به گزارش خبرگزاری ایمنا، در تحولات بنیادین تاریخ معاصر، اندیشههایی ماندگار و تحولآفرین میشوند که از سطح مقتضیات مقطعی فراتر رفته و به ژرفای اصول لایتغیر متصل باشند. در این میان، سیر حیات فکری و عملی رهبر شهید انقلاب نمونهای کمنظیر از یک استمرار منسجم و جریانساز است.
زندگی رهبر شهید انقلاب و بیانات و آثار ایشان از زمانی که طلبهای جوان در روزگار پیش از انقلاب اسلامی بودند تا روزهای آخر زندگی، همه در یک خط و سیر بود؛ سیری توحیدی و برخاسته از ساختی مکتبی که غایت آن احیای اسلام ناب در متن زندگی فردی و اجتماعی انسانها بود.
وقتی این میراث مکتوب و فکری را ورق میزنیم، از تدوین مبانی عمیق توحیدی و اجتماعی در آثار دوران جوانی نظیر طرح کلی اندیشه اسلامی، تا اسناد راهبردی کلانی همچون بیانیه گام دوم انقلاب و … با پدیدهای روبهرو میشویم که در آن، کهنگی راه معنا ندارد. اگر آنها را بخوانیم، متوجه تفاوت زمان نمیشویم؛ چرا که این اندیشهها از پویایی درونی و خصلتی زمانآگاه برخوردار بودند و متناسب با نیازهای متغیر اعصار، پاسخهای دقیق و راهگشا ارائه میکردند. این آثار نقشهراهی زنده برای مواجهه با چالشهای فکری نسلهای مختلف از جمله نسلهای نوظهور بودهاند.
به همین دلیل، حتی برای آینده و پس از شهادت و فقدان رهبر شهید نیز میتوان از آن استفاده کرد؛ چرا که ساختار فکری بهیادگارمانده از ایشان، چارچوبی سیستماتیک برای شناخت اسلام اجتماعی، نفی طاغوت و استمرار مکتب امام خمینی (ره) فراهم میآورد. فهم درست این میراث، ما را از نگاههای گزینشی به دین رهانیده و به سرچشمههای اصیل معرفتی متصل میسازد.
به همین منظور، برای واکاوی این ابعاد عمیق و بررسی سازوکارهای تبیین اندیشههای رهبری، با حضور میلاد منصوری، کارشناس و فعال فرهنگی، احسان بصراوی، کارشناس سیاسی و علی مدح خوان، فعال سیاسی فرهنگی به گفتوگو نشستیم که مشروح قسمت اول این میزگرد را در ادامه میخوانید.
ایمنا: با وجود اینکه تاکنون وصیتنامه مکتوبی از رهبر شهید انقلاب منتشر نشده است، اما ایشان در طول سالهای رهبری، در بیانات، پیامها و آثار مکتوب خود دیدگاهها و توصیههای راهبردی متعددی درباره آینده انقلاب اسلامی و مسیر پیشروی کشور مطرح کردهاند. به نظر شما اگر بخواهیم برای نسل جوان امروز متنی را بهعنوان نزدیکترین اثر به وصیت سیاسی و فکری رهبر شهید انقلاب معرفی کنیم، باید به کدام اثر یا سند مراجعه کرد و این متن چه ویژگیهایی دارد که میتوان آن را جامعترین بیان از اندیشه، آرمانها و توصیههای ایشان برای آینده انقلاب اسلامی دانست؟

مدحخوان: امیدوارم که در آینده دیگر نیازی به این حدس و گمانها نباشد و وصیتنامه اصلی ایشان منتشر شود. در حال حاضر شایعاتی وجود دارد که ممکن است وصیتنامه در جریان آن بمباران از بین رفته باشد یا اتفاقات دیگری برای آن رخ داده باشد، اما امیدواریم در آینده نزدیک جامعه به وصیتنامه ایشان دسترسی پیدا کند و با انتشار آن، دیگر جایی برای این حرفوحدیثها باقی نماند.
با این حال، به اعتقاد من آنچه امروز میتوان بهعنوان یک متن جامع که دیدگاهها و نظرات ایشان را درباره آینده انقلاب در خود جای داده است معرفی کرد، بیانیه گام دوم انقلاب است. این بیانیه بهگونهای تنظیم شده که مسیر آینده انقلاب اسلامی را ترسیم میکند و از همین رو میتوان آن را به نوعی نزدیکترین متن به وصیتنامه سیاسی ایشان دانست.
آنچه امروز میتوان بهعنوان یک متن جامع که دیدگاهها و نظرات ایشان را درباره آینده انقلاب در خود جای داده است معرفی کرد، بیانیه گام دوم انقلاب است
خود عنوان «گام دوم» نیز حامل پیام مهمی است. وقتی این عنوان برای بیانیه انتخاب شد، به این معنا بود که چهل سال نخست انقلاب اسلامی، گام اول بوده و اکنون انقلاب وارد دومین دوره چهلساله خود شده است. از آنجا که هنوز زمان زیادی از آغاز این مرحله نگذشته، میتوان این بیانیه را حامل پیام و نقشه راه چهار دهه آینده انقلاب اسلامی دانست؛ متنی که به نوعی نقش وصیتنامه سیاسی ایشان را ایفا میکند و از جامعیت لازم نیز برخوردار است.
نکته مهم دیگر این است که خود رهبر شهید انقلاب نیز پس از انتشار این بیانیه، تأکید ویژهای بر مطالعه آن داشتند. ایشان اشاره کرده بودند که به طور معمول علاقهای ندارند مردم یا بهویژه جوانان را به مطالعه سخنرانیها یا سایر بیاناتشان دعوت کنند، اما درباره بیانیه گام دوم انقلاب این دعوت را بهصورت ویژه مطرح کردند و از جوانان خواستند برای مطالعه، اندیشیدن و تأمل در مفاهیم آن وقت بگذارند.
همین تأکید ویژه، برای ما یک نشانه و سرنخ مهم است که این بیانیه را با نگاهی فراتر از یک متن معمولی ببینیم. در واقع، تأکید شخص ایشان بر مطالعه این سند نشان میدهد که میتوان به بیانیه گام دوم انقلاب بهعنوان مهمترین متن راهبردی و نزدیکترین اثر به وصیت سیاسی رهبر شهید انقلاب نگاه کرد؛ متنی که مسیر آینده انقلاب و وظایف نسل جوان را بهروشنی تبیین کرده است.

«طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» یکی از مهمترین منابع احیای اسلام است
منصوری: حیات و ممات رهبر شهید انقلاب به طور کامل توحیدی بود. وقتی زندگی ایشان را از دوران نوجوانی مرور میکنیم؛ چه آن بخشهایی که در قالب تاریخ شفاهی توسط خودشان بیان شده و چه روایتهایی که همراهان و هممسیران ایشان نقل کردهاند، میبینیم که گفتار، نوع نگاه و شیوه حرکت ایشان مبتنی بر توحید بوده است. اگر زندگی ایشان را از ابتدا تا لحظه شهادت بررسی کنیم، مشاهده میشود که مجموعهای از چارچوبهای عملی بر تمام رفتار و تصمیمهای ایشان حاکم بوده و همان چارچوبها تا پایان عمر همراه ایشان باقی مانده است.
من خود را شاگرد کوچک مکتب ایشان هم نمیدانم، اما به اندازهای که با اندیشهها و نگاه رهبر شهید انقلاب آشنا هستم، معتقدم کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» یکی از مهمترین منابع برای احیای اسلام است. دلیل این سخن را هم بر اساس تجربه شخصی خودم عرض میکنم. من یک معلم هستم؛ معلمی که سالها با نوجوانان و جوانان، بهویژه نسل «زد» و نسل «آلفا» در ارتباط بوده و در مدارس، دانشگاهها و فضای مجازی با پرسشها و دغدغههای فکری آنان مواجه شده است.
حدود سه سال پیش در شهر قم، در جمعی حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر از دختران محجبه و چادری که قرار بود در آینده معلم شوند، از کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» نام بردم. از حاضران پرسیدم آیا این کتاب را میشناسید؟ اما هیچکدام شناختی از آن نداشتند و این موضوع برای من دردناک بود. به آنها گفتم اشکالی ندارد، امروز با هم این کتاب را مرور میکنیم تا ببینیم این اثر ارزشمند و این قرآن ناطق چیست. بحث را از موضوع توحید آغاز کردیم. رهبر شهید انقلاب در جوانی و پیش آغاز پیروزی انقلاب اسلامی، طی ۲۸ جلسه این مباحث را مطرح کردند و شاید خودشان هم تصور نمیکردند که روزی این سخنرانیها در قالب یک کتاب منتشر شود، اما فردی دلسوز این جلسات را ضبط کرد و بعدها این مجموعه در اختیار جامعه قرار گرفت.
بعد از پایان جلسه، یکی از دختران جوان با چشمانی اشکآلود نزد من آمد. از او پرسیدم چرا گریه میکنی؟ پاسخ داد: «من بعد از آشنایی با این کتاب تازه به اسلام علاقهمند شدهام.» برایم عجیب بود. علت را که پرسیدم، متوجه شدم که نگاه او نتیجه همان آموزشهای روتینی است که در نظام آموزشی به او ارائه شده بود. او میگفت اسلامی که در مدرسه به ما معرفی شده بود، باعث شده بود از دین فاصله بگیرم؛ اما اسلامی که در این کتاب از آن سخن گفته شد، برای من به طور کامل متفاوت بود. اسلامی که به انسان میگوید اگر درجا بزنی باید احساس درد کنی، اگر در اطرافت انسان دردمندی وجود داشته باشد و نسبت به او بیتفاوت باشی، باید احساس مسئولیت کنی.
من که در حوزه توسعه فردی، کسبوکار و علوم انسانی فعالیت میکنم و تحصیلاتم نیز در همین حوزه است، امروز مشاهده میکنم که غرب تازه در مباحث علوم انسانی به مفاهیمی رسیده که رهبر شهید انقلاب دههها پیش در همین کتاب مطرح کردهاند. امروز در غرب از «توسعه فردی» و طراحی نقشه رشد شخصی سخن گفته میشود، در حالی که همین مفاهیم سالها پیش در اندیشههای ایشان وجود داشته است.
بازتاب این مباحث را در میان نوجوانان دیدهام. هر زمان این کتاب را با زبان امروز و قالبی متناسب با نسل جوان معرفی میکنیم، مخاطب جذب آن میشود. به اعتقاد من، گاهی مشکل ما محتوا نیست؛ ما محتوای بسیار غنی داریم، اما آن را در قالبی متناسب با مخاطب امروز ارائه نمیکنیم. اگر همین محتوای ارزشمند با شیوهای جذاب عرضه شود، جوانان به آن علاقهمند خواهند شد.
اجازه بدهید مثالی بزنم. فرض کنید فردی برای دریافت مجوز راهاندازی یک نانوایی یا سوپرمارکت آموزشهای مربوط به احکام کسبوکار را میگذراند و حتی کتاب «مکاسب» را نیز مطالعه میکند، اما پس از ورود به بازار، مرتکب گرانفروشی، احتکار یا کمفروشی میشود. سؤال اینجا است که مگر او احکام را نخوانده است؟ پس چرا چنین رفتاری از او سر میزند؟

اسلام نباید پشت تالار عروسی و دستگاه کارتخوان بماند
پاسخ این سؤال در همین نقطه نهفته است؛ بخشی از جامعه ما با «اسلام گزینشی» تربیت شده است. اسلامی که فقط تا پشت تالار عروسی، پشت محل کار یا پشت دستگاه کارتخوان ادامه دارد. ما پزشک، مهندس، معلم یا کاسب میشویم، اما هنگامی که قرار است حق مردم را رعایت کنیم، به فکر فرار مالیاتی یا تضییع حقوق دیگران میافتیم. این رفتارها نتیجه آن است که اسلام به متن زندگی ما وارد نشده است.
وقتی در بخشهای مختلف کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» درباره توحید، ایمان، انفاق و سایر مفاهیم مطالعه میکنیم، تازه متوجه میشویم اسلام ناب چیست. نخستین باری که این کتاب را به پایان رساندم، حدیثی به ذهنم آمد که میفرماید هنگام ظهور حضرت ولیعصر (عج)، مردم گمان میکنند ایشان دین جدیدی آوردهاند. آن روز احساس کردم آن دینی که در این روایت از آن سخن گفته شده، همان اسلام ناب و زندهای است که در این کتاب معرفی میشود.
به نظر من، یکی از جلوههای مظلومیت رهبر شهید انقلاب همین است؛ اینکه حتی در میان نیروهای معتقد به انقلاب نیز اندیشههای ایشان آنگونه که باید معرفی نشده است.
هر جا درباره این کتاب سخن گفتهایم، بهویژه در جمعهای مذهبی، وقتی مباحثی مانند توحید، تقوا، ایمان و انفاق را با آنچه در مدارس، برخی رسانهها یا حتی بعضی منبرها مطرح میشود مقایسه کردهایم، بسیاری از مخاطبان با تعجب گفتهاند چرا تاکنون کسی این مطالب را برای ما بیان نکرده بود. به نظر من، یکی از جلوههای مظلومیت رهبر شهید انقلاب همین است؛ اینکه حتی در میان نیروهای معتقد به انقلاب نیز اندیشههای ایشان آنگونه که باید معرفی نشده است.
ایمنا: اگر «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» را زیربنای منظومه فکری رهبر شهید انقلاب و «بیانیه گام دوم» را عصاره آن بدانیم، چرا این آثار هنوز به گفتمان عمومی، بهویژه در میان نسل جوان، تبدیل نشدهاند و برای انتقال این اندیشهها چه باید کرد؟
منصوری: ما گاهی مطالبه میکنیم که چرا دیگران این اندیشهها را نمیشناسند، اما باید از خودمان نیز بپرسیم چرا خودمان نرفتهایم این آثار را بخوانیم و بیاموزیم.
من بر اساس برداشت خودم معتقدم بیانیه گام دوم انقلاب متن بسیار ارزشمندی است، اما در واقع عصاره و خلاصه همان نگاه توحیدی است که در کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» تبیین شده است. وقتی بیانیه گام دوم را مطالعه میکنیم، میبینیم رهبر شهید انقلاب گذشته را تحلیل میکنند، وضعیت امروز را توضیح میدهند و تکالیف آینده را مشخص میکنند؛ همان نگاه توحیدی و نفی طاغوت که در این کتاب وجود دارد، در بیانیه گام دوم، منشور روحانیت و مباحث مربوط به درسها و عبرتهای عاشورا نیز بهروشنی دیده میشود.

دشمن با زبان رسانه حرف میزند؛ ما هم باید با زبان روز سخن بگوییم
اگر روزی مسئولیتی در نظام آموزشی کشور داشتم، نخستین اقدامم این بود که این کتاب را با استفاده از شیوههای نوین آموزشی، بازیهای رایانهای، انیمیشن، فیلم و ابزارهای جذاب در اختیار دانشآموزان قرار دهم. دشمن امروز با بهرهگیری از انواع ابزارهای رسانهای و فرهنگی در حال جذب مخاطب است؛ بنابراین ما نیز باید اندیشههای اصیل اسلامی را با زبان روز به نسل جوان منتقل کنیم.
اگر نگاه ما به اسلام، نگاه مطرحشده در این کتاب باشد، بهصورت طبیعی با اندیشههای حضرت امام خمینی (ره) نیز آشنا خواهیم شد. شاید فرصت مطالعه همه جلدهای صحیفه امام برای همه فراهم نباشد، اما وقتی این کتاب را میخوانیم، متوجه میشویم اندیشههای حضرت امام و رهبر شهید انقلاب از یک ریشه مشترک سرچشمه گرفته است.
گاهی نوجوانان از ما میپرسند چرا اینقدر از امام خمینی (ره) و رهبر شهید انقلاب سخن میگویید؟ پاسخ این است که این دو بزرگوار انسانهایی تربیت کردند که هدفشان احیای دین در جامعه بود و همین مسئله باعث شده دشمن نسبت به این جریان حساس باشد.
دشمن برای برخی هیئتها و جریانهای مذهبی هزینه میکند
امروز حتی شاهد هستیم که دشمن برای برخی جریانهای مذهبی و بعضی هیئتها هزینه میکند؛ اگر کسی سند و مدرک بخواهد، اسناد آن هم موجود است. چرا چنین کاری میکنند؟ چون میخواهند دین را از مسائل اصلی جامعه جدا کنند. گاهی در مراسم مذهبی همه نمادهای احساسی دیده میشود، اما هیچ اشارهای به شهدای مقاومت یا دردهای واقعی جامعه وجود ندارد. دلیلش این است که توحید به متن زندگی وارد نشده است.
در حالی که رهبر شهید انقلاب در این کتاب، اسلام اجتماعی را به ما آموزش میدهند. ایشان به ما یاد میدهند که انفاق فقط صرف هزینه برای ظواهر نیست؛ بلکه اگر بتوان با همان امکانات جوانی را از دام اعتیاد نجات داد، برای او شغل ایجاد کرد و دردهای جامعه را کاهش داد، این همان انفاق حقیقی است.
من احساس میکنم اگر کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» به محور اصلی آموزشهای فکری و فرهنگی کشور تبدیل شود، هم اسلام ناب احیا خواهد شد، هم نسل جوان سبک تازهای از زندگی فردی و اجتماعی را تجربه خواهد کرد و هم در عرصه سیاست و روابط بینالملل، دیگر کمتر شاهد افرادی خواهیم بود که در برابر دشمن دچار ترس، انفعال و مرعوبشدگی شوند.

بصراوی: به نظر من، چنین نشستهایی میتواند آغازگر مجموعهای از کارهای علمی و پژوهشی باشد که جای آنها در حوزه تبیین اندیشههای رهبر شهید انقلاب خالی است. بخش قابل توجهی از مطالبی که قصد داشتم بیان کنم، توسط اساتید مطرح شد. آنچه میتوانم در تکمیل فرمایشات ایشان اضافه کنم، ابتدا این است که باید ببینیم از اساس وصیتنامه چیست و با چه هدفی نوشته میشود. وصیتنامه در حقیقت مجموعهای خلاصه، روشن، قابل انتقال و قابل انتشار برای عموم مردم است که فرد در آستانه ترک دنیا، دستاوردها، میراث، خدمات و سرمایههای فکری و عملی خود را برای نسلهای بعد به یادگار میگذارد و وظایف آنان را برای حفظ و حراست از آن میراث یادآور میشود.
به اعتقاد من، حتی اگر امروز هیچ وصیتنامه مکتوبی از رهبر شهید انقلاب در اختیار نداشته باشیم، مجموعه عظیمی از آثار، بیانات و رهنمودهای ایشان باقی مانده است که برای همه اقشار جامعه، از دانشجو و استاد گرفته تا مدیر، فعال فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، مسیر را روشن کرده است.
اگر میخواهید جمهوری اسلامی را بشناسید، وصیتنامه امام را بخوانید
ایمنا: رهبر شهید انقلاب در سالهای مختلف بارها بر مراجعه به وصیتنامه سیاسی ـ الهی امام خمینی(ره) و مفهوم «مکتب امام» تأکید کردهاند. به نظر شما این تأکید چه نسبتی با تبیین منظومه فکری انقلاب اسلامی دارد و چرا شناخت مکتب امام را باید پیشنیاز ادامه مسیر انقلاب دانست؟
بصراوی: بله، وصیتنامه سیاسی-الهی حضرت امام خمینی (ره)، وصیتنامهای است که رهبر شهید انقلاب نیز در سالهای اخیر بارها به آن ارجاع میدادند. حتی به یاد دارم در یکی از بیاناتشان فرمودند اگر کسی بخواهد بداند جمهوری اسلامی ایران و اسلام مورد نظر امام چیست، باید به وصیتنامه امام خمینی (ره) مراجعه کند. همچنین ایشان در پیام نخستین سالگرد رحلت امام خمینی (ره)، مفهوم «مکتب امام» را تبیین کردند که بعدها نیز در قالب کتابی با عنوان «راهنمای راه امام» منتشر شد.
به نظر من، یکی از بزرگترین خدمات رهبر شهید انقلاب این بود که مکتب امام خمینی (ره) را زنده نگه داشتند و اجازه ندادند این مکتب به حاشیه برود. وقتی بیانات ایشان را مرور میکنیم، فارغ از موضوعات روز و اقتضائات زمانی که به طور طبیعی نیازمند موضعگیریهای خاص بوده است، مشاهده میکنیم که بخش عمدهای از فرمایشات ایشان در واقع تبیین، تعمیق و استمرار اندیشههای حضرت امام (ره) است.
نکته مهم دیگر این است که وصیتنامه یک رهبر انقلاب، بهویژه اگر آن انقلاب، انقلاب اسلامی باشد، تنها مجموعهای از توصیههای اخلاقی یا مدیریتی نیست؛ بلکه وصیتی است که بدون باور به مبانی فکری، ارزشهای انقلاب و رفتارهایی که آن ارزشها اقتضا میکنند، امکان تحقق ندارد. در یک وصیتنامه معمولی، ممکن است فرد سفارش کند که از اموال یا یادگارهای او محافظت شود، اما وقتی میراث یک فرد، انقلاب اسلامی است، نخستین نیاز برای حفظ آن، نهادینه شدن شناخت صحیح از مبانی انقلاب در میان خواص و عموم مردم است.
رهبر شهید انقلاب در این زمینه کم نگذاشتند، اما آنچه اصالت دارد خود انقلاب اسلامی است. رهبری نیز ارزش خود را از هدایت این انقلاب میگیرد. این نکته را از این جهت عرض میکنم که اگر بخواهیم راه ایشان را ادامه دهیم، نباید تنها از یک رهبر انتظار داشته باشیم که نقش یک نظریهپرداز یا ایدئولوگ را ایفا کند، بلکه باید نظام فکریای را که ارائه کرده است بهدرستی بشناسیم.
بنده نیز توفیق داشتهام در دانشگاهها و برخی محافل علمی درباره کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» سخنرانی کنم. به اعتقاد من، این کتاب بهتنهایی نیازمند برگزاری نشستها و جلسات مستقل است، اما باید توجه داشت که امروز جامعه ما با شبهاتی همچون تعدد قرائتها و تردید نسبت به اصل دین و حتی اصل قرآن مواجه است. وقتی فردی هنوز نسبت به اصل قرآن پرسش دارد، طبیعی است که برداشتهای قرآنی را نیز بهآسانی نپذیرد. بنابراین، پیش از هر چیز باید مقدمات این باور در جامعه شکل بگیرد و این همان کاری بود که حضرت امام خمینی (ره)، شهید مطهری و رهبر شهید انقلاب انجام دادند. البته امروز این مسیر باید بهصورت یک نظام و ساختار فکری در جامعه دنبال شود.

همانگونه که اشاره شد، رهبر شهید انقلاب برای همه اقشار جامعه یادگارهای معرفتی ارزشمندی بر جای گذاشتهاند؛ از دانشجویان و فرهنگیان گرفته تا فعالان اقتصادی، سیاسی، مدیران، سفرا، مسئولان وزارتخانهها و اقشار مختلف مردم. افزون بر این، سفرهای متعدد ایشان به استانهای مختلف کشور نیز خود گنجینهای از توصیهها و رهنمودهای متناسب با نیازهای هر منطقه است.
گنجینهای که هنوز از دل سفرهای استانی رهبر شهید استخراج نشده است
به عنوان نمونه، مشاهده کردم که حتی پیش از تشکیل رسمی استان خراسان جنوبی، ایشان در سفر به منطقه جنوب خراسان، متناسب با شرایط همان منطقه، نکات مهمی را مطرح کرده بودند. همچنین در سفر به اصفهان نیز بیانات بسیار ارزشمندی داشتند که هنوز همه آنها بهصورت کامل تدوین و در دسترس قرار نگرفته است. مجموعه دیدارها و سفرهای استانی ایشان نشان میدهد که برای هر منطقه از کشور نیز توصیههای عملی و متناسب با شرایط همان منطقه ارائه کردهاند.
در کنار وصیتنامه حضرت امام خمینی (ره)، بیانیه گام دوم انقلاب و بیانات رهبر شهید انقلاب با اقشار مختلف، ایشان همواره سه منبع معرفتی را بهعنوان منابعی که باید همواره مورد انس و مراجعه مردم قرار گیرد، معرفی میکردند.
نخستین منبع، قرآن کریم بود. ایشان حتی مخاطب را معطل نمیکردند که ابتدا همه تفاسیر را مطالعه کند، بلکه تأکید داشتند نخستین گام، انس مستقیم با قرآن است. اگر قرار است این انقلاب مسیر خود را ادامه دهد و هدف وصیت نیز استمرار همین راه است، جامعه ما باید با قرآن مأنوس باشد.
دومین منبع، نهجالبلاغه بود که از آن با تعبیر «قرآن ناطق» یاد میکردند. رهبر شهید انقلاب در سالهای پایانی عمر شریف خود بارها بر ضرورت آموختن نهجالبلاغه تأکید کردند و حتی فرمودند «نهجالبلاغه آییننامه انقلاب اسلامی است.» ایشان اصرار داشتند که جوانان دستکم با متن نهجالبلاغه مأنوس شوند و ارتباط مستمر با آن برقرار کنند؛ هرچند بهرهگیری از شرحها و تفاسیر نیز ارزشمند است.
سومین منبع نیز صحیفه سجادیه بود. ایشان صحیفه سجادیه را زبانی میدانستند که پس از انس با قرآن نازل و قرآن ناطق، انسان از طریق آن معارف الهی را در قالب دعا و مناجات در وجود خود تعمیق میکند. رهبر شهید انقلاب بارها توصیه میکردند که برای تعمیق مبانی فکری، باید با صحیفه سجادیه نیز مأنوس بود، زیرا بسیاری از معارف بلند اسلامی در زبان دعا بیان شدهاند؛ معارفی که به این شکل، در منابع دیگر کمتر قابل ارائه است.
بخش دوم این گفتوگو در روزهای آینده منتشر خواهد شد.

نظر شما