جنگی برای کنترل اقتصاد جهان

این روزها نگاه جهان بیش از هر نقطه دیگری به تنگه هرمز دوخته شده است؛ آبراهی که دیگر تنها مسیر عبور نفت نیست، بلکه به شاخصی برای سنجش امنیت انرژی، ثبات اقتصاد جهانی و رقابت قدرت‌های بزرگ تبدیل شده است. هر تغییر در این گذرگاه، از بازارهای مالی گرفته تا تصمیم‌های سیاسی دولت‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، آنچه امروز در تنگه هرمز جریان دارد، تنها نوسان دیگری در بازار نفت یا اختلالی مقطعی در کشتی‌رانی نیست، بلکه نشانه‌ای از بازآرایی یکی از مهم‌ترین معادلات ژئوپلیتیکی جهان است. در هفته‌های اخیر، کاهش محسوس تردد نفت‌کش‌ها، افزایش هزینه‌های بیمه جنگ، تغییر مسیر برخی شناورها و تشدید رقابت بر سر کنترل امنیت این آبراه، بار دیگر نشان داده است که هرمز نه‌تنها یک گلوگاه انرژی، بلکه میدان رقابت قدرت‌هایی است که هر کدام می‌کوشند قواعد عبور، امنیت و تجارت جهانی را به سود خود بازتعریف کنند.

خبرگزاری رویترز گزارش داده است که هم‌زمان با افزایش تنش‌های نظامی، شمار عبور کشتی‌های حامل نفت و گاز از این مسیر به پایین‌ترین سطح خود در ماه‌های اخیر رسیده و بازارهای جهانی، بیش از آنکه به حجم واقعی نفت تولیدشده واکنش نشان دهند، به آینده امنیت این آبراه چشم دوخته‌اند.

همین تحول، تنگه هرمز را از یک مسیر حمل‌ونقل به شاخصی برای سنجش موازنه قدرت در اقتصاد جهانی تبدیل کرده است. ارزیابی‌های منتشرشده از سوی کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل (UNCTAD) نشان می‌دهد این آبراه همچنان مسیر عبور حدود یک‌چهارم تجارت دریایی نفت جهان و بخش مهمی از صادرات گاز طبیعی مایع و کودهای شیمیایی است؛ ازاین‌رو هرگونه اختلال در آن، تنها قیمت انرژی را افزایش نمی‌دهد، بلکه زنجیره‌های تأمین، هزینه حمل‌ونقل، امنیت غذایی و نرخ تورم اقتصادهای وابسته به واردات انرژی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد، این نهاد هشدار داده است که پیامدهای بحران هرمز، به‌مراتب فراتر از بازار نفت خواهد بود و می‌تواند به کاهش رشد تجارت جهانی و افزایش فشار بر اقتصادهای آسیب‌پذیر منجر شود، به همین دلیل تحلیلگران اقتصادی معتقدند رقابت امروز بر سر هرمز، بیش از آنکه نبردی دریایی باشد، رقابتی بر سر تعیین قواعد اقتصاد جهانی در دوران بی‌ثباتی ژئوپلیتیکی است.

در چنین فضایی، رفتار شرکت‌های کشتی‌رانی، مؤسسات بیمه، معامله‌گران نفت و بازارهای مالی به همان اندازه اهمیت یافته که مواضع رسمی دولت‌ها. تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که فعالان اقتصاد جهانی، تصمیم‌های خود را بیش از آنکه بر مبنای بیانیه‌های سیاسی تنظیم کنند، بر اساس واقعیت‌های عملیاتی و میزان ریسک میدانی می‌گیرند.

به نوشته رویترز، افزایش نااطمینانی موجب شده است بسیاری از شرکت‌های حمل‌ونقل دریایی مسیرها، زمان‌بندی سفرها و محاسبات ریسک خود را بازنگری کنند؛ اقدامی که به‌طورمستقیم بر هزینه تجارت و قیمت تمام‌شده انرژی اثر می‌گذارد، همین تغییر رفتار بیانگر آن است که موازنه قدرت در هرمز دیگر تنها با حضور ناوهای نظامی تعریف نمی‌شود، بلکه اعتماد یا بی‌اعتمادی بازیگران اقتصادی نیز به یکی از مؤلفه‌های اصلی این معادله تبدیل شده است.

بازار نفت در آرامش مصنوعی قرار دارد

ایران بازیگر اصلی مدیریت تنگه هرمز است

علی محمدی، کارشناس اقتصاد سیاسی در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به گزارش اخیر نهاد آبراه خلیج فارس (PGSA) درباره وضعیت تردد شناورها در تنگه هرمز اظهار کرد: بر اساس این گزارش، در فاصله سه هفته اجرای تفاهم‌نامه تا زمان انسداد تنگه، بیش از ۲۰۰ شناور خارجی درخواست عبور خود را ثبت کرده و پس از دریافت مجوز، از این آبراه عبور کرده‌اند. این آمار تنها یک گزارش آماری نیست، بلکه بیانگر تحولات مهمی در معادلات ژئوپلیتیکی، امنیت دریایی و اقتصاد انرژی منطقه است و می‌تواند از چند منظر مورد تحلیل قرار گیرد.

وی افزود: نخستین پیام این گزارش، پذیرش عملیاتی نظم جدید از سوی شرکت‌های کشتی‌رانی بین‌المللی است. هرچند ممکن است برخی دولت‌ها هنوز به‌صورت رسمی این سازوکار را به رسمیت نشناخته باشند، اما آنچه در عمل رخ داده، نشان می‌دهد شرکت‌های فعال در صنعت حمل‌ونقل دریایی، چارچوب تعریف‌شده برای عبور از تنگه هرمز را پذیرفته‌اند و فعالیت خود را بر اساس واقعیت‌های میدانی تنظیم کرده‌اند.

این کارشناس اقتصاد سیاسی گفت: این موضوع نشان می‌دهد در بسیاری از مواقع، واقعیت‌های عملیاتی زودتر از مواضع رسمی دولت‌ها شکل می‌گیرند و به مرور، زمینه پذیرش سیاسی و بین‌المللی آن‌ها نیز فراهم می‌شود.

محمدی ادامه داد: زمانی که بیش از ۲۰۰ شناور متعلق به کشورهای مختلف، با وجود فضای پرتنش منطقه، مسیر هماهنگی با ایران را برای عبور از تنگه انتخاب می‌کنند، این مسئله نشان‌دهنده آن است که نظم جدید در حال تثبیت است.

وی بیان کرد: در واقع، فعالان اقتصادی و شرکت‌های کشتی‌رانی بیش از هر چیز به‌دنبال کاهش ریسک فعالیت خود هستند و زمانی که یک سازوکار عملیاتی بتواند امنیت عبور را تضمین کند، آن را به‌عنوان یک واقعیت می‌پذیرند؛ حتی اگر دولت‌های متبوع آن‌ها هنوز موضع رسمی متفاوتی داشته باشند.

این کارشناس اقتصاد سیاسی با بیان اینکه دومین پیام این گزارش، تقویت جایگاه ایران در مدیریت تنگه هرمز است، تصریح کرد: ایران در دوره اجرای تفاهم‌نامه توانست سازوکار جدیدی را برای مدیریت تردد در این آبراه راهبردی ایجاد کند و آن را در مسیر نهادینه شدن قرار دهد. این روند به شرکت‌های بین‌المللی نشان داد که در شرایط کنونی، عبور ایمن از تنگه بدون هماهنگی با ایران امکان‌پذیر نیست و تنها کشوری که توان مدیریت ریسک‌های امنیتی، دریایی و عملیاتی این منطقه را دارد، جمهوری اسلامی ایران است.

محمدی افزود: این موضوع تنها یک دستاورد امنیتی نیست، بلکه آثار اقتصادی و راهبردی گسترده‌ای نیز به همراه دارد؛ زیرا هرچه نقش ایران در تأمین امنیت و مدیریت تردد در تنگه هرمز پررنگ‌تر شود، جایگاه کشور در معادلات تجارت جهانی انرژی نیز تقویت خواهد شد.

وی درباره پیام سوم این گزارش گفت: آمار منتشرشده، روایت متفاوتی از ادعاهای آمریکا درباره مدیریت امنیت دریایی منطقه ارائه می‌دهد. در حالی که واشنگتن همچنان بر باز بودن کریدورهای مورد نظر خود تأکید می‌کند، آنچه در میدان عمل مشاهده می‌شود، این است که شرکت‌های کشتی‌رانی برای عبور از تنگه، هماهنگی با ایران را به‌عنوان مسیر مطمئن انتخاب کرده‌اند.

این کارشناس اقتصاد سیاسی تاکید کرد: این مسئله نشان می‌دهد مدیریت واقعی تنگه هرمز بیش از آنکه تحت تأثیر ادعاهای سیاسی باشد، بر اساس واقعیت‌های میدانی شکل گرفته است.

محمدی با اشاره به چهارمین نکته راهبردی این گزارش تصریح کرد: ایران در سال‌های اخیر تلاش کرده میان قدرت میدانی، امنیت دریایی و دیپلماسی اقتصادی پیوند برقرار کند. تثبیت هر واقعیت میدانی، زمانی به یک قاعده پایدار تبدیل می‌شود که در کنار توان عملیاتی، از پشتوانه دیپلماتیک و پذیرش بین‌المللی نیز برخوردار باشد.

وی ادامه داد: از این نگاه، ایران در مسیر تبدیل موقعیت ژئوپلیتیکی خود به یک مزیت پایدار اقتصادی حرکت می‌کند و تنگه هرمز را تنها یک گذرگاه دریایی نمی‌داند، بلکه آن را یکی از مهم‌ترین اهرم‌های قدرت اقتصادی و ژئوپلیتیکی کشور تلقی می‌کند.

این کارشناس اقتصاد سیاسی در ادامه با اشاره به راهبردهای اقتصادی ایران در برابر فشارهای خارجی گفت: اگر ابزار اصلی آمریکا در تقابل با ایران، کنترل صادرات نفت، مسیرهای انتقال انرژی و شبکه تجارت بین‌المللی باشد، طبیعی است که پاسخ ایران نیز تنها در حوزه نظامی تعریف نشود. عرصه اصلی این رقابت، اقتصاد، تجارت و انرژی است و به همین دلیل، پاسخ مؤثر نیز باید از همین جنس باشد.

تنگه هرمز، گلوگاه جهان و برگ برنده ایران در انتظار یک تصمیم هوشمندانه

محمدی عنوان کرد: موضوع تنها صادرات نفت ایران نیست، بلکه کل شبکه انتقال مستقیم و غیرمستقیم نفت، گاز و کالا در منطقه خلیج فارس اهمیت دارد. اگر آمریکا بخواهد از ابزار محاصره اقتصادی و محدودسازی تجارت به‌عنوان اهرم فشار استفاده کند، ایران نیز می‌تواند با اتکا به موقعیت ژئوپلیتیکی و ظرفیت‌های راهبردی خود، هزینه این سیاست را برای طرف مقابل و حتی برای بازار جهانی انرژی افزایش دهد.

وی ادامه داد: در چنین شرایطی، همان‌گونه که گفته می‌شود «الماس را باید با الماس برید»، اگر ابزار فشار، نفت و تجارت باشد، پاسخ مؤثر نیز باید در همین حوزه طراحی شود، از نگاه راهبردی امنیت تجارت و صادرات انرژی در منطقه، موضوعی یک‌جانبه نیست یا باید برای همه کشورهای حوزه خلیج فارس برقرار باشد یا در صورت ایجاد ناامنی، همه بازیگران منطقه‌ای از آثار آن متأثر خواهند شد.

این کارشناس اقتصاد سیاسی با اشاره به نقش نیروهای مسلح در این معادلات خاطرنشان کرد: نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با اتکا به توان دریایی، اشراف اطلاعاتی و سیادت عملیاتی در خلیج فارس، برنامه‌های لازم را برای مدیریت سناریوهای مختلف در اختیار دارند و در صورت نیاز، اقدامات متناسب با شرایط را اجرا خواهند کرد.

محمدی در بخش دیگری از سخنان خود به تحولات بازار جهانی نفت پرداخت و گفت: اگرچه قیمت نفت در دور جدید تنش‌ها افزایش یافته است، اما برخلاف روزهای ابتدایی جنگ، بازار شاهد جهش شدید قیمت‌ها نبوده است، علت این تفاوت را باید در تغییر رفتار معامله‌گران، تجربه شوک‌های گذشته و تغییر ساختار عرضه و تقاضای جهانی جست‌وجو کرد.

وی افزود: در ابتدای بحران، بازار با یک شوک ناگهانی و غیرمنتظره روبه‌رو شد و همین مسئله واکنش‌های هیجانی معامله‌گران را به دنبال داشت، اما اکنون بخش عمده‌ای از این ریسک در قیمت‌ها منعکس شده و بازار تا حدی خود را با شرایط جدید تطبیق داده است، به همین دلیل واکنش‌ها نسبت به گذشته منطقی‌تر و کنترل‌شده‌تر شده است.

این کارشناس اقتصاد سیاسی ادامه داد: عامل دیگری که از جهش شدید قیمت‌ها جلوگیری کرده، استفاده گسترده از ذخایر راهبردی نفت، افزایش نسبی تولید در برخی کشورهای تولیدکننده و مدیریت مصرف در تعدادی از اقتصادهای بزرگ جهان است، این عوامل توانسته‌اند در کوتاه‌مدت بخشی از کمبود عرضه را جبران کرده و تا حدودی آرامش را به بازار بازگردانند، اما این آرامش، پایدار و ماندگار نخواهد بود.

وی با استناد به گزارش‌های بین‌المللی اظهار کرد: صندوق بین‌المللی پول هشدار داده است که ظرفیت جذب شوک در بازار جهانی نفت تا حد زیادی مصرف شده و ذخایر اضطراری نیز کاهش یافته است، بنابراین اگر بحران ادامه پیدا کند، بازار دیگر ابزار کافی برای کنترل قیمت‌ها در اختیار نخواهد داشت و هرگونه اختلال جدید در عرضه می‌تواند آثار بسیار بزرگ‌تری نسبت به گذشته بر بازار جهانی بر جای بگذارد.

محمدی خاطرنشان کرد: برآوردها نشان می‌دهد مازاد موقت عرضه در بازار نفت به‌تدریج در حال کاهش است و با ادامه محدودیت در تردد نفت‌کش‌ها، آثار واقعی کاهش عرضه آشکارتر خواهد شد، در حال حاضر بازار جهانی نفت در یک دوره انتظار قرار دارد و همه نگاه‌ها به سرنوشت تنگه هرمز دوخته شده است، اگر اختلال در مسیرهای صادراتی ادامه پیدا کند ، احتمال افزایش قابل توجه قیمت نفت در هفته‌های آینده حتی بیش از روزهای نخست بحران خواهد بود، زیرا این بار بخش عمده ظرفیت‌های جبرانی بازار مصرف شده و توان مقابله با شوک‌های جدید به مراتب کمتر است.

وی تأکید کرد: نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران علاوه‌بر رصد مستمر وضعیت تنگه هرمز، مسیرهای جایگزین صادرات نفت و راه‌های دور زدن این آبراه را نیز به‌دقت زیر نظر دارند و برای هر سناریوی احتمالی برنامه‌ریزی کرده‌اند. از نگاه من، بازار جهانی نفت اکنون در حال عبور از یک دوره آرامش ظاهری و موقتی است.

این کارشناس اقتصاد سیاسی تاکید کرد: آرامشی که بیش از آنکه ناشی از رفع ریسک‌ها باشد، حاصل استفاده از ظرفیت‌های محدود جبرانی بازار است، آمریکا تلاش می‌کند از این فرصت برای کنترل قیمت‌ها و مدیریت انتظارات استفاده کند، اما در نهایت این تحولات میدانی و میزان تداوم بحران خواهد بود که مشخص می‌کند محاسبات واشنگتن تا چه اندازه با واقعیت‌های بازار هم‌خوانی دارد.

بلومبرگ: کشورهای اروپایی اکنون پرداخت عوارض در تنگه هرمز را اجتناب‌ناپذیر  می‌دانند - ایرنا

به گزارش ایمنا، آنچه امروز در تنگه هرمز در حال وقوع است، آغاز مرحله‌ای تازه در رقابت ژئوپلیتیکی بر سر کنترل شریان‌های حیاتی اقتصاد جهان به شمار می‌رود؛ مرحله‌ای که در آن، امنیت دریایی، تجارت بین‌المللی، بازار انرژی و توازن قدرت بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر گره خورده‌اند. اگر در گذشته اختلال در هرمز تنها به جهش قیمت نفت تعبیر می‌شد، اکنون این آبراه به معیاری برای سنجش تاب‌آوری اقتصاد جهانی، توان مدیریت بحران قدرت‌های بزرگ و آینده نظم انرژی بین‌المللی تبدیل شده است، به همین دلیل هر تحول تازه در این گذرگاه، دیگر یک خبر منطقه‌ای نیست؛ بلکه سیگنالی است که می‌تواند مسیر تصمیم‌گیری دولت‌ها، بازارها و سرمایه‌گذاران را در مقیاسی جهانی تغییر دهد.

کد مطلب 989247

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.