پذیر نخواهد بود.

از منظر مدیریت بحران، فرونشست را باید «زلزله خاموش» یا «بحران خاموش» نامید، زیرا برخلاف زلزله، سیل یا طوفان، به‌صورت ناگهانی رخ نمی‌دهد و همین ویژگی موجب می‌شود حساسیت عمومی و حتی مدیریتی نسبت به آن کمتر باشد. اما واقعیت این است که خسارت‌های ناشی از آن، اگر به‌موقع مدیریت نشود، می‌تواند در بلندمدت بسیار گسترده‌تر و پرهزینه‌تر باشد. این پدیده علاوه بر آسیب‌های فیزیکی، آثار اقتصادی، اجتماعی و حتی روانی از افزایش هزینه‌های نگهداری زیرساخت‌ها گرفته تا کاهش ارزش برخی اراضی، محدودیت در توسعه شهری و افزایش هزینه‌های خدمات عمومی نیز به همراه دارد.

امروز مهم‌ترین چالش اصفهان تنها اندازه‌گیری نرخ فرونشست نیست؛ بلکه مدیریت ریسک فرونشست است. ما باید از مرحله توصیف مسئله عبور کرده و وارد مرحله اقدام شویم. این اقدام شامل پایش مستمر با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای و شبکه‌های ژئودتیکی، به‌روزرسانی نقشه‌های پهنه‌بندی خطر، لحاظ کردن پهنه‌های فرونشست در طرح‌های جامع و تفصیلی شهر، مقاوم‌سازی و پایش زیرساخت‌های حیاتی، مدیریت هوشمند منابع آب، جلوگیری از برداشت‌های غیرمجاز، احیای آبخوان‌ها و ایجاد هماهنگی میان وزارت نیرو، شهرداری، سازمان مدیریت بحران، سازمان زمین‌شناسی، شرکت آب منطقه‌ای و سایر دستگاه‌های مسئول است.

فرونشست دیگر یک موضوع تنها محیط‌زیستی یا زمین‌شناسی نیست؛ بلکه به یکی از مهم‌ترین تهدیدهای توسعه پایدار، تاب‌آوری شهری و امنیت زیرساختی اصفهان تبدیل شده است. اگر امروز با نگاه علمی، آینده‌نگر و هماهنگ برای کنترل آن اقدام نکنیم، در سال‌های آینده هزینه‌های اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی بسیار بیشتری بر شهر تحمیل خواهد شد. هنوز فرصت برای مدیریت این بحران وجود دارد، اما این فرصت نامحدود نیست و هر سال تأخیر، بخشی از ظرفیت جبران‌پذیری آبخوان‌ها و زیرساخت‌های شهر را از بین می‌برد.

ایمنا: فرونشست چه تأثیری بر زندگی روزمره شهروندان دارد؟ آیا این پدیده می‌تواند ایمنی ساختمان‌ها، خطوط مترو، شبکه آب، فاضلاب، گاز، معابر و حتی بناهای تاریخی اصفهان را در سال‌های آینده با خطر جدی روبه‌رو کند؟

ظهرابی: فرونشست زمین، برخلاف بسیاری از مخاطرات طبیعی مانند زلزله یا سیل، پدیده‌ای آرام، تدریجی و خاموش است؛ اما همین ویژگی، آن را به یکی از پیچیده‌ترین و پرهزینه‌ترین بحران‌های شهری تبدیل کرده است. شهروندان ممکن است هر روز در خیابان‌ها رفت‌وآمد کنند، از آب، گاز، مترو و سایر خدمات شهری استفاده کنند، بدون آنکه متوجه باشند در زیر پای آن‌ها تغییراتی در حال وقوع است که در بلندمدت می‌تواند بر کیفیت زندگی، ایمنی و حتی آینده توسعه شهر تأثیر بگذارد.

نخست باید تأکید کرد که فرونشست به معنای فروریختن ناگهانی شهر نیست. این برداشت نادرست گاهی موجب نگرانی یا برداشت‌های غیرعلمی می‌شود. آنچه رخ می‌دهد، نشست تدریجی و گاه نامتقارن زمین است؛ اما همین نشست‌های تدریجی می‌توانند به مرور زمان موجب ایجاد تنش در سازه‌ها، تأسیسات و زیرساخت‌های شهری شوند و هزینه‌های سنگینی را به شهر تحمیل کنند.

از منظر شهروندی، نخستین پیامد فرونشست، کاهش ایمنی و افزایش هزینه نگهداری زیرساخت‌های شهری است. شبکه‌های آب، فاضلاب، گاز، برق و مخابرات بر روی بستری قرار دارند که اگر دچار تغییر شکل شود، این شبکه‌ها نیز تحت تنش قرار می‌گیرند. شکستگی خطوط انتقال آب، نشت آب، افزایش هدررفت منابع، آسیب به شبکه فاضلاب، نشست معابر، ترک‌خوردگی آسفالت و نیاز مکرر به تعمیرات، از پیامدهایی است که شهروندان به‌صورت مستقیم با آن روبه‌رو خواهند شد.

در حوزه حمل‌ونقل شهری نیز موضوع بسیار مهم است. خطوط مترو، راه‌آهن، پل‌ها، بزرگراه‌ها و تقاطع‌های غیرهمسطح برای عملکرد ایمن، نیازمند پایداری بستر زمین هستند. فرونشست‌های نامتقارن می‌توانند موجب تغییرات تدریجی در تراز مسیرها و افزایش نیاز به پایش، تعمیر و نگهداری شوند. به همین دلیل در بسیاری از شهرهای جهان، پایش مداوم فرونشست در اطراف خطوط ریلی و زیرساخت‌های حمل‌ونقل به یک الزام مدیریتی تبدیل شده است.

درباره ساختمان‌ها نیز باید با نگاه علمی سخن گفت. همه ساختمان‌ها به یک اندازه در معرض خطر نیستند. میزان آسیب‌پذیری به عواملی مانند نوع خاک، میزان نشست، کیفیت طراحی، نوع پی، عمر ساختمان و نحوه ساخت بستگی دارد. اما اگر نشست زمین به‌صورت نامتقارن رخ دهد، می‌تواند در برخی ساختمان‌ها موجب ایجاد ترک، تغییر شکل سازه‌ای و کاهش دوام بلندمدت شود. بنابراین، فرونشست بیش از آنکه یک تهدید برای یک ساختمان خاص باشد، یک تهدید برای کل نظام ساخت‌وساز شهری است و باید در مقررات فنی، طراحی سازه‌ها و برنامه‌ریزی توسعه شهری مورد توجه قرار گیرد.

یکی دیگر از ابعاد مهم این بحران، تأثیر آن بر میراث تاریخی اصفهان است. اصفهان شهری با پیشینه‌ای چندصدساله و دارای آثار ارزشمندی است که نه‌تنها سرمایه فرهنگی ایران، بلکه بخشی از میراث بشری محسوب می‌شوند. این بناها در برابر تغییرات تدریجی بستر خاک بسیار حساس هستند. نشست‌های نامتقارن می‌تواند موجب ایجاد ترک‌های سازه‌ای، تغییر رفتار پی ساختمان‌ها و افزایش آسیب‌پذیری آن‌ها در برابر سایر مخاطرات شود. از این رو، مدیریت فرونشست برای اصفهان تنها یک مسئله عمرانی نیست، بلکه بخشی از راهبرد حفاظت از هویت تاریخی و فرهنگی شهر نیز به شمار می‌آید.

از منظر محیط‌زیست شهری نیز پیامدهای فرونشست قابل توجه است. تغییر در ساختار خاک، کاهش ظرفیت نگهداری آب، آسیب به ریشه درختان، اختلال در مادی‌ها و کاهش پایداری فضای سبز، بخشی از اثرات بلندمدت این پدیده است. این مسئله در شهری مانند اصفهان که فضای سبز آن به منابع آبی و شرایط خاک وابستگی زیادی دارد، اهمیت دوچندان پیدا می‌کند.

بعد اقتصادی فرونشست نیز نباید نادیده گرفته شود. تجربه جهانی نشان می‌دهد که هزینه پیشگیری از فرونشست، به‌مراتب کمتر از هزینه جبران خسارت‌های ناشی از آن است. افزایش هزینه نگهداری زیرساخت‌ها، کاهش عمر مفید تأسیسات، محدودیت در توسعه شهری، کاهش ارزش برخی اراضی و افزایش هزینه‌های خدمات عمومی، از جمله پیامدهای اقتصادی این بحران است که در نهایت بر زندگی شهروندان نیز اثر می‌گذارد.

از نگاه مدیریت بحران، فرونشست یک مخاطره پیشران است؛ یعنی خودِ فرونشست تنها مشکل نیست، بلکه می‌تواند شدت و آثار سایر مخاطرات را نیز افزایش دهد. برای مثال، زیرساختی که به دلیل فرونشست دچار ضعف شده است، در برابر زلزله، سیلاب یا حتی بارهای ترافیکی آسیب‌پذیرتر خواهد بود. به همین دلیل، در ادبیات نوین مدیریت ریسک، فرونشست به‌عنوان یک تهدید چندبخشی شناخته می‌شود که باید در تمام برنامه‌های توسعه شهری لحاظ شود.

به اعتقاد من، مهم‌ترین نکته این است که فرونشست یک بحران زیرزمینی با پیامدهای روزمره است. شاید شهروندان امروز آن را با چشم نبینند، اما آثار آن می‌تواند در قالب ترک‌خوردگی معابر، اختلال در خدمات شهری، افزایش هزینه‌های عمومی، تهدید میراث تاریخی و کاهش کیفیت محیط زندگی، به‌تدریج خود را نشان دهد.

بنابراین، راهکار اساسی آن است که مدیریت فرونشست از یک موضوع تنها زمین‌شناسی به یک اولویت حکمرانی شهری تبدیل شود؛ این امر مستلزم پایش مستمر، تدوین اطلس خطر فرونشست، مقاوم‌سازی زیرساخت‌های حیاتی، بازنگری در ضوابط ساخت‌وساز، مدیریت پایدار منابع آب، حفاظت از آبخوان‌ها، توسعه سامانه‌های هوشمند پایش و هماهنگی همه دستگاه‌های مسئول است.

فرونشست، آزمونی برای آینده‌نگری مدیریت شهری است. اگر امروز این پدیده را با رویکرد علمی، پیشگیرانه و مبتنی بر تاب‌آوری مدیریت کنیم، می‌توان از بخش بزرگی از خسارت‌های آینده جلوگیری کرد؛ اما اگر آن را تنها یک مسئله زمین‌شناسی تلقی کنیم، در آینده با بحرانی روبه‌رو خواهیم شد که جبران آن بسیار پرهزینه‌تر و در برخی موارد حتی غیرممکن خواهد بود.

پشت پرده فرونشست زمین در اصفهان؛ ریشه‌های بحران، پیامدها و راهکارهای نجات

چرا احیای زاینده‌رود کلید نجات اکوسیستم شهر اصفهان است؟

ایمنا: با توجه به اینکه بخش قابل توجهی از فضای سبز و درختان کهنسال اصفهان وابسته به جریان طبیعی آب و رطوبت خاک هستند، فرونشست چه تأثیری بر پوشش گیاهی، مادی‌ها و اکوسیستم شهری خواهد داشت و این آثار تا چه اندازه برگشت‌پذیر است؟

ظهرابی: فرونشست با ترک‌خوردگی زمین، آسیب به ساختمان‌ها و زیرساخت‌های شهری شناخته می‌شود، اما از نگاه علمی، یکی از عمیق‌ترین و در عین حال کمتر دیده‌شده‌ترین پیامدهای آن، تغییر در عملکرد اکوسیستم شهری است. در واقع، فرونشست تنها نشست زمین نیست؛ بلکه نشانه‌ای از برهم خوردن تعادل میان آب، خاک، پوشش گیاهی و فعالیت‌های انسانی است. به همین دلیل، اگر فرونشست را تنها یک مسئله ژئوتکنیکی بدانیم، بخش مهمی از ابعاد این بحران را نادیده گرفته‌ایم.

اصفهان طی قرن‌ها بر پایه یک نظام هوشمند مدیریت آب شکل گرفته است. زاینده‌رود، مادی‌ها، باغ‌ها، فضاهای سبز و درختان کهنسال، اجزای یک اکوسیستم به‌هم‌پیوسته هستند. هرگونه اختلال در یکی از این اجزا، سایر بخش‌ها را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. امروز کاهش جریان زاینده‌رود، افت سطح آب‌های زیرزمینی و فرونشست زمین، این چرخه طبیعی را با چالش جدی روبه‌رو کرده است.

یکی از نخستین پیامدهای فرونشست، کاهش رطوبت مؤثر خاک است. با افت سطح آب‌های زیرزمینی، ریشه بسیاری از درختان کهنسال، به‌ویژه در باغ‌های تاریخی و فضاهای سبز قدیمی، دیگر به منابع طبیعی آب دسترسی ندارند. در نتیجه، درختان به‌تدریج دچار تنش آبی، کاهش رشد، خشکیدگی شاخه‌ها و در نهایت زوال می‌شوند. این روند ممکن است در کوتاه‌مدت محسوس نباشد، اما در بلندمدت ساختار فضای سبز شهر را دگرگون می‌کند.

درختان کهنسال اصفهان تنها عناصر زیبایی‌شناختی نیستند؛ آن‌ها بخشی از هویت تاریخی، اقلیمی و زیست‌محیطی شهر هستند. از دست رفتن این درختان، تنها حذف چند اصله درخت نیست، بلکه کاهش سایه، افزایش دمای محیط، کاهش جذب آلاینده‌ها، افت تنوع زیستی و تضعیف تاب‌آوری اکولوژیکی شهر را به دنبال خواهد داشت.

موضوع مهم دیگر، مادی‌های اصفهان است. مادی‌ها فقط کانال‌های انتقال آب نیست؛ آن‌ها شریان‌های حیاتی اکوسیستم شهری و بخشی از میراث مهندسی و فرهنگی اصفهان محسوب می‌شوند. استمرار جریان آب در این شبکه، علاوه بر آبیاری فضای سبز، نقش مهمی در حفظ رطوبت خاک، تغذیه موضعی آبخوان‌ها و ایجاد تعادل اقلیمی شهر داشته است. کاهش یا قطع جریان آب در مادی‌ها، همراه با فرونشست، موجب از بین رفتن این کارکردها شده و پایداری اکوسیستم شهری را با تهدید جدی روبه‌رو کرده است.

از منظر خاک‌شناسی نیز فرونشست پیامدهای نگران‌کننده‌ای دارد. زمانی که لایه‌های ریزدانه آبخوان در اثر افت شدید سطح آب متراکم می‌شوند، ظرفیت نگهداری آب در خاک کاهش می‌یابد و در بسیاری از موارد این تغییرات برگشت‌ناپذیر است. به عبارت دیگر، حتی اگر در آینده آب دوباره وارد سفره‌های زیرزمینی شود، بخشی از ظرفیت طبیعی ذخیره آب که در اثر تراکم خاک از بین رفته است، دیگر قابل بازیابی نخواهد بود. این مسئله یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های فرونشست با بسیاری از بحران‌های دیگر است.

از سوی دیگر، تغییر در ویژگی‌های خاک می‌تواند بر نفوذپذیری، تهویه، فعالیت میکروارگانیسم‌ها و چرخه مواد مغذی نیز اثر بگذارد. در نتیجه، کیفیت زیستی خاک کاهش یافته و توان آن برای حمایت از پوشش گیاهی ضعیف‌تر می‌شود. این مسئله در بلندمدت می‌تواند ترکیب گونه‌های گیاهی شهر را نیز تغییر دهد و گونه‌های حساس‌تر را از بین ببرد.

فرونشست می‌تواند چرخه آب شهری را مختل کند. کاهش تغذیه طبیعی آبخوان‌ها، افزایش رواناب‌های سطحی، کاهش نفوذ آب باران و کاهش رطوبت خاک، همگی موجب می‌شوند اکوسیستم شهر توان کمتری برای سازگاری با خشکسالی و تغییرات اقلیمی داشته باشد. در چنین شرایطی، شهر به‌تدریج به سمت افزایش دمای موضعی، کاهش کیفیت هوا و کاهش آسایش اقلیمی حرکت می‌کند.

از منظر آینده‌پژوهی، اگر این روند ادامه یابد، اصفهان ممکن است با پدیده‌ای روبه‌رو شود که از آن با عنوان «فقر اکولوژیکی شهری» یاد می‌شود؛ وضعیتی که در آن، هرچند ممکن است زیرساخت‌های عمرانی همچنان پابرجا باشند، اما توان طبیعی شهر برای حفظ کیفیت محیط‌زیست، تعدیل اقلیم، پشتیبانی از تنوع زیستی و ارائه خدمات اکوسیستمی به‌شدت کاهش یافته باشد.

اما آیا این خسارت‌ها برگشت‌پذیر هستند؟ پاسخ علمی این است که بخشی از آن‌ها قابل جبران و بخشی دیگر غیرقابل بازگشت است. اگر مدیریت منابع آب اصلاح شود، جریان پایدار زاینده‌رود تا حد امکان احیا شود، تغذیه مصنوعی آبخوان‌ها انجام گیرد، برداشت‌های بی‌رویه کنترل شود و برنامه‌های احیای اکوسیستم اجرا گردد، می‌توان بخشی از عملکرد طبیعی محیط را بازیابی کرد.

اما اگر لایه‌های آبخوان دچار تراکم دائمی شده باشند یا درختان کهنسال و زیستگاه‌های ارزشمند از بین بروند، بازگرداندن شرایط به وضعیت اولیه بسیار دشوار و در برخی موارد غیرممکن خواهد بود.

به همین دلیل، رویکرد امروز دنیا در رویارویی با فرونشست، مدیریت اکوسیستمی است؛ یعنی به‌جای تمرکز صرف بر مهار نشست زمین، ارتباط میان آب، خاک، پوشش گیاهی، اقلیم، تنوع زیستی و توسعه شهری به‌صورت یکپارچه مدیریت می‌شود.

در اصفهان نیز لازم است فرونشست نه‌تنها به‌عنوان یک بحران منابع آب، بلکه به‌عنوان یک بحران اکولوژیکی و تمدنی دیده شود. حفاظت از زاینده‌رود، احیای مادی‌ها، صیانت از درختان کهنسال، مدیریت پایدار آب‌های زیرزمینی، توسعه زیرساخت‌های سبز، استفاده از گونه‌های مقاوم به خشکی، تغذیه مصنوعی آبخوان‌ها و تلفیق ملاحظات محیط‌زیستی در برنامه‌ریزی شهری، باید در اولویت سیاست‌گذاری قرار گیرد.

در نهایت، باید بپذیریم که فرونشست تنها زمین را پایین نمی‌برد؛ بلکه اگر به‌درستی مدیریت نشود، می‌تواند ظرفیت زیستی، هویت تاریخی و کیفیت زندگی در اصفهان را نیز به‌تدریج فرسوده کند. حفظ اکوسیستم اصفهان، تنها یک ضرورت محیط‌زیستی نیست، بلکه پیش‌شرط پایداری، تاب‌آوری و آینده‌پذیری این شهر تاریخی در دهه‌های آینده است.

ایمنا: اگر از امروز همه برداشت‌های غیرمجاز آب زیرزمینی متوقف و مدیریت منابع آب اصلاح شود، آیا امکان توقف یا کاهش فرونشست وجود دارد یا این پدیده به نقطه‌ای رسیده که بخشی از خسارت‌ها غیرقابل جبران است؟

ظهرابی: این سؤال، شاید مهم‌ترین پرسش در موضوع فرونشست اصفهان باشد، زیرا مستقیم به آینده شهر و میزان اثربخشی تصمیم‌های امروز مربوط می‌شود. پاسخ علمی این است که هنوز امکان کاهش سرعت فرونشست و مدیریت این بحران وجود دارد، اما فرصت نامحدود نیست. در عین حال باید بپذیریم که بخشی از خسارت‌های واردشده به آبخوان‌ها، به‌ویژه در مناطقی که تراکم دائمی لایه‌های خاک رخ داده است، دیگر به وضعیت اولیه بازنخواهد گشت.

در علوم زمین، فرونشست نتیجه برهم خوردن تعادل میان برداشت و تغذیه آبخوان‌هاست. زمانی که طی سال‌های متمادی، میزان برداشت از منابع آب زیرزمینی بیش از ظرفیت تجدیدپذیر آن باشد، فشار آب موجود در خلل و فرج لایه‌های خاک کاهش می‌یابد و لایه‌های ریزدانه به‌تدریج متراکم می‌شوند. اگر این تراکم از حد مشخصی عبور کند، ساختار طبیعی آبخوان دچار تغییر دائمی می‌شود و حتی با بازگشت آب، بخشی از ظرفیت ذخیره‌سازی آن دیگر قابل احیا نخواهد بود.

به‌همین دلیل، باید میان توقف علت و توقف پیامد تفاوت قائل شویم. اگر امروز همه برداشت‌های غیرمجاز متوقف شود، مدیریت منابع آب اصلاح گردد و تغذیه آبخوان‌ها بهبود یابد، بدون تردید می‌توان سرعت فرونشست را کاهش داد و در برخی مناطق آن را تا حد زیادی کنترل کرد؛ اما این بدان معنا نیست که همه خسارت‌های گذشته به‌طور کامل جبران خواهد شد.

نکته مهم این است که فرونشست یک فرآیند تجمعی است. تصمیم‌هایی که طی سه یا چهار دهه گذشته گرفته شده‌اند، آثار خود را امروز نشان می‌دهند؛ بنابراین تصمیم‌های امروز نیز آینده اصفهان را در دهه‌های پیش رو رقم خواهند زد. اگر اصلاحات را به تعویق بیندازیم، ممکن است وارد مرحله‌ای شویم که حتی با صرف هزینه‌های بسیار زیاد نیز امکان بازگرداندن ظرفیت طبیعی آبخوان‌ها وجود نداشته باشد.

از سوی دیگر، نباید تصور کرد که توقف چاه‌های غیرمجاز به‌تنهایی راه‌حل نهایی است. این اقدام ضروری است، اما کافی نیست. مسئله فرونشست، یک مسئله حکمرانی آب است و نیازمند مجموعه‌ای از اقدامات هماهنگ و هم‌زمان است.

در گام نخست، باید تعادل میان منابع و مصارف آب برقرار شود. این به معنای مدیریت تقاضاست؛ یعنی افزایش بهره‌وری در بخش کشاورزی، اصلاح الگوی کشت، توسعه سامانه‌های نوین آبیاری، کاهش تلفات شبکه‌های انتقال آب، استفاده از پساب تصفیه‌شده در فضای سبز و صنعت، و مدیریت مصرف در همه بخش‌ها.

در گام دوم، باید تغذیه آبخوان‌ها به یک اولویت تبدیل شود. استفاده از تغذیه مصنوعی آبخوان، حفاظت از عرصه‌های نفوذپذیر، جلوگیری از گسترش سطوح غیرقابل نفوذ شهری، مدیریت رواناب‌ها و در صورت امکان، تأمین جریان‌های زیست‌محیطی زاینده‌رود، می‌تواند به بهبود شرایط آبخوان کمک کند.

در گام سوم، لازم است فرونشست وارد نظام برنامه‌ریزی شهری و عمرانی شود. دیگر نمی‌توان طرح‌های توسعه شهری، احداث زیرساخت‌های جدید یا پروژه‌های عمرانی را بدون توجه به نقشه‌های پهنه‌بندی فرونشست اجرا کرد. در بسیاری از کشورهای پیشرفته، اطلاعات فرونشست یکی از معیارهای اصلی تصمیم‌گیری برای توسعه شهری است و اصفهان نیز باید به این سمت حرکت کند.

فرونشست، سرنوشت محتوم اصفهان نیست؛ بلکه نتیجه مجموعه‌ای از انتخاب‌ها و شیوه‌های مدیریتی است

یکی از نکات مهمی که کمتر به آن پرداخته می‌شود، نقش پایش هوشمند و پیش‌بینی است. امروزه فناوری‌های سنجش از دور، تصاویر راداری ماهواره‌ای (InSAR)، سامانه‌های GPS دقیق و هوش مصنوعی این امکان را فراهم کرده‌اند که تغییرات میلی‌متری سطح زمین نیز به‌صورت مستمر پایش شود. توسعه این سامانه‌ها می‌تواند به تصمیم‌گیران کمک کند تا پیش از وقوع خسارت‌های جدی، اقدامات پیشگیرانه انجام دهند.

در کنار اقدامات فنی، نباید از حکمرانی یکپارچه غافل شد. فرونشست، موضوع یک دستگاه یا یک وزارتخانه نیست. وزارت نیرو، وزارت جهاد کشاورزی، سازمان حفاظت محیط‌زیست، سازمان زمین‌شناسی، مدیریت بحران، شهرداری‌ها، وزارت راه و شهرسازی و حتی بخش خصوصی، همگی در این مسئله نقش دارند. اگر هر دستگاه به‌صورت جزیره‌ای عمل کند، موفقیت پایدار حاصل نخواهد شد.

همچنین لازم است اقتصاد آب نیز اصلاح شود. تا زمانی که ارزش واقعی آب در نظام تصمیم‌گیری و بهره‌برداری لحاظ نشود، انگیزه کافی برای کاهش برداشت و افزایش بهره‌وری ایجاد نخواهد شد. مدیریت پایدار آب، علاوه بر ابزارهای فنی، نیازمند اصلاح سیاست‌های اقتصادی، حقوقی و اجتماعی نیز هست.

از منظر تاب‌آوری شهری، باید هم‌زمان با تلاش برای کاهش فرونشست، خود شهر نیز برای زندگی با این مخاطره آماده شود. این به معنای مقاوم‌سازی زیرساخت‌های حیاتی، بازنگری در مقررات ساخت‌وساز، پایش مستمر تأسیسات شهری و تدوین برنامه‌های مدیریت ریسک است. زیرا حتی در خوش‌بینانه‌ترین حالت، آثار فرونشست در کوتاه‌مدت به‌طور کامل از بین نخواهد رفت.

به اعتقاد من، مهم‌ترین پیام علمی این است که هنوز دیر نشده، اما زمان بسیار محدود است. ما در نقطه‌ای قرار داریم که هر سال تأخیر در اصلاح مدیریت منابع آب، بخشی از ظرفیت طبیعی آبخوان‌های اصفهان را برای همیشه از بین می‌برد. امروز هنوز می‌توان سرعت فرونشست را کاهش داد، زیرساخت‌ها را ایمن‌تر کرد و آینده شهر را حفظ نمود؛ اما اگر تصمیم‌های اساسی باز هم به تعویق بیفتد، نسل‌های آینده با هزینه‌هایی روبه‌رو خواهند شد که جبران آن‌ها بسیار دشوار و در برخی موارد غیرممکن خواهد بود.

در نهایت باید تأکید کنم که فرونشست، سرنوشت محتوم اصفهان نیست؛ بلکه نتیجه مجموعه‌ای از انتخاب‌ها و شیوه‌های مدیریت ما است. همان‌گونه که این بحران در اثر تصمیم‌های نادرست شکل گرفته است، با تصمیم‌های علمی، شجاعانه و هماهنگ نیز می‌توان آن را مهار کرد. آینده اصفهان، بیش از آنکه به میزان بارش وابسته باشد، به کیفیت حکمرانی آب، مدیریت سرزمین و اراده ما برای اصلاح مسیر وابسته است.

از توکیو تا اصفهان؛ نسخه‌ای جهانی برای مهار فرونشست با «حکمرانی یکپارچه»

ایمنا: تجربه شهرهای مختلف جهان در رویارویی با فرونشست چه بوده است؟ کدام راهکارهای علمی و مدیریتی می‌تواند برای اصفهان قابل اجرا باشد و چه اقداماتی باید در اولویت دولت، مدیریت شهری و سایر دستگاه‌ها قرار گیرد؟

ظهرابی: فرونشست زمین، مسئله‌ای مختص اصفهان یا حتی ایران نیست. بسیاری از شهرهای بزرگ جهان، از جمله توکیو، مکزیکوسیتی، جاکارتا، شانگهای، پکن، بانکوک، جاکارتا، و بخش‌هایی از کالیفرنیا در ایالات متحده در مقاطع مختلف با این پدیده روبه‌رو بوده‌اند. اما تفاوت اصلی میان این شهرها در یک نکته اساسی است؛ آن‌ها فرونشست را یک موضوع تنها زمین‌شناسی تلقی نکردند، بلکه آن را به یک مسئله حکمرانی، برنامه‌ریزی شهری و مدیریت ریسک تبدیل کردند. همین تغییر نگاه، زمینه کنترل یا کاهش نرخ فرونشست را در بسیاری از این مناطق فراهم کرد.

برای مثال، توکیو در نیمه دوم قرن بیستم با نرخ قابل توجهی از فرونشست روبه‌رو بود. دولت ژاپن با اعمال محدودیت‌های سخت‌گیرانه بر برداشت آب‌های زیرزمینی، توسعه شبکه آب سطحی، پایش مستمر زمین و تصویب قوانین الزام‌آور، توانست طی چند دهه نرخ فرونشست را به میزان چشمگیری کاهش دهد. این تجربه نشان داد که اگر اراده مدیریتی وجود داشته باشد، حتی بحران‌های پیچیده نیز قابل کنترل هستند.

در شانگهای نیز علاوه بر کنترل برداشت آب‌های زیرزمینی، از فناوری تغذیه مصنوعی آبخوان‌ها استفاده شد تا بخشی از افت سطح آب جبران شود. همچنین تمام پروژه‌های عمرانی بزرگ بر اساس مطالعات ژئوتکنیکی و نقشه‌های پهنه‌بندی فرونشست طراحی شدند. این رویکرد موجب شد توسعه شهری با ملاحظات زمین‌شناسی هماهنگ شود.

مکزیکوسیتی نمونه دیگری است که نشان می‌دهد اگر اصلاحات دیر آغاز شود، هزینه‌ها بسیار سنگین خواهد بود. این شهر هنوز نیز با آثار فرونشست دست‌وپنجه نرم می‌کند، اما هم‌زمان با سرمایه‌گذاری گسترده در پایش، مدیریت آب و مقاوم‌سازی زیرساخت‌ها تلاش کرده است خسارت‌ها را کاهش دهد. این تجربه برای اصفهان یک پیام روشن دارد؛ هرچه اقدام زودتر آغاز شود، هزینه‌های آینده کمتر خواهد بود.

از مجموعه این تجربه‌های جهانی می‌توان یک نتیجه مهم گرفت؛ هیچ کشوری نتوانسته فرونشست را تنها با یک اقدام مهار کند. موفقیت زمانی حاصل شده که مجموعه‌ای از اقدامات فنی، مدیریتی، حقوقی، اقتصادی و اجتماعی به‌صورت هم‌زمان اجرا شده است.

به اعتقاد من، اصفهان نیز باید از همین الگوی مدیریت یکپارچه فرونشست استفاده کند. نخستین و مهم‌ترین اولویت، اصلاح حکمرانی منابع آب است. تا زمانی که میان میزان برداشت و ظرفیت تجدیدپذیر آبخوان‌ها تعادل برقرار نشود، هیچ اقدام دیگری اثر ماندگار نخواهد داشت. کنترل برداشت‌های غیرمجاز، مدیریت چاه‌های مجاز، افزایش بهره‌وری مصرف آب در کشاورزی، صنعت و فضای سبز، و کاهش هدررفت آب باید در اولویت ملی قرار گیرد.

دومین اقدام، احیای آبخوان‌ها است. اجرای طرح‌های تغذیه مصنوعی، حفاظت از پهنه‌های نفوذپذیر، مدیریت سیلاب‌ها برای تغذیه سفره‌های زیرزمینی، جلوگیری از تخریب عرصه‌های طبیعی و تلاش برای حفظ جریان‌های زیست‌محیطی زاینده‌رود، از مهم‌ترین اقداماتی است که می‌تواند به بهبود شرایط کمک کند.

سومین محور، پایش هوشمند و مستمر فرونشست است. امروزه فناوری‌هایی مانند تصاویر راداری ماهواره‌ای (InSAR)، سامانه‌های GPS دقیق، پهپادها و هوش مصنوعی این امکان را فراهم کرده‌اند که تغییرات میلی‌متری سطح زمین به‌صورت مستمر پایش شود. اصفهان باید یک سامانه دائمی پایش فرونشست ایجاد کند تا اطلاعات آن به‌صورت مستمر در اختیار مدیران قرار گیرد و مبنای تصمیم‌گیری باشد.

موضوع بسیار مهم دیگر، ورود فرونشست به نظام برنامه‌ریزی شهری است. طرح جامع، طرح تفصیلی، پروژه‌های عمرانی، مکان‌یابی زیرساخت‌های جدید و حتی صدور مجوزهای ساخت‌وساز باید بر اساس نقشه‌های خطر فرونشست انجام شود. توسعه شهری بدون در نظر گرفتن این مخاطره، می‌تواند آسیب‌پذیری شهر را در آینده افزایش دهد.

در کنار این موارد، لازم است تاب‌آوری زیرساخت‌های حیاتی نیز افزایش یابد. شبکه‌های آب، فاضلاب، گاز، برق، مترو، بیمارستان‌ها، مراکز مدیریت بحران، ایستگاه‌های آتش‌نشانی و سایر شریان‌های حیاتی باید به‌صورت مستمر پایش و در صورت نیاز مقاوم‌سازی شوند. امروز در دنیا، حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی یکی از مهم‌ترین راهبردهای مدیریت فرونشست محسوب می‌شود.

از منظر مدیریتی، پیشنهاد می‌کنم «سند جامع مدیریت فرونشست کلان‌شهر اصفهان» با مشارکت همه دستگاه‌های مسئول تدوین شود؛ سندی که وظایف هر دستگاه، زمان‌بندی اقدامات، منابع مالی، شاخص‌های ارزیابی و نظام پایش را به‌طور شفاف مشخص کند. یکی از چالش‌های امروز این است که هر دستگاه بخشی از مسئله را مدیریت می‌کند، اما فرونشست نیازمند فرماندهی واحد و حکمرانی هماهنگ است.

نکته دیگری که نباید از آن غافل شد، فرهنگ‌سازی و مشارکت اجتماعی است. مدیریت فرونشست تنها با تصمیم‌های دولتی موفق نخواهد شد. کشاورزان، صنعتگران، شهروندان، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد نیز باید در این مسیر نقش‌آفرینی کنند. هرچه آگاهی عمومی نسبت به ارزش آب و پیامدهای برداشت بی‌رویه افزایش یابد، موفقیت برنامه‌های مدیریتی نیز بیشتر خواهد بود.

از منظر علمی، اصفهان این ظرفیت را دارد که به مرجع ملی مطالعات فرونشست تبدیل شود. وجود دانشگاه‌های معتبر، مراکز پژوهشی، متخصصان زمین‌شناسی، برنامه‌ریزی شهری، مدیریت بحران و محیط‌زیست، فرصت ارزشمندی برای تولید دانش بومی و ارائه راهکارهای نوآورانه فراهم کرده است. این ظرفیت باید بیش از گذشته در تصمیم‌سازی‌های اجرایی مورد استفاده قرار گیرد.

در نهایت، معتقدم که فرونشست یک آزمون برای کیفیت حکمرانی شهری و مدیریت منابع طبیعی است. تجربه جهان نشان می‌دهد که این بحران قابل مدیریت است، اما تنها زمانی که نگاه بخشی جای خود را به نگاه یکپارچه، آینده‌نگر و علمی بدهد. اگر امروز دولت، مدیریت شهری، دانشگاه‌ها، بخش خصوصی و جامعه مدنی در کنار یکدیگر قرار گیرند، می‌توان روند فرونشست را کنترل کرد و از تشدید آن جلوگیری نمود.

اصفهان امروز بیش از هر زمان دیگری به تصمیم‌های شجاعانه، مبتنی بر علم و آینده‌نگر نیاز دارد. هر روزی که اجرای اصلاحات به تعویق بیفتد، بخشی از سرمایه‌های طبیعی، زیرساختی و تاریخی این شهر از دست خواهد رفت. اما اگر از تجربه‌های موفق جهان درس بگیریم و آن‌ها را متناسب با شرایط بومی اصفهان بومی‌سازی کنیم، می‌توان امیدوار بود که این شهر تاریخی، مسیر توسعه پایدار و تاب‌آور خود را با اطمینان بیشتری ادامه دهد.

هنوز دیر نشده، اما فرصت تمام‌شدنی است؛ ترمز فرونشست در اصفهان را می‌توان کشید

اصفهان در دو راهی آینده؛ یا «تاب‌آوری» یا «ابرمشکل» غیرقابل‌بازگشت

ایمنا: اگر روند کنونی ادامه پیدا کند، اصفهان در افق ۱۰ تا ۲۰ سال آینده با چه سناریویی روبه‌رو خواهد بود؟ مهم‌ترین اقداماتی که امروز باید انجام شود تا از تبدیل فرونشست به یک بحران غیرقابل بازگشت جلوگیری شود، چیست؟

ظهرابی: برای پاسخ به این سؤال، باید از نگاه «آینده‌پژوهی» به مسئله فرونشست نگاه کنیم. آینده، یک سرنوشت از پیش تعیین‌شده نیست؛ بلکه حاصل تصمیم‌هایی است که امروز می‌گیریم. بنابراین، درباره آینده اصفهان نمی‌توان تنها از یک سناریو سخن گفت، بلکه دست‌کم دو سناریوی متفاوت پیش روی ما قرار دارد؛ سناریوی تداوم وضع موجود و سناریوی اصلاح و تاب‌آوری.

اگر روند کنونی، یعنی برداشت بیش از ظرفیت از منابع آب زیرزمینی، افت مستمر سطح آبخوان‌ها، کاهش جریان‌های زیست‌محیطی زاینده‌رود، توسعه نامتوازن شهری و نبود مدیریت یکپارچه ادامه پیدا کند، در افق ۱۰ تا ۲۰ سال آینده، فرونشست از یک بحران زمین‌شناسی به یک ابرچالش توسعه شهری تبدیل خواهد شد. در چنین شرایطی، مسئله دیگر تنها نشست زمین نخواهد بود؛ بلکه با زنجیره‌ای از پیامدهای اقتصادی، اجتماعی، زیست‌محیطی، کالبدی و حتی فرهنگی روبه‌رو خواهیم شد.

در این سناریو، نخستین پیامد، افزایش آسیب‌پذیری زیرساخت‌های حیاتی خواهد بود. شبکه‌های آب، فاضلاب، گاز، برق، مخابرات، راه‌ها، پل‌ها، خطوط مترو و سایر تأسیسات شهری، هزینه‌های نگهداری و بازسازی بسیار بیشتری را به شهر تحمیل خواهند کرد. این هزینه‌ها در نهایت بر اقتصاد شهری، بودجه عمومی و کیفیت خدماتی که شهروندان دریافت می‌کنند، اثر مستقیم خواهد گذاشت.

از سوی دیگر، میراث تاریخی اصفهان نیز بیش از گذشته در معرض تهدید قرار خواهد گرفت. اصفهان تنها یک شهر نیست؛ بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی ایران و جهان است. اگر فرونشست کنترل نشود، حفاظت از بناهای تاریخی به‌مراتب دشوارتر، پرهزینه‌تر و در برخی موارد غیرممکن خواهد شد. حفظ این میراث، بدون حفظ پایداری بستر زمین، امکان‌پذیر نیست.

در حوزه محیط‌زیست نیز ادامه روند فعلی می‌تواند به کاهش تدریجی کیفیت اکوسیستم شهری منجر شود. خشکیدگی بیشتر درختان کهنسال، کاهش کارکرد مادی‌ها، افت تنوع زیستی، تشدید جزیره حرارتی شهر، افزایش گردوغبار و کاهش کیفیت زیست‌پذیری، از جمله پیامدهایی است که در بلندمدت می‌تواند چهره اصفهان را دگرگون کند.

اما شاید مهم‌ترین پیامد، کاهش تاب‌آوری شهری باشد. شهری که زیرساخت‌های آن تحت تأثیر فرونشست قرار گرفته‌اند، در برابر سایر مخاطرات مانند زلزله، سیلاب، خشکسالی و حتی تغییرات اقلیمی نیز آسیب‌پذیرتر خواهد شد. به همین دلیل، در ادبیات نوین مدیریت بحران، فرونشست به‌عنوان یک «ریسک پیشران» شناخته می‌شود؛ ریسکی که می‌تواند آثار سایر بحران‌ها را نیز تشدید کند.

در مقابل، سناریوی دوم، سناریوی اصلاح و احیای تدریجی است. اگر از امروز تصمیم‌های اساسی اتخاذ شود، می‌توان سرعت فرونشست را کاهش داد، از گسترش آن جلوگیری کرد و تاب‌آوری شهر را افزایش داد. شاید نتوان همه خسارت‌های گذشته را جبران کرد، اما می‌توان از تشدید بحران جلوگیری نمود و آینده‌ای پایدارتر برای اصفهان رقم زد.

به اعتقاد من، تحقق این سناریو مستلزم چند اقدام راهبردی است؛ نخست، اصلاح حکمرانی منابع آب. تا زمانی که تعادل میان برداشت و تغذیه آبخوان‌ها برقرار نشود، هیچ برنامه‌ای موفق نخواهد بود. مدیریت علمی آب باید جایگزین مدیریت بخشی و مقطعی شود.

دوم، احیای آبخوان‌ها و حفاظت از زاینده‌رود. بدون آبخوان سالم و بدون جریان‌های زیست‌محیطی پایدار، نمی‌توان انتظار توقف فرونشست را داشت. تغذیه مصنوعی آبخوان‌ها، مدیریت سیلاب‌ها، جلوگیری از برداشت‌های غیرمجاز و افزایش بهره‌وری مصرف آب، باید در اولویت باشد.

سوم، تبدیل فرونشست به یکی از محورهای اصلی برنامه‌ریزی شهری. تمام طرح‌های جامع، تفصیلی، پروژه‌های عمرانی، توسعه زیرساخت‌ها و حتی سرمایه‌گذاری‌های شهری باید بر پایه نقشه‌های خطر فرونشست طراحی شوند. توسعه‌ای که مخاطرات طبیعی را نادیده بگیرد، توسعه پایدار نخواهد بود.

چهارم، ایجاد سامانه هوشمند پایش و هشدار فرونشست. امروزه فناوری‌های سنجش از دور، تصاویر ماهواره‌ای، هوش مصنوعی و تحلیل داده‌های مکانی این امکان را فراهم کرده‌اند که تغییرات میلی‌متری زمین نیز به‌صورت مستمر رصد شود. تصمیم‌گیری بدون داده‌های دقیق، تصمیم‌گیری مطمئنی نخواهد بود.

اصفهان هنوز به نقطه بی‌بازگشت فرونشست نرسیده است

پنجم، افزایش تاب‌آوری زیرساخت‌های حیاتی. مقاوم‌سازی شبکه‌های آب، گاز، فاضلاب، برق، مترو، مراکز درمانی و سایر زیرساخت‌های حیاتی باید هم‌زمان با کنترل فرونشست دنبال شود تا شهر آمادگی بیشتری برای روبه‌روه با مخاطرات آینده داشته باشد.

ششم، سرمایه‌گذاری در پژوهش، آینده‌پژوهی و نوآوری. اصفهان از ظرفیت بالای دانشگاه‌ها، مراکز تحقیقاتی و متخصصان برخوردار است. این ظرفیت باید مستقیماً در خدمت سیاست‌گذاری و تصمیم‌سازی قرار گیرد. تجربه جهانی نشان داده است که شهرهایی موفق بوده‌اند که میان علم و مدیریت اجرایی، ارتباطی مستمر برقرار کرده‌اند.

و در نهایت، مشارکت مردم. هیچ برنامه‌ای بدون همراهی شهروندان، کشاورزان، صنعتگران، رسانه‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد موفق نخواهد شد. فرهنگ مصرف صحیح آب و حفاظت از منابع طبیعی، بخش جدایی‌ناپذیر مدیریت این بحران است.

در پایان، اجازه دهید به یک نکته مهم اشاره کنم که فرونشست، تنها مسئله امروز اصفهان نیست، بلکه آزمونی برای مسئولیت‌پذیری ما در قبال نسل‌های آینده است. اگر امروز تصمیم‌های سخت اما درست بگیریم، آیندگان از ما به‌عنوان نسلی یاد خواهند کرد که مسیر بحران را تغییر داد. اما اگر این هشدارهای علمی را نادیده بگیریم، آیندگان ناچار خواهند بود هزینه‌هایی را بپردازند که امروز امکان پیشگیری از آن‌ها وجود دارد.

اصفهان هنوز به نقطه بی‌بازگشت نرسیده است، اما در یک نقطه سرنوشت‌ساز قرار دارد؛ نقطه‌ای که کیفیت تصمیم‌های امروز، آینده ۱۰ تا ۲۰ سال آینده این شهر را رقم خواهد زد. اگر مدیریت منابع آب، برنامه‌ریزی شهری، حفاظت از محیط‌زیست، صیانت از میراث فرهنگی و توسعه زیرساخت‌ها در قالب یک حکمرانی یکپارچه و مبتنی بر علم به هم گره بخورند، اصفهان می‌تواند از این بحران عبور کند و به الگویی برای مدیریت فرونشست در کشور تبدیل شود. اما اگر هر دستگاه همچنان به‌صورت جزیره‌ای عمل کند و تصمیم‌های اساسی به تعویق بیفتد، فرونشست از یک بحران خاموش به بحرانی آشکار تبدیل خواهد شد که مهار آن بسیار دشوارتر و پرهزینه‌تر خواهد بود.

به باور من، مهم‌ترین پیام این گفت‌وگو آن است که فرونشست یک هشدار برای تغییر شیوه حکمرانی آب و توسعه شهری است. آینده اصفهان نه در دل خاک، بلکه در تصمیم‌هایی نوشته می‌شود که امروز برای حفاظت از آب، سرزمین و سرمایه‌های این شهر تاریخی اتخاذ می‌کنیم.

کد مطلب 989493

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.